
عالم جليل مرحوم ملامحمد حسن قزويني ميگويد: من در سفر حجّ به محلي رسيدم كه در شام سر منور حسين (علیه السلام) را در آنجا گذاشته بودند؛ در باغستانهاي آنجا مسجدي بود به نام مسجدالحسين (علیه السلام) و من چون داخل مسجد رفتم در يكي از ساختمانهاي آن پردهاي آويخته ديدم. چون آن پرده را كنار زدم سنگي ديدم در ديوار به كار برده شده بود و ديدم گردن يك سري در آن سنگ آشكار است، و نيز ديدم خون منجمد و خشك شده بر آن گردن مشاهده ميشود. چون چنين ديدم از خادم آن مسجد از آن سنگ و گردن و خون منجمد پرسيدم؟
خادم گفت: اين سنگ جاي سر مبارك حسين بن علي (علیه السلام) است.
زيرا وقتي آن سر را از عراق آوردند بر اين سنگ نهاده و اثرش در اين سنگ ظاهر شد چنانكه ميبيني، و من مدّتها است كه داخل اين عمارت صداي تلاوت قرآن ميشنوم. و هر سال بعد از نصف شب عاشورا در اين موضع نوري ظاهر ميشود، آن نور در اين سنگ اثر ميكند و از آن خون ترشّح مينمايد، و ميماند و منجمد ميشود.
و من از گذشتگان خدّام اين مسجد همين قِسْمْ شنيده ام و از اين سنگ و اثر ترشّح خون و منجمد شدن آن و تلاوت قرآن به من خبر داده اند.
انديشه قم
نظر دهید » 
پاسخ اشكالات كندي به قرآن
اسحاق بن حنين كندي مردي نصراني و مانند پدرش حنين بن اسحاق از فيلسوفان مشهور است كه به موجب آشنايي به زبان يوناني و سرياني، فلسفه يونان را به عربي ترجمه كرد. فرزند وي يعقوب بن اسحاق نيز بزرگترين حكيم عرب است كه جملگي نزد خلفاي عباسي با عزت و احترام ميزيستند.
كندي فيلسوف نامي عراق در زمان خويش دست به تأليف كتابي زد كه به نظر خود تناقضات قرآن را در آن گرد آورده بود. او چون با فلسفه و مسائل عقلي و افكار حكماي يونان سر و كار داشت بر طبق معمول با حقايق آسماني و موضوعات ديني چندان ميانهاي نداشت و به موجب غروري كه با خواندن فلسفه به او دست داده بود به تعاليم مذهبي به ديدة حقارت مينگريست. اسحاق كندي آن چنان سرگرم كار كتاب «تناقضات قرآن» شده بود كه بكلي از مردم كناره گرفته، پيوسته در منزل با اهتمام زياد به آن ميپرداخت.
روزي يكي از شاگردان او در سامرا به حضور امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ شرفياب شد. حضرت به وي فرمود:‚ در ميان شما شاگردان اسحاق كندي يك مرد رشيد با شهامتي پيدا نميشود كه اين مرد را از كاري كه پيش گرفته باز دارد؟ شاگرد مزبور گفت: ما چگونه در اين خصوص به وي اعتراض كنيم يا در مباحث علمي ديگري كه استادي چون او بدان پرداخته است ايراد بگيريم! او استاد بزرگ و نامداري است و ما توانايي گفتگو با او را نداريم.
حضرت فرمود: اگر من چيزي به تو القا كنم ميتواني به او برساني و درست به وي بفهماني؟
گفت: آري. فرمود: نزد استادت برو و با وي الفت بگير و تا ميتواني در اظهار ارادت و اخلاص و خدمتگزاري نسبت به او كوتاهي نكن، تا جايي كه كاملاً مورد نظر وي واقع شوي و او هم لطف و عنايت خاصي نسبت به تو پيدا كند. وقتي كاملاً با هم انس گرفتيد به وي بگو: مسئلهاي به نظرم رسيده است ميخواهم آن را از شما سؤال كند، «آيا امكان دارد كلامي كه شما از قرآن گرفته و نزد خود معني كردهايد، گويندة آن، معني ديگري از آن اراده كرده باشد»؟ او خواهد گفت: آري ممكن است و چنين چيزي از نظر عقل رو است. آنگاه به وي بگو: اي استاد، شايد خداوند آن قسمت از قرآن را كه شما نزد خود معني كردهايد، عكس آن را اراده نموده باشد، و آنچه شما پنداشتيد، معني آيه و مقصود خداوند كه گوينده آن است، نباشد.
آن شاگرد از نزد حضرت رخصت خواست و به خانه استاد خود اسحاق كندي رفت و بر طبق دستور حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ با وي رفت و آمد زياد نمود تا ميان آنان انس كامل برقرار گرديد. روزي از فرصت استفاده نمود و موضوع را به همان گونه كه حضرت تعليم داده بود با وي در ميان گذارد. همين كه فيلسوف نامي پرسش شاگرد را شنيد، فكري كرد و گفت: بار ديگر سؤال خود را تكرار كن. شاگرد سؤال را تكرار نمود و استاد فيلسوف مدتي دربارة آن انديشيد و ديد از نظر لغت و عقل چنين احتمالي هست و ممكن است آنچه وي از فلان آيه قرآن فهميده و پنداشته است كه با آيه ديگر منافات دارد، منظور صاحب قرآن غير از آن باشد.
سرانجام فيلسوف نامبرده شاگرد دانشمند خود را مخاطب ساخت و اين گفتگو ميان آنها واقع شد.
فيلسوف: تو را سوگند ميدهم بگو اين سؤال را چه كسي به تو آموخت؟
شاگرد: به دلم خطور كرد.
فيلسوف: نه، چنين نيست. اين گونه سخن از مانند چون تويي سر نميزند. تو هنوز به مرحلهاي نرسيدهاي كه چنين مطلبي را درك كني. راست بگو آن را از كجا آورده و از چه كسي شنيدهاي؟
شاگرد: اين موضوع را حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السّلام ـ به من آموخت و امر كرد آن را با شما در ميان بگذارم.
فيلسوف: اكنون حقيقت را اظهار داشتي. آري اين گونه مطالب فقط از اين خاندان صادر ميشود.
سپس فيلسوف بزرگ عراق آنچه دربارة تناقضات قرآن نوشته و به نظر خود به كتاب آسماني مسلمانان ايراد گرفته بود همه را جمع كرد و در آتش افكند.
مناقب اين شهر آشوب، ج 4
نظر دهید » 
قرآنِ طلاكوب را در راه خدا انفاق كرد
«زبيده» از شيعبان و ارادتمندان حضرت موسي بن جعفر (ع) بود، وي همسر «هارون الرّشيد» و يكي از ثروتمندان عصر خود به شمار ميرفت. يكي از اموال او سي جزء قرآن بود كه در نود قسمت با زر نوشته و اطرافش طلا كاري شده بود.
يك روز در حالي كه قرآن تذهيب شده خود را ميخواند به اين آيه شريفه رسيد «شما هركز به مقام نيكوكاران و خاصان خدا نخواهيد رسيد مگر آن كه از آنچه دوست ميداريد در راه خدا انفاق كنيد».
«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون».
با خود فكر كرد چه چيزي از دارايياش را بيشتر از همه چيز دوست دارد، به نظرش رسيد كه قرآن زركوب از همه چيز ديگر نزدش عزيزتر است. به همين دليل تصميم گرفت آن قرآن را در راه خدا انفاق نمايد.
دستور داد استادي كه آن قرآن را درست كرده بيايد و طلاهايي را كه در قرآن بكار رفته در آورده، سپس آنها را در راه خدا انفاق كرد.
انديشه قم
نظر دهید » 
اخلاق رسول خدا قرآن است
عالم بزرگ و عارف رباني ملّا محمدتقي مجلسي رضوان اللّه تعالي عليه مينويسد:
آنچه اين بنده از دوران رياضت و خودسازي دريافتهام، مربوط است به زماني كه به مطالعه تفسير اشتغال داشتم، شبي در بين خواب و بيداري حضرت محمد (ص) را مشاهده كردم، با خود گفتم شايسته است در كمالات و اخلاق آن حضرت خوب دقّت كنم، هر چه بيشتر دقّت كردم عظمت و نورانيت آن جناب گستردهتر ميشد، به طوري كه نورش همه جا را فرا گرفت، در اين هنگام بيدار شدم، به من الهام شد كه خلق رسول خدا قرآن ميباشد، بايد در قرآن بينديشم، پس هر چه بيشتر در آيهاي دقت ميكردم، حقايق بيشتري نصيبم ميشد، تا اينكه يك دفعه حقايق فراواني بر قلبم فرود آمد، پس در هر آيهاي كه تدبّر ميكردم چنين موهبتي بر من عطا ميشد، البتّه تصديق اين مطلب براي كسي كه به چنين توفيقي دست نيافته، دشوار بلكه عادتاً غير ممكن است، ليكن مقصود من راهنمايي و ارشاد برادران في اللّه ميباشد.
روضة المتقين, ج 13
نظر دهید » 
10 شهريور - آغاز عمليات كربلاي 2 (1365ش)
عمليات متوسط كربلاي 2 با رمز يا اباعبداللَّه الحسين(ع) در جبهه شمالي حاج عمران و در وسعت تقريبي 50 كيلومتر مربع با اهداف انهدام نيروهاي دشمن، تسلط بر ارتفاعات منطقه و كمك به تداوم مبارزه مسلمانان شمال عراق، صورت گرفت. در اين عمليات پس از درگيري سختي كه بين نيروهاي دو طرف ايجاد ميشود، برخي از ارتفاعات از دست مزدوران خارج گرديد و دشمن كه از تصرف مناطق حساس مايوس شده بود، در نهايت درماندگي، عليه رزمندگان اسلام، دست به حمله شيميايي زد. در نهايت، دشمن با از دست دادن ارتفاعات حساس منطقه و مواضع مهم، با به كارگيري نيروهاي پياده و آتش توپخانه، فشار سنگيني بر نيروي اسلام وارد آورد كه با مقاومت جان بركفان اسلام مواجه گرديد. آتش نبرد كربلاي 2، پس از چند روز درگيري سخت به تدريج به خاموشي گراييد. در اين عمليات، شهيد كاوه، فرمانده دلاور لشكر ويژه شهدا، شهادت را در آغوش كشيد. در عمليات كربلاي 2، ضمن تصرف ارتفاعات منطقه توسط نيروهاي اسلام و انهدام تجهيزات دشمن، تعداد سه هزار نفر از نيروهاي بعثي، كشته و زخمي شده و دويست نفر ديگر به اسارت درآمدند.

نظر دهید » 
پاداش قدم های نمازگذار به سمت مسجد
قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : مَنْ مَشي إلي مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِكُّلِ خُطْوَة خَطاها حَتّي يَرْجِعَ إلي مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحي عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.
«وسائل الشّيعة، ج 5، ص 201»
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هر كس قدمي به سوي يكي از مساجد خداوند بردارد، براي هر قدم ثواب ده حسنه مي باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هايش پاك مي شود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مي يابد.
به نقل از سایت اندیشه قم
نظر دهید » 
نکوهش بی اعتنایی و سبک شمردن نماز
قال رَسُولُ اللّهِ - صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ - : لا تُضَيِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلي اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقينَ.
«وسائل الشّيعة، ج 4، ص 30»
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بي اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد.
به نقل از سایت اندیشه قم
نظر دهید » 
پاداش زیارت و مصافحه و مصابحت با عالم
قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : مَنْ زارَ عالِماً فَكَأنَّما زارَني، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَكأنَّما صافَحَني، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَكَأنَّما جالَسَني، وَ مَنْ جالَسَني فِي الدُّنْيا أجْلَسْتُهُ مَعي يَوْمَ الْقِيامَةِ.
«مستدرك الوسائل، ج 17، ص 300، ح 21406»
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هر كس به ديدار و زيارت عالم و دانشمندي برود مثل آن است كه مرا زيارت كرده، هر كه با دانشمندي دست دهد و مصافحه كند مثل آن كه با من مصافحه نموده، هر شخصي همنشين دانشمندي گردد مثل آن است كه با من مجالست كرده، و هر كه در دنيا با من همنشين شود، در آخرت همنشين من خواهد گشت.
به نقل از سایت اندیشه قم
نظر دهید » 
نکوهش پرخوری و عواقب مادی و معنوی آن
قال رَسُولُ اللّهِ - صلي الله عليه وآله - : لا تُشْبِعُوا، فَيُطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَةِ مِنْ قُلُوبِكُمْ.
«مستدرك الوسائل، ج 16، ص 218، ح 19646»
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: شكم خود را از خوراك سير و پر مگردانيد، چون كه سبب خاموشي نور عرفان و معرفت ـ در افكار و ـ قلب هايتان مي گردد.
و قال :
مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ.
«بحارالأنوار، ج 59، ص 268، ح 53»
رسول خدا - صلي الله عليه و آله - فرمود: هر كه خوراكش كمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر كس خوراكش زياد باشد امراض جسمي بدنش و كدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.
به نقل از سایت اندیشه قم
نظر دهید » << 1 ... 491 492 493 ...494 ...495 496 497 ...498 ...499 500 501 ... 798 >>