
استعاذه قبل از نماز
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم)
ابوسعید خدری گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) در نماز، قبل از مشغول شدن به خواندن قرائت، « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» می گفتند.
منبع: نماز و عبادت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم)،ص56
نظر دهید » 
نماز، مانع عذاب
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم)
عبدالرّحمن بن سمره گفت: روزی در خدمت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) بودم، حضرت فرمودند: من دیشب عجایبی دیدم. عرض کردم: یا رسول الله! چه دیدید؟ برای ما بیان بفرمایید، جان و اهل و اولاد ما فدای تو باد! حضرت فرمودند: دیدم مردی از امّت مرا که ملائکه عذاب او را محاصره کرده بودند در این حال نمازش آمد و مانع از عذابش شد.
منبع: مستدرک الوسائل،ج1،ص183
نظر دهید » 
شب زنده داران و قرآن
منصور بن عمار ميگويد: سالي كه عازم حج بودم مقداري در كوفه توقف نمودم. از قضا شبي كه در كوچههاي كوفه ميگشتم به خانهاي رسيدم كه از آن صدايي بلند بود. گوش فرا دادم، شنيدم كسي ميگفت: گناهي كه مرتكب شدم نه به سبب مخالفت با تو بود و نه اينكه جاهل به عذاب دردناك تو بودم بلكه شقاوت به من روي آورد و به بدبختي گرفتار شدم. خدايا، اگر مرا نيامرزي چه كس مرا بيامرزد! من دهانم را نزديك شكاف در آن منزل بردم و اين آيه را تلاوت نمودم:
«وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ…»[1]
«بپرهيزيد از آتشي كه براي كافران مهيا شده است.»
آن شخص چون اين آيه را شنيد نعرهاي زد و ساعتي مضطرب شد و بعد از مدتي سكوت نمود. من نشاني منزل را به ذهن سپردم و رفتم. صبح روز بعد به در آن خانه رفتم، پيرزني را ديدم كه نشسته و جنازهاي در پيش رويش گذاشته است.
گفتم: اي پير زن اين كيست كه وفات نموده است؟
گفت: سيد جواني كه خوف الهي تمام وجودش را پر نموده بود. ديروز هنگام مناجاتش كسي در مقابل منزل گذشت و آيهاي از قرآن را خواند. اين جوان آيه را شنيد مضطرب شد و جان را به جانان تسليم نمود.
[1] . سوره آل عمران، آيه 131.
مصابيح القلوب
نظر دهید » 
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم)
سه بار مسواک
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) هر شب سه بار مسواک می زدند؛ یکبار قبل از خوابیدن، بار دوم آنگاه که برای دعا و خواندن نماز برمی خاستند و بار سوم قبل از آنکه برای نماز صبح از خانه بیرون رود.
منبع: وسائل الشیعه،ج1،ص375
نظر دهید » 
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم)
تشویق به نظافت
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) دو عدد پارچه بافته شده داشت که آن را فقط در حال نماز می پوشید، پیامبر، امت خود را به نظافت تشویق می فرمودند و به آن امر می کردند.
منبع: کنز الفوائد: 285 و سنن النبی، ص 173
نظر دهید » 
آداب روز جمعه
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) در هر روز جمعه، قبل از اینکه برای نماز از خانه خارج شود، ناخن هایش را می گرفت و شاربش را کوتاه می کرد.
منبع: بحارالانوار89 : 358، والمستدرک6 : 46
نظر دهید » 
قنوت طولانی و بهترین نماز
پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم)
در روایتی آمده است که ابوذر از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) پرسید: کدام نماز افضل است؟ فرمودند: نمازی که قنوتی طولانی داشته باشد.
منبع: بحارالانوار، ج85، ص 200
نظر دهید » 
يك ماه غذا با قرآن
يكي از صلحاء معاصرين در كتاب روح و ريحان كه مجموعهاي مانند كشكول است از يكي از ائمه جماعت دارالسلطنه تبريز نقل فرمود كه گفت:
روزي مذاكره تفسير صافي با شرح بيضاوي كه شيخ بهائي عليه الرحمه - نوشته است، به ميان آمد، من تفسير صافي را بر شرح شيخ بهائي ترجيح دادم و گفتم: مرحوم شيخ در اين شرح، عبارت پردازي و قافيه سازي را بسيار اعمال فرمودهاند.
همان شب در عالم رؤيا ديدم كه به من گفتند: شيخ بهائي در ميان اين حجره است، با خود گفتم خوب است كه بروم و ايشان را زيارت نمايم، چون وارد حجره شدم ديدم شخصي است ضعيف اندام، و باريك قامت، و عمامه كوچكي بر سرش بسته، سلام كردم، جواب سلام مرا داد. شيخ سر خود را پائين انداخت، من فهميدم كه از آن حرف روز گذشته من درباره شرحش بر بيضاوي، از من مكدّر و ملول است.
خواست شيخ بهائي را به حرف بياورم تا بلكه رفع ناراحتي او شود، عرض كردم: حضرت شيخ عرضي دارم، همان طور كه سرش را پائين انداخته بود، فرمود: چه چيز است، عرض كردم: يك مطلبي است كه نسبت به شما دادهاند، آيا صحيح است يا آنكه صوفيه آن را به شما بستهاند.
فرمود: چه مطلبي!
عرض كردم: گويا شما فرمودهايد كه يك ماه مبارك رمضان غذاي من منحصر به كلام الله مجيد بود.
همان نحو كه شيخ بهائي سرش پائين بود، فرمود: بلي صحيح است من گفتهام.
عرض كردم: جناب شيخ، اطباء گفتهاند كه اگر آدمي سه شبانه روز غذا و طعامي نخورد، ميميرد؛ همين كه اين حرف را زدم شيخ بهائي سر خود را بلند كرد و فرمود: آدم نميميرد.
انديشه قم
نظر دهید » 
احترام و سكوت هنگام تلاوت قرآن
در كتاب گلزار اكبري گلشن 51 از ابوالفاء هروي نقل نموده كه گفت: من در مجلس پادشاه، قرآن ميخواندم و ايشان استماع نمينمودند و سخن ميگفتند. پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را به خواب ديدم كه رنگ مباركش متغيير بود، فرمود:
«اَتَقْرَءُ الْقُرْآنَ بَينَ قَوْمٍ وَ هُمْ يتَحَدَّثُونَ وَ لا يسْتَمَعُونَ وَ اِنَّكَ لا تَقْرَءُ بَعْدَ هَذا اِلّا ما شاءَ اللهُ.»
«آيا قرآن را براي كساني ميخواني كه با هم سخن ميگويند و آن را نميشنوند! تو بعد از اين به سبب عدم رعايت ادب نتواني خواند، مگر آنچه خدا بخواهد.»
بعد از آن بيدار شدم و گنگ شده بودم، امّا چون فرموده بود «الّا ماشاءالله» اميد داشتم كه زبانم آخر خواهد گشود. پس از چهار ماه در همان محلي كه آن خواب را ديده بودم، باز رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را در خواب ديدم، فرمود:
«قَدْ تُبْتَ.»حتماً توبه كردهاي؟
گفتم: بلي يا رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، فرمود:
«مَنْ تابَ تابَ اللهُ عَلَيهِ.»هر كه به سوي خدا باز گردد خدا هم به مغفرت به او رجوع خواهد.
بعد از آن فرمود: زبان بيرون آور و با انگشت خود زبان مرا مسح كرد و فرمود:
هر گاه نزد قومي قرآن ميخواني پس ترك كن قرائت را تا هنگامي كه گوش گيرند كلام خداوند را.
چون بيدار شدم زبانم گشوده بود.
گناهان كبيره، ج 2
نظر دهید » << 1 ... 490 491 492 ...493 ...494 495 496 ...497 ...498 499 500 ... 798 >>