
ذکر قنوت وتر
امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) در قنوت نماز وتر، هفتاد بار ((اَستغفرُالله)) و هفت بار (( هذا مقام العائذِ بک من النّار)) (یعنی این جایگاه کسی است که از آتش به تو پناه آورده است.) می گفت.
منبع: وسائل الشیعه،ج4،ص610
نظر دهید » 
هدیه الهی
پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: (( جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمد! خداوند بر تو سلام رسانیده و برایت هدیه ای فرستاده که برای هیچ پیامبری نفرستاده است.))
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) سوال کردند: (( آن هدیه چیست؟))
جبرئیل عرض کرد: (( نمازهای پنج گانه را به جماعت گزاردن.))
حضرت(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: (( ثواب آن چیست؟))
جبرئیل(علیه السّلام) گفت: (( هرگاه در نماز جماعت دو نفر باشند، خداوند در نامه ی اعمالشان در مقابل هر یک رکعت، ثواب صد و پنجاه نماز را ثبت می فرماید. و اگر سه نفر باشند، برای هر رکعت، ثواب دویست و پنجاه نماز و اگر چهار نفر باشند، برای هر یک رکعت ثواب هزار و دویست نماز می نویسد… تا ده نفر و چون تعداد نمازگزاران بیش از ده نفر باشند، هرگاه تمام دریاها مرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نمی توانند ثواب آن یک رکعت را بنویسند.
منبع: تذکرةالصلوة، ص100-101
نظر دهید » 
نماز جماعت در سخت ترین حال
پیغمبر اکرم در حال احتضار بود. ناگهان صدای بلال، موذن مدینه به گوش رسید و اذان صبح در مدینه طنین انداز شد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) برخاستند و وضو گرفتند، دستی بر دوش امیر مومنان(علیه السّلام) و دستی بر دوش فضل بن عباس انداختند و به سختی تمام به مسجد آمدند و نماز صبح را به جماعت با مردم برگزار نمودند، و بعد از نماز به سوی خانه بازگشتند و در بستر آرمیدند.
منبع: منتهی الامال، ج1،ص76
نظر دهید » 
تسریع در نماز جماعت
امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز ظهر و عصر را به جای می آورد، ناگهان دو رکعت آخر نماز را تخفیف(تسریع) دادند. اصحاب پس از نماز از حضرت سوال کردند، که آیا دستور جدید آمده؟ فرمود: برای چه؟ گفتند: چرا دو رکعت نماز را سبک تر خواندی؟ فرمود: مگر صدای فریاد گریه کودک را نمی شنوید.
منبع: وسائل الشیعه،ج5،ص369
نظر دهید » 
اولین نماز جماعت
امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «نخستین جماعتی که برگزار شد، روزی بود که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) داشت نماز می خواند و علی بن ابی طالب امیراامومنین(علیه السّلام) همراه آن حضرت بود.»
منبع: ثواب نماز جماعت،ص23
نظر دهید » 
فایده نماز غفیله
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: در ساعات غفلت، نماز نافله به جای آورید، اگرچه با دو رکعت نماز کوتاه باشد، زیرا سرای بزرگواری را بر جای می نهد.
گفته شد: ای فرستاده ی خدا! ساعت غفلت چه وقت است؟
فرمودند: بین نماز مغرب و عشا.
منبع: اختصاص،ص365
نظر دهید » 
بچه شيرخوار به سخن در ميآيد
وقتي زليخا بر عليه يوسف سخن گفت كه خداوند در آيه 26 سوره يوسف بيان ميكند، عزيز مصر نزديك درب قصر ميرسد و با آن منظره مشكوك و ادّعا و تهمت زليخا مواجه شد، در صدد اين برآمد تا صدق و كذب طرفين (يوسف و زليخا) را ثابت نمايد، بچة شيرخواري از بستگان همسر عزيز مصر در آن نزديكي بود، يوسف از عزيز مصر خواست كه بچه داوري كند نخست عزيز مصر در تعجّب فرو رفت كه مگر چنين چيزي ممكن است!؟. امّا هنگامي كه كودك شيرخوار همچون مسيح (ع) در گهواره به سخن آمد و اين معيار و مقياس را برا شناخت گنهكار از بيگناه به دست داد، متوجّه شد كه يوسف يك غلام نيست بلكه پيامبري است، يا فرديست پيامبرگونه.
پيامبر اكرم (ص) فرمود كه چهار نفر بودند كه در حال كودكي سخن گفتند:
1- پسر آرايشگر دختر فرعون.
2- شاهد «كودك» يوسف.
3- بچهاي كه به نفع جريح عابد شهادت داد.
4- عيسي بن مريم (ع).
انديشه قم
نظر دهید » 
خداوند بلعم باعورا را تشبيه به سگ نمود
امام رضا (عليه السلام) فرمود: به بلعم باعورا اسم اعظم عطا شد و به آن دعا ميكرد و مستجاب ميشد، آنگاه او به سوي فرعون متمايل گشت.
هنگامي كه فرعون به دنبال موسي (عليه السلام) و يارانش رفت، فرعون به بلعم گفت:
به درگاه خدا دعا كن تا موسي و يارانش از ما دست بردارند.
بلعم سوار الاغش شد تا دنبال موسي برود، الاغش از رفتن خودداري كرد، پس به زدن او پرداخت، كه خدا الاغ را به سخن آورد و به بلعم گفت: واي بر تو چرا ميزني؟ آيا ميخواهي با تو بيايم تا پيامبر خدا و گروهي از مؤمنان را نفرين كني؟
بلعم پيوسته الاغ را زد تا آن را از پاي درآورد و اسم اعظم را زبانش افتاد.
و خداوند او را تشبيه به سگ نمود.[1][1] - سورة اعراف: آية 175
نظر دهید » 
مسلمان شدن ابن مقفّع
ابن مقفع در ابتدا در كيش ماني بود و سالها با آزادي كامل با اسلام و قرآن به مبارزه پرداخته و شبهات و اشكالات زيادي در ميان مردم منتشر ساخته بود. از همين روست كه ميگويند او باب بُرزويه طبيب را به قصد شك انداختن در دل مردم بر كتاب «كليله و دمنه» افزود.[1]
«ابن مقفع» روزي در بغداد از كوچهاي ميگذشت، ناگهان صداي كودكي او را به خود جلب كرد كه با آواز زيبا و صداي دلنشين چنين قرآن ميخواند:
«أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً وَ الْجِبالَ أَوْتاداً وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً وَ جَعَلْنَا اللَّيلَ لِباساً وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً…»[2]
«آيا زمين را گاهواره و كوهها را ميخهايي قرار نداديم؟ شما را نر و ماده آفريديم و خواب را براي شما وسيله آسايش و آرامش گردانيديم و (تاريكي) شب را براي شما لباس و پوشاكي قرار داديم (تا سياهي شب همچون پرده شما را بپوشاند) و روزي براي شما وقت كار و كوشش گردانيديم…»
نظر دهید » << 1 ... 485 486 487 ...488 ...489 490 491 ...492 ...493 494 495 ... 798 >>