
تغذیه در سبک زندگی اسلامی

6 نکته مهم که بههنگام غذاخوردن سفارش شده است:
حلالخواری
رسول خدا(ص) میفرماید:«هرکس غذای حلال بخورد فرشتهای بالای سرش بایستد و برایش آمرزش بخواهد تا از خوردن فارغ شود.»
شستوشوی دست
پیامبر اکرم(ص) میفرماید:«شستوشوی دست پیش از غذا فقر را دور میکند و پس از غذا غم را بزداید و دیده را بهبود بخشد.»
گفتن بسمالله
امام باقر(ع) میفرماید:«هرگاه سفره غذا را گستردید بسماللهالرحمنرحیم بگویید.»
راه نرفتن
امام صادق(ع) میفرماید:«در حال راه رفتن غذا نخور مگر از روی ناچاری.»
توجه به مصلح غذایی
امام صادق(ع) میفرماید:«هرگاه پنیر و گردو با هم خورده شوند در هر یک شفایی هست؛ ولی اگر جداگانه خورده شوند در هر یک دردی هست.»
رعایت غذای متناسب
امام رضا(ع) میفرماید:«به اندازهای غذا بخور که متناسب بدنت باشد و بیشتر از آن ارزش غذایی ندارد و هرکس به اندازه بخورد او را سود بخشد و همچنین است آشامیدن آب.»
(مفاتیح الحیات / صفحه 139)
نظر دهید » 
عصبانيت ، غضب و خشمي كه در انسانها وجود دارد با عصبانيت و غضب خداوند متعال يكي نمي باشد ، چراكه عصبانيت در انسانها برخواسته از فعل و انفعالات دروني افراد است كه با تأثير پذيري و تغيير حالت در درون افراد همراه مي باشد و حال آنكه چنين امري در ذات خداوند باري تعالي وجود ندارد زيرا ذات خداوند ثابت و نا متغيير مي باشد .
اما مراد از عصبانيت خداوند و به تعبير ديگر غضب الهي ، همان انتقام و بلا و عذاب الهي مي باشد ( قاموس قرآن، ج5، ص: 104) ؛ در روايتي از امام باقر عليه السّلام نقل شده ، فردي به نام عمرو بر ايشان وارد شد و گفت: فدايت گردم خداوند مي فرمايد : وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى مراد از غضب چيست؟ امام فرمود:«هُوَ الْعِقابُ يا عَمْرُو يعنى غضب خدا عقاب او است اى عمرو ،سپس امام باقر عليه السلام در توضيح كلام خود فرمودند : هر كه پندارد خدا از حالى به حالى در ميايد او را با صفت مخلوق وصف كرده ؛ چيزى خدا را تحريك نميكند تا او را تغيير دهد. (معاني الأخبار-ترجمه محمدى ج1 ص : 41)
در قرآن مجيد و كلام معصومين عليهم السلام ، گروهها و افراد متعددي كه خداوند متعال نسبت به اعمال و رفتار آنها عصباني شده و غضب الهي شامل آنها شده و يا خواهد شد بر شمرده شده است
الف : گروهها و افرادي كه در قرآن بدان تصريح شده كه اعمال و رفتار آنها موجب غضب الهي شده و يا خواهد شد .
1- كسانى كه درباره (توحيد و ربوبيت) خدا محاجّه و ستيزه مى كنند(شورى- 16)
2- كسانيكه به نشانه هاي خدا كفر مي ورزيدند (بقره- 61)
3- كسيكه مؤمنى را به عمد بكشد (نساء- 93)
4- كسانيكه در بهره برداري از نعمتهاي الهي كفران نعمت نموده و آنرا در راه معصيت الهي صرف نمايند (طه- 81)( ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج16، ص: 55)
5- كسانيكه در ميدان نبرد به دشمن پشت مي كنند (انفال- 16)
6- كسانيكه بعد از ايمان به خداوند كافر شده و به كفر خود خرسندند (نحل- 106)
7- كسانيكه به خداوند متعال سوء ظن دارند (مجادله- 6)
8- كسانيكه پيامبران الهي را مي كشتند (بقره- 61)
9- يهوديان بدليل كفر به آيات الهي (بقره- 90) و (آلعمران - 112)
10- و مردان و زنان منافق(مجادله- 6)
11- و مردان و زنان مشرك (مجادله- 6)
ب : گروهها و افرادي كه در كلام معصومين عليهم السلام بدان تصريح شده كه اعمال و رفتار آنها موجب غضب الهي شده و يا خواهد شد .
1- دشمنان اهل بيت عليهم السلام (بحار الأنوار ج27 ص : 73)
2- به خشم آوردنگان حضرت زهرا سلام الله عليها (فضائل پنج تن عليهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت جص : 55)
3- توانگر ظالم (الخصال ج ص : 87)
4- افراد پيري كه با وجود گذشت عمر همچنان گناه مي كنند (الخصال ج ص : 87)
5- آن است كه مال خود را در راه خداوند انفاق نمى كند (الخصال ج ص : 87)
6- افراد سست عقيده كه هر آن به طرفي تمايل پيدا مي كند و ثبات عقيده ندارد (امالى شيخ مفيد-ترجمه استادولى متن 151)
7- افرادي كه نظافت را رعايت نمي كنند و مردم از آنها متنفرند. (احتجاجات-ترجمه جلد چهارم بحار الانوار ج2 ص : 85)
8- كسى كه تسليم مقدرات الهى نباشد و به قضا و قدر الهى اعتراض و چون و چرا كند مبغوض خداست. (آرام بخش دل داغديدگان، ص: 200)
9- بنا به فرموده امام سجاد عليه السلام نزديكترين حالات انسان به خشم خدا و طاعت شيطان وقتى است كه فردي به ديگران خشم كند (إرشاد القلوب إلى الصواب ج1 ص : 82 )
10- هر زنى كه به ازدواج با مرد فاسق راضى شود (إرشاد القلوب إلى الصواب ج1 174 ص : 173)
11- كسانيكه بدون جهت نماز را به تأخير مي اندازند (بحار الأنوار ج2، ص: 154)
12- هر كس زنى را براى مردى وصف كند و به قدرى از زيباييهاى او بگويد كه آن مرد فريفته وى شود و از راه حرام از او كام گيرد، با خشم خدا از دنيا مى رود (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص : 280)
13- زنيكه ناسازگار باشد و با تنگدستيهاى شوهرش نسازد و بيش از توان مرد از او طلب كند و بر او سخت بگيرد، خداوند هيچ يك از اعمال نيك او را- كه مانع از حرارت آتش دوزخ باشد- نخواهد پذيرفت، و تا زمانى كه چنين رفتارى با شوى خود داشته باشد، مورد خشم خداوندى قرار خواهد داشت. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص : 280)
14- كسى كه قرآن را براى ريا و آوازه و شهرت بياموزد، و هدف او از يادگيرى قرآن به مجادله كردن با نادانان و كمخردان و اظهار فخر به دانشمندان باشد، و بوسيله قرآن دنيا را طلب كند، ( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ص : 280)
15- لواط كننده ( الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى ص : 608)
در روايات اسلامي نسبت به شديد بودن غضب و عصبانيت خداوند در خصوص برخي افراد بطور جداگانه تصريح شده است
1- سختترين غضب خداوند بر افرادى قرار خواهد گرفت كه حجت خدا را نيابند و در مورد او گرفتار شك و ترديد گردند(إعلام الورى بأعلام الهدى، ص: 431)
2- كسانيكه عترت رسول خدا (صل الله عليه و آله ) را بيازارند ( مناقب الإمام علي عليه السلام-ترجمه مرعشى ص : 77 )
3- پيامبر خدا ( صل الله عليه و آله ) فرموده اند : خشم خدا نسبت بزناكاران بسيار سخت است. ( نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص 211 )
4- زنانيكه از زنا فرزند دار شده و آن را داخل در عضو خانواده نمايد (نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص 212 )
5- بنا بر روايات آن كس كه بر بينوائى كه بجز خدا پناهى ندارد ستم ميكند خشم خدا نسبت باو بسيار سخت است (نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص 212 )
6- خشم خداوند نسبت به كسى كه گمان مى كند، فرمانرواى فرمانروايان است، شدّت مى يابد. (پيام پيامبر متنعربى 720 )
7- غضب شديد و طاقت فرساى خداوند دامنگير زن شوهرداريست كه چشمهاى ناپاكش از نگاههاى آلوده و شهوتبار بمردان اجنبى پر شده است. ( الحديت-روايات تربيتى ج2 ص : 113)
پرسمان
نظر دهید » 
داستانک/ کلاه به جای خبط و خطا
بسم الله الرحمن الرحیم
بچه تر که بودم، شیطنت هایم بیشتر از امروز بود. یک روز شیشه این همسایه را می شکستم و فردا، سر پسر همسایه دیگر را. یک روز صبح، عمویم که از کارهایم عاصی شده بود؛ صدایم زد و پیشنهاد داد با پولی که می دهد، کاری اقتصادی دست و پا کنم. پیشنهاد خودش فروختن بیسکوئیت به بچه های محل بود. من هم از خدا خواسته، پولها را از عمو گرفتم و از عمده فروشی، ده بیست تایی بیسکوئیت خریدم. یک جعبه چوبی میوه هم سرو ته شد و سر کوچه خودمان که از قضا گلوگاه محل نیز محسوب می شد، اولین دکان بیسکوئیت فروشی من پا گرفت.
اولین روز، کسب و کار تعریفی نداشت و بیشتر وقت من به بطالت گذشت. بچه ده ساله ای را در نظر بگیرید که از صبح تا ظهر جلوی ده بیسکوئیت بنشیند و گرسنه شود. طبیعی است که شیطان در جلدش برود و به بیسکوئیت ها دست درازی کند.
ظهر که شد، پدر از سر کار آمد و با دیدن من، که نان آور خانه شده بودم، خندید. نزدیک آمد و پرسید که چه می کنم و از صبح، چقدر کاسب بوده ام. من هم گفتم بیسکوئیت را خریده ام سه تومن و می فروشم پنج تومن. دروغ می گفتم. خریده بودم پانزده ریال و می فروختم دو تومن. پدر با شنیدن این حرف گفت: خوب یکی هم به ما بده. من هم زرنگی کردم و بیسکوئیتی که ازصبح به آن نوک زده بودم را به دستش دادم. پدر بیسکوئیت را زیر و رو کرد. ظاهراً می خواست چیزی بگوید، اما نگفت. دست دیگرش را در جیب فرو برد و یک ده تومنی بیرون آورد و به من داد. من ایستادم و جیبهایم را گشتم و دست آخر گفتم: پنج تومنی ندارم که بقیه پول را پس بدهم. پدر هم گفت: اشکال ندارد؛ بعداً با هم حساب می کنیم. و این بعداً هرگز نرسید. تا عصر، پشت دکانم بودم و پس از آن به خانه رفتم و بیسکوئیتی که به پدر فروخته بودم را از سر طاقچه برداشتم و خوردم.
امروز که من پدر شده ام و پسری دارم که شیطنت می کند؛ فهمیده ام که آن روزها، پدر قیمت بیسکوئیت را می دانست؛ می دانست که بیسکوئیت را دو تومن می فروشم؛ می دانست که پنج تومنی دارم که پولش را پس بدهم؛ می دانست که بیسکوئیت نوک زده را به او انداخته ام؛ و می دانست که بیسکوئیت را خودم خواهم خورد. و من امروز فهمیده ام که پولی که عمو به من داد را پدر داده بود؛ فهمیده ام که این بازی برای این بود که من دست از «خبط و خطا» بردارم و آدم شوم؛ فهمیده ام که پدر به دنبال «راه انداختن» من بود.
امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: «رجب نام نهری است در بهشت که از شیر سفید تر و از عسل شیرین تر است؛ اگر کسی یک روز از این ماه را روزه بدارد؛ خداوند از آن نهر به او خواهد نوشانید.»
گاهی می پرسند: این چه موازنه و معامله ای است که اگر کسی تنها یک روزه بگیرد؛ خداوند او را به بهشت می برد و از نهر رجب به او می نوشاند؟ سوای همه پاسخ های متینی که به این پرسش داده شده؛ به گمانم هدف خداوند این است که ما دست از «خبط و خطا» برداریم و در این ماه رجب «راه بیافتیم»؛ و الاّ خداوند قیمت یک روز روزه گرفتن را می داند!!
نظر دهید » 
حق الناس مانع استجابت دعاست
از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند:
به من امر شد كه قوم خود را بترسان و بگو: داخل مشوید در خانه ای از خانه های من (یعنی مساجد) و حال آنكه برای بنده ای از بندگان من حقی نزد شما باشد كه به او ظلم نموده اید به درستی كه تا در محضر من به نماز ایستاده او را لعنت می كنم تا آن حق را به صاحبش برگرداند.
نظر دهید » 
منزلت فاطمه(سلام الله علیها)
فاطمه(سلام الله علیها) در خانة نورانی پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله)، چشم به دنیا گشود. خانهای که محل رفت و آمد فرشتگان و مهبط روحالأمین بود و برای اهل آسمان نورافشانی میکرد و مطاف ساکنان ملکوت و پردهنشینان لاهوت بود.
وی در دوران کودکی، در آغوش پدر خود، خاتم الأنبیاء و مادر خود خدیجه کبری، پرورش یافت و از آنجا که قرةالعین رسول (صلی الله علیه واله) و مایة روشنی چشم وی بود، چشم امید، الطاف، توجهات و احترام خاص همه را به وجود نازنین خویش معطوف میداشت.
در دوران کودکی، فاطمه(سلام الله علیها) در شرایطی بود که گویا تنها فرزند خانواده محسوب میشد؛ خانوادهای که پسر نداشت و خواهران بزرگ او پیش از وی ازدواج کرده و از خانه رفته بودند. از اینرو، وجود مبارک و خاطر لطیف و نازکش، تنها همنشین و همراز مادر و پدرش محسوب میگشت.
هنگامی که حضرت خدیجه(سلام الله علیها) از دنیا رحلت فرمود، حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فقط پنج سال داشتند. خواهرانش، فاطمه بنت اسد و جمعی از زنان بنیهاشم آرزوی خدمتش را داشتند و حضرت رسول (صلی الله علیه واله) به ایشان توصیه فرمودند که از تشرف حضورش قصوری نورزند و از وی استعانت نمایند.
آن مخدره با کسی جز حضرت رسول (صلی الله علیه واله) زیاد انس نداشت و شب و روز خود را با مرحمتهای آن بزرگوار مشغول مینمود. وی در صیام ایام و قیام لیالی مراقبت و مواظبت فوقالعاده داشت و بر عبادات و طاعات، چنان اهتمام و اقبال میفرمود و آنسان به عبادت، عشق میورزید که زنان زمانش را شگفتزده میکرد و همگان از اینکه فاطمه (سلام الله علیها) چگونه با آن کمی سن، آنسان تحمل مشقتهای عبادت را مینمود، تعجب میکردند.
فاطمه (سلام الله علیها) بعد از خدیجه(سلام الله علیها)، سه سال دیگر در مکه بود و در سن هشت سالگی (بـه روایت أسماء)، از همه زنـان عالمیان دانـاتر بـود. (طبـری، بیتا: ص41) بنـابراین، هرچند سن ازدواج فاطمه(س)، پایین بود ولی هرگز وی از جهت رشد و بالندگی جسمی و روحی در حد همسالان خویش باقی نماند بلکه این وجود نازنین و مبارک، از همان سنین خردسالی دارای عظمت و جلالی بود که کوهها را به تعظیم خود وامیداشت و قامت قیامت کبری محمدی (صلی الله علیه واله) را در برابر خویش خاضع مینمود. خسروی خوبان عالم و سر سلسلة کائنات، دست وی را میگرفت و در جای خود مینشاند. احترام متقابل پیامبر(صلی الله علیه واله) به فاطمه(سلام الله علیها)، قبل از اینکه وی به منزل علی(ع) برود، از سنخ احترام یک پدر به دختر نبود. راز این تجلیل و شکوه این احترام، سری است به عظمت لیلةالقدر و حرمت تعظیم پیامبر (صلی الله علیه واله) در مقابل حریم فاطمه (سلام الله علیها)، حقیقتی است که در مشکوة اسرار الهیه به همة عوالم ملک و ملکوت نورافشانی میکند و این معنا را برای حقیقتشناسان بازگو مینماید که فاطمه(سلام الله علیها) در همان سنین کم، گویا محمد(صلی الله علیه واله) است و محمد(صلی الله علیه واله) گویا همان فاطمه(سلام الله علیها) است.
قرائن نشان میدهد که فاطمه کسی است که اگر شرایط اقتضا میکرد و اگر مرد میبود، خاتمالأنبیاء میشد. بنابراین نتیجه میگیریم، سن ازدواج فاطمه (که بنابر اختلاف روایات 9 یا 13 یا…) است، نمیتواند الگوی مطلقی برای اقتدار باشد و بهترین سن ازدواج هر دختری در هر شرایطی این سن نیست بلکه شرایط ازدواج معقول دختران این است که به حداقل رشادت و بلوغ فکری رسیده باشند.
فاطمه نیز نه به عنوان یک دختر کم سن و سال، بلکه به عنوان بانوی بسیار جلیلالقدر، در آسمان ناپیدای کرانة زندگی علی(علیه السلام) قدم گذاشت. زیرا نمو فاطمه(سلام الله علیها) از کودکی، با نمای جسمانی و رشد عقلانی سایر اطفال، قابل قیاس نبود. «آنچه که روایات نشان میدهد این است که ظاهراً امتیازات و ویژگیهای عجیبی در رشد و نمو جسمانی ایشان وجود داشته است.»[1](رک. مجلسی، 1404: ج3، ص9)
دربارة رشد عقلی و معنوی فاطمه (سلام الله علیها)، از همان زمان طفولیت، حکایات شگفتی در تاریخ به یادگار مانده است که نمونة آن، سخن ام سلمه میباشد: «تزوّجنی رسول الله(صلی الله علیه واله) و فوّض أمر ابنته الیّ فکنت ادبها و کانت والله لهی أداب و أعرف بالأشیاء کلها.» (فـاطمة الـزهراء در آینـه تاریخ، 1379: ص 18) «پس از ازدواج پیامبر(صلی الله علیه واله) با من، آن حضرت(صلی الله علیه واله)، دخترشان فاطمه (سلام الله علیها) را به من سپرد و من مسئول تربیت و رسیدگی به امور او بودم ولی به خدا سوگند وی در عمل از من کوشاتر و آشناتر به هر چیز بود».
طبری، محب الدین: «ذخائر القبی»، نشر حسام الدین قدسی، مصر، بیتا.
مجلسی، محمدباقر: «بحارالأنوار»، انتشارات دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1404 ق.
«فاطمة الزهراء در آینه تاریخ»، انتشارات وثوق، چ دوم، قم، 1379.
حوزه
نظر دهید » 
چرا ۲۳ ذیالقعده روز زیارتی مخصوص امام رضا(ع) است
عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث حجت الاسلام مهدي غلامعلي با اشاره به دلایل تعیین روز زیارتی مخصوص برای امام رضا(ع) گفت: بعد از روایتهای ثواب زیارتی حضرت سیدالشهدا(ع)، روایتهای ثواب زیارتی امام رضا(ع) نسبت به دیگر ائمه(ع) در جایگاه دوم قرار دارد.
ايشان با اشاره به اینکه درباره روز ولادت امام رضا(ع) اختلاف است، بیان داشت: درباره ولادت ثامن الحجج(ع) مشهور همان یازدهم ذیالقعده سال 148 هجری در شهر مدینه است که در متون مختلف مانند «مصباح کفعمی» و «تاریخ الموالید فی الموالید ائمه و وفیاتهم» بیان شده است.
نظر دهید » 
شهدا چطور ازدواج میکردند؟

« آمار ازدواج در زمان جنگ بالاتر هم رفت. میپرسید چرا؟ فرض کنید امروز همه جوان ها هم پول داشته باشند هم خانه، هم تفاهم، هم اخلاق و …خلاصه همهچی تمام باشند. خب با این شرایط چرا آمار ازدواج پایین بماند؟! تنفّس در اتمسفر جبهه، تمام معیارهای ایدهآل برای شروع زندگی مشترک را محقق میساخت؛ زندگیهایی بیتکلف،الهی، عاری از گناه، بیریا و کمهزینه؛ از جنس خود جبهه.
نظر دهید » 
شهدا چه طور رفتار می کردند؟؟؟؟ (سبک زندگی )

سبک زندگی شهدا
شهدا چه طور رفتار می کردند؟ در هر کاری که برای دیگران میصرفید برای آن حریص و پیشقدم بودند؛ تازه آن هم یواشکی و بدون سر و صدا. اما امروزه …
نظر دهید » 
رفتار با همسایه

تا حرف از همسایه و همسایهداری میشود جملات مشابهی همچون «کی حوصلهی رفتوآمد داره»، «نمیخوام کسی از جیکّ و پوکّ زندگیم باخبر بشه» و «فضول خونهی مردم…؟! » و صد جملهی منفیِ دیگر، از ذهنمان میگذره وقتی هنوز آداب همسایهداریمان متناسب با تغییرات خانهها و زندگیهای امروزی مان آپدیت یا بهروز نشده، معلوم است که در ارتباط با این عزیزان ناموفق ظاهر شده و کلاً قید همسایه را میزنیم. این همان پاک کردن صورت مسئله است که گفتیم. ولی اگر نخواهید زود جا بزنید، راه بسیار ساده است؛ آموزش مهارتهای همسایهداری.
نظر دهید » << 1 ... 441 442 443 ...444 ...445 446 447 ...448 ...449 450 451 ... 798 >>