https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

یکی از مباحث مهم نزد فریقین، بحث پیرامون آیات دلالت کننده بر عظمت و فضایل امام علی (ع) است. از آنجا که پیش‌فرض‌های کلامی مذهب شیعه و اهل سنت درباره امامت و ولایت یکسان نیست، این پژوهش بر آن است ضمن بهره‌گیری از روایات معتبر و آرای مفسران فریقین پیرامون آیات امامت و فضائل امام علی (ع)، شاخص‌ترین ترجمه‌های تفسیری اهل سنت (دهلوی، خرم‌دل و انصاری) و شیعه (الهی قمشه‌ای، مشکینی و مکارم شیرازی) را بررسی و تحلیل کند. از این رهگذر می‌توان پس از بیان ضعف‌ها و قوت‌های احتمالی، تأثیر پیش‌فرض‌های کلامی و تعصب‌های موجود را در ترجمه‌های اهل سنت دقیق‌تر نمایان ساخت. افزون بر آن می‌توان مطابق مبانی کلامی، انتقال صحیح محتوای این آیات را در ترجمه‌های شیعی مورد بررسی قرار داد.
مقدمه
مسئله امامت از مهم‌ترین مباحث عقیدتی، تفسیری و روایی است که در طول تاریخ اسلام درباره هیچ مسئله‌ای به اندازه آن سخن گفته نشده است. از آنجا که امامت از نظر شیعه و پیروان مکتب اهل بیت (ع) منصبی الهی است و امام باید از سوی خدا تعیین شود، از اصول دین و ریشه‌های اعتقادی به شمار می‌آید، در حالی که از نظر اهل سنت جزء فروع دین و دستورهای عملی محسوب می‌شود.

 

 

 

ادامه »

   سه شنبه 30 خرداد 1402نظر دهید »

سليم مى‏ گويد: مردى خدمت اميرالمؤمنين (عليه السّلام) آمد و در حالى كه من هم مى‏‌شنيدم، عرض كرد: يا اميرالمؤمنين عليه السّلام، بالاترين منقبت خود را به من خبر بده. فرمود: آنچه خداوند در كتابش در باره من نازل كرده است.

 

 

 


 عرض كرد: خداوند در باره تو چه نازل كرده است؟ 
 فرمود: كلام خداوند: أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ ، «آيا كسى كه دليلى از جانب پروردگارش دارد و شاهدى از خود پشت سر اوست». من شاهد نسبت به پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) هستم. و كلام خداوند: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ ، «كسى كه علم كتاب نزد اوست»، خداوند مرا قصد كرده است سپس حضرت هر آيه‌‏اى كه خداوند در باره او نازل كرده بود، ذكر فرمود . 
 آن مرد عرض كرد : بالاترين منقبت خود را از پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) بفرمائيد. 
 فرمود: منصوب كردن آن حضرت مرا در غدير خم، كه به امر خداى تبارك و تعالى ولايت را از جانب او برايم اقامه نمود. و ديگر سخن او كه فرمود: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى» 


منبع
أسرار آل محمد عليهم السلام، ترجمه كتاب سليم، صص: 606-607

   سه شنبه 30 خرداد 1402نظر دهید »

امام علی علیه السلام در خاطره ای زیبا، پایان دوره نامزدی اش را چنین بیان می کند: «یک ماه از اجرای خطبه عقدمان گذشت. در این یک ماه با رسول خدا نماز می خواندم و به خانه ام برمی گشتم و در این یک ماه درباره ازدواج سخنی به ایشان نگفتم. پس از یک ماه، همسران پیامبر به من گفتند: نمی خواهی درباره آوردن فاطمه علیهاالسلام به خانه خودت با پیامبر صحبت کنیم؟ گفتم صحبت کنید.

💕

 

 

💕

آنها به محضر حضرت رفتند و عرض کردند: علی علیه السلام دوست دارد همسرش را به خانه ببرد، چشم فاطمه را به دیدار شوهرش روشن کن! پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: چرا خود علی علیه السلام همسرش را ازمن نمی خواهد؟ ماتوقع داشتیم که خودش اقدام کند. من عرض کردم: ای رسول خدا! حیا و شرم مرا از سخن گفتن در این باره باز می دارد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با شنیدن این سخنان، با برگزاری مراسم ازدواج موافقت کرده، به همسران خود دستور تهیه مقدمات آن را داد.

منبع:عشق حیدر، فاطمه علیهاالسلام / ابراهیم مسجدی


موضوعات: دوره نامزدی
   دوشنبه 29 خرداد 1402نظر دهید »

سراسر زندگی مشترک امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام ، سرشار از مشق های نیکوست. مقام معظم رهبری، در تحلیلی زیبا، از نقش حضرت زهرا علیهاالسلام در فعالیت های تأثیرگذار همسرش چنین یاد می کنند: «در طول ده سالی که پیامبر در مدینه بود، حدود نه سال، جنگ های کوچک و بزرگی ذکر کرده اند (حدود شصت جنگ اتفاق افتاده)، در اغلب آنها امیرالمؤمنین هم بوده است. حالا شما ببینید، او [حضرت زهرا علیهاالسلام [خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ می ماند… از لحاظ زندگی هم وضع رو به راهی ندارند… در حالی که دخترِ رهبر است، دختر پیامبر است، یک نوع احساس مسئولیت هم می کند.

 

💕

 

💕

ببینید انسان چه روحیه قوی ای باید داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند، دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاری های زندگی خالی کند، به او گرمی بدهد، بچه ها را به آن خوبی تربیت کند… فاطمه زهرا علیهاالسلام این گونه خانه داری، شوهرداری و کدبانویی کردند و این طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند».

💕

منبع:عشق حیدر، فاطمه علیهاالسلام/ابراهیم مسجدی


موضوعات: همسران نمونه
   دوشنبه 29 خرداد 1402نظر دهید »

امام صادق (علیه السلام) : لولا ان الله تبارک و تعالی خلق امیرالمؤمنین (علیه السلام) لفاطمة ما کان لها کفو علی ظهر الارض من آدم و من دونه؛ اگر خدای تبارک و تعالی امیرالمؤمنین (علیه السلام) را برای فاطمه خلق نکرده بود، برای او بر روی زمین، از آدم گرفته تا دیگران، همتایی وجود نداشت.

💕

 

 

💕

 

فاطمه (سلام الله علیها) که سلاله توحیدمدارانی چون ابراهیم خلیل (علیه السلام) است، و اوکه دامنش جایگاه پرورش اولیای دین و ضامن بقای رسالت پدربزرگوارش است، همسر و همتایی جز شیر بیشه توحید، امیرالمؤمنین (علیه السلام) نخواهد داشت و این چنین است که ازدواجش نیز به امر حق تعالی است؛ چنان که در روایت بعدی آمده است.

💕

 

ماموریت الهی: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) :ما زوجت فاطمة الا [بعد] ما امرنی الله عز و جل بتزویجها؛ فاطمه را شوهر ندادم مگر پس از آنکه خدای عز و جل مرا مامورشوهر دادن او کرد.و این چنین بود که خداوند، نخست او را در عالم اعلا به همسری علی (علیه السلام) در آورد و آنگاه در زمین تحقق یافت.

💕

 

پیوند در عرش:پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) : اتانی ملک فقال یا محمد! ان الله یقرا علیک السلام و یقول لک: انی قد زوجت فاطمة ابنتک من علی بن ابی طالب فی الملاالاعلی، فزوجها منه فی الارض» ؛ فرشته ای نزد من آمد و گفت: خداوند بر تو سلام می فرستد ومی گوید: من دخترت فاطمه را در عالم بالا، به همسری علی ابن ابی طالب در آوردم؛ تو نیز در زمین او را به همسری او در آور. روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بعد از ازدواج علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) به خانه آنان رفت و از علی (علیه السلام) پرسید:کیف وجدت اهلک؟قال: نعم العون علی طاعة الله؛ .همسرت را چگونه یافتی؟عرض کرد: بهترین یاور برای اطاعت خداوند.سپس همین پرسش را از فاطمه (سلام الله علیها) کرد. فاطمه (سلام الله علیها) عرض کرد:خیر بعل؛ آن را بهترین شوهر یافتم.

 

💕

چه زیباست که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پاسخ به پرسش پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) همه خوبیها و مکارم همسرش را در این جمله کوتاه، ولی بسیار گویا بیان می کندو او را بهترین یار و یاور در ادای وظیفه و اطاعت خدای تبارک و تعالی معرفی می کند. زیرا ملاکی که به زندگی آن دو بزرگوار معنا می بخشد وآنان ازدواج خود را در سایه آن، موفق می دانند، همکاری و همراهی درطاعت الهی است و بس.

 

💕

 منبع: فاطمه (سلام الله علیها) گلواژه آفرینش، شخصیت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)/مرتضوی، سید ضیاء

   دوشنبه 29 خرداد 1402نظر دهید »

علی علیه السلام که برای خواستگاری دختر پیامبر به خانه ایشان رفته بود، با سخنانی شیرین خواسته اش را چنین بازگو کرد: «پدر ومادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید.

 

 

💕

با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده و شما ای رسول خدا به خداسوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید. ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او، آرامش یابم.

💕

 

آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟» چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید. خوشحال شد، ولی جواب قطعی را برعهده فاطمه علیهاالسلام گذاشت.

منبع:حوزه نت


موضوعات: مرابپذیر
   دوشنبه 29 خرداد 1402نظر دهید »

پاسخ های منفی پیامبر صلی الله علیه و آله و دخترش فاطمه علیهاالسلام ، و نیز توجه ویژه آن حضرت به علی بن ابی طالب علیه السلام ، جمعی را بر آن داشت که برای این وصلت سهمی ایفا کنند. به همین دلیل روزی به در خانه علی علیه السلام آمدند تا او را برای خواستگاری فاطمه علیهاالسلام تشویق کنند. او در منزل نبود. دانستند که در نخلستان مشغول آبیاری است. به آنجا روانه شدند و حضرت را مشغول کار دیدند. یکی از آنان پیشنهاد خواستگاری را مطرح کرد.

💕

 

 

💕

چشمان علی علیه السلام پر از اشک شد و فرمود: «احساساتم را به هیجان آوردی و آرزوی دیرینه ام را بیدار کردی. به خدا سوگند فاطمه مورد خواست و رغبت من است، ولی چه کنم که دستم خالی است». آن مرد گفت: تو می دانی که همه دنیا نیز پیش خدا و پیامبرش ناچیز است و پیامبر به مال و ثروت چشم ندارد. علی علیه السلام کار آب دهی نخلستان را رها کرد،شترش را به خانه آورد و آن را بست و خود را برای رفتن به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله آماده کرد.

منبع:عشق حیدر، فاطمه علیهاالسلام/ابراهیم مسجدی

   دوشنبه 29 خرداد 1402نظر دهید »

  نوجوانان را با متن و ترجمه قرآن آشنا کنید
واقعیت تلخ این است که قرآن هنوز در جامعه‌ی ما، یک امر عمومی نشده است. همه به قرآن عشق میورزند و احترام میکنند؛ اما عده‌ی کمی همواره آن را تلاوت و عده‌ی کمتری در آن تدبر میکنند.
برای رفع این نقیصه که کاری ممکن و روان است، در گام اول باید جوانان و نوجوانان را با متن و ترجمه‌ی قرآن آشنا کرد و از شربت گوارا و حیاتبخش قرآن، به ذایقه‌ی آنان چیزی چشانید. ۱۳۶۸/۰۷/۲۰

✨✨✨

 

 حفظ قرآن از دبستان شروع بشود
ترتیبی بدهید که بشود بچه‌ها را از کوچکی در دبستان وادار به حفظ قرآن کنند - البته مجبورشان نکنند - جایزه قرار بدهند و مثلاً بگویند هر بچه‌یی که در دوره‌ی دبستان، این‌قدر از قرآن را حفظ بکند، این مقدار امتیاز خواهد گرفت؛ یا اگر کسی در دبیرستان، این مقدار قرآن را حفظ کند، به قدر این واحدها یا این درسها، نمره یا امتیاز مادّی میدهیم. ۱۳۶۹/۱۲/۰۱
من عقیده‌ام این است که حفظ قرآن باید از بچگی شروع بشود، یعنی حدوداً از دوازده سالگی سیزده سالگی؛ «التّعلم فی الصّغر کالنقش فی الحجر».۱۳۷۰/۱۱/۰۳

 

 

ادامه »

   یکشنبه 28 خرداد 1402نظر دهید »

در یک جمله و به یک سخن می توان گفت: همه چیز، هم دنیا، هم آرمان های انسانی و هم مقاصد پست شرارت آمیز و خلاصه هر مقصدی برای هر کسی مطرح است، در گرو صبر و پایداری است. اگر بر این مطلب استدلالی هم لازم باشد و تجربیات بشر در طول تاریخ ممتد زندگی اش قانع کننده به نظر نیاید این فرمول قطعی و روشن بسنده است که: رسیدن به هر هدفی محتاج حرکت است و حرکت، مستلزم صبر و استقامت و هر کس در مدت عمر خود لااقل در چندین ماجرا، درستی این فرمول را آزموده است.امیر المومنین علی (ع) در حدیثی می فرمایند: «من رکب موکب الصبر، اهتدی الی میدان النصر؛ هر که بر مرکب صبر سوار شود، به میدان پیروزی و نصرت راه خواهد یافت.»

 

 

 

در هنگامه جنگ صفین نیز در خلال خطبهی مهیجی که برای دلگرمی و بسیج یارانش ایراد فرمود، چنین گفت: «واستعینوا بالصدق والصبر، فان بعدالصبر ینزل علیکم النصر…؛ به راستی و پایداری تکیه کنید، زیرا پس از پایداری است که پیروزی بر شما نازل خواهد شد.»غیر از اثر سازنده اجتماعی صبر که همانا پیروزی و دست یافتن بر مقصد و مقصود و هدف است، این خصلت دارای آثار مثبت و بسیار مهمی در روحیه و روان شخص صابر نیز هست. منظور از آثار روانی، آن تأثیراتی است که صبر در روان شخص صابر به جای می گذارد و پیش از آنکه نتیجه خارجی و عینی از مقاومت وی عاید گردد، نتیجه شخصی آن به وی می رسد.
1- ایجاد روحیه شکست ناپذیری نخستین تأثیر مثبت و سازنده صبر آن است که انسان صابر را ضد ضربه و شکست ناپذیر می سازد و همچون تمرین و ورزشی دشوار، او را مقاوم و نیرومند بار می آورد. مقدمه لازم برای کامیابی در هر هدف و خواسته ای -چه در جریان های مادی و چه در جریان های فکری و مسلکی و مذهبی- پیدایش چنین حالتی در انسان است. همه شکست ها و هزیمت هایی که در میدان های مبارزات اجتماعی و مذهبی و مسلکی پیش می آید، مقدمه اش یک شکست روحی است و ضربه ای که روحیه ضعیف و هزیمت پذیر، به ادامه یک مبارزه می زند چندین برابر ضربه ای است که نقص و نارسایی تجهیزات نظامی و کارآزمودگی و غیره وارد می سازد… سربازی که در میدان جنگ پشت به دشمن کرده و روی به گریز می نهد قبل از آنکه چشمش و بازویش از مقابله با دشمن عاجز مانده باشد روحیه و قدرت روانی اش شکست خورده و روحا منهزم گردیده است و تا این شکست روانی بر او وارد نیاید محال است سربازی پشت به دشمن کند و جبهه را ترک گوید.

 

 

 

 

مردمی که در برابر حوادث معمولی زندگی: خسارت های مالی، بیماری ها، مطرود و منفور شدن ها، مرگ و میرها، صبر و مقاومت نورزیده تن به اظهار عجز و لابه و جزع می دهند، در پیشامدها و در هنگام بروز موانع راه نیز بسی زودتر شکست خورده پای گریز می گشایند و به عکس، کسانی که در هر حادثه ای صبر را همچون سلاح برنده ای مورد استفاده قرار داده و در هر مورد به صورت مناسب آن، صبر و استقامت پیشه می کنند، توان و قدرت بیشتری در مبارزه با مشکلات زندگی به دست آورده و دارای روح و روحیه ای شکست ناپذیر و مقاوم می گردند. شخص بی صبر را می توان به سربازی تشبیه کرد که در میدان جنگ، عریان و بدون زره می جنگد، چنین کسی با نخستین ضربات دشمن از پای درافتاده و از بین می رود. و انسان صبور را به همین قیاس، می توان در حکم جنگجویی دانست که از پای تا سر غرق زره و تجهیزات جنگی است، دست یافتن بر چنین کس البته به مراتب دشوار و از پای افکندن او کاری مشکل است.با این بیان به روشنی می توان به ژرفای این آموزش و الهام عمیق اسلامی که از امام جعفر صادق (ع) صادر گشته است رسید: «قد عجز من لم یعد لکل بلاء صبر؛ آنکس که برای هر بلایی صبری آماده نکرده و تدارک ندیده باشد به عجز و ناتوانی در می افتد» یعنی رو به رو شدن با بلایا و مشکلات زندگی کسی را که پیش بینی آن را نکرده و روحیه صابر و مقاوم در خود به وجود نیاورده دست و پا بسته و درمانده می سازد.

 

 

 

راز استواری و پایمردی مردان بزرگ و سازندگان تاریخ بشر و در رأس آنان، پیامبران و رجال الهی که در آغاز دعوت، هر چه بیشتر مورد ایذاء (آزار و شکنجه) طغیانگران قرار می گرفتند پا بر جاتر و فعال تر می شدند در همین نکته است. آنان با پیش بینی تلخی ها و ناگواری های این راه و فراهم ساختن مایه وافری از صبر، امکان شکست روحی را در خویشتن از بین برده و به موجوداتی سرسخت و شکست ناپذیر تبدیل شده بودند. دشمنان و مخاصمانشان که در موارد بسیاری از همه گونه امکانات برخوردار بودند خسته و درمانده می شدند، ولی این بزرگمردان که از همه آن امکانات محروم بودند همچنان مجدانه به کار و کوشش مجاهدت خستگی ناپذیر خود ادامه می دادند. متوکل عباسی، امپراطور مقتدر عباسی می گفت: «لقد اتعبنی ابن الرضا؛ ابن الرضا مرا به ستوه آورد.» چگونه کسی مانند امام هادی (ع) که بیشتر ایام امامت خود را در زیر فشارهای ناشی از قدرت متوکل گذرانیده این حاکم مقتدر را خسته می کند؟

 

 

 


2- شناسایی نیروهای نهفته درونیدومین اثر مهم صبر آن است که شخص صابر با مقاومتی که در میدان های زندگی در برابر حوادث و موانع از خود بروز می دهد به میزان نیروی خود و به خصوصیات آن و به خصال نیک و مهمی که در وجود او نهفته است و او در زندگی معمولی و بی دردسر خود هرگز با آن برخورد نکرده است، واقف می گردد. این مطلب را آن کسانی که فشارها و شدت های زندگی را چشیده و در راه هدف ها و ایده آل های شریف تن به بلا و محنت داده اند به خوبی درک می کنند، چنین کسانی به طور حتم در مواجهه با خطرات بزرگ، در ظلمت ها و فشارها، در هنگامه هایی که یک ناظر بیگانه و بی خبر، آنها را شکست خورده و نابود شده می پندارد بر اثر صبر و مقاومت، در خود فتوح و گشایشی احساس کرده اند، قدرتی بی سابقه و عظمتی شگفت آور دیده اند، چیزی را در وجود خود کشف کرده اند که قبلا از آن به هیچ وجه خبر نداشتند. پس صبر موجب آن است که آدمی خود را بیشتر بشناسد و به نقاط مثبت وجود خود بیشتر پی برد و نیروهایی را که در همه عمر در خود نیافته، کشف کند.

 

 

 


3- توجه و اتکاء بیشتر به خداسومین خاصیت سازنده صبر این است که آدمی را در هر مرحله و حدی باشد به خدا نزدیک تر و بدو متکی تر می سازد، بعضی ها می پندارند که اتکاء به خدا با اتکاء به نفس، سازگار نیست و کسی که به خدا متکی باشد نمی تواند به خود اتکاء داشته باشد. هنگامی که گفته می شود: به خدا متکی باشید! چنین کسانی زبان به اعتراض می گشایند که: بگذارید مردم به خود تکیه کنند و چشم امید به سوی خود بدوزند! گویی کسی که مردم را به اتکاء به خدا دعوت می کند می خواهد و می گوید که به خود متکی نباشد! حال آنکه برای شخص معتقد به خدا، میان تکیه داشتن یک نوع تلازم و توافق هست و حتی بدین اعتبار که اتکاء به نفس یکی از ابعاد صبر محسوب می گردد، در واقع وسیله و موجبی برای اتکاء به خدا نیز هست. زیرا بی صبری در برابر حوادث تلخ زندگی و دهشتزدگی از مقابله با مصائب اختیاری، که نموداری از عدم اتکاء به نفس است موجب دوری و فراموشی از خدا نیز می گردد. در آن هنگام که آدمی در برابر شدائد و مصائب روزگار قرار می گیرد و سنگ آسیای آزمایش های زندگی او را به شدت می فشارد و می کوبد، اگر وی به لابه و بی صبری دست نزند و جزع و شیون نکند روزنه های ارتباط او با خدا گشوده تر و آزادتر می گردد و دل و جانش به نور حضور خدا روشن و روشن تر می شود و به عکس، اظهار ضعف و جزع او را از خدا نیز همچنان که از خویشتن، بیگانه و بی خبر و منقطع می سازد.
سید علی خامنه ای- گفتاری در باب صبر- صفحه 67-73

   یکشنبه 28 خرداد 1402نظر دهید »

1 ... 38 39 40 ...41 ... 43 ...45 ...46 47 48 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو