
پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله فرمودند:

اِشتَدَّ غَضَبُ اللّه عز و جل عَلَى امرأةٍ ذاتِ بَعلٍ مَلَأتْ عَينَها مِن غَيرِ زَوجِها أو غَيرِ ذِي مَحرَمٍ مِنها ، فإنّها إن فَعَلَتْ ذلكَ أحبَطَ اللّه ُ كُلَّ عَمَلٍ عَمِلَتهُ ، فإن أوطَأتْ فِراشَهُ غَيرَهُ كانَ حَقّا عَلَى اللّه أن يُحرِقَها بِالنارِ بعدَ أن يُعَذِّبَها في قَبرِها .
زن شوهر دارى كه چشمش را از مردى جز شوهر خود ،
يا نامحرمى پُر كند ،
خشم خداوند عز و جل بر او فزونى گيرد ؛ كه اگر چنين كند ،
خداوند همه اعمال او را باطل گرداند و چنانچه به شوهر خود خيانت ورزد ،
بر خداست كه اورا بعد از عذاب در قبر ، به آتش دوزخ بسوزاند .
بحار الأنوار: 76 / 366 / 30
منتخب ميزان الحكمه: 248
نظر دهید » 
مديريت صحيح
امام على علیه السّلام فرمودند:
پایدارى زندگى به برنامهریزىِ درست و وسیله رسیدن به آن، مدیریت صحیح است.
غرر الحکم و درر الکلم، ح 6807
نظر دهید » 
نکاح در عرفان
برای آشنایی بیشتر و بهتر با مفهوم تناکح الهیه و رازهای عقد آسمانی علی(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها)، باید نگاهی گذرا به مفهوم نکاح عرفانی و مراتب آن در گسترة هستی بیندازیم تا در چشمانداز بعضی از معانی عرفانی، شمایی از زوایای این عقد آسمانی را از راهی نه چندان نزدیک، به تماشا بنشینیم.
«زوجیت» در لغت، به معنی اقتران و ازدواج دو قرین مذکر و مونث از انسان یا حیوان است و به معنای عامتر، در زبان عربی به هر دو قرینی که با یکدیگر قرینه شوند، «زوج» میگویند. (قریشی، بیتا: ج3، ص212) کلمة «زوج» و مشتقات آن، 21 بار در قرآن به کار رفته و کلمه «نکاح» و مشتقات آن، 16 بار در آن استعمال شده است و توجه به هریک از این موارد، پرده از بسیاری اسرار و حقایق برمیدارد.

نظر دهید » 
جلوههای زمینی ازدواج فاطمه (سلام الله علیها)
کمالات فوقالعادة فاطمه(سلام الله علیها) از یکسو و انتسابش به شخص پیامبر(صلی الله علیه واله) از سوی دیگر و شرافت خانوادگی او، زمینهساز ازدواج وی با علی(علیه السلام) نشد بلکه رهنمون ازدواج مبارک تاریخی فاطمه(سلام الله علیها)، وحی آسمانی بوده است.
ولی با وجود آسمانی بودن ازدواج، شخصیت فاطمه(سلام الله علیها) و احترام و آزادیی که آئین اسلام در انتخاب همسر برای زنان قائل است، ایجاب میکرد که پیامبر(صلی الله علیه واله) بدون مشاوره با فاطمه(سلام الله علیها)، بدین امر اقدام نفرماید. احترام به نظر دختر در امر ازدواج، یکی از نکات تربیتی جلوة زمینی ازدواج فاطمه(سلام الله علیها) میباشد.
در هر حال، چهرة زمینی این پیوند، از همة ابعاد نورانیترین الگوی ازدواج برای همه اعصار و قرون است. مهریة علی(علیه السلام) و جهیزیة زهرا(سلام الله علیها)، مراسم خواستگاری، نوع برخورد پیامبر(صلی الله علیه واله) با فاطمه(سلام الله علیها) و مراسم جشن عروسی و…، همه و همه الگو برای همه ازدواجهای جهان و جهانیان میباشند.
در اینجا به ذکر دو نمونه از جلوههای چهرة زمینی این ازدواج و جنبههای تربیتی و الگوبخشی آن اشاره میشود:
مهریه فاطمه(سلام الله علیها)
روایات فراوانی ناظر به این معنی است که اگرچه چهرة آسمانی مهریة حضرت فاطمه(سلام الله علیها)، ثلث بهشت، نهرهای بهشت، خمس زمین، همة آبهای عالم و مطالبی نظیر اینها است ولی چهرة زمینی مهریه بدین قرار است: «پیامبر(صلی الله علیه اله) وقتی از علی(علیه السلام) پرسید که چیزی داری تا مهریة همسرت قراردهی، علی(علیه السلام) پاسخ داد: پدر و مادرم به فدایت، تو از زندگی من به خوبی آگاهی که جز شمشیر، زره و شتر چیزی ندارم. پیامبر(صلی الله علیه واله) فرمود: شمشیرت را برای کارزار نیاز داری و با شتر نیز باید به نخلستان آب دهی و در مسافرت از آن استفاده کنی و من دخترم را با مهریة زره به عقد تو درمیآورم.» (مکارم شیرازی، 1379: ص39)
آنچه در ظاهر از این مطلب استفاده میشود این است که مهریه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) کم و آسان بود ولی این فقط یکی از نکات مستتر در این قضیه است. چهرة حقیقی این مهریه، این است که علی(علیه السلام) همه داراییاش را به عنوان مهریه بخشید. حضرت علی(علیه السلام) چیزی جز زره نداشت و اگر چیزی جز زره خود داشت، آن را نیز به عنوان صداق، به فاطمه(علیه السلام) میبخشید.
مهریه در زبان عربی به «صداق» معروف است و صداق ابزاری است که مرد برای اثبات صدق نیت خود در ازدواج، به همسرش میبخشد و علی(علیه السلام) زره خود را که وسیله حفظ جانش بود، برای اثبات این دوستی پرداخت نمود. بنابراین مهریة فاطمه(سلام الله علیها) ضمن آن که نشان میدهد، ملاک ازدواج هرگز نباید پول و ثروت خواستگار باشد، در عین حال نشان میدهد که علی(علیه السلام) همه آنچه را که داشت، تقدیم فاطمه(سلام الله علیها) کرد. بنابراین، برخلاف آنچه به اسلام نسبت داده میشود، اگر مردی، دارای مکنت و دارایی بسیار فراوانی است و با وجود تمایل و اصرار خانواده زن، حتی میخواهد با کمتر از «مهرالسنه» ازدواج نماید و بدون هیچ دلیل موجهی از پرداخت صداق بیشتر ممانعت میکند، این امر مطلوب اسلام نمیباشد.
جهیزیه و جشن عروسی
نوع جهیزیة این ازدواج، نشان دهندة این معنی است که اصل در یک پیوند آسمانی، سادگی و دوری از تجمل است. به عنوان مثال، «وقتی امسلمه و امایمن به خدمت رسول(صلی الله علیه واله) رسیدند و پیشنهاد علی(علیه السلام)، مبنی بر رفتن فاطمه(سلام الله علیها) به خانة وی را مطرح کردند، پیامبر(صلی الله علیه واله) برخلاف آنچه که سیرة مردم دنیاپرست است و از ماهها قبل تدارک دیده و برنامهریزی میکنند، فرمود: همین امشب یا فرداشب، ترتیب این امر را خواهم داد». (همان، صص45-42)
این جشن ملکوتی، آنچنان ساده، بیتکلف و مملو از روحانیت و معنویت بود که همه را شگفت زده نمود. پیامبر(صلی الله علیه واله) خود در تهیه غذا کمک میفرمود و علی(علیه السلام) شخصاً مأمور شد به مسجد بیاید و بعضی را دعوت کند اما حیا مانع شد که وی فقط تعدادی را دعوت نماید لذا صدای خود را بلند کرد و به صورت عمومی به همگان فرمود: «اجیبوا الی ولیمة فاطمه» و مردم دسته دسته اجابت نمودند و غذا نیز به دعای پیامبر(صلی الله علیه واله) برکت پیدا کرد؛ به گونهای که کفاف همگان را داد.
جزئیـات جلوههای رفتـاری علـی (علیه السلام) و فـاطمه (سلام الله علیها)، در همة مصرعهای غزل ازدواجشان، عاشقانه و عارفانه بود. دعوت عمومی علی(علیه السلام) نشانة این معنی است که برخلاف آنچه که بعضیها از اسلام دریافت نمودهاند، ولیمه دادن و خرج کردن در مراسم ازدواج اگر بدون تجمل باشد، بسیار مطلوب است و هرچه جمعیت مدعوین وسعت داشته باشد و افراد زیادی به میهمانی ازدواج دعوت شوند، به مطلوبیت آن افزوده میشود و پرداخت اینگونه هزینهها، از مخارجی است که مرضی خداوند میباشد.
گوشههایی از چهرة آسمانی جشن عروسی فاطمه(سلام الله علیها) نیز در روایات ترسیم شده است. علمای عامه از جابربنسمره، روایتی قریب به این مضمون نقل میکنند: شب زفاف فاطمه(سلام الله علیها)، زمام مرکب آن بانو، به دست جبرئیل بود. اسرافیل رکاب میگرفت و میکائیل از پی رهسپار بود و پیامبر(سلام الله علیها) جامههای فاطمه(سلام الله علیها) را مرتب میکرد و این فرشتهها با سایر فرشتگان تکبیر میگفتند و این تکبیر تا قیامت، در بین آن جماعت سنت ماند. (مقدم، 1379: ص60)
بــه تـزویــج جمـالـش بــا جـلالـش تمـاشــا کـن بدیـن حسـن جمـالـش
زمین حسن و زمان حسن، آسمان حسن عیان حسن و نهان حسن و جهان حسن
همه حسـن و همه عشـق و همـه شـور همـه جـود و همـه مجـد و همـه نـور
فهرست منابع:
مکارم شیرازی، ناصر: «زهرا برترین بانوی جهان»، انتشارات سرور، چ چهارم، قم، 1379.
مقدم، سید محمد تقی: «فضائل الزهراء و مناقب انسیة الحوراء»، انتشارات مقدم، چ دوم، مشهد، 1379.
نظر دهید » 
ازدواج ملکوتی فاطمه (سلام الله علیها)
برطبق آنچه که در سیمای روایات و أحادیث، از جریان خواستگاری حضرت علی(علیه السلام) از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برجای مانده است، این جریان ریشه در آسمان داشته است. این ازدواج به امر خدا بوده و مراسم آن پیش از آنکه در زمین انجام شود، در آسمان و جهان علیا انجام شده بود. محب طبری از رسول خدا(صلی الله علیه واله) روایت میکند که فرشتهای برایشان نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند ترا سلام میرساند و میگوید: در ملأ أعلی دخترت را به ازدواج علیابنابیطالب(علیه السلام) درآوردم، پس تو هم او را در زمین به ازدواج علی (علیه السلام) درآور. ((الاربلی، 1995م: ج2، ص 356))
امسلمه میگوید: فاطمه(علیها السلام) بر همة زنان افتخار مینمود، زیرا اولین کسی بود که جبرائیل برای وی خطبه خواند. (طبری، بیتا: ص 32) و شیخ طوسی از جابربنعبدالله انصاری چنین روایت میکند: هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه واله) فاطمه(سلام الله علیها) را به ازدواج علی(علیه السلام) درآورد، عدهای از مردم قریش نزد او آمدند و گفتند: دخترت را به مهریة اندکی به ازدواج پسر ابیطالب در آوردهای؟ پیامبر(صلی الله علیه واله) فرمود: من علی(علیه السلام) را به ازدواج فاطمه(سلام الله علیها) در نیاوردم بلکه خدای عزّوجلّ در شبی که مرا به سدرة المنتهی (معراج) بالا برد، این ازدواج را صورت داد و درّ، جواهر و مرجان پخش نمود. فرشتگان شگفت زده شده و از آن جواهرها برگرفتند و با آن هدیهها داده و بدان افتخار میکردند و میگفتند: این از فاطمه(سلام الله علیها)، دختر محمد(صلی الله علیه واله) است. (محمدعلی دخیل،1366: ص439)
ابناثیر از بلال نقل میکند که روزی رسول خدا(صلی الله علیه واله)، خندان بر ما وارد شدند. عبدالرحمن بن عوف برخاست و گفت: ای رسول خدا! چه چیزی باعث خندة شما شده است؟ پیامبر(صلی الله علیه واله) فرمودند: بشارتی از سوی خدای عزّوجلّ دربارة عمو زادهام و دخترم به من رسیده است. خداوند چون اراده فرموده، فاطمه را به ازدواج علی(علیه السلام) درآورد و به باغ بهشت دستور داد که درخت طوبی را تکانی بدهد و برگهایی به تعداد دوستان ما اهلبیت فروریخت. سپس از زیر آن درخت، ملائکهای از نور پدید آمدند و هر ملکی برگی گرفت. فردای قیامت این ملائکه در میان خلق پراکنده میشوند و به هریک از دوستان ما اهلبیت که برمیخورند، برگی میدهند که باعث رهایی آنان از آتش است. (جرزی، بیتا: ج1، ص206)
ابنابیالحدید نیز در این باره میگوید: پیامبر(صلی الله علیه واله)، فاطمه(سلام الله علیها) را به ازدواج علی(علیه السلام) در نیاورد مگر پس از زمانی که خداوند در آسمان و به شهادت ملائکه او را به ازدواج درآورده بود. (متقی، 1364: ج5، ص100)
فهرست منابع:
الاربلی، ابیالحسن علی بن العیسی ابن ابیالفتح: «الکشف الغمة»، انتشارات مرکز تحقیقات فارسی ایران پاکستان، اسلام آباد، 1995م.
محمدعلی دخیل، علی: «نگرشی بر زندگی حضرت فاطمه(س)»، محمدعلی امینی، واحد تحقیقات اسلامی بنیاد بعثت، چ اول، تهران، 1366
جرزی، ابن اثیر: «اسدالغابة فی معرفة الصحابة»، بینا، مصر، بیتا.
متقی، علی بن حسام الدین: «کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال»، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1364.
نظر دهید » 
ماجرای کفش پاره آقا معلم
شهید حبیبالله رضایی در تاریخ 1338 در شهر یزد متولد شد؛ وی دورههای تحصیلی را با موفقیت طی کرد و به عنوان معلم و مربی امور تربیتی دبستان افشار یزد مشغول به فعالیت شد.
شهید رضایی علاوه بر معلمی به شغل بنایی نیز مشغول بود و یک بنای مجرب و هنرمند بود و کارش را با صداقت انجام میداد.
وی در دوران دفاع مقدس به جبهههای حق علیه باطل شتافت و در تاریخ 28 دی ماه 1366 در ماهوت به شهادت رسید.
طاهره دهقان همسر شهید رضایی میگوید: «چند ماه قبل از شهادتش یک روز دیدم در حال دوختن و پینه زدن کفشهای پاره است. تعجب کردم و چیزی نپرسیدم و او هم چیزی نگفت اما بعدها متوجه شدم قصد دارد به دانشآموزان نکتهای جدید بیاموزد؛ بعد از شهادتش یکی از همکاران شهید نقل کرد که روزی حبیب الله مشاهده میکند که عدهای دانشآموزان در حال مسخره کردن دانشآموزی هستند که با کفشهای پاره و پینه بسته به مدرسه آمده است و او هم تصمیم گرفت تا کفشهای پاره خود را بدوزد و به مدرسه بیاید. او بین دانشآموزان رفت و گفت ببینید من هم با کفشهای پاره به مدرسه میآیم پس باید من را هم مسخره کنید و دانشآموزان از کار خود پشیمان شدند».
بخشی از وصیتنامه شهید
امیدوارم ملت مسلمان ایران همچنان خود را وقف اسلام و برنامههای اسلامی بدانند و این را به خاطر داشته باشید که ارزش دارد یک نسل خود را فدای آینده اسلام کنید و در راهی کوشش کنید که رضای خدا در آن باشد.
فارس
نظر دهید » 
خاتم یزدی، حاج سید عباس
آغاز زندگی
سیدعباس در سال 1309 ش.(1) در خانواده ای روحانی در شهرستان یزد (محلّه تَل) دیده به جهان گشود. در دوران كودكی طبق معمول و رسوم محلّی آن زمان، روخوانی قرآن كریم و نیز اشعار سعدی و حافظ را در مدت كوتاهی فراگرفت و در ضمن، به كار و كسب مختصری نیز جهت امرار معاش اشتغال داشت.(2)
نظر دهید » 
شهادت ديپلماتهاي کشورمان در افغانستان (1377 ش)

گروگانگيري و شهادت ديپلماتهاي كشورمان در افغانستان توسط گروهك طالبان (1377 ش)گروگانگيري و شهادت ديپلماتهاي كشورمان در افغانستان توسط گروهك طالبان (1377 ش)
پس از درگيرهاي فراواني كه بين دولت افغانستان و گروه طالبان در مناطق گوناگون اين كشور روي داد، سرانجام كابل پايتخت اين كشور به اشغال طالبان درآمد. از اينرو دفتر سفارت جمهوري اسلامي ايران در كابل به مزار شريف منتقل گرديد و امور مربوط به سفارت در آن شهر ادامه يافت. با حمله نيروهاي طالبان به سمت شمال افغانستان، شهر مزار شريف نيز به اشغال اين گروه درآمد و آنان بدون توجه به مصونيت سياسي و قوانين بين المللي، نُه ديپلمات ايراني و خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي را به شهادت رساندند. تا يك ماه پس از اين فاجعه، گروه طالبان از اعلام خبر شهادت ايرانيان خودداري ميكرد تا اين كه در نوزدهم شهريور سال 77، اين خبر را اعلام نمود. اين عمل ضد انساني با محكوميت شديد جمهوري اسلامي و دولتها و مجامع مختلف روبرو گرديد.
نظر دهید » 
استقرار اولين دولت مكتبي در جمهوري اسلامي به رياست شهيد “محمدعلي رجايي” (1359ش)
پس از استعفاي دولت موقت به رياست مهندس بازرگان به دليل تسخير لانه جاسوسي آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام در تهران، اولين انتخابات رياست جمهوري برگزار گرديد و ابوالحسن بنيصدر توانست با تزوير و عوام فريبي و نشان دادن خود به عنوان پيرو انقلاب و امام به اين مقام دست يابد. بر سر انتخاب نخست وزير و مسؤول انتخاب كابينه تا مدتها بحث و اختلاف وجود داشت تا اين كه با نظر مثبت حضرت امام و رأي اعتماد مجلس شوراي اسلامي، شهيد رجايي به نخست وزيري رسيد و مأمور تشكيل كابينه گرديد. وزراي كابينه پس از اخذ رأي اعتماد از مجلس، به عنوان اولين دولت مكتبي، كار خود را در نظام اسلامي آغاز كردند. بنيصدر در برابر اين انتخاب، در ابتدا بناي مخالفت گذاشت ولي وقتي احساس كرد در مقابل مجلس كاري از پيش نخواهد بُرد، به ناچار با اين انتخاب موافقت نمود. اما در هر فرصت ممكن، از تضعيف شخصيت شهيد رجايي در افكار عمومي خودداري نميكرد. در برابر جسارتها و اهانتهاي بنيصدر به عنوان رئيس جمهور، شهيد رجايي با توجه به حساسيت جوّ موجود، تمامي اين تلخيها و اهانتها را در كمال صبر و بردباري و متانت تحمل نمود و در مواقع لزوم، با ارايه استدلالهاي محكم و منطقي، به ايرادات مكرر بنيصدر پاسخ ميداد. در نهايت، كارشكنيهاي بنيصدر و اختلافآفرينيهاي او، كار را به جايي رسانيد كه به بنابه توصيه امام، مجلس شوراي اسلامي مسأله عدم كفايت سياسي او را به بحث گذاشت و با رأي مثبت به آن، بنيصدر از رياست جمهوري عزل گرديد. پس از آن، انتخابات دوره دوم رياست جمهوري برگزار شد كه به انتخاب شهيد محمدعلي رجايي به اين مقام انجاميد.
نظر دهید » << 1 ... 422 423 424 ...425 ...426 427 428 ...429 ...430 431 432 ... 798 >>