
توصیه های تربیتی به مردها در منزل
1- در مقابل همسر خویش، گرفتاری های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.
2- هدیه، مهر و محبت را زیاد می کند; به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هرچند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان و با طیب خاطر به او تقدیم کنید.
3- چنانچه کمبودی در منزل مشاهده می شود، با کمال محبت و خوش رویی تذکر دهید.
4- در حضور همسر خود، به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آن ها را به رخ وی نکشید.
5- به بستگان همسر خود، مانند: پدر و مادر و سایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود قبل از همسر خود اقدام کنید.
6- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیش قدم باشید.
7- با بستگان خود نزد همسرتان درگوشی و نجوا نکنید.
8- هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید; توهین و بی احترامی به همسر، از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می کاهد.
9- هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید «من » و «تو» در زندگی زناشویی نباشد کلمه «ما» زندگی را گرمی و لذتبخش می کند.
10- وقتی که همسر شما عصبانی است (به ویژه در ایام عادت زنانه) او را با مهر و محبت آرام کنید.
11- برای رفتن به مهمانی و گردش سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید.
12- امتیازات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.
13- کارهای همسر خود هرچند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.
14- در قبال همسر خود، در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.
15- زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف می کنید، هیچ گاه بر زبان نیاورید.
16- همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دستیابی به شادی ها محروم نکنید.
17- شادی و خنده های خود را در محل کار خود جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما در خانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.
18- کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته می شوید، زن هم در منزل از کارهای خانه خسته می شود و نیازمند مساعدت و قدردانی است.
حوزه
نظر دهید » 
توصیه های تربیتی به زنان در خانه
1- در کلیه موارد معیشت اعم از تملک، درآمد و… از کلمه «ما» استفاده نمایید نه «من » و «تو»; زیرا پس از عقد، زندگی مشترک شروع شده و دیگر من و تو مطرح نیست.
2- در مقابل همسر خود هرچند که حق با شما باشد، لجبازی و اصرار نکنید.
3- همسر خود را به خصوص در مقابل بستگانش تحقیر نکنید و از تعریف و تمجید بستگان خود در مقابل آنان پرهیز نمایید.
4- از مخالفت و مشاجره با همسر خود بپرهیزید; زیرا محبت را از بین می برد.
5- چنانچه کمک هایی از طرف بستگان شما به همسرتان شده، آن ها را به رخ او نکشید.
6- با دوستان و آشنایان همسرتان در معاشرت ها بیش از حد معمول گرم نگیرید.
7- همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نکنید.
8- در رفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پیش قدم باشید.
9- به بستگان نزدیک همسر خود (مادر شوهر، پدر شوهر، برادر و خواهر شوهر و…) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید.
10- زحماتی که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود متحمل شده اید به رخ وی نکشید.
11- چنانچه درآمدی دارید و برای زندگی هزینه می کنید، آن را بازگو نکنید و در مصرف آن طبل جداگانه نزنید.
12- از مردان دیگر نزد همسرتان تمجید نکنید، هیچ مردی را بر همسرتان ترجیح ندهید و در گفتار این موضوع را رعایت کنید; زیرا هر فردی توانمندی های خاص خود را دارد.
13- برای انجام درخواست های خود با همسرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید.
14- برای برآوردن نیازمندی های خود از نظر مادی و غیر مادی امکانات همسر خود را در نظر بگیرید و او را تحت فشار قرار ندهید.
15- خود را برای همسرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس خود را در مقابل وی بپوشید.
16- درمقابل همسر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید; او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد و خندان استقبال کنید.
17- پس از مراجعت همسر خود به خانه، کارهای خود را حتی الامکان کنار بگذارید و در حضور او بنشینید و با سخنان خوشایند و گرمی از او پذیرایی کنید.
18- در مواقعی که همسرتان از نظر روحی آماده نیست، درخواست های خود را مطرح نکنید.
19- در موقع خروج از خانه او را بدرقه کرده و با گرمی از او خداحافظی کنید.
پايگاه حوزه
نظر دهید » 
چرا وظایف دینی ما در حقیقت نشانه لطف پروردگار به ما است؟
خداوند متعال بینیاز از اعمال بندگان است و از آنجا که هدف از خلقت انسان، رساندن او به بالاترین مراتب کمال است؛ قوانینی را بر اساس مصالحی، برای انسان جعل کرده است که بشر با انجام آن به تعالی و رشد میرسد.
گفتنی است؛ برخی این پرسش را مطرح نمودهاند: با اینکه تکالیف الهی برای خداوند نفع و ضرری ندارد چرا خداوند بندگان را گرانبار ساخته و سختی تکلیف را به دوش آنان گذاشته است؟
نظر دهید » 
حجاب خون بهای شهیدان
ساده نگذر از کنار پوتین های بی پا
که پاهایشان بدن ها را بردند
تا تو آسوده قدم برداری
پوستر حجاب خون بهای شهیدان
نظر دهید » 
علت نامگذاری کتاب شهید اول به «لمعه» و کتاب شهید ثانی در شرح لمعه به «الروضة البهیة» چیست؟
توضیحی در خصوص وجه تسمیه «الروضة البهیة» و «لمعه» بدهید.
«روضه» در لغت به معنای زمینی است که دارای سبزه و گیاه باشد. همچنین به معنای باغ زیبا آمده است.[1]
«بهیه» از ریشه «بهو» یا «بهی» به معنای چیز زیبایی که دارای ارزش و قیمت باشد و زیبایی آن چشم را پر کند.[2] بنابراین «الروضة البهیه» که صفت و موصوف هستند یعنی باغ و بستان زیبایی که دارای ارزش بوده و زیبایی آن چشم را پر میکند.
«لمعه» از ماده «لمع» به معنای نور و درخشش و روشنایی است.[3] همچنین به معنای قطعه زمینی است که گیاهش خشک شده باشد و در وسط سبزهها میدرخشد و خودنمایی میکند».[4]
وجه تسمیه این کتاب به «لمعه» و شرح آن به «الروضة البهیة» نیز بدین مناسبت است که مطالب آن، چون احکام شریعت است، دارای ارزش و بهای زیادی بوده و همچنین از جهت زیبایی محتوا نیز اعجاب بر انگیز و خیره کننده چشم است و مانند برقی نورش دارای درخشش میباشد.
[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج 7، ص 162، بیروت، دار صادر، چاپ سوم، 1414ق.
[2]. «و البهی الشیء ذو البهاء مما یملأ العین روعه و حسنه. بها یبهى، و بهو یبهو بهاء»؛ فراهیدى، خلیل بن احمد، کتاب العین، ج 4، ص 97، قم، هجرت، چاپ دوم، 1410ق.
[3]. لسان العرب، ج 8، ص 324.
[4]. همان، ص 325؛ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، محقق، حسینی، سید احمد، ج 4، ص 388، تهران، کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم، 1375ش.
نظر دهید » 
بر چه مبنایی به اندیشمندان دینی، «آیت الله»، «حجة الاسلام» و … گفته میشود و آیا مرزبندی دقیقی میان این اصطلاحات وجود دارد؟
همیشه این شبهه را داشتم که چرا و از چه زمانی این اصطلاحهای «آیت الله» و «حجت الاسلام» برای عالمان بهکار برده میشوند؟ از شما تقاضا دارم در خصوص معنای آن و نیز اصل و مبدأ این اصطلاحات نیز توضیح دهید؟
نظر دهید » 
آجرک الله یعنى چه؟
«آجرک الله» یعنی خدا تو را اجر و پاداش خیر دهد.
این عبارت غالباً برای تعزیت و تسلیت گفتن به افراد مصیبت دیده و عزادار به کار میرود، چنانکه در روایتی از زراره بن اوفی نقل شده است: «پیامبر اسلام(ص) مردی را که فرزندش فوت کرده بود تعزیت داده و فرمود، آجَرَکَ اللَّهُ وَ أَعْظَمَ لَکَ الْأَجْر؛ یعنی خداوند تو را اجر خیر دهد و پاداش بزرگی به تو عنایت فرماید».[1]
[1]. شهید ثانى، زین الدین بن على، مُسکّن الفؤاد عند فقد الأحبّة و الأولاد، ص 28، قم، بصیرتی، چاپ اول، بیتا.
نظر دهید » 
حج گزاران و چگونگي دستیابی به پاداش حقیقی
رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم به شخص ثروتمندي که موفق به حضور در مراسم حج نشده بود فرمود: به کوه ابوقبيس بنگر اگر به اندازه اين کوه طلاي سرخ داشته باشي و آن را در راه خدا انفاق کني هرگز به پاداش حج گزاران، دست نخواهي يافت.
سپس فرمود: حج گزار چون مقدمات سفر خود را آماده کند چيزي بر نمي دارد و چيزي نمي نهد مگر آنکه خداوند ده حسنه براي او ثبت و ده سيّئه از او محو مي کند و ده درجه او را بالا مي برد. پس چون بر مرکب خود سوار شود، مرکبش گامي برنمي دارد و گامي نمي نهد مگر آنکه خداوند باز براي او چنان مي کند. پس چون به گرد کعبه طواف کند از گناهان خود بيرون مي آيد و چون بين صفا و مروه سعي کند از گناهانش به درمي آيد و چون در عرفات توقّف کند از گناهانش خارج مي شود و چون در مشعرالحرام توقّف کند از گناهانش برون مي آيد و چون رمي جمره کند از گناهانش خارج مي شود و اين چنين رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم يکايک مواقف را برشمرد و فرمود: اگر حج گزار در هر يک از اين مواقف درنگ کند از گناهانش بيرون مي آيد. آنگاه فرمود: تو کجا مي تواني به پاداش حج گزار دست يابي؟!؛ «أنّي لکَ أنْتَبلغَ ما يَبْلُغُ الحاجُّ».
شايد مراد پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم از تأکيد بر خروج حج گزار از گناهان خويش پس از هر يک از مناسک، بيان اين نکته باشد که هر يک از اين اعمال در آمرزش گناهي خاص مؤثر است و براي آمرزش آن گناه واجب شده است يا آنکه گناهان چون انباشته شود و زنگار و پرده اي بر گنهکار شود، هر يک از اين مناسک موجب کاستن از ضخامت اين پردهها و کنار رفتن اين پوشش ها از دلها مي گردد.[1]
پی نوشت ها:
[1] جوادي آملي، عبدالله، کتاب جرعه اي از صهباي حج
نظر دهید » 
خوشبختى ، واقعيت يا خيال
بدون شك هدف از خلقت هستى و به دنبال آن خلقت انسان و پديد آمدن زندگى بشرى ، رساندن انسان به نقطه كمال و وصول او به بالاترين رتبه انسانى ، يعنى مقام قرب و عبوديت است . از اين رو انسان فطرتا موجودى كمال جو و سعادت طلب است و همواره در پى رشد و پرورش استعدادهاى درونى و فطرى خويش است .
بديهى است كه مسئله سعادت و خوشبختى و انديشيدن در راههاى رسيدن به آن ، از مباحثى است كه ذهن هر انسان پويا و طالب رشد و تعالى را آرام ننهاده و همچون آبى گوارا، سرشت تشنه او را بسوى خود فرا مى خواند.
به سخن ديگر، هر انسانى در فطرت خود، چنين حالت جستجوگرى را احساس مى كند، اما تمام انسانها، اين قوه درونى را به فعليت نرسانده و آن را به منصه ظهور نكشانده اند. اين به فعليت در نيامدن از آن جهت است كه گوهر سعادت و خوشى امرى وابسته به قوه عقل است و انسانهايى در آرزوى وصول به آن بسر مى برند كه در تقويت قوه عاقله خود و چيره ساختن آن بر قواى حيوانى ، از هيچ كوششى فرو گذار نكنند.
نظر دهید » << 1 ... 375 376 377 ...378 ...379 380 381 ...382 ...383 384 385 ... 798 >>