
یاران وفادار
پیشواى پنجم علیهالسلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیهالسلام كه در زمان غیبت، خود را براى شركت در قیام جهانى آن حضرت آماده مىكنند، به ابو خالد كابلى فرمود: «من به گروهى مىنگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهى تلاش مىكنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مسئولین مواجه مىشوند. وقتى كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این كه سردمداران حكومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و كسى نمىتواند جلوگیرشان شود. این حقجویان وقتى كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به كس دیگرى نمىسپارند. كشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.»
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد كابلى جملهاى زیبا فرمود كه مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(1) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.»
امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیهالسلام مىآیند كه پنجاه نفر از آنان زن مىباشند و بدون هیچگونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مىشوند.
امام پنجم علیهالسلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیهالسلام به آیهاى از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْكُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً»(2) ؛ «هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیكارجوىِ خود را بر ضد شما برمىانگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانهها را جستجو مىكنند و این وعدهاى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفدارى از حق به پا مىخیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»(3)
عصر ظهور در كلام امام باقر علیه السلام
1.غیبت نعمانى، ص 273.
2.اسراء / 5.
3.تفسیر عیاشى، ج 2، ص 281.
نظر دهید » 
پيشتازان عرصه جهاد را دريابيد!
افرادي كه درآمد زياد نداشتند و به قول امام خميني قدس سره «از پابرهنگان بودند» مخلص ترين ياران پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله شمرده مي شدند. آنها از ديار خود دل كنده، به خدا دل بسته بودند، در ميدانهاي كارزار از جان مايه مي گذاشتند و وقت نداشتند تا دنبال منافع شخصي و سفرهاي تجارتي بروند و براي خود كاخ بسازند. لذا خداوند منّان به مسلمانان دستور داده بود تا به اين دسته از برادران خويش كمك مالي كنند. در همين زمينه در قرآن مي خوانيم:
(انفاق شما، مخصوصاً بايد) براي نيازمنداني باشد كه در راه خدا در تنگناي (اقتصادي) قرار گرفته اند، نمي توانند مسافرت (تجارت) كنند. و ناآگاهان آنها را، از شدت خويشتن داري، بي نياز مي پندارند، اما آنها را از چهره هايشان مي شناسي و هرگز با اصرار از مردم چيزي نمي خواهند؛ و هرچيز خوبي را در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.
امام باقر عليه السلام فرمود: اين آيه درباره «اصحاب صُفّه» نازل شده است. كنار مسجدِ (پيامبر صلي الله عليه و آله ) روي صفّه اي (سكوي بزرگي) جاي داشتند… و خداوند به مردم دستور داد از كمك به اين دسته از برادران خود دريغ نورزند. آنها نيز چنين كردند.(1)
با امام باقر عليه السلام در سايه قرآن
1- تفسير ابوالفتوح رازي، ذيل آيه 273 بقره.
نظر دهید » 
رهبري، خارچشم دشمن
حمله به رهبري امت اسلامي يكي از ترفندها و نقشه هاي اصلي دشمنان دين است كه از همان صدر اسلام در صدر توطئه هاي آنها قرار داشته است. در همين زمينه در قرآن مي خوانيم:
«منافقان از آن بيم دارند كه آيه اي عليه آنها نازل شود و به آنها از اسرار درونشان خبر دهد.»(1)
(اي پيامبر به آنها) بگو: استهزا و تمسخر كنيد، خداوند آنچه را از آن بيم داريد آشكار مي سازد.
نظر دهید » 
محرم اسرار، خدا يا دشمنان خدا
در مرحله عمل روشن مي شود هر فرد چه كاره است و تنها ادعاي ايمان كافي نيست. آيا مي توان باور كرد: كسي ايمان به خدا داشته باشد اما با دشمنان خدا دست دوستي دهد و آنها را محرم اسرار خويش سازد؟ در قرآن مي خوانيم: آيا گمان كرده ايد به خود واگذار مي شويد و خداوند كساني را كه جهاد كرده و غير از خدا و فرستاده او و مؤمنان محرم اسراري نگرفته اند، معلوم نمي دارد؟ و خداوند بدانچه انجام مي دهيد آگاه است.(1)
امام باقر عليه السلام درباره آيه فوق فرمود:
جز خدا محرم اسراري نگيريد كه در اين صورت مؤمن نخواهيد بود. هماناهر سبب و نسب (قرابت) و محرم اسرار گرفتن و بدعت و شبهه اي بريده خواهد شد مگر آن چيزي كه قرآن آن را اثبات كرده است. (يعني تقوا)(2)
گمان مى نماييد آيا شما بگرديد بى آزمايش رها؟ نكرده خدا تا به امروز فاش مقام شما را به سعى و تلاش ؛ كدامينتان هست مومن درست كه از غير يزدان خود دست شست نگيرد دگر دوست غير از خدا بجز مومنان و بجز مصطفى به هركارتان هست يزدان خبير بود آگه از رازهاى ضمير نور نبوت و ولايت(3)
در قرآن مي خوانيم: او خدايي است كه خورشيد را مايه روشنايي و ماه را نوربخش قرار داد؛ هوالذي جعل الشمس ضياء والقمر نوراً.(4)
امام باقر عليه السلام درباره آيه فوق چنين مي فرمايد:
خداوند زمين را به نور محمد صلي الله عليه و آله روشن ساخت، همان گونه كه با نور خورشيد آن را روشن گرداند. به همين جهت، محمد صلي الله عليه و آله را به خورشيد و وصي اش علي عليه السلام را به ماه تشبيه كرده است.(5)
با امام باقر عليه السلام در سايه قرآن
1- توبه، آيه 16.
2- اصول كافي، ج 1، ص 59.
3- مجد
4- يونس، آيه 5.
5- نورالثقلين، ج 1،ص 36.
نظر دهید » 
درس عبرت از انسانهاي مسخ شده
همان طور كه مي دانيم روحيه سركشي و نافرماني از دستورهاي الهي و علاقه شديد به مال دنيا از ويژگيهاي يهود بود و آياتي از قرآن بدانها اشاره كرده است، ماهيگيري در شنبه يكي از مظاهر اين علاقه است:
خداوند به يهود فرمان داده بود روز «شنبه» را تعطيل كنند؛ اما گروهي از آنها كه كنار دريا مي زيستند و مشمول حكم الهي بودند، دلشان نمي آمد آن روز از ماهيهاي فراوان و چشمگير بگذرند. اتفاقاً روزهاي شنبه ماهيهاي بيشتري مي آمد. آنها با ترفند و حيله گري روز شنبه نيز ماهيگيري مي كردند تا آن كه عذاب خدا آنها را فرا گرفت. در همين زمينه در قرآن چنين مي خوانيم: قطعاً حال كساني (يهودياني) كه در روز شنبه نافرماني كردند، دانستيد. (و نيز به عذاب ما آگاه شديد كه) به آنها گفتيم: همچون بوزينگان طرد شده در آييد و آنها چنين شدند.(1)
در آيه بعد از آن مي فرمايد: ما اين جريان را مجازات و درس عبرتي براي پيش روي آن واقعه (مابين يديها) و پشت آن (ماخلفها) قرار داديم.(2)
امام باقر عليه السلام در توضيح مابين يديها و ماخلفها مي فرمايد: (مقصود از «مابين يديها»، نسل آن زمان و مراد از «ماخلفها» ما مسلمانان هستيم. يعني اين درس عبرت مخصوص بني اسرائيل نبود و همه انسانها را شامل مي شود.»(3)
با امام باقر عليه السلام در سايه قرآن
1- بقره، آيه 65.
2- بقره، آيه 66.
3- مجمع البيان، ذيل آيه 66 سوره بقره.
نظر دهید » 
فروش دين به دنيا
در موارد متعددي از قرآن به آياتي برمي خوريم كه يهود را به پيروي از قرآن فرا مي خواند، در يكي از اين آيات مي خوانيم: «به آنچه نازل كرده ام (قرآن) ايمان آوريد كه تأييد و تصديق كننده كتابي است كه شما با آن سروكار داريد (توارت) و نخستين كافر به آن نباشيد و آيات مرا به بهاي ناچيزي نفروشيد و تنها در برابر من تقوا پيشه سازيد.»(1)
امام باقر عليه السلام در مورد شأن نزول آيه فوق مي فرمايد:
براي حُيّي بن اخطب و كعب بن اشرف و گروهي ديگر از عالمان يهود، هر ساله مجلس ميهماني بسيار مجللي از طرف يهوديان ترتيب داده مي شد. اين افراد راضي نبودند، با تصديق و تأييد قرآن، آن منافع را از دست بدهند. به همين جهت تورات را تحريف كرده، آياتي از آن را، كه در زمينه اوصاف پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بود، به بهاي ناچيز (مجالس و يا پولهايي كه به جيب آنها سرازير مي شد) فروختند.(2)
1- بقره، آيه 41.
2- مجمع البيان، ذيل آيه 41 سوره بقره.
با امام باقر عليه السلام در سايه قرآن
نظر دهید » 
زنگار دلها
قرآن درباره مجرمان و گناهكاران جسور كه به بهانه هاي واهي از اجابت دعوت الهي سرباز مي زنند، مي فرمايد:
«كلاّ بَلْ رانَ عَلي قُلُوبِهم ما كانُوا يكسبون»(1)
چنين نيست كه آنها گمان مي كنند، بلكه كارهايشان همچون زنگاري بر دلهايشان نشسته است. (و از درك حقيقت محروم گشته اند.)
امام باقر عليه السلام درباره اين آيه مي فرمايد:
هيچ بنده مؤمني نيست مگر آنكه در قلبش يك نقطه سفيد (و نوراني) وجود دارد، پس آنگاه كه از وي گناهي سرزند، در ميان آن نقطه سفيد، نقطه سياهي ايجاد مي گردد. پس اگر توبه كند، آن سياهي رخت بر مي بندد؛ و اگر در گناهان غوطه ور گردد، بر سياهي افزوده مي شود تا آنكه تمام سفيدي را مي پوشاند. وقتي سفيدي پوشانده شد، دارنده چنين دلي ديگر هرگز روي سعادت را نخواهد ديد و اين است معناي سخن خداوند كه مي فرمايد: «كلاّ بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون»(2)
1- مطفّفين، آيه 14.
2- اصول كافي، ج 2، باب الذنوب، ح 20.
نظر دهید » 
زندگینامه امام محمد باقر(ع)
نام مبارك امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .
القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
كنيه امام ابوجعفر بود .
نظر دهید » 
آيت الله العظمى آقا ضياء عراقى رحمه اللّه
ايشان كه از بزرگان علماى متاءخّر بود، در سال 1278 در سلطان آباد عراقِ عجم (اراك ) متولد شد. و مقدمات علوم را در آنجا به اتمام رساند، سپس به نجف اشرف مهاجرت كرد، و در درس مرحوم سيّد محمّد فشاركى ، آخوند خراسانى ، سيّد كاظم يزدى ، شيخ شريعت اصفهانى و … شركت كرد.
وى از همان ابتدا به ذكاوت و نبوغ شناخته شد و تدريس را شروع كرد، و به سبب بيان شيوايى كه در تدريس داشت شاگردان بسيارى در درس او حاضر شدند. بعد از وفات استادش ، آخوند خراسانى نيز از مدرسين بزرگ شمرده مى شد. و بالاخره حدود 30 سال به تدريس پرداخت و خيلى از شاگردانش از مراجع گرديدند. كتاب ((مقالات الا صول )) در علم اصول در دو جزء نوشته اوست .
سرانجام آن بزرگوار در سال 1361 ه .ق . در نجف اشرف به رحمت خدا رفت .(20)
نام كتاب : برگى از دفتر آفتاب
شرح حال شيخ السالكين حضرت آيت اللّه العظمى بهجت
اثر : رضا باقى زاده پُلامى
نظر دهید » << 1 ... 356 357 358 ...359 ...360 361 362 ...363 ...364 365 366 ... 798 >>