
دبير قاضى
مردى مالش را نزد شخصى كه مورد اعتماد قاضى شهر بود امانت سپرد و به مكه رفت . پس از مراجعت ، مالش را مطالبه كرد. لكن او انكار كرد و گفت : چيزى از تو پيش من نيست .
صاحب مال از او به قاضى شكايت كرد و حقيقت را براى او بيان نمود.
قاضى پرسيد: آيا اين دعوى را نزد ديگرى مطرح كرده اى ؟
صاحب مال : نه
قاضى : خيالت آسوده باشد، ولى از اين جريان با احدى سخن مگو. دو روز ديگر بيا تا مالت را بگيرى . قاضى شخص مورد اعتمادش را احضار كرد و گفت : اموال زيادى از مردم نزد من جمع شده ، مى خواهم نزد تو به امانت بسپارم . ولى بايد محل مطمئن و مناسبى در خانه ات آماده كنى . هر گاه آماده شد به من خبر ده تا اموال را به آنجا حمل كنيم .
آن شخص خيلى خوشحال شد و گفت : بسيار خوب ، الساعه مى روم و محل مناسبى را آماده مى كنم .
دو روز بعد صاحب مال طبق قرار قبلى نزد قاضى آمد.
قاضى به او گفت : اكنون به سراغ او برو و مالت را از او بگير. اگر نداد، بگو: مى روم از تو نزد قاضى شكايت مى كنم .
صاحب مال طبق دستور قاضى عمل كرد. آن شخص هم به طمع رسيدن به اموال بيشتر، امانت را به صاحبش رد كرد.
نظر دهید » 
دو حكمت
حكيمى گفت : ترس از خدا امن ، و امن از عذاب او كفر است ، ايمنى از خلق خدا، آزادى و ترس از آنان بردگى است .
ديگرى گويد: اگر دل غنى شد و كيسه خالى ، ضرر ندارد، چنانكه اگر قلب نيازمند بود و كيسه پر، سودى نبخشد.
كشكول شيخ بهايي
نظر دهید » 
كيفر گناه
اميرمؤ منان فرمود: براى اهل معصيت نقبهائى در ميان آتش دوزخ زده اند، پاهايشان را به زنجير بسته اند، دستهايشان را با زنجير به گردن آويخته اند، پيراهنهائى از مس گداخته بربدنهايشان پوشانيده اند، جامه هائى از آتش برايشان بريده اند و در ميان عذابى گرفتارند كه حرارت آن به نهايت درجه رسيده ، درهاى جهنم به روى ايشان بسته شده و هيچ نسيمى بر ايشان نمى وزد، هرگز غمى از ايشان بر طرف نشود و عذابشان بسيار سخت و شديد است . نه فانى مى شوند و نه عمرشان سر مى آيد. خطاب به ماءموران دوزخ مى گويند: از خداوند بخواهيد ما را بميراند. جواب مى شنوند: هميشه در عذاب خواهيد بود و نجاتى برايتان نيست .
خداوندا، از عذاب جهنم به تو پناه مى آوريم و از تو مى خواهيم كه ما را به راه راست هدايت فرمائى . عاقبت امر ما را ختم به خير گردانى و يك لحظه ما را به خود وامگذارى .
كشكول بهايي
نظر دهید » 
استغفار حقيقى

اميرمؤ منان امام على عليه السلام به كسى كه در محضرش استغفار كرد، فرمود: آيا مى دانى معنى استغفار چيست ؟ استغفار را مرتبه اى بس بلند است و بر شش معنى واقع مى گردد.
1 - پشيمانى از اعمال زشت گذشته .
2 - تصميم جدى بر ترك گناه .
3 - اگر گناه مربوط به حق الناس است حق را به صاحب حق برگردانى و او را از خود راضى سازى .
4 - اگر گناه مربوط به حق الله است و واجب از تو فوت شده ، و قضا نمائى .
5 - گوشتى كه از حرام بربدن روئيده ، با اندوه فراوان و مداومت بر عبادت ورياضت چنان آب كنى كه پوست به استخوان بچسبد.
6 - جسمت كه شيرينى و لذت گناه را چشيده ، تلخى و سختى طاعت را به او بچشانى . در اين صورت مى توان گفت : استغفرالله ربى و اتوب اليه .
نظر دهید » 
چند سخن حكيمانه

ترك خير كثير براى شر قليل ، شر كثير است . و شر قليل براى خير كثير نيز خير كثير است . چنانكه گاهى انگشت مار گزيده را بايد بريد تا باقى اعضاء سالم ماند.
چنانچه ظرف نشكسته را از بشكسته ، به صدايش باز شناسند، حال آدمى را نيز از گفتارش مى توان شناخت .
دو چيز مانع ظلم است : يكى ترس از معاد، ديگرى ترس از شمشير مظلومان .
آسانترين كار آغاز دشمنى است ، و سختترين كار پايان آن .
رندى ديد شخصي آتش حمل مى كند، گفت : حامل سوزنده تر از محمول است .
نظر دهید » 
مناجات خواجه عبدالله انصارى

الهى آنچه تو كشتى ، آب ده ، و آنچه عبدالله كشت ، بر آب ده .
الهى ما معصيت مى كرديم و دوست تو محمد مصطفى (صلي الله عليه وآله و سلم ) اندوهگين مى شد ودشمنت ابليس شاد. فرداى قيامت اگر مرا عقوبت كنى باز دوست اندوهگين ودشمنت شاد شود .الهى دو شادى به دشمن مده و دو اندوه بر دل دوست منه .
نظر دهید » 
خضوع و خشوع
تواضع خشوع قلب است و خشوع تواضع جوارح .
وَ اِذا تَواضَعَ القَلبُ خَشَعَتِ الجَوارِحُ
هر گاه قلب خاضع شود، اعضاء نيز خاشع گردد.
كشكول شيخ بهايي
نظر دهید » 
خلاصه علوم
دانشمندى از شخصى پرسيد: چرا به تحصيل علم نمى پردازى ؟
گفت : خلاصه همه علوم را بدست آورده ام . دانشمند: خلاصه علوم چيست ؟
پاسخ داد: پنج چيز است .
1 - تا راستى هست ، دروغ نگويم .
2 - تا حلال هست ، دست به سوى حرام دراز نكنم .
3 - تا زمانى كه از تفتيش عيوب خود فارغ نشوم به جستجوى عيوب مردم نپردازم .
4 - تا خزانه رزق خداوند به پايان نرسد به هيچ كس التجاء نبرم .
5 - تا قدم در بهشت ننهم ، از كيد شيطان و غرور نفس اماره غافل نباشم
نظر دهید » 
در كات جهنم (1)
1 - جحيم : 26 بار در قرآن آمده است . وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِاياتِنا اوُلئِكَ اَصحابُ الجَحيمِ(2) اصحاب جحيم را بر سنگهاى آتشين قرار دهند كه مغزشان مانند ديگ به جوش آيد.
نظر دهید » << 1 ... 345 346 347 ...348 ...349 350 351 ...352 ...353 354 355 ... 798 >>