https://eitaa.com/fanoos123

کانال ایتا فانوس

fanoos123@

   سه شنبه 6 مرداد 1405نظر دهید »

اگر شما را به دشنام ما وادار كردند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اى گروه مردم : ظالم و مظلوم ، جاهل و عالم ، حق و باطل ، عدل و ستم ، با هم يكسان نيستند، آگاه باشيد كه براى خدا راههاى معلوم و واضحى است ، هيچ پيامبرى نيست مگر اينكه ضد و دشمنانى دارد كه مى خواهند نور آنها را خاموش كنند، ما خاندان پيامبر شما هستيم ، آگاه باشيد كه اگر شما را به ناسزاگوئى به ما وادار كنند، پس ما را ناسزا گوئيد و اگر شما را به دشنام به ما وادار كردند، پس ما را دشنام دهيد و اگر شما را به لعنت ما وادار كردند، ما را لعنت كنيد.

ادامه »

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

واى بر فلسطين و آنچه از بلا بر وى وارد شود

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

از جمله راجع به رى فرمود: اى واى بر رى و آنچه بر اين شهر آيد از قتل عظيم و اسيرى زنان و ذبح اطفال و نابودى مردان . اى واى بر شهرهاى فرنگ و آنچه بر آنها از اعراب رسد، اى واى بر شهرهاى سند و هند و آنچه از قتل و ذبح و خرابى در آن زمان واقع مى شود تا آنجا كه راجع به فلسطين فرمود: آگاه باش واى بر فلسطين و آنچه بر آن شهر از فتنه هاى كمر شكن وارد خواهد شد، آگاه باشيد اى واى بر اهل دنيا و آنچه بر آن از فتنه ها وارد خواهد شد در آن زمان ، و (اى واى ) بر تمام شهرهاى غرب و شرق و جنوب و شمال ، آگاه باشيد كه مردم بعضى بر بعضى سوار شوند و جنگهاى دائمى بر آنها حمله كنند، اين (ستمها) بواسطه آن اعمالى است كه خودشان انجام داده اند و پروردگار تو هيچ بر بندگان ظلم نمى كند.

ادامه »

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

نابودى يك سوم مردم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امير المؤمنين عليه السلام در مورد علائم ظهور مهدى (عجل الله تعالي عليه ) فرمود:
مهدى خارج نمى شود تا اينكه يك سوم مردم كشته شوند (در اثر جنگها و بلاهاى خانمان سوز كه انجام اين مساءله با انبوه بمبهاى اتمى و غيره كه براى نابودى چندين برابر كره زمين كافيست بعيد به نظر نمى آيد) و يك سوم مردم مى ميرند (در اثر بيماريها و قحطى ها) و (تنها) يك سوم مردم باقى مى مانند.
اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود: چون منادى از آسمان ندا كند: همانا حق با آل محمد صلى الله عليه و آله است ، در آن هنگام (نام ) مهدى بر زبانها افتد و محبت او را به دل گرفته و ذكرى جز (ياد) او ندارند.


نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

کلیدواژه ها: نابودى يك سوم مردم
   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

اگر آنچه پدرت مى بيند ببينى گريه نمى كنى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

شخصى بنام حبيب بن عمر گويد: به عيادت حضرت امير عليه السّلام در همان بيمارى كه از دنيا رفت رفتم ، نگاهى به جراحت (سر) حضرت انداختم و گفتم :
يا اميرالمومنين اين زخم شما چيز (مهمى ) نيست ، و بر شما خوفى نيست ، حضرت فرمود: اى حبيب به خدا قسم من همين ساعت از ميان شما مى روم .
ام كلثوم دختر حضرت با شنيدن اين جمله گريان شد، حضرت فرمود: دخترم چرا گريه مى كنى ؟ جواب داد: بابا شما فرمودى همين ساعت از من جدا مى شوى ، حضرت فرمود: دخترم گريه نكن ، به خدا قسم اگر آنچه پدرت مى بيند، ببينى گريه نمى كنى !
حبيب گفت : عرض كردم يا اميرالمؤمنين شما چه مى بينى ؟ حضرت فرمود: ملائكه آسمانى و پيامبران را مى بينم كه كنار يكديگر ايستاده همگى منتظرند مرا در آغوش بگيرند و اينك اين برادرم محمد صلى الله عليه و آله است كه نزد من نشسته و مى فرمايد: (يا على ) بيا كه آنچه در مقابل تو است از حالتى كه تو در آنى بهتر است .
راوى گويد: از منزل خارج شدم تا آنكه حضرت از دنيا رفت .
فردا صبح امام مجتبى عليه السّلام بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: اى مردم شب گذشته قرآن نازل شد (شب بيست و سوم رمضان ) و در اين شب عيسى بن مريم به آسمان برده شد و در همين شب يوشع بن نون كشته شد و در اين شب اميرالمؤمنين عليه السّلام از دنيا رفت .
به خدا قسم هيچ يك از اوصياء (پيامبران گذشته ) و نه كسانى كه بعد از او مى آيند (از امام عليه السّلام ) بر او در وارد شدن به بهشت سبقت نگيرند.
هر گاه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله او را به جنگ مى فرستاد، جبرئيل در طرف راست او و ميكائيل در طرف چپ او يارى را مى دادند.
آنگاه حضرت فرمود: او از مال دنيا طلا و نقره اى (هيچ پولى ) باقى نگذارد، مگر هفتصد درهم كه از سهم او زياد آمده بود و مى خواست براى خانواده اش خدمتكارى بگيرد.
بارالها! معرفت خويش و پيامبر گرامى و خاندان بزرگوار او را نصيب ما بگردان و ما را از دوستان و شيعيان مخلص ايشان قرار بده .
اللّهم احينا حياة محمد و آل محمد و امتنا ممات محمد و آل محمد و الحمدللّه اولا و آخرا.

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

مردم دنيا از ديدگاه على عليه السّلام

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در آن هنگام شما بر هفت دسته ايد: طبقه اول : در آن بسيارى تقوى و نيكوكارى است تا سال هفتاد هجرت (و در نسخه ديگر اهل سخت و دشوار زندگى كردن و اهل قضاوت هستند تا سال هفتادم هجرى ). طبقه دوم : اهل بذل و بخشش و مهربانى هستند تا سال دويست و سى هجرى ، طبقه سوم : اهل پشت نمودن و قطع رابطه با يكديگرند تا سال پانصد و پنجاه هجرى ، و طبقه چهارم : اهل سگ صفتى و حسد هستند تا سال هفتصد هجرى ، طبقه پنجم : اهل تكبر و تهمت هستند تا سال هشتصد و بيست هجرى ، طبقه ششم : اهل هرج و مرج و خونريزى و سگ صفتى دشمنان و ظهور اهل فسق و خيانت هستند تا سال نهصد و چهل هجرى و طبقه هفتم : پس ايشان اهل مكر و فريب و غدر و جنگ و فسق و تفرقه و دشمنى و لهو و بازى هاى بزرگ شهوترانيها و ساز و نوازهاى حرام و كارهاى مشكل (يا از نظر دينى كه گناهان بزرگ و يا از نظر دنيوى صنايع بسيار مهم ) و مرتكب شدن شهوات و خرابى شهرها و ديوارها و انهدام عمارات و قصرها مى باشند و در اين طبقه ظاهر مى شود آن ملعون (سفيانى ) از بيابان شوم و در اين طبقه است آشكار شدن پرده حيا و فرجها (زنها پرده عفت خود را عقب مى زنند) و در اين طبقه بر همين حال هستند تا آنكه قائم مهدى صلوات الله على ظهور كند.
پس از آن حضرت به درخواست بزرگان كوفه احوالات شهرها و اشخاص ‍ جانى و فرمانروايان را بيان نمود و از خرابى شهرها و پادشاهان ممالك خبر داد.

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى


   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

شكايت اميرالمؤمنين نزد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ابو صالح حنفى گويد: از حضرت على عليه السّلام شنيدم مى فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را در خواب ديدم از مصائب و ناراحتيهائى كه از امت او ديده بودم شكايت كردم و گريستم ، حضرت فرمود:
يا على گريه مكن ، به اين طرف نگاه كن ، وقتى نگاه كردم دو مرد را ديدم كه به زنجير كشيده اند و با پاره سنگهاى بزرگ بر سر آنها مى كوبند.
ابو صالح گويد: فردا صبح مثل هميشه كه بيدار شدم در بازار قصابها ديدم مردم مى گويند: اميرالمؤمنين كشته شد، امير المؤمنين كشته شد

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

در ميان شما اندكى بيش نخواهم ماند

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

بانوئى بنام ام موسى كه يكى از دختران حضرت امير عليه السّلام را نگهدارى مى كرد گويد: شنيدم حضرت به دخترش ام كلثوم مى فرمود: دختر فكر مى كنم من در ميان شما اندكى خواهم بود؟ ام كلثوم گفت : چطور بابا؟ حضرت فرمود: من پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وسلم را در خواب ديدم كه غبار از صورت من پاك مى كرد و مى فرمود:
يا على بر عهده تو چيزى نيست ، وظايف خود را انجام دادى ، سه روز از اين جريان نگذشت كه حضرت مورد ضربت قرار گرفت ، ام كلثوم فرياد زد و ناله نمود، حضرت فرمود: دخترم چنين نكن همانا من پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم را مى بينم كه با دست به من اشاره نموده مى فرمايد: يا على بشتاب و به جانب ما بيا، آنچه نزد ماست براى تو بهتر است

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

آيا عبدالرحمن بن ملجم توئى ؟

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در روايت است عبدالرحمن بن ملجم - ملعون - نزد حضرت امير عليه السّلام آمد و گفت : مركب سوارى بمن بده ، حضرت نگاهى به او نمود و فرمود: عبدالرحمن بن ملجم مرادى توئى ؟ گفت : آرى ، حضرت دوباره فرمود: عبدالرحمن بن ملجم مرادى توئى ؟ گفت : آرى حضرت براى بار سوم فرمود: عبدالرحمن بن ملجم مرادى توئى ؟ عرض كرد: آرى ، حضرت به شخصى بنام غزوان فرمود: او را بر اسب سرخ سوار كن ، اسبى سرخ آورد و ابن ملجم سوار شد و افسار آن را گرفته پشت كرد و رفت . در اين هنگام حضرت فرمود:
اريد حبائه و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد
و چون آن جنايت را مرتكب شد و حضرت را ضربت زد، ابن ملجم را نزد حضرت آوردند، حضرت به او فرمود: بخدا سوگند آن همه احسان هائى كه به تو انجام مى دادم با توجه به اين بود كه مى دانستم تو قاتل من هستى ولى اينگونه با تو برخورد كردم تا خداوند بر عليه تو باشد

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

به خدا سوگند نمى بينم به آنچه گفتى وفا نكنى

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اصبغ بن نباته گويد: ابن ملجم با گروهى از مردم براى بيعت نزد امير عليه السّلام آمد وقتى پشت كرد كه برود حضرت او را خواسته و دوباره از او عهد و پيمان گرفت كه مكر و حيله نكند و بيعت نشكند، او انجام داد و دوباره بيعت كرد، وقتى پشت كرد كه برود حضرت او را خواسته تا براى بار سوم بيعت كند و از او عهد و پيمان گرفت كه بيعت نشكند، او چنين كرد، وقتى پشت كرد كه برود براى بار چهارم حضرت از او عهد و پيمان گرفت و تاءكيد نمود تا بيعت نشكند.
ابن ملجم گفت : به خدا سوگند يا اميرالمؤمنين نديدم كه با شخص ديگر به جز من چنين كرده باشى ؟ حضرت اين شعر را زمزمه كرد:
اريد حبائه و يريد قتلى عذيرك من خليلك من مراد
يعنى : من قصد بخشش به او را دارم ولى او قصد كشتن مرا دارد، در اين صورت كسى تو را به خاطر اين مرادى سرزنش نخواهد كرد.
برو اى پسر ملجم به خدا سوگند نمى بينم به آنچه گفتى وفا كنى

نام كتاب : پيشگوئيهاى امير المؤمنين عليه السلام

مؤ لف : سيد محمد نجفى يزدى

   دوشنبه 6 مهر 1394نظر دهید »

1 ... 278 279 280 ...281 ... 283 ...285 ...286 287 288 ... 798

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو