
و من کتاب منه ( علیه السلام ) إلیه أیضا .

از نامه هاى آن حضرت علی علیه السَّلام است نیز به معاویه(که او را بر نوشتن نامه اى که بآن بزرگوار نوشته توبیخ و سرزنش نموده، و نادانى و گمراهى او را گوشزد فرموده). أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَتْنِی مِنْکَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ وَ رِسَالَةٌ مُحَبَّرَةٌ نَمَّقْتَهَا بِضَلَالِکَ وَ أَمْضَیْتَهَا بِسُوءِ رَأْیِکَ . پس از ستایش خداوند و درود بر رسول اکرم از تو بمن رسید پندى که از سخنان گوناگون بهم پیوند داده و پیغامى آراسته اى (مطالبى بدست آورده در این مکتوب بهم پیوسته اى در صورتیکه ربطى بیکدیگر ندارند، چون ندانسته اى هر یک را کجا و چگونه بایستى بکار برد، از این رو) بجهت گمراهى خود این نامه را ترتیب داده و بسبب بدى رأى و اندیشه آنرا فرستاده اى

وَ کِتَابُ امْرِئٍ لَیْسَ لَهُ بَصَرٌ یَهْدِیهِ وَ لَا قَائِدٌ یُرْشِدُهُ قَدْ دَعَاهُ الْهَوَى فَأَجَابَهُ وَ قَادَهُ الضَّلَالُ فَاتَّبَعَهُ فَهَجَرَ لَاغِطاً وَ ضَلَّ خَابِطاً
و نامه از کسى است که او را نه بینائى هست تا راهنمایش باشد، و نه زمامدار و جلودارى که به رستگارى سوقش دهد، هواى نفس (به چنین کارى) وادارش ساخته او هم پذیرفته، و گمراهى زمامدارش شده او هم پیروى نموده، پس (به این جهت) هذیان و یاوه بافته و بانگ بیهوده زده (سخنان نادرستى گفته که چیزى از آن مفهوم نمى شود) و گمراه گشته و اشتباه نموده (چنین سخنان ناشایسته نوشته).
وَ مِنْ هَذَا الْکِتَابِ و قسمتى از این نامه است(در اینکه تکلیف آنانکه با آن حضرت بیعت نموده با آنها که بیعت نکرده یکسان است): (اى معاویه وظیفه مردم بصره و طلحه و زبیر و تو و اهل شام در موضوع بیعت و پیمان بستن با من یکسان است) .لِأَنَّهَا بَیْعَةٌ وَاحِدَةٌ لَا یُثَنَّى فِیهَا النَّظَرُ وَ لَا یُسْتَأْنَفُ فِیهَا الْخِیَارُ الْخَارِجُ مِنْهَا طَاعِنٌ وَ الْمُرَوِّی فِیهَا مُدَاهِنٌ .
زیرا آن یک بیعت است که (مهاجرین و انصار را که اهل حلّ و عقد امّت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله مى دانید گرد آمده بر آن اتّفاق نموده اند، و هر بیعتى را که ایشان بر آن تصمیم بگیرند) رأى و اندیشه در آن دو تا نمى شود، و اختیار (رأى دیگر) در آن از سر گرفته نمى گردد (چنانکه در باره خلافت ابو بکر و عمر و عثمان و بیعت با آنها چنین عقیده دارید، پس حاضر نمى تواند پیمان شکسته دیگرى را اختیار نماید، و غائب را نمى رسد آنرا نپذیرد، بنا بر این) هر که پیمان شکسته از آن دست بردارد (بدین و آئین مسلمانان) طعن زننده است (پس باید با او جنگید تا به راهى که بیرون رفته باز گردد) و هر که در (پذیرفتن و نپذیرفتن) آن تأمّل و اندیشه نماید منافق و دو رو است (زیرا تأمّل او در ردّ و قبول به عقیده و سابقه عمل شما مستلزم آنست که در راه مؤمنین و وجوب پیروى از آن شکّ و تردید داشته و علاقه او از روى راستى و درستى نبوده است، چون اگر علاقه او از روى حقیقت بود بایستى بدون تأمّل و درنگ آنچه را مؤمنین گرد آمده بر آن اتّفاق نموده اند بپذیرد).
منبع نهج البلاغه نامه شماره7
نظر دهید » 
شهوت پرستى انسان را به سوى انواع گناهان مى كشاند و در واقع يكى از سرچشمه هاى اصلى گناه و معصيت و نافرمانى خدا محسوب مى گردد،زيرا چشم وگوش انسان را بسته و به مصداق حديث نبوى «حبك للشى ء يعمى و يصم. آدمى را كور و كر كرده و قدرت درك واقعيت ها را از او مى گيرد و در چنين حال،زشتى ها در نظر او زيبا و زيبايى ها در نظر او زشت و بى رنگ مى شود.
![]()
به همين دليل، در روايات آمده که امير مؤمنان علی عليه السلام درباره پيروى از شهوات هشدار داده و مى فرمايد: «از شهوات سركش بپرهيزيد كه شما را به ارتكاب انواع گناهان مى كشاند».
در حديث دیگر،از همان حضرت نيز به اين نكته اشاره شد كه: «هواپرستى عقل انسان را فاسد مى كند»و (اگر شهوت پرستى تشديد شود): «دين انسان را بر باد مى دهد و حتى انسان را به بت پرستى مى كشاند». در اين رابطه مفسران وارباب حديث، در ذيل آيات 16 و 17 سوره حشر،داستانى درباره عابدى از قوم بنى اسرائيل به نام «برصيصا» آورده اند كه شاهد زنده اى براى اين مدعاست، داستان گر چه معروف است، اما تكرارش خالى از صواب نيست:..مرد عابد بنى اسرائيلى به خاطر سال ها عبادتش، به آن حد از مقام قرب الهى رسيده بود كه بيماران با دعاى او سلامت خود را باز مى يافتند و به اصطلاح مستجاب الدعوه شده بود.
روزى، زن جوان زيبايى را كه بيمار بود، نزد او آوردند و به اميد شفاء در عبادتگاه او گذاردند و رفتند.
![]()
شيطان به وسوسه آن عابد مشغول شد و آن قدر صحنه گناه را در نظرش زينت داد كه عنان اختيار را از كف او ربود، آن چنان كه گويا عابد كر و كور گشته و همه چيز را به دست فراموشى سپرده است. ديرى نپاييد كه آن عابد دامان «عفت» خويش را به گناه بيالود. پس ارتكاب گناه به خاطر اين كه احتمال داشت آن زن باردار شود و موجب رسوايى او گردد، باز شيطان و هواى نفس به او پيشنهاد كرد كه زن را به قتل رسانده و درگوشه اى از آن بيابان وسيع دفن كند.
هنگامى كه برادران دختر، به سراغ خواهر بيمار خويش آمدند و عابد اظهار بى اطلاعى كرد، آنان نسبت به عابد مشكوك گشته و به جستجو برخاستند و پس ازمدتى، سرانجام جسد خونين خواهر خويش را در گوشه بيابان از زير خاك بيرون كشيدند.
اين خبر در شهر پيچيد و به گوش امير رسيد. او با گروه زيادى از مردم به سوى عبادتگاه آن عابد حركت كرد تا علت اين قتل را بيابد. هنگامى كه جنايات آن عابد روشن شد، او را از عبادتگاهش فرو كشيدند تا بر دار بياويزند.
در ادامه اين حكايت آمده است: هنگامى كه عابد در كنار چوبه دار قرار گرفت، شيطان در نظرش مجسم شد و گفت: من بودم كه با وسوسه هاى خويش تو را به اين روز انداختم، حال اگر آنچه را كه من مى گويم، اطاعت كنى، تو را نجات خواهم داد.
![]()
عابد گفت: چه كنم؟ شيطان گفت: تنها يك سجده براى من كافى است. عابد گفت: مى بينى كه طناب دار را بر گردن من افكنده اند و من در اين حال توانايى سجده بر تو را ندارم.
شيطان گفت: اشاره اى هم كفايت مى كند. عابد بيچاره نادان، پس از اين كه با اشاره، سجده اى بر شيطان كرد، طناب دار گلويش را فشرد و او در دم جان سپرد. آرى! شهوت پرستى باعث شد تا آن عابد، ابتدا به زنا آلوده شود و سپس قتل نفس انجام دهد و بعد دروغ بگويد و سرانجام مشرك گردد و بدين ترتيب محصول سال ها عبادت او بر باد رفته و نزد خاص و عام رسوا شود. همه رنج جهان از شهوت آيد كه آدم زان برون از جنت آيد.منبع مشكلات جنسي جوانان و بحثي درباره انحرافات جنسي/ ناصر مكارم شيرازي.
نظر دهید » 
اگر دختر و پسر زيبا و خوش اندامي در يك خانواده غير متديّن رشد كنند احتمال زياد دارد كه از سلامت معنوي و عفّت واقعي برخوردار نباشد. اصولاً هر برتري اگر در كنارش ايمان، عقل و وجدان باشد ارزش پيدا ميكند.

اگر دختر يا پسري زيبا باشند ولي عقل نداشته باشند، ايمان نداشته باشند نه اينكه سعادتبخش نيست بلكه مصيبتبار ميباشد، گاه دختر يا پسر خود مقيد هستند ولي از نظر فكر و انديشه و اراده ضعيف هستند و به دام صيادان جامعه گرفتار ميشوند، اين است كه بايد انگيزه و ملاك ازدواج ايمان باشد، تجربه نشان داده كه اين امور بدون معنويت سعادتبخش نخواهد بود. ممكن است در ذهن اين سؤال پيش آيد كه پس چرا زيبارويان زودتر سامان مييابند؟
نظر دهید » 
يكي از مسائلي كه برخي از جوانان را رنج ميدهد و گاه احساس حقارت ميكنند و مشكلاتي را براي خود و ديگران مهيا ميسازند مسئله زيبايي است.
![]()
گاه اين مشكل از خانواده بوجود مي آيد، مادر و پدر، برادر و خواهر، دائي و… ميگويند فلاني از فلاني زيباتر است، فلاني زشت است، او روي دستمان ميماند، اگرچه اينگونه اهانتها حتي به فرزند خود گناه كبيره اي است كه تداركش در دنيا و آخرت مشكل است.پدر و مادر و… حق ندارند اينگونه اهانتهايي داشته باشند، زيرا اسلام نكاتي را يادآور شده است كه موجب زيبائي كودك ميگردد.ممكن است پدر و مادر مقصّر باشند يا اينكه آب و هوا، غذا و حوادث پيش بيني نشده و… دست بدست هم بدهند و يك دختر يا پسر نامتناسبي را تحويل دهند.البته اين نكته قابل تذكر است كه ديدگاه هر فردي از نظر ظاهري زيبائي در يك خصوصيتي جلوه ميكند، زيبائي هم از نظر افراد متفاوت است ممكن است يك صورت بنظر فردي غيرقابل تحمّل باشد و براي ديگري خيلي هم جذاب و گيرا باشد.البته به نظر اسلام ملاك ارزش و برتري مسائل زودگذر و ظاهري نيست اگرچه به اين امور هم بي توجه نيست، بلكه نهادهاي پاينده و قابل افزايش مورد توجه است، آن چيزها ارزش است كه زمينه ساز قوام و پايداري خانواده و نيز سبب تقرب و نزديكي بخدا باشد.
![]()
زيبائي چهره، چشم و ابرو، لب و دهان، و بيني، سفيدي يا سبزه بودن زن و مرد، خوش اندام بودن و… كه ظاهراً ديده ميشود در صورتي ارزنده است كه در درون فرد ايمان، وقار، ادب، صداقت، پاكي و… قرار داشته باشد و گرنه خود اين مسائل زمينه ساز از هم گسستن خانواده ميگردد.
چه بسا افرادي بخاطر ظاهر جذاب پيوند زندگي خود را آغاز كرده اند ولي چون از نظر معنوي ضعف داشته اند به ورطه سقوط و پرتگاه بدبختي كشيده شده اند، آنان كه گمان ميكنند اين عوامل ظاهري ارزشمند است و بايد فقط ملاك پيوندها اين باشد سخت در اشتباه هستند
منبع چشم نگاه چشمک محمد حسین حق جو
نظر دهید » 
روی کار آمدن ابابکر شروع فرهنگی بود که در آن آدمیان به فکر حاکمیت بر یکدیگر افتادند. حاکمیت خدا بر مردم تبدیل شد به حاکمیت مردم بر مردم.

بر اساس بعثت نبی اکرم بنا بود پیامبرخدا صلی الله علیه و آله حکم خدا را به مردم بنمایاند تا مردم با تدبّر در حکم خدا، تلاش کنند هر چه بهتر آن را در جامعة خود پیاده کنند. آری باید مسلمانان مجلس شورای اسلامی هم تشکیل دهند تا قوانینی را برای به وجودآمدن بستر اجرای حکم خدا فراهم آورند، ولی آنچه باعث استحکام و بقای جامعه می شود حاکمیت حکم اَحد بر کثرت ها است. شروع حاکمیت ابابکر، شروع حذف حاکمیت خدا بود. لذا به بهانه این که مردم علی علیه السلام را نمی خواهند حاکمیت امام معصوم را از جامعه حذف کردند.یعنی پای مردم را به میان کشیدند تا بدین بهانه حضور خدا را حذف کنند. بر فرض هم چنین بود که گفتند، آیا نباید شرایط پذیرش علی علیه السلام را فراهم می کردند؟

گریه فاطمه زهرا علیها السلام باید به گوش فلک می رسید، باید می آمدند، می گفتند: ای فاطمه یا روز گریه کن یا شب! باید بشریت عمق فاجعه را بفهمد. دوباره به این جمله دقّت کنید؛ «روی کار آمدن ابابکر شروع فرهنگی بود که آدمیان به فکر حاکمیت بر یکدیگر افتادند». بنا بود علی علیه السلام حاکم شود و حاکمیت علی علیه السلام یعنی حاکمیت معصوم، و معصوم؛ یعنی کسی که نفس امّاره ندارد و عبد محض خداست. یعنی هر چه خدا به قلب مبارک او می نهد می تواند بدون این که نفس امّاره اش در آن تصرف کند به بشریت بدهد. اگر قرار شد آدمیان بر یکدیگر حکومت کنند، هر کس که حاکم شد، باید قدرتش از بقیّه بیشتر باشد. ولی اگر خدا حکومت کند، کسی که حاکم می شود، اصلاً قدرت ندارد؛ چراکه به مردم بدهکارتر می شود. امیر المؤمنین علیه السلام گریه می کرد که خدایا! مرا ببخش، نکند کوتاه آمده باشم.

داستان آن زن را شنیده اید که مشک آبی را به دوش می کشید و به حضرت علی علیه السلام نفرین می کرد، حضرت از او پرسیدند: مگر چه شده است که به علی نفرین می کنی؟ گفت شوهرم شهید شده است و کسی کمکم نمی کند (ظاهراً شوهرش در لیست شهدای جنگ از قلم افتاده بود). حضرت، مشک آب را برایش به خانه بردند و سریعاً برگشتند مقداری آرد و گوشت و خرما برایش بردند. قرار شد آن زن آرد را خمیر کند تا نان بپزند و حضرت گوشت ها را کباب کردند و دهان بچّه ها می گذاشتند و می گفتند: علی را ببخشید. بعد حضرت مشغول پختن نان شدند و در این حال صورتشان را نزدیک آتش می بردند و می گفتند: ای علی! از آتش جهنم بترس و در حق یتیمان کوتاهی نکن. آری معصوم نه تنها قدرتی برای خود قائل نیست، بلکه دائماً خود را بدهکار می داند.
با روی کار آمدن ابابکر آدمیان به فکر حکومت بر یکدیگر افتادند و خودشان دست به قانون گذاری زدند و قانون آسمانی را به نفع قانون زندگی زمینی کنار گذاشتند. اگر تمام پیامبران در یک شهر جمع شوند، چون قلب همه آن ها قلب الهی و جایگاه سخن حق است، دیگر حکومت مردم بر مردم و حکومت خدا بر مردم، فرقی ندارد و مردم سالاری دینی یعنی همین.
منبع بصیرت فاطمه زهرا علیه السلام در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان/ طاهرزاده، اصغر،
نظر دهید » 
حضرت فاطمه علیهاالسلام برحسب ضرورت و به خاطر دفاع از حریم ولایت و امامت، ناگزیر از رفتن به مسجد و افشاگری جنایت های ستمگران شد.

حضرت زهرا علیهاالسلام به منظور دادخواهی و تظلّم، مطالب ارزنده خود را با هیبت، صلابت و جبروت، چنان ایراد فرمود که همچون صاعقه دلها را پُر از هول و هراس کرد. کیفیّت پوشش و حجاب آن بزرگوار هنگام رفتن به مسجد و ایراد خطابه این چنین بود:چون به فاطمه علیهاالسلام خبر رسید که تصمیم جدّی بر غصب فدک، خلافت و امامت گرفته شده، مقنعه بلند خود را پوشید و چادر (پوشش کامل و سرتاسری) را به بر گرفت و در حالی به راه افتاد که گروهی از بانوان از نزدیکانش اطراف آن بزرگوار را گرفته بودند (تا شناخته نشود) و در هنگام قدم برداشتن، دامن چادر خود را زیر قدم ها می آورد.
راه رفتن آن حضرت همانند راه رفتن رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم بود. صدّیقه کبری علیهاالسلام با چنین وضعی به مسجد وارد شد در حالی که مهاجرین و انصار اجتماع نموده پرده و حجابی میان زنان و مردان حایل گردید و آنان را از هم جدا کرد. آنگاه حضرت زهرا علیهاالسلام، خطابه کوبنده و افشاگر خود را با صلابت و جبروت ایراد فرمود.
منبع حجاب عزت است یا اسارت؟ محمد صادق ذبیحی.
نظر دهید » 
۱ (به زنان بگو: همانند جاهليت اول مواضع زينت خود را جلوي نامحرمان نمايش ندهند)
![]()
2 (اي پيامبر! به زنان و دخترانت، و به زنان پيروانت بگو: روپوشهايشان را بر خود بپوشند، اين بهتر است از آنكه در نظر نامحرمان شناخته شوند، تا ناراحت نباشند)
3 (به زنان مسلمان بگو: چشمان خود را از نامحرمان بپوشند، و ناموس خويشتن را از غيره شوهران حفظ كنند، و زينت خود و زيبائيهاي اندام خود را، مگر آن اندازه كه خود ظاهر است(مانند انگشتر و كف دست و گردي صورت اگر خوف زياني در كار نباشد)، نمايان نسازند، جز در برابر شوهران، يا پدران، يا پدران شوهران، يا فرزندان خود، يا فرزندان شوهران، يا برادران خود، يا پسران برادر خود، يا پسران خواهر خود، يا زنان خود(يعني زنان مسلمان) يا نوكران زرخريد خود، يا مردان پير كه ديگر هوي و هوسي در آنان نيست، يا كودكان بي تميزي كه با زنان آشنا نشده اند، و به آنان بگو كه: هنگام راه رفتن، پاهاي خود را به زمين نزنند، تا زينتهاي پنهان ايشان آشكار شود)
4 (و اگر زنان در بازار خريد و فروش مي كنند و شما دربارة جنسي از آنان پرسش كرديد، بايستي از پس حجاب و پوشش باشد)
در طول سيزده قرن زن مسلمان با شرافت و انسانيت در كانون گرم خانواده با امنيت و رفاه زندگي كرده در خانواده پر صفائي مي زيست روابط دوستانه ميان فرد فردشان برقرار بود، همگي يك دل و يك جان براي تأمين زندگاني بهتري مي كوشيدند.در آن زمانها خانواده از سلامتي جسم و جان و اخلاق پسنديده، پاكي و پاكيزگي، عزت و شرافت برخوردار بود. اينها هم از هنگامي آغاز شد كه خداوند، پيامبر عظيم الشأن خود را به جامعة انسانها ارزاني داشت، اين گرمي و صفا تا نيم قرن پيش در خانواده ها مشاهده مي شد، ولي امان از آنگاه كه دشمنان ديرينة اسلام و استعمارگران خارجي در ممالك اسلامي رخنه كردند، و از آن روز كه مسلمانان دانسته يا ندانسته برنامه هاي كفاراستعمارگر را بر زندگي خود حكومت دادند، و برخي از دولتهاي اسلامي! با قدرت هر چه تمام تر در توسعه و اجراي اين برنامه ها و قوانين وارداتي كوشيدند.
![]()
مسلمانان نادان و فريب خورده برنامه هاي آسماني قرآن و احكام حياتبخش اسلام را نفهميده از زندگي دور كردند، و برنامه ها و قوانين ستمگرانه و استعماري دشمنان را از صميم جان پذيرفتند، از اين مقدمه يك قرن نگذشت كه يكباره خود را در دامهاي استعمار و انواع و اقسام نكبتها و بدبختيها مشاهده كردند. يكي از نمونه هاي بارز اين دامها استعماري دام خطرناك (بي حجابي) است، مسئله اي كه زنان مسلمان و به دنبال آن ملت مسلمان را در سياهچال نكبت و فساد سقوط قرار داد … بطوري كه هيچ شهري و هيچ قريه، و هيچ !بياباني را نمي يابي مگر آنكه از درد اين مصيبت و فساد اين نكبت مي نالند، ولي براي ملتي كه در منجلاب فساد غرق شده اين ناله ها چه مي شود!؟
اگر ملت اسلام بخواهند از اين مفاسد و بدبختيها نجات يابند، چاره اي جز اين نيست كه همانند صدر اسلام برنامه ها ي اسلام را به مورد اجراء گذارند، و قوانين آسماني قرآن را در تمام شئون زندگي خود حكومت دهند.
اين چند برگ به قسمتي از مفاسد بيشمار(بي حجابي) كه موجب بدبختي ملت مسلمان شده است اشاره مي كند، اميد است كه خواندن اين جزوه سبب بيداري زن و مرد مسلمان شده قدمي در راه ريشه كن ساختن اين ننگ بزرگ از سرزمين هاي اسلامي باشد، و تا زنان پاك سرشت مسلمان پردة عفت و حجاب را محكم به خود بپيچند، و زير بار ننگ خانمان سوز بي عفتي و بي حجابي نروند، و از اين رهگذر ملت مسلمان از زن و مرد، كوچك و بزرگ، در پرتوي پاكدامني و امنيت كامل به زندگي شرافت مندانة اسلامي به سعادت دنيا و آخرت نائل گردند.
منبع مفاسد بي حجابي/نوشته صادق شيرازي
نظر دهید » 
از رذیله های خانمان برانداز و ایمان سوز و دشمن ساز، «حسد» است. حسد، حسود را به دشمنی می افکند و مایۀ رنج دائمی او می شود. به قول سعدی:
توانم آنکه نیازارم اندرونِ کسی حسود را چه کنم؟ کو ز خود به رنج در است

چگونه می توان بر این رذیله غالب شد و خود را از چنگ آن رهاند؟ رهنمودهایی که در روایات آمده است، چنین است:
اول، توجه به عواقب سوء حسد و سرانجامِ تلخ حسودان، چه ابلیس، چه قابیل و چه همۀ حسودان دیگر، حتی فرزندان یعقوب که بر یوسف حسد می بردند.
دوم، توجه به افراد محروم تر از خود، تا قدر نعمت ها و داشته ها را بداند و به برخورداران، حسد نورزد.
سوم، توجه به عذاب اخرویِ صاحبان این صفت و کیفر گناهانی که از رهگذر همین رذیلۀ اخلاقی، دامنگیر حسود می شود.
چهارم، نیکی به محسود و ابراز محبت و دوستی به او، تا آن کینه ها و بدخواهی های حسودانه و درونی به تدریج از بین برود.
پنجم، توجه به اینکه زیان حسد، نخست به خودِ حسود می رسد. امام صادق علیه السلام فرمودند: «حسود، پیش از آنکه به محسود زیان برساند، به خودش ضرر می زند؛ مثل ابلیس که با حسدش، برای آدم، اِجتبا و برگزیدگی را فراهم آورد و برای خودش، لعنت ابدی را.» حسد هرجا که آتش برفروزد *** هم اول، صاحب خود را بسوزد.
ششم، ازبین بردن زمینه های حسد و صفات بدی مانند حرص، طمع، تکبر، فرومایگی، جهل و کینه که موجب حسد می شوند.
منبع راه های درمان رذایل اخلاقی / جواد محدثی.
نظر دهید » 
شما راضی شدید به این که فعلاً نانی بخورید و فرزندانتان را هم به دانشگاه بفرستید و… امّا غافل از این که پشت سر این بی تفاوتی نسبت به دین و حاکمیت دین، چه بلایی به سرتان می آید.

همان طور که به سر مردم مدینه آمد، در ابتدا که مردم مدینه می گفتند مگر چه شده است و چه خطری پیش می آید که علی علیه السلام کنار زده شود و ابوبکر حاکم گردد؟ ابوبکر که آدم بدی نیست. این ها همین مقطع را دیدند، ولی وقتی سیر تاریخ را نگاه کنید، می بینید کار به جایی رسید که وقتی یزید بن معاویه حاکم شد، بعضی از بزرگان مدینه رفتند وضع شام را دیدند و آمدند برای مردم مدینه نقل کردند و اعتراض بالا گرفت. یزید به مدینه لشگر کشید و به لشگریانش گفت به مدّت سه روز مال و ناموس مردم مدینه بر شما حلال است. فاطمه زهرا علیها السلام فرمودند: حالا را نگاه نکنید که راحت و آسوده آرمیده اید، وقتی حضرت علی علیه السلام و فرهنگ معصوم حاکم نباشد، منتظر مصیبت های بعد از آن باشید. قبل از این که بمیرید، مصیبت بی امام بودن و بی توجّه بودن به معصوم را خواهید دید. از زمان سقیفه تا زمان حاکمیت یزید حدوداً پنجاه سال فاصله است. بسیاری از آن هایی که نسبت به حاکمیت امام معصوم بی توجّه شدند، در آخر عمرشان هنوز نمرده بودند که دیدند چه فلاکتی به دنبال نادیده گرفتن حاکمیت فرهنگ معصومباید بکشند و بچشند. تازه این غیر از محرومیت از عظمتی است که با حاکمیت اسلامِ تأثیرگذار نصیب مسلمانان می شد.

هر گاه من و شما در مقابل حق کوتاه آمدیم، هنوز نمرده باید در این دنیا مقدّمات کیفرش را پس بدهیم. و هر گاه از حق دفاع کردیم و سختی آن را تحمّل کردیم، هنوز نمرده، نتیجه اش را در این دنیا می بینیم. وقتی به زندگی امام خمینی«رحمة الله علیه» نگاه کنید، ایشان زمانیکه از حقّ دفاع کردند، شاه ایشان را به زندان و تبعید و تهمت گرفتار کرد. ولی امام«رحمة الله علیه» نتایج همة زحماتشان را در سن 80 سالگی دیدند. این یک قاعده است که اگر از حق به خوبی دفاع کردی، از پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل البیت علیهم السلام به درستی دفاع کردی، برکات و نتایج آن را چندین برابر می بینی. امام خمینی«رحمة الله علیه» در سال های 1343و1342 می خواستند شاه کاپیتولاسیون را لغو کند و لذا به شاه نصیحت می کردند. ولی اصلاً باورشان نمی آمد که در سال 1357 خدا شاه را کنار بزند و ایشان را رهبر کشور اسلامی ایران نماید و حاکمیت اسلامی را به دست ایشان محقّق کند. آرزوی امام این بود که فقه و فقاهت، یعنی فرهنگ معصوم را حاکم کند و خدا این آرزو را برآورده کرد. غم امام«رحمة الله علیه» در قرن اخیر همان غم فاطمه زهرا علیها السلام در صدر اسلام بود و امام خمینی«رحمة الله علیه» تا حدّی موجب تشفّی قلب فاطمه زهرا علیها السلام شد. البته کسانی که در مقابل این انقلاب اسلامی مانع تراشی و ایجاد مزاحمت می نمایند خودشان می دانند چه بلایی بر سر خود خواهند آورد. مجازات این کفران نعمتی که به کمک زحمات و زندان ها و تبعید های امام خمینی«رحمة الله علیه» و یاران او و خون شهدا به دست آمده، بسیار شدید خواهد بود. حتّی وضعیتشان بدتر از شاه می شود، چون شاه بسیاری از برکات این انقلاب را ندیده بود و مخالفت می کرد. جنگی با این همه عظمت، شهدایی به این بزرگی فدای این انقلاب شدند. خدا در این انقلاب حجّت را تمام کرد.
حضرت فاطمه علیها السلام می فرمایند: ای مردم! شما دارید علی علیه السلام را حذف می کنید، مگر می شود چنین کاری کرد؟ مگر این کار، کاری است که بدون مجازات بتوانید از آن بگذرید؟
منبع بصیرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در ریشه یابی آفات حذف حاکمیت دینی از مدیریت جهان ، اصغر طاهرزاده
نظر دهید » << 1 ... 98 99 100 ...101 ...102 103 104 ...105 ...106 107 108 ... 798 >>