
امام حسین علیه السلام ، دومین ثمره پیوند آسمانی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه دیده به جهان گشود.

آن حضرت، هفت ساله بود که جدّش، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از دنیا رفت.

پس از آن، سی سال در کنار پدرش زندگی کرد.

پس از حضور ده ساله در کنار برادر بزرگوار خود و به دنبال شهادت آن حضرت، به مدت ده سال امامت امت اسلامی را عهده دار شد و سرانجام در محرم سال 61 هجری در سرزمین کربلا به شهادت رسید.
نظر دهید » 
1 - مناجات شعبانيه ، مناجات معروفى است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان ماءنوس شده و به همين جهت منتظر و مشتاق اين ماه هستند. سزاوار است كه اين مناجات در تمام ماه خوانده شود.

2 - از اعمال مهم در اين ماه ، روزه است ؛ به اندازه اى كه با حال انسان مناسب باشد. امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
((كسى كه روز اول ماه را روزه بگيرد، حتما وارد بهشت مى شود و كسى كه دو روز را روزه بگيرد، خداوند در هر شب و روزى (به چشم رحمت ) به او مى نگرد و در بهشت نيز به اين نگاه ادامه مى دهد؛ كسى كه سه روز روزه بگيرد، با خداوند در عرش و بهشت او ديدار مى كند.))
همچنین روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمانها را زینت مىكنند. پس ملائكه عرض مىكنند خداوندا بیامرز روزهداران این روز را و دعاى ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوى آمده است كه هر كه روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّتعالى بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجتهاى آخرت او را برآورد.

3 - در هر روز از شعبان در هنگام ظهر و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد علیهالسلام روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است :
اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجارِیَةِ فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَكِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً كَثیرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِكَ وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِكَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ اَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّكَ سَیِّدِ رُسُلِكَ شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذى كانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فى لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فى اِكْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلى مَحَلِّ حِمامِهِ.
اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَى الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْكَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً حَتّى اَلْقاكَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنى دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ .

4 - هر روز هفتاد مرتبه ذکر «اَسْتَغْفِرُاللهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ» گفته شود و همچنین در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود .
5 - از اعمال مهم اين ماه ، عمل كردن به روايت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) است كه فرمودند:
((در هر پنج شنبه از ماه شعبان ، آسمانها زينت شده و آنگاه فرشتگان عرض مى كنند: خداى ما! روزه داران شعبان را ببخش و بيامرز و دعايشان را اجابت فرما!))

بنابراين كسى كه دو ركعت نماز به جا آورد كه در هر ركعت سوره فاتحه را يك بار و توحيد را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن ، صد بار نيز صلوات بفرستد، خداوند تمام خواسته هاى دينى و دنيايى او را برآورده مى فرمايد و كسى كه يك روز از آن را روزه بگيرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام مى كند.
6- هر روز هفتاد مرتبه ذکر « اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» گفته شود. و در بعضى روایات “الْحَىُّ الْقَیُّومُ” پیش از “الرَّحْمنُ الرَّحیمُ” است و عمل به هر دو خوبست و از روایات استفاده مىشود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كس هر روز در این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماههاى دیگر استغفار كند.

7- صدقه دادن در این ماه اگرچه به اندازه نصف دانه خرمایى باشد، خوب است و خداوند بدن صدقه دهنده را بر آتش جهنم حرام میکند.
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است كه آن حضرت در باب فضیلت روزه رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان؟ راوى عرض كرد یابن رسول الله چه ثوابی دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بگیرد؟
حضرت فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوست.
عرض كرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ فرمود: صدقه دادن و استغفار . هر كس در ماه شعبان صدقه دهد، خداوند آن صدقه را رشد دهد همچنان كه یكى از شما شتر تازه متولد شدهای را تربیت مىكند تا آن كه در روز قیامت به صدقه دهنده برسد در حالتى كه به اندازه كوه اُحُد شده باشد.

8- در کل این ماه هزار بار ذکر « لا اِلهَ اِلا اللهُ وَلا نَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » را كه ثواب بسیار دارد؛ گفته شود.
از جمله آن كه عبادت هزار ساله در نامه عملش نوشته شود.
نظر دهید » 
شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مىگرفت و به ماه رمضان وصل مىكرد و مىفرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب میشود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا میرسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مىنمود و مىفرمود اى اصحاب من مىدانید این چه ماهى است؟

این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مىفرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مىكنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست میدارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او میگرداند و بهشت را براى او واجب میکند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت :
حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود: بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مىدید به مُنادیى امر مىفرمود كه در مدینه ندا مىكرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما.

ایشان مىفرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.
سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مىفرمود:

از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.
سپس مىفرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.
نظر دهید » 
از منظر قرآن و نهج البلاغه ، اهداف بعثت انبیارا میتوان در سه بعد اعتقادی ، اجتماعی و اخلاقی مورد بررسی قرار داد ، اگرچه هریک از این ابعاد دارای منزلت و جایگاه ویژه ای در حرکت انبیا است ولی به نظر میرسد که تمام این جنبه ها به یک هدف اصلی و نهایی منتهی میشود و آن عبارت از رشد و تکامل انسانها و رساندن او به کمال مطلق است .

اگر چه کمال مطلق در آخرت ظهور می یابد ولی مراحل مقدماتی آن (یعنی آمادگی انسان برای رسیدن به آن کمال ) در زندگی دنیوی و مادی تحقق پیدا میکند ، لذا برنامه های انبیا هم دنیا و هم آخرت را در بر میگیرد . به بیان دیگر ، این برنامه ها به شکلی جامع و کامل ، زندگی مادی و معنوی انسان را تحت الشعاع قرار میدهد.

در مورد بعثت انبیا یک حرکت پیوسته و رو به رشد بوده است که به تدریج جوامع انسانی را برای وصول به کمال آماده و مهیا نموده است و هر پیامبری بر اساس ظرفیتهای موجود در جامعه ، مقداری از برنامه های خود را محقق ساخته است تا نوبت به دین خاتم رسید که کامل ترین برنامه تکامل انسان را ارائه نمود ولی موفقیه هر برنامه ای به دو عامل بستگی دارد : اول جامع و کامل بودن آن و دوم پذیرش و اجرای آن توسط مردم .

در خصوص تعالیم دینی ، عامل دوم (پذیرش مردم ) بنا بر عللی دچار ضعف بود ، به نحوی که آموزه های دین فرصت ظهور کامل نیافت ولی باید اذعان داشت که هر آنچه از اعتقادات و اخلاقیات که امروزه در جهان معاصر وجود دارد نتیجه تعالیم انبیاست و این تعالیم به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم ،انسانها را بیدار و آگاه کرده است.
اهداف و دستاورد بعثت پیامبران در قرآن ونهج البلاغه
1 نظر » 
استاد مطهری

در این رابطه بیان میکند که از آنجا که بشر دارای طبع اجتماعی است یعنی در زندگی خود پیوسته به افراد هم جنس خود نیاز دارد و از سوی دیگر جهت حفظ بقای خود ،سودجو و انحصار طلب است و هر چیزی را برای خود می خواهد و حق دیگران را به حساب نمی آورد این دو عامل سبب شده که همواره افراد بشر در مواردی که منافع آنها مشترک است دچار اختلاف و مشاجره و منازعه شوند . تجربه ثابت کرده که این مشکل توسط عقل حل نمیشود چه عقل محدود بشری نه میتواند به احکام و تکالیف پیچیده ی زندگی پی ببرد و نه میتواند که غریزه خود خواهی را مهار کند . گواه این مطلب آن است که جنگ و ستیزهایی که در دنیا اتفاق می افتد همه توسط عقلا و به رهبری و فرماندهی خردمندان عالم صورت میگیرد.(مطهری ،1372:176) دعوت به خدا وشناختن او ونزدیک شدن به او ، یعنی توحید نظری و با توحید عملی فردی ، اما اقامه عدل و قسط در جامعه ، یعنی برقراری توحید عملی اجتماعی (مطهری، 1372: 175)
علامه طباطبایی می فر ماید :

سبب دعوت دینی همان سیر بشر به حساب طبع و فطرتش به سوی اختلاف است همانطور که فطرتش او را به تشکیل اجتماع مدنی دعوت میکند ، همان فطرت نیز او را به طررف اختلاف میکشاند ، و وقتی راهنمای بشر به سوی اختلاف فطرت او باشد ، دیگر رفع اختلاف از ناحیه ی خود او میسر نیست ، ولاجرم باید عاملی خارج از فطرت او عهده دار آن شود . به همین علت خدای سبحان از راه بعثت انبیا و تشریح شرایع ، نوع بشر را به سوی کمال لایق او هدایت کرد.
( علامه طباطبایی، المیزان، 1376،:249)

ابو علی سینا در کتاب «نجات »
چه زیبا ضرورت نبوت را بیان می کند و میفرماید: « نیاز به نبی و بیان کننده شریعت الهی و ایدئولوژی انسانی در بقای نوع انسان و در رسیدن به کمال وجودی او ، بسی بیشتر است از نیاز به روئیدن ابروان و مقعّر ساختن کف دو پا و منافعی دیگر از این قبیل ، که صرفا در بقای نوع انسانند بدون آنکه ضرورت بقای نوع ایجاب کند(شیروانی ،1379: 188)
اهداف و دستاورد بعثت پیامبران در قرآن و نهج البلاغه
نظر دهید » 
دعوت به توحید ویکتا پرستی : خداوند در قرآن کریم میفرماید:
سوره نحل /36
.gif)
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّة رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ
ما در هر امتى رسولى بر انگیختیم که: «خداى یکتا را بپرستید; و از طاغوت اجتناب کنید» خداوند گروهى را هدایت کرد; و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت مسلما دعوت به توحید و یکتا پرستی مهم ترین هدف انبیا ی الهی است ، چرا که در بسیاری از آیات قرآن کریم این مضمون از زبان پیامبران الهی عنوان شده است
…………………
عنکبوت /36

وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ و به سوى [مردم] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد و به روز بازپسين اميد داشته باشيد و در زمين سر به فساد برمداريد .

…………..
هود/50
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ و به سوى [قوم] عاد برادرشان هود را [فرستاديم هود] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد جز او هيچ معبودى براى شما نيستشما فقط دروغ پردازيد
………….

اعراف/85
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
و به سوى [مردم] مدين برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد كه براى شما هيچ معبودى جز او نيست در حقيقتشما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است پس پيمانه و ترازو را تمام نهيد و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد اين [رهنمودها] اگر مؤمنيد براى شما بهتر است.

برقراری قسط وعدل در جامعه بشری قرآن کریم میفرماید:
(25حدید)
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است پديد آورديم تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان او و پيامبرانش را يارى مىكند آرى خدا نيرومند شكست ناپذير است
جمله لیقوم الناس بالقسط علت فرستادن پیامبران را بیان ممیکند گویی بسط وگسترش قسط در جامعه یکی از اهداف ارسال پیامبران بوده است.

رفع اختلافات دینی:قرآن کریم میفرماید:
كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ مردم امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيمدهنده برانگيخت و با آنان كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى كند

تزکیه یا تعدیل غرایز:قرآن کریم میفرماید: (شمس/7-8)
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا سوگند به نفس و آن كس كه آن را درست كرد (۷)
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا سپس پليدكارى و پرهيزگارىاش را به آن الهام كرد (۸)

تعلیم کتاب و آموزش حکمت
قرآن کریم میفرماید(بقره/129) رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ پروردگارا در ميان آنان فرستادهاى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزهشان كند زيرا كه تو خود شكستناپذير حكيمى

اتمام حجت بر بندگان
قرآن کریم میفرماید(نساء/165)
رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا پيامبرانى كه بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از [فرستادن] پيامبران در مقابل خدا [بهانه و] حجتى نباشد و خدا توانا و حكيم است
قرآن کریم
2 نظر » 
چرا تمام پیامبران شناخته شده چه آن هایی که در قرآن نام برده شده و چه توسط معصومین علیهم السلام ذکر شده همه در خاور میانه و نواحی اطراف آن هستند؟ مثلاً در اروپا- امریکا شمالی و جنوبی -آفریقا( به جز مصر که جزوخاورمیانه است)- خاور دور و استرالیا هیچ پیامبری از 124000عدد نیست؟

الف:
ظهور پیامبران؛ اختصاص به منطقه خاصی ندارد و آیات قرآن، دلالت دارد بر این که هر قوم و امتی پیامبری داشته اند: و ان من امّة الا خلافیه نذیر، (فاطر، آیه 24) و فلقد بعثنا فی کل امّة رسولاً ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت، (نحل، آیه 36).
و نیز خداوند در سوره اسرا می فرماید: …وَ ما کُنّا مُعَذِّبینَ حَتّی نَبْعَثَ رَسُولاً و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم (تا وظایفشان را بیان کند).
و نیز پیامبران اولوالعزم که پنج تن می باشند رسالتشان جهانی بود و اختصاص به منطقه خاصی نداشت، چنان که پیامبر اسلام به دیگر نقاط نامه هایی نوشت و آنها را به دین اسلام دعوت نمود، و حضرت عیسی برای تبلیغ هم خودش مسافرت می نمود و هم حواریون را به اطراف و اکناف می فرستاد (تفسیر جامع، ج5، ص: 46)
اگر در قرآن مجید، تنها نام عدّه معدودی از پیامبران بزرگ برده شده؛ بدین معنا نیست که تعداد ایشان منحصر به همین افراد بوده است؛ بلکه در خود قرآن تصریح شده است که بسیاری از پیامبران بوده اند که نامی از ایشان در این کتاب شریف به میان نیامده است. و رسلاً لم نقصصهم علیک، (نساء، آیه 124). و جالب است بدانید که اگر قرار بود فقط نام تمام پیامبران که تعدادشان 124 هزار نفر است در قرآن ذکر شود تصور کنید که حجم قرآن چقدر می شد!.

ب:
باید راهی ورای حسّ و عقل باشد که بتوان از آن برای هدایت مردم، استفاده کرد، امّا فعلیت یافتن هدایت افراد، مشروط به دو شرط است: یکی آن که خودشان بخواهند از نعمت الاهی بهرهمند شوند، دوم این که دیگران موانعی برای هدایت آنان فراهم نکنند. محروم ماندن بسیاری از مردم از هدایت پیامبران در اثر سوء اختیار خودشان بوده است؛ چنان که محرومیت بسیاری دیگر، در اثر موانعی بوده که دیگران در راه گسترش دعوت آنان به وجود آورده بودند. البته پیامبران الهی برای برداشتن این موانع از پیش پای مردم، نهایت تلاش را کرده اند.
بنابراین نمیتوان گفت که همه پیامبران در یک منطقه خاص بوده اند، بلکه طبق احادیثی که در مورد تعداد آنان رسیده است (124 هزار نفر)، از این تعداد چند پیامبر مشخص مربوط به آسیا و خاورمیانه است. از طرفی نمیتوان گفت که در اروپا پیامبری نیامده است؛ مگر این که دلیلی باشد و دلیل قاطعی در این مورد وجود ندارد. دلایل نقلی یاد شده نیز مخالف چنین دیدگاهی است. بنابراین هر امتی راهنما و پیامبری داشته است تا حجت خداوند بر مردم تمام باشد، هر چند نام بسیاری از پیامبران بر ما نامعلوم است و نیز بعید نیست برخی از بزرگان که در تاریخ نام آنان به چشم می خورد از پیامبران بوده باشند، مثلا برخی گفته اند سقراط نیز پیامبر بوده، که این خود نکته قابل توجهی است.
از نظر عقلی نیز منطقه جغرافیایی پیامبر مهم نیست؛ بلکه آنچه مهم است، تسلیم حقیقت شدن است، چنان که گروندگان به اسلام از نقاط مختلف دنیا بوده و هستند.
توجه به این نکته نیز مفید است که در زمان ظهور پیامبران، منطقه مسکونی عمده انسانها مناطق آسیایی بوده و برخی مناطق مانند آمریکا هنوز کشف نشده بود.

ج:
خاورمیانه و خصوصاً بین النهرین محل ظهور بسیاری از پیامبران شناخته شده بوده است. دلیل این امر به احتمال قوی ظهور تمدنهای مختلف در این منطقه از جهان است. به گفته باستان شناسان و کسانی که در تاریخ تمدن اقوام و ملل مطالعه میکنند اولین نمونه ها در این منطقه شکل گرفته است از این رو ضرورت بعثت پیامبران را در پی داشته است. نکته دیگر این که بسیاری از پیامبران نیز مبعوث شدهاند ولی ما نامی از آنها در اختیار نداریم قرآن میفرماید:«رسلا لم نقصصهم علیک» (پیامبرانی که ما برای تو بازگو نکردیم) لذا مطمئنا در بسیاری از مناطق جهان همانند هند، چنین و … نیز در گذشتههای دور که امکان ارتباط وجود نداشته بر حسب ضرورت پیامبرانی مبعوث شدهاند و شواهد تاریخی بشر گواه این معناست. مثلا بودا گر چه نامش را به عنوان پیامبر نمیبرند ولی وقتی زندگی او بررسی میشود بسیاری از خصوصیات پیامبران را در زندگی او و شکل تماس وی با جهان غیب مشاهده میکنیم. از همین رو در برخی از روایات آمده که خداوند 124 هزار پیامبر برای بشریت فرستاده است، حال آن که ما به حدود سی اسم واقف هستیم. از طرفی خود قرآن که بزرگترین حجت قاطع الهی است میفرماید: «و لکل قوم هاد» (برای هر قومی ازهر ناحیه پروردگار هدایتگری وجود دارد).
منبع: پایگاه حوزه
نظر دهید » 
پاره تن رسول خدا، حضرت فاطمه زهرا، علیهاالسلام، که در خانه وحی پرورده شده بود و صدای بال جبرئیل را شنیده بود پس از رحلت نبیاکرم، صلّیاللّهعلیهوآله، و در پی جفای بزرگی که امت پیامبر در حق خاندان او روا داشتند، با قلبی پرخون به مسجد مدینه درآمده و رو به مردم غفلتزده خطبهای ایراد میکند که در تاریخ سخنوران عرب جاودانه میشود. آن حضرت در این خطبه به زیباترین بیان بعثت و رسالت نبیاکرم، صلّیاللّهعلیهوآله، به وصف میکشند و حال و روز مردم جزیرةالعرب را قبل و بعد از بعثت به تصویر در میآوردند.

حضرت فاطمه زهرا، علیهاالسلام، در ابتدای خطبه مزبور به حمد و ثنای الهی پرداخته و میفرماید:ستایش خدای را بر آنچه ارزانی داشت و سپاس او را بر اندیشه نیکو که در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهای فراگیر که از چشمه لطفش جوشید. و عطاهای فراوان که بخشید. و نثار احسان که پیاپی پاشید. نعمتهایی که از شمار افزون است. و پاداش آن از توان بیرون. و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون.سپاس را مایه فزونی نعمت نمود. و ستایش را سبب فراوانی پاداش فرمود. و به درخواست پیاپی بر عطای خود بیفزود. گواهی میدهم که خدای جهان یکی است. و جز او خدایی نیست. ترجمان این گواهی دوستی بیآلایش است. و پایبندان این اعتقاد، دلهای با بینش. و راهنمای رسیدن بدان، چراغ دانش.
خدایی که دیدگان او را دیدن نتوانند، و گمانها چونی و چگونگی او را ندانند. همه چیز را از هیچ پدید آورد. و بینمونهای انشا کرد. نه به آفرینش آنها نیازی داشت. و نه از آن خلقت سودی برداشت. جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد و آفریدگان را بندهوار بنوازد. و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گرو فرمانبرداری نهاد. و نافرمانان را به کیفر بیم داد. تا بندگان را از عقوبت برهاند، و به بهشت کشاند.

آن حضرت در ادامه در بیان آفرینش و بعثت حضرت ختمیمرتبت میفرماید:گواهی میدهم که پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست. پیش از آنکه او را بیافریند برگزید. و پیش از پیمبری تشریف انتخاب بخشید و به نامیش نامید که میسزید.و این هنگامی بود که آفریدگان از دیده نهان بودند. و در پس پرده بیم نگران. و در پهنه بیابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پایان همه کارها را دانا بود. و بر دگرگونیهای روزگار در محیط بینا. و به سرنوشت هر چیز آشنا. محمد، صلّیاللّهعلیهوآله، را برانگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد دید: هر فرقهای دینی گزیده. و هر گروه در روشنایی شعلهای خزیده. و هر دستهای به بتی نماز برده. و همگان یاد خدایی را که میشناسند از خاطر ستردهاند.پس خدای بزرگ تاریکیها را به نور محمد روشن ساخت. و دلها را از تیرگی کفر بپرداخت. و پردههایی که بر دیدهها افتاده بود به یک سو انداخت. سپس از روی گزینش و مهربانی جوار خویش را بدو ارزانی داشت. و رنج این جهان که خوش نمیداشت، از دل او برداشت. و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسایگی خود افراشت. و طغرای مغفرت و رضوان را به نام او نگاشت.درود خدا و برکات او بر محمد، صلّیاللّهعلیهوآله، پیمبر رحمت، امین وحی و رسالت و گزیده از آفریدگان و امت باد.

آنگاه رو به مجلسیان کرده و آنچه را که پیامبر خاتم، صلّیاللّهعلیهوآله، بر آنها ارزانی داشته بود، چنین برمیشمارد:شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام، و حاملان دین و احکام، و امانتداران حق و رسانندگان آن به خلقید.حقی را از خدا عهده دارید. و عهدی را که با او بستهاید پذیرفتار. ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت. و تأویل کتابالله را به عهده ما گذاشت. حجتهای آن آشکار است، و آنچه درباره ماست پدیدار. و برهان آن روشن. و از تاریکی گمان به کنار. و آوای آن در گوش مایه آرام و قرار. و پیرویش راهگشای روضه رحمت پروردگار. و شنونده آن در دو جهان رستگار.دلیلهای روشن الهی را در پرتو آیتهای آن توان دید. و تفسیر احکام واجب او را از مضمون آن باید شنید. حرامهای خدا را بیاندارنده است. و حلالهای او را رخصتدهنده. و مستحبات را نماینده. و شریعت را راهگشاینده. و این همه را با رساترین تعبیر گوینده. و با روشنترین بیان رساننده. سپس ایمان را واجب فرمود. و بدان زنگ شرک را زا دلهاتان زدود.و با نماز خودپرستی را از شما دور نمود. روزه را نشاندهنده دوستی بیآمیغ ساخت. و زکات را مایه افزایش روزی بیدریغ. و حج را آزماینده درجات دین. و عدالت را نمودار مرتبه یقین. و پیروی ما را مایه وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. و دوستی ما را عزت مسلمانی. و بازداشتن نفس را موجب نجات، و قصاص را سبب بقاء زندگانی. وفا به نذر را موجب آمرزش کرد. و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از کمفروشی و کاهش. فرمود میخوارگی نکنند تا تن و جان از پلیدی پاک سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند، تا خویشتن را سزاوار لعنت نسازند. دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند. و شرک را حرام فرمود تا به اخلاص طریق یکتاپرستی جویند «پس چنانکه باید، ترس از خدا را پیشه گیرید و جز مسلمان ممیرید!» آنچه فرموده است بجا آریدو خود را از آنچه نهی کرده بازدارید که «تنها دانایان از خدا میترسند».

حضرت زهرا، علیهاالسلام، در بخش دیگری از این خطبه به تلاشی که پدر ارجمندش برای گسترش توحید و اسلام متحمل شد اشاره کرده و میفرماید:مردم، چنانکه در آغاز سخن گفتم: من فاطمهام و پدرم محمد، صلّیاللّهعلیهوآله، است «همانا پیمبری از میان شما به سوی شما آمد که رنج شما بر او دشوار بود، و به گرویدنتان امیدوار و بر مؤمنان مهربان و غمخوار».اگر او را بشناسید میبینید او پدر من است، نه پدر زنان شما. و برادر پسر عموی من است نه مردان شما. او رسالت خود را به گوش مردم رساند. و آنان را از عذاب الهی ترساند. فرق و پشت مشرکان را به تازیانه توحید خست. و شوکت بتپرستان را در هم شکست.تا جمع کافران از هم گسیخت. صبح ایمان دمید. و نقاب از چهره حقیقت فرو کشید. زبان پیشوای دین در مقال شد. و شیاطین سخنور لال.

آن حضرت وضعیت مردم را در پیش از بعثت چنین به تصویر میکشد:در آن هنگام شما مردم بر کنار مغاکی از آتش بودید خوار. و در دیده همگان بیمقدار. لقمه هر خورنده. و شکار هر درنده. و لگدکوب هر رونده. و نوشیدنیتان آب گندیده و ناگوار. خوردنیتان پوست جانور و مردار. پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه و همجوار. تا آنکه خدا با فرستادن پیغمبر خود، شما را از خاک مذلت برداشت. و سرتان را به اوج رفعت افراشت.پس از آن همه رنجها که دید و سختی که کشید. رزمآوران ماجراجو، و سرکشان درندهخو. و جهودان دین به دنیا فروش، و ترسایان حقیقت نانیوش، از هر سو بر وی تاختند. و با او نرد مخالفت باختند.هر گاه آتش کینه افروختند، آن را خاموش ساخت. و گاهی که گمراهی سر برداشت، یا مشرکی دهان به ژاژ انباشت، برادرش علی را در کام آنان انداخت. علی، علیهالسلام، باز نایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت. و کار آنان با دم شمشیر بساخت.او این رنج را برای خدا میکشید. و در آن خشنودی پروردگار و رضای پیغمبر را میدید. و مهتری اولیای حق را میخرید. اما در آن روزها، شما در زندگانی راحت آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید.

فاطمه زهرا، علیهاالسلام، در ادامه سخن به جفایی که امت محمد، صلّیاللّهعلیهوآله، پس از وفات ایشان با خاندانش روا داشتند اشاره کرده و میفرماید:چون خدای تعالی همسایگی پیمبران را برای رسول خویش گزید، دورویی آشکار شد، و کالای دین بیخریدار. هر گمراهی دعویدار و هر گمنامی سالار. و هر یاوهگویی در کوی و برزن در پی گرمی بازار. شیطان از کمینگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت کرد. و دید چه زود سخنش را شنیدند و سبک در پی او دویدید و در دام فریبش خزیدید. و به آواز او رقصیدند.
بعثت در کلام خاندان رسالت شفیعیسروستانی ابراهیم
2 نظر » 
در اولین خطبه نهجالبلاغه، امیر مؤمنان، علیهالسلام، درباره پیامبران و از جمله پیامبر خاتم میفرماید:پس هر چند گاه پیامبرانی فرستاد و به وسیله آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاقِ اَلَست بگزارند، و نعمت فراموش کرده را به یاد آرند. با حجت و تبلیغ، چراغ معرفتشان را بیفروزند تا به آیتهای خدا چشم دوزند؛ از آسمانی بالا برده و زمینی زیرشان گسترده، و آنچه بدان زندهاند و میمیرند و ناپایندهاند، و بیماریهای پیرکننده و بلاهای پیاپی رسنده. و هیچگاه نبود که خدا آفریدگان را بیپیامبر بدارد، یا کتابی در دسترس آنان نگذارد، یا حجتی بر آنان نگمارد، یا از نشان دادن راه راست دریغ دارد. پیامبران که اندک بودند و مخالفشان بسیار، و در دام شیطان گرفتار، در کار خویش در نماندند و دعوت حق را به مردم رساندند. گاه پیامبر پیشین نام پیامبر پس از خود را شنفته، و گاه وصف پیامبر پسین را به امت خویش گفته. زمان اینچنین گذری شد، و روزگار سپری.

پدران رفتند و پسران جای آنان را گرفتند تا آنکه خدای سبحان محمد، صلّیاللّهعلیهوآله، را پیامبری داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند، طومار نبوت او به مُهرِ پیامبران ممهور و نشانههای او در کتاب آنان مذکور، و مقدم او بر همه مبارک و موجب سرور؛ حالی که مردم زمین، هر دسته به کیشی گردن نهاده بودند، و هر گروه پی خواهشی افتاده، و در خدمت آیینی ایستاده؛ یا خدا را همانند آفریدگان دانسته، یا صفتی که سزای او نیست بدو بسته، یا به بتی پیوسته و از خدا گسسته. پروردگار آنان را بدو از گمراهی به رستگاری کشاند و از تاریکی نادانی رهاند.

سپس دیدار خود را برای محمد، صلّیاللّهعلیهوآله، برگزید ـ و جوار خویش او را پسندید ـ و از این جهانش رهانید. او را نزد خود برد تا در فردوس اعلی نشیند، و بیش سختی این جهان نبیند.پس بزرگوارانه او را دیدار ارزانی داشت و او میراثی که پیامبران مینهند برای شما گذاشت، چه آنان امت خویش را وانگذارند مگر با نشان دادن راهی روشن و نشانهای معین:کتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پیداست، واجب و مستحب آن هویداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزیمت آن معین، خاص و عامش معلوم، پند و مثلهایش مفهوم، مطلق و مقیّدش پدیدار، محکم و متشابهش آشکار، مجمل آن تفسیر شده، و نامفهومش تعبیر شده، از حکمی که بدانند و انجام دادنی است، و آنچه ندانند و واگذاردنی است؛ حکمی است وجوب آن در قرآن معین، و نسخ آن در سنّت مبرهن؛ و حکمی که سنّت گوید باید، و کتاب رخصت دهد که ترک آن شاید؛ و حکمی که در وقتی خاص بر مکلّف نوشته است، و چون وقتش سپری شد تکلیف هشته است؛ و حرامهایی ناهمسان، با کیفرهایی سخت و یا آسان؛ گناهی بزرگ که کیفرش آتش آن جهان است، و گناهی خرد که برای توبه کننده امید غفران است، یا آنچه مقبول، میان دشوار و آسان است.

نظر دهید » << 1 ... 13 14 15 ...16 ...17 18 19 ...20 ...21 22 23 ... 26 >>