
آی آینه تمام نمای صبر و ایثار!

تو را چه بخوانم که نامت یادآور حماسه عاشورا و یادآور اسارت و غربت یتیمان کربلاست.
تو را چه بخوانم که نامت گره خورده در رنج و محنت است.

مرغ جانت دیگر در کالبد تن نمیگنجد و دل طلب میکند که به برادر بپیوندی.
چشم برهم مینهی و بلندترین نغمه وصال را سر میدهی.

سلام بر تو که وارث مظلومیت سترگی بودی که در خاندان طاهرت نسل به نسل به ارث رسید.
سلام بر تو روزی که عارفانه و عاشقانه عروج کردی و سلام بر خاندان پاکت باد.
2 نظر » 
تاریخ وفات و مرقد مطهر حضرت زینب
نظر معروف این است که آن حضرت پس از شهادت امام حسین علیهالسلام بیش از یک سال و نیم زندگی نکرد و در 15 رجب سال 62 هجری قمری، در 56 سالگی از دنیا رفت و مرقد مطهر ایشان در سوریه می باشد.

فضایل و مناقب حضرت زینب
گوشه هایی از فضایل حضرت زینب علیها السلام عبارتند از:
شجاعت: در مقابل یزید خیره سر، و دهن کجیها و بد زبانیهای او، شجاعت حیدری را به نمایش گذارده، چنین میگوید: «لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک انی لاستصغر قدرک واستعظم تقریعک واستکبر توبیخک»: «اگر فشارهای روزگار مرابه سخن گفتن با تو واداشته [بدان که] من قدر و مقدار تو را کوچک پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ میدانم .»
فصاحت و بلاغت: سخنان زینب علیها السلام چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

عبادت و بندگی
امام سجاد علیه السلام در مورد حضرت زینب فرمودند: «ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض و النوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام و فی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع و الضعف ؛ عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه مینمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف میکرد.»

علم و دانش
مقام علمی زینب کبری آنچنان واضح و روشن است که سخن حضرت سجاد(ع) برای درک عظمت آن بانوی دانشمند کافی است. حضرت سجاد(ع) در مورد جایگاه علمی آن بزرگوار فرمود: «انت بحمداللّه عالمةٌ غیر معلّمةٍ و فهمةٌ غیر مفهمّةٍ»: «عمه جان! به لطف الهی تو دانشوری هستی که از گنجینه وحی علم آموخته ای و کسی به تو آموزش نداده و اندیشمندی هستی که بدون معلم می فهمی و تعقل و تدبّر داری!.»
در مقام تعقّل و اندیشه و هوشمندی آنچنان اوج گرفته بود که حضرتش را به عقیله بنی هاشم موسوم گردانیدند.ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین و در ذیل شرح حال عون بن عبداللّه می گوید: مادر عون، زینب عقیله، دختر علی بن ابی طالب (ع) است. زینب همان بانوئی است که ابن عباس خطبه فدک فاطمه(س) را از او روایت کرده است. ابن عباس در آغاز نقل خطبه می گوید: عقیله ما (بنی هاشم) زینب دختر علی (ع) این خطبه را گزارش نموده است.

سیره اخلاقی حضرت زینب سلام الله علیها
زینب علیها السلام که حضور هفت معصوم را درک کرده، در تمامی ابعاد ولایت مداری (معرفت امام، تسلیم بی چون و چرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداکاری در راه آن و) . . . سر آمد است . زینب علیها السلام به خوبی درس ولایت مداری را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایی در کربلا به عرصه ظهور رساند
او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، او حتی تسلی بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا که میگفت: «لا یجز عنک ما تری، فو الله ان ذلک لعهد من رسول الله الی جدک وابیک وعمک: [ای پسر برادر!] آن چه میبینی (شهادت پدر) تو را بی تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت میباشد .»
او سختیها و تازیانه ها را به جان خود میخرید و نمیگذاشت بر بازوی کودکان اصابت کند.

عفت و پاکدامنی
زینب کبری عفت خویش را حتی در سختترین شرایط به نمایش گذاشت . او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت بر عفت خویش پای میفشرد . مورخین نوشته اند: «وهی تستر وجهها بکفها، لان قناعها قد اخذ منها»: «او صورت خود را با دستش میپوشاند چون پوشیه اش از او گرفته شده بود.»

صبر
زینب (س) در پرتو عنایت و توجه آل عبا بر دشواری ها و سختی ها صبر کرد، رنج ها و مصیبت هایی را تحمل نمود که «اگر بر کوه های استوار و راسخ نازل می شد از هم فرو می پاشید.»
صبر زینب از نوع صبری نبود که هر فرد زبون و ناتوانی به آن تن می دهد بلکه صبری خداپسندانه و هدفدار و اندیشیده بود. وی می دانست این نوع صبر با ایمان رابطه تنگاتنگ دارد و مؤمنی که صابر نباشد پیوسته ایمان و تقوایش متزلزل خواهد بود و انسان تا صبور نباشد نمی تواند در بندگی خدا، ایستادگی کند و در برابر شیطان و هواهای نفسانی و گریز از گناه و استواری در برابر تنگی ها ثابت قدم باشد. او از پدرش علی (ع) این سخن را شنیده بود که: «انسان حقیقت ایمان را درک نمی کند مگر این که سه ویژگی در او باشد: آگاهی به دین، صبر بر دشواری ها و تدبیری نیکو در امور زندگی .»

2 نظر » 
قرآن فرمان دهنده است و باز دارنده خاموشى است و گوینده حجت خداستبر آفریدگانش كه بدان پیمان گرفته است از ایشان، و همگان را نهاده است در گرو آن، نور (هدایت) خود را با قرآن تمام گرداند و دین خود را بدان به كمال رساند، و جان پیامبر خویش را هنگامى ستاند كه از رساندن احكامى كه موجب رستگارى آفریدگان است، فارغ ماند .
1- «ظاهر قرآن زیباست، باطن آن ژرف ناپیداست. عجایب آن سپرى نگردد، غرایب آن به پایان نرسد، و تاریكى هاجز بدان زدوده نشود.» (1)
2 - «كتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پیداست واجب و مستحب آن هویداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزیمت آن معین، خاص و عامش معلوم، پند و مثلهایش مفهوم، مطلق و مقیدش پدیدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسیر شده، و نامفهومش تعبیر شده، از حكمى كه بدانند و انجام دادنى است، و آنچه ندانند و واگذردنى است، حكمى است وجوب آن در قرآن معین، و نسخ آن در سنت مبرهن» (2)

3 - «قرآن را بیاموزید كه نیكوترین گفتار است، و آن را نیك بفهمید كه دلها را بهترین بهار است، و به روشنائى آن بهبودى خواهید، كه شفاى سینههاى بیمار است، و آن را نیكو تلاوت كنید كه سودمندترین بیان و تذكار است» (3)
4 - «كتاب خدا در دسترس شماست، زبان آن كند نیست، گویاست ، خانهاى است كه پایههایش ویران نشود، و صاحب عزتى است تا یارانش را هزعیت نبود» (4)

5 - پس از من بر شما روزگارى آید كه چیزى از حق پنهانتر نباشد، و از باطل آشكارتر. و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بیشتر. و نزد مردم آن زمان كالائى زیانمندتر از قرآن نیست اگر آن چنانكه باید بخوانند و نه پر سودتر از قرآن، اگر معنى كلماتش را برگردانند و در شهرها چیزى از معروف ناشناختهتر نباشد، و شناختهتر از منكر. حاملان كتاب خدا آن را واگذارند و حافظانش آن را به فراموشى بسپارند. پس در آن روزگار قرآن و قرآنیان از جمع مردم دورند.» (5)

«كتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پیداست واجب و مستحب آن هویداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزیمت آن معین، خاص و عامش معلوم، پند و مثلهایش مفهوم، مطلق و مقیدش پدیدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسیر شده، و نامفهومش تعبیر شده، از حكمى كه بدانند و انجام دادنى است، و آنچه ندانند و واگذردنى است، حكمى است وجوب آن در قرآن معین، و نسخ آن در سنت مبرهن»
6 - «بر شما باد به كتاب خدا كه ریسمان استوار است و نور آشكار است و درمانى استسوددهنده، و تشنگى را فرونشاننده، چنگ در زننده را نگهدارند، و در آویزنده را نجات بخشنده. نه كجشود، تا راستش گردانند، و نه به باطل گراید تا آن را برگردانند. كهنه نگردد به روزگار، نه از خواندن و نه از شنیدن سیار. راست گفت كه سخن گفت از روى قرآن، و آن كه بدان رفتار كرد پیش افتاد (6)

7 - «قرآن علم آینده است و حدیث گذشته. درد شما را درمان است و راه سامان دادن كارتان در آن است» (7)
8 - قرآن فرمان دهنده است و باز دارنده خاموشى است و گوینده حجتخداستبر آفریدگانش كه بدان پیمان گرفته است از ایشان، و همگان را نهاده است در گرو آن، نور (هدایت) خود را با قرآن تمام گرداند و دین خود را بدان به كمال رساند، و جان پیامبر خویش را هنگامى ستاند كه از رساندن احكامى كه موجب رستگارى آفریدگان است، فارغ ماند» (8)

9 - پس فرو فرستاد بر او قرآن را، نورى كه چراغهاى آن فرو نمیرد، و چراغى كه افروختگى اش كاهش نپذیرد، و دریایى كه ژرفاى آن كس نداند، و راهى كه پیمودنش رهرو را به گمراهى نكشاند. و پرتوى كه فروغ تیرگى نگیرد، و فرقانى كه نور برهانش خاموش نشود، و تبیانى كه اركانش ویرانى نپذیرد، و بهبودیى كه در آن بیم بیمارى نباشد، و ارجمندیى كه یارانش را شكست و ناپایدارى نباشد، و حقى كه یاورانش را زیان و خوارى نباشد.
پس از من بر شما روزگارى ید كه چیزى از حق پنهانتر نباشد، و از باطل شكارتر. و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بیشتر. و نزد مردم ن زمان كالائى زیانمندتر از قرن نیست اگر ن چنانكه باید بخوانند و نه پر سودتر از قرن، اگر معنى كلماتش را برگردانند و در شهرها چیزى از معروف ناشناختهتر نباشد، و شناخته تر از منكر. حاملان كتاب خدا ن را واگذارند و حافظانش ن را به فراموشى بسپارند. پس در ن روزگار قرن و قرنیان از جمع مردم دورند.

پس قرآن معدن ایمان است و میانجاى آن، و چشمه ساردانش است و دریاهاى آن، و باغستان دادست و آبگیرهاى آن، و بنیاد اسلام است و بنیاد استوار آن. وادیهاى حقیقت است و سبزهزارهاى آن، و دریایى است كه بردارندگان آب آن را خشك نگردانند، و چشمه سارهاست كه آب كشندگان، آب آن را به ته نرسانند، و آبشخورهاست كه در آیندگان آب آن را كم نكنند، و منزلگاههاست كه مسافران راهش را گم نكنند، و نشانههاست كه روندگان از نظرش دور ندارند، و پشتههاست كه روى آورندگان از آن نگذرنند و آن را نگذارند. خدایش مایه سیرابى دانشمندان كرده است، و بهار دلهاى فقیهان و مقصد راههاى پارسایان، و دارویى كه از پس آن بیمارى نیست و نورى كه با آن تارى نیست، و ریسمانى كه گرفتنگاه آن استوار است و پناهگاهى كه قله آن پناهنده را نگاهدارست، و ارجمندى هر كه با او دوستى ورزد و امان آن كس كه بدان در شود، و راهنماى هر كه بدان اقتدا كند، و عذرخواه آن كه آن را هر كه در مخاصمت پشتیبان خویشش شمارد، و پیروزى آن كس كه بدان حجت آرد، و راهبر آن كه آن را به كار دارد و برنده آن كه آن را كار فرماید، و نشان آن كس كه در آن بنگرد چنانكه باید، و نگاهدار كسى كه خود را بدان از آسیب پاید، و دانش كسى كه آن را نیك به خاطر سپارد، و حدیث كسى كه از آن روایت كند، و حكم آن كس كه خواهد حكم دهد. (9)
پىنوشتها:
1)نهج البلاغه، خطبه، 18
2)همان خطبه، 1
3)همان خطبه، 110
4)همان خطبه، 133
5)همان خطبه، 147
6)همان خطبه، 156
7)همان خطبه، 158
8)همان خطبه، 183
9)نهج البلاغه خطبه 198
منبع : پایگاه امام علی علیه السلام
نظر دهید » 
زیباترین ولادت: شرافت ولادت در مهبط وحی و فرودگاه فرشتگان الهی؛ یعنی کعبه، تنها، افتخار اوست. زیباترین نام: نام او از نام خدا مشتق شد؛ علی.
زیباترین معلم: در محضر برترین وجود هستی زانوی آموختن بغل گرفت؛ در مکتب رسالت.

زیباترین ایثار: در شب نیرنگ کفر باوران برای قتل پیامبر، او بود که شجاعانه شمشیرها را انتظار کشید.
زیباترین عبادت: غرق در بحر دلدادگی، بی خود از خود، تیر را این هنگام باید از پای او بیرون کشید.

زیباترین حماسه: بدر، احد، خیبر، خندق؛ کدام کس را یارای هماوردی با اوست.
زیباترین سخنان: سخنش فروتر از سخن خالق و فراتر از سخن مخلوق بود؛ برادر قرآن.
زیباترین شهادت: هنگام عشق بازی با خدا، در محراب بندگی!
نظر دهید » 
شیرین ترین و لذیذترین میوه ای که انسان از شجره شریعت می چیند، میوه تقواست؛ چراکه کرامت آدمی در نزد پروردگار، بسته به مرتبه تقوای اوست.

در پیشگاه خداوند، با میزان تقوا آدمی را می سنجد، نه با موازین اعتباری و قراردادی خودساخته بشر. تقوا به آدمی بصیرت، شجاعت و حق گرایی می بخشد و در برابر شک ها، شبهات و مصیبت ها، چونان سدّی استوار ایستادگی می آموزد.

مؤمن، در برابر وسوسه های ظلمت افزای باطل، به نوری نورانی است که او را راهنمایی می کند. این بصیرت دنیوی، در آخرت نیز همراه آدمی است؛ چرا که در آن جا، حاصلی را درو می کنیم که در دنیا کشته ایم. این سخن گران قدر علی علیه السلام است که فرمود: «بدون تردید، بهترین توشه [دنیا و آخرت] تقواست».
نظر دهید » 
علی (علیه السلام) تجلی اوج و عروج ایمان بود و مظهر شایسته بنده ناب. «یقین» با ذرّه ذرّه وجود علی (علیه السلام)در هم آمیخته بود. او در شکوه همه عظمت های هستی، در ژرفای زیبایی های همه نقش بندی های نقاش آفرینش، در رمز همه خوشایندها، در راز همه مصیبت ها، و در حکمت نهفته همه رخ دادها، دست پنهان و پیدای خدا را می دید؛ از این رو پیوسته می گفت: «اگر همه پرده های پندار به کناری رود، یقین علی افزوده نگردد».

هر کس که پس پرده گرفتار آید کوشد که رهی از آن برون بگشاید
گر پرده غیب نیز یک سو گردد هرگز به یقین من نمی افزاید

نظر دهید » 
علی علیه السلام بی کرانِ عروجِ کمال انسان تا اوج عرش خداوندی است. او آغاز حیرت آدمی است؛ حیرتی عاجزانه و فقیرانه که روح های بزرگ را در برابر عظمت خود به زانو درمی آورد. علی، سرفرازترین قله معرفت است که آفتاب جمالش به جویندگان دانایی و عشق، نور می دهد و از سخاوت آسمانی اش بر دل های مردمان باران رحمت می بارد.

علی، شکوه اقیانوسی است که از هم آمیختن دریاهایی از ایمان و ایثار و شجاعتی از جنس اخلاص و تقوا، بنیان گرفته و غواصان حکمت و معنا را به تحیر واداشته است. اینک ما همان «گدایان مسکین» ایم که در پی «نگین پادشاهی» بر در خانه خورشید گرد آمده ایم، و با اشارتِ حال، مشتاق نَمی ازیم لطف اوییم تا با بذلِ نگاهش، ضمیر خشک وجودمان را سرشارِ بزمی از شور و شوق و شعف الاهی سازد که هنوز فروغ فروزانش از پس قرن، دست گیر شیفتگان است

نظر دهید » 
گاه در زندگی، تمام درها به روی انسان بسته می شود، به گونه ای که هرطرف که روی می کند با مشکل یا مشکلاتی روبه رو می شود.
این قبیل مواقع فرصت های خوبی برای بیدارشدن و بازگشت به سوی خداست.

در این هنگام اگر انسان از روی اخلاص از ذات مقدس حضرت حقّ کمک بگیرد، امدادهای الهی به کمک او می آید و نسیم های رحمت پروردگار او را در بَر می گیرد و از راه هایی که هرگز باور نداشت، درهای بسته به رویش گشوده می شود.

امام جواد علیه السلام در این باره می فرمایند: «اگر درهای آسمان و زمین به روی کسی بسته شود و او پرهیزکاری پیشه کند، خداوند در کار او گشایش می دهد».
نظر دهید » 
حضرت امام محمدتقی علیه السلام میوه دل ثامن الحجج علیه السلام در دهم رجب 195 ق در مدینه منوّره زاده شد و بر شاخسار امامت شکوفا گشت.

پدر بزرگوارش حضرت امام رضا علیه السلام و مادرش بانوی گرامی و بافضیلتی به نام «سبیکه» است که امام رضا علیه السلام او را «خیزران» نامید. حضرت همواره از ایشان به نیکی یاد کرده او را با تعابیری چون بانویی پاک دامن و بانوی بافضیلت نام می بردند.
نظر دهید » << 1 ... 15 16 17 ...18 ...19 20 21 ...22 ...23 24 25 ... 57 >>