مراحل حيات انسان
دين براى حيات انسان دو مرحله يا دو نشئه را معرفى مى نمايد:
مرحله يا نشئه دنيا كه محدود و موقت است و در حقيقت مرحله مقدماتى حيات اوست .
مرحله يا بشئه آخرت كه نامحدود و جاودانه است و نتيجه و محصول حيات دنياست .
ما در اين مقاله به تناسب بحثمان به معرفى اجمالى اين دو مرحله مى پردازيم .
حيات دنيا و اقامت موقت انسان در زمين
همه موجودات عالم به تناسب ساختار وجودى خود و كمالات ويژه شان ، حركت و بازگشتى به سوى خداوند دارند و خداوند به عنوان كمال مطلق و خالق و رب و اله آنها، مقصود نهايى و هدف همه موجودات است . انسان نيز از اين مسير عمومى مستثنى نيست . او نيز همراه با كاروان هستى به سوى مبداء متعال و مقصد اعلى در حركت است و در نهايت همراه با ساير موجودات به لقاى رب خود خواهد رسيد. انسان با داشتن روحى الهى ، حركت به سوى ابديت و به سوى رب خود را، از زمين آغاز مى كند.
ولم فى الارض مستقر و متاع الى حين قال فيها تحيون و فيها تمو تون و منها تخرجون .
pan style="color: #800080;">استقرار شما در زمين و بهره منديتان از آن براى مدتى معين است . در اين زمين زندگى مى كند و در آن مى ميرد و از آن بر انگيخته مى شويد.(9)
به عبارت ديگر زمين مركزى موقت براى زندگى و حيات انسان است . اين مدت موقت از زندگى از روى زمين ، در زبان دين به حيات دنيا ناميده مى شد.امام على (عليه السلام ) علت اين نامگذارى را چنين بيان مى فرمايد:انما سميت الدنيا دنيا، لاتها ادنى من كل شى ءبدرستى كه دنيا، دنيا ناميده شد به دليل اينكه از هر چيزى پست تراست .(10)حيات دنيا همان طور كه از نامش پيداست پست ترين مرحله از مراحل حيات و پايين ترين مرحله وجود است . لذا كمترين كمالات ، از جمله حيات در آن ظهور دارند.حيات واقعى در آخرت است كه باطن و اصول اين جهان است و همه و كمالات به طور تام و كامل و خالص در آن است . هر چه از كمالات در دنياست ، از آن عالم تابيده است و اين مقدار از حيات دنيا و كمالات آن ، آن قدر كم و ضعيف است كه در برابر آخرت بازيچه اى بيش نيست . به طور كلى هر كمالى را كه خداوند در زمين قرار داده است ، متناسب با حيات دنياست . يعنى حيات ضعيف و پست . خداوند در اين باره مى فرمايد: فما او تيتم من شى فمتاع الحيوه الدنيا و ما عندالله خير و ابقى للذين امنوا و على ربهم يتو كلونآنچه كه از نعمتهاى دنيا به شما داده شده متاع متناسب با حيات دنياست و آنچه نزد خداست بسيار بهتر و باقى تراست - ولى - براى كسانى كه ايمان بياورند و در كارهايشان به پروردگارشان توكل كنند.(11)اصل هر چيزى و هر كمالى بزد خداست .ان من شى ء الا عند نا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم .هيچ چيز در عالم نيست مگر آنكه خزينه هاى آن نزد ماست و ما چيزى نازل نمى كنيم مگر به اندازه معين . (12)بنابر اين آنچه كه نزد خداست بهتر و باقى تراست . ولى شرط رسيدن به كمالات سعادت بخش ابدى ، ايمان و تقواست . در جاى ديگر مى فرمايد:و ما او تيتم شى ء فمتاع الحيوه الدنيا و زينتها و ما عندالله خير و ابقى افلا تعقلون .آنچه كه از نعمتهاى اين دنيا به شما داده شده است ، متاع و زيورى متناسب با حيات پست - دنيا- است و آنچه نزد خداست بسيار بهتر و باقى تراست آيا تعقل نمى كنيد(13) ؟
نام كتاب : كمالات وجودى انسان
مؤ لف : محمد شجاعى