
پایین کوه ایستاد و نگاهش رو به بلندای قلّه انداخت از پایین تا بالای نگاهش، فقط کوه بود به صعود فکر می کرد و به فتح قُله طناب مخصوصش رو درآورد و آن را دور کمرش پیچید و توی دستش گرفت به اندازه کافی محکم بود آنقدر که با کشیده شدن روی سنگ های تیز کوه از بین نرود شروع کرد به بالا رفتن آنقدر از کوه بالا رفت که به نزدیکی قله رسید.

خسته شده بود و طنابِ دور دستش شل شد و در یک لحظه حواس پرتی، طناب ول شد یک دفعه چند متر سقوط کرد و به پایین پرتاب شد چشمانش را از ترس بسته بود و نفس نفس می زد ما بین زمین و آسمان معلق مانده بود قلبش می تپید و عرق از روی پیشانیش پایین می آمد چشمانش رو آرام باز کرد و دوباره طناب را محکم گرفت زیر لب زمزمه کرد: اگه طناب محکم نبود حتماً مرده بودم دوباره شروع کرد به بالا رفتن تا به قله رسید با خودش فکر می کرد آدمها تو دنیا، مثل کوهنوردها می مانند کسی که در مسیر صعود طنابی محکم نداشته باشد سرنوشتی جز افتادن به ته دره نخواهد داشت.
💖💖💖
آیه : وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا… آل عمران / 103 .و همگی به ریسمان الهی در آویزید و پراکنده نشوید.امام صادق علیه السلام فرمودند: « مائیم ریسمان الهی که خداوند عزوجل فرمود: ( و همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید)» . امام کاظم علیه السلام فرمودند: «علی بن ابیطالب علیه السلام ریسمان محکم الهی است »
💖💖💖
امام باقر علیه السلام فرمود: «ریسمان محکم خداوند، که مردم مأمور به توسل به آن هستند، آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم می باشند». به هنگام زیارت امیرالمؤمنین می خوانیم « سلام بر تو ای رشتۀ محکم خدا» «که به ریسمان تو چنگ زده ام».

به درگاه مسجد کوفه چون می رسیم در وصف امیر مؤمنان علی می خوانیم « ای رشته ی وصل کننده ما بین خدا و بندگان او» ریسمانی از آسمان به زمین، برای واسطه شدن میان خدا و خلق خدا، گویی دنیا به ظلمتکده ای تشبیه شده که راه برون رفت از آن در گرو چنگ زدن به حبل الهی است، چرا که بدان می توان نجات و رهایی یافت و یا خود را حفظ نمود .
💖💖💖
بواسطۀ ریسمان محکم می توان از چاه ظلمت بیرون آمد و یا به اوج قله ی انسانیت صعود نمود و در پرتگاهها و بحرانها آن را بهترین دست آویز قرار داد اگر این رشته نازک باشد، سقوط حتمی است ولی اینان (حبل الله المتین )اند.

یک سر این رشته در دستان معتصمین به ولایت است، و طرف دیگرش وصل شدن به درگاه خدای کریم است همگی را نیز به این موضوع امر نموده اند که متفرق و پراکنده نشوید.
💖💖💖
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « اگر مردم همگی حول محور ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام جمع می شدند خداوند آتش را نمی آفرید »
💖💖💖
برای طی طریق و گذر از معابر و به چاه نیفتادن هر نابینا ریسمانی می کشیدند و بدو می گفتند سر رشته بگیر و بیا و اینجا حکایت همان است که کورکورانه، دست باید گرفت و دانست تنها راه رساندن این است و بس.
منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد،
نظر دهید » 
قال على عليه السلام:«كُلُّ امْرٍ ذى بالٍ لَمْ يُذْكَرْ فيهِ اسْمُ اللَّهِ فَهُوَ ابْتَرُ»؛«هر كار داراى اهميّتى كه بدون ياد خدا آغاز گردد، به سرانجام نمى رسد» .

شرح و تفسير
ياد خداوند در تمام اعمال و گفتار انسان مؤثّر است و غفلت از آن نتيجه منفى دارد. بر اين اساس در اين روايت شريف توصيه به ذكر نام اللَّه در هر كارى شده است و روشن است كه منظور از بردن نام خدا و آغاز هر كارى به نام او، فقط گفتن بسم اللَّه نيست، بلكه هدف اين است كه خداوند در تمام اعمال ما حضور داشته باشد، بدين جهت در اين روايت، بر خلاف روايات مشابه، به جاى «لَمْ يُبْدَأْ» جمله «لَمْ يُذْكَرْ» آمده است.كه نه تنها در شروع كار، بلكه در ادامه كار هم ذكر اللَّه لازم است.

چگونه خدا را ياد كنيم؟
«ذكر اللَّه» و به ياد خالق و آفريدگار جهان هستى بودن انواعى دارد، برترين آن اين است كه انسان بداند او وجودى است وابسته، كه بدون تكيه بر خداوند، حتّى براى يك لحظه، نمى تواند به زندگى خود ادامه دهد. وابستگى ما انسان ها، بلكه تمام موجودات جهان هستى به خداوند متعال، مانند وابستگى نور چراغ ها به منبع انرژى است كه در ابتدا و ادامه نياز به آن منبع دارد. اگر انسان به اين مرحله از ياد خدا برسد و از آن غفلت نكند، بدون شك متحوّل و دگرگون مى گردد و ديگر به هيچ كس جز خدا تكيه نمى كند و امكان ندارد كه آلوده به گناه شود؛ زيرا چنين انسانى همواره خويش را در محضر خدا مى بيند و تمام نعمت ها و در يك جمله هستى اش را از ناحيه او مى داند و روشن است كه چنين انسانى هرگز گرفتار معصيت نمى شود. گناهان در لحظه هايى رخ مى دهد كه انسان از خدا غافل مى شود . انسانى كه دائماً به ياد اوست گناه نخواهد كرد.
منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام / مولف مکارم شیرازی
نظر دهید » 
قال على عليه السلام:
«قامَتِ الدُّنْيا بِثَلاثَةٍ: بِعالِمٍ ناطِقٍ مُسْتَعْمِلٍ لِعِلْمِه وَ بِغَنِىٍّ لايَبْخَلُ بِمالِه عَلى اهْلِ دينِ اللَّه عَزَّوَجَلَّ، وَ بِفَقيرٍ صابِرٍ. فَاذا كَتَمَ الْعالِمُ عِلْمَهُ، وَ بَخِلَ الْغَنِىُّ، وَ لَمْ يَصْبِرِ الَفقيرُ، فَعِنْدَها الْوَيْلُ وَ الثَّبُورُ»؛
«دنيا بر سه چيز استوار است: دانشمند سخنورى كه به دانش و سخنان خويش عمل مى كند و ثروتمندى كه از دادن اموالش به بندگان نيازمند خداوند بخل نمى ورزد و نيازمندى كه صبر و تحمّل دارد؛ بنابراين اگر دانشمند، دانش خود را مخفى كند (و در اختيار ديگران نگذارد) و ثروتمند بخل بورزد (و به فقراء كمك نكند) و فقير صبرپيشه نكند، مصيبت و هلاك دنيا را فرا مى گيرد» .

شرح و تفسير
از روايت فوق نكاتى استفاده مى شود؛ دو نكته آن بسيار مهمّ است:
1- «عالِم» بايد «ناطق» باشد و گرنه همچون گنج پنهان در زير خاك ها، نتيجه اى براى جامعه نخواهد داشت. بنابراين سخنورى عالم، نه تنها عيب محسوب نمى شود، بلكه لازمه يك عالم از ديدگاه امام على عليه السلام است. همان گونه كه خود آن حضرت، كه مصداق كامل و أتمّ «عالم» بود،سخنورى بسيار قوى و بى نظير بود. علاوه بر اين، «نطق» عالم، بايد همچون «نُطق» پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله باشد كه «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى» بنابراين آنچه مى گويد بايد در مسير رضايت خداوند باشد، نه جهت إرضاى هواى نفس!
2- «عالم ناطق» و «دانشمند سخنور» قبل از آن كه مردم را دعوت به چيزى كند، بايد خود عامل به آن باشد. و پيش از آن كه مردم را از عمل به چيزى نهى كند، لازم است خود تارك آن باشد. در اين صورت است كه چنين دانشمندى، عالم ربانى مى شود و «نگاه كردن به چهره او» حتّى «نظر كردن به درب خانه اش» و «حضور در مجلسش» همه عبادت محسوب مى گردد و سخنش جهاد فى سبيل اللَّه شمرده مى شود .
اگر عالم دانش خويش را احتكار نكرد، بلكه آن را منتشر نمود و قبل از مردم خود به آن عمل كرد، و ثروتمند فقراء را در استفاده از اموالش شريك كرد، و فقراء هم در مقابل فقر صبور و پر تحمّل بودند، اجتماع دچار مشكلى نخواهد شد؛ ولى مصيبت و هلاكت زمانى است كه نه دانشمند دانش خويش را در اختيار نيازمندان بگذارد، و نه ثروتمند دست فقير و نيازمند را بگيرد، و نه نيازمند صبر و تحمّل داشته باشد.
منبع 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام / مولف مکارم شیرازی
نظر دهید » 
هشت سال از هجرت پیامبر به مدینه می گذشت کفار و دشمنان اسلام بدلیل بت پرستی، ظلم، نپذیرفتن حق، خود خواهی و لجاجتشان، بشدت از پیامبر و حضرت علی علیهما السلام خشمگین و عصبانی بودند برای همین تصمیم گرفتند که سپاهی تشکیل بدهند و به جنگ پیامبر و حضرت علی و یاران و سربازان ایشان بروند و نهایت در همین جنگ موفق شوند پیامبر و حضرت علی را به قتل برسانند.

بعد از این تصمیم کفار پیامبر سپاهی دوازده هزار نفری تشکیل دادند که از مدینه به سرزمین یابس یورش ببرند سه بار لشگر پیامبر به جنگ با کفار رفتند بار اول به فرماندهی ابوبکر و بار دوم به فرماندهی عمر و مرتبه سوم به فرماندهی عمروعاص که هر سه بار آنها بدون پیروزی و موفقیت از میدان جنگ باز می گشتند

دفعه چهارم پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرماندهی را به علی بن ابی طالب علیه السلام سپردند، این جنگ به ذات السلاسل مشهور شد.امیرالمؤمنین علی علیه السلام با سپاه اسلام شبانه حرکت کردند و دستور دادند سم اسبها را در پارچه بپیچند که تق تق و صدایی نداشته باشد سرانجام در نزدیکای سحر به سپاه کفار رسیدند دم دم های سحر، پارچه ها را از سُم اسبها برداشتند و یک مرتبه حمله را آغاز کردند وقتی که کفار، سپاه ایشان را به یکباره در وسط میدان جنگ دیدند بسیار متعجب و غافلگیر شدند برای همین اصلا فرصت و توان مبارزه با آنها را پیدا نکردند و سپاه دشمن به راحتی شکست خوردند

در این هنگام جبرئیل خبر پیروزی و نصرت علی را برای پیامبر اعلام می کند چشمت روشن یا رسول الله؛ سه نفر اول خراب کردند اما بشارت باد شما را که علی علیه السلام پیروز گشتند و بعد هم یکی دیگر از سوره های قرآن را به ایشان ابلاغ نمود و پیغمبر صلی الله علیه وآله در نماز صبح بعد از حمد همان سوره را می خواند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» «وَ الْعادِیاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً» عادیات/2-1.
مردم در نماز متوجه می شوند که پیامبر سوره ای جدید می خواند برای همین بعد از نماز پرسیدند: یا رسول الله این چه سوره ای بود که خواندید؟فرمودند: این سوره ای است که تازه نازل شده دیشب سحر حضرت علی و رزمندگان اسلام برکفار پیروز شدند.«وَ الْعادِیاتِ» قسم به اسب هایی که دارند می دوند«ضَبْحاً» و نفس نفس می زنند .قسم به صدای نفس اسب هایی که زیر پای علی است.«فَالْمُورِیاتِ قَدْحاً»، «موریات» یعنی جرقه، وقتی سُم اسبها به سنگ می خورد جرقه می زند.قسم به جرقه های سُم اسب هایی که سربازان علی بر آنان سوارند.«فَالْمُغیراتِ صُبْحاً» صبحگاهان به لشکر هجوم می برند.«فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً» چنان هجوم بردند که گردوغبار به پا کردند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
«فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً» یعنی با آن یورش به میان معرکه و جمع دشمنان ظاهر شدند، و چنان هجوم بردند که وقتی دشمن متوجه شدند دیدند اینها وسط میدانند، اصلاً فرصت اینکه دشمن برود و جلوی اینها را بگیرد نبود.خداوند در قرآن نمی فرماید به جان علی قسم؛ می فرماید: قسم به صدای نفس های اسب هایی که آن اسب ها زیر پای سربازهایی است که آن سربازها به فرماندهی علی ابن ابی طالب پیروز شدند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
چقدر این قسم الهی زیباست
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
چقدر مقام علی پیش خداوند بزرگ و والاست
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
چقدر علی برای خداوند عزیز محترم و دوستداشتنی است که اینچنین قسم هایی برای او خورده است.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
وقتی سپاه علی علیه السلام از جنگ برگشتند پیامبر خدا صلی الله علیه وآله امر کرد مردم به استقبال علی علیه السّلام بروید،پیامبر وقتی که چشمش به علی افتاد، فرمود: اگر خوف آن نبود، که گروهی از امّت من در باره تو، چیزهایی بگویند که نصارا درباره مسیح گفتند، امروز سخنی درباره ات می گفتم، که از کنار مردم نمی گذشتی، مگر این که خاک پایت را برای تبرّک برمی داشتند، زیرا خدا و پیامبر او از تو خشنودند.
❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️❤️🌸❤️🌸❤️
منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد
نظر دهید » 
یکی از مشرکان با صدای بلند گفت:هجرت مسلمانان به مدینه باعث تقویت آنها در مدینه خواهد شد و در آینده نزدیک، کار را بر ما سخت میکنند سران آنها در دارالندوه به مشورت پرداختند و هرکدام پیشنهاد خود را برای شکست پیغمبر دادند ابوجهل که فردی مکار و حیله گر بود گفت: اگر پیامبر را بکُشیم مشکلاتمان حل خواهد شد دیگران گفتند: اما بنی هاشم ما را قصاص خواهند کرد ابوجهل با حیله گری گفت: اگر از هر قبیله ای یک جوان به عنوان نماینده فرستاده شود و همه آنها در یک شب خانه پیامبر را محاصره کنند به راحتی می توان به او حمله کرد و او را در رختخوابش کشت

آن شب فرا رسید جبرئیل فرشته وحی بر پیامبر نازل شد و ایشان را از ماجرای توطئه سران قبائل با خبر کرد حضرت رسول صلی الله علیه وآله این ماجرا را با حضرت علی علیه السلام در میان گذاشت و فرمود: یا علی امشب در رختخواب من بخواب تا کافران گمان کنند که من در رختخواب خود خوابیده ام و متوجه نبود من، در خانه نشوند و به تعقیب من نپردازند امیرالمؤمنین علیه السلام که فردی بسیار فداکار و شجاع بود بدون اینکه نگران حال خویش باشد پرسیدند: یا رسول الله اگر من در بستر شما بخوابم آیا شما به سلامت هجرت خواهید کرد؟

پیامبر فرمودند: آری حضرت علی علیه السلام خوشحال شد و سجده شکر به جا آورد شب فرا رسید حضرت علی در بستر پیامبر خوابید و گاه گاهی هم تکان می خورد تا مشرکان بفهمند که بستر خالی نیست نمایندگان مشرکان که از قبایل مختلفی بودند با شمشیر های برهنه خانه رسول الله را محاصره کردند طبق نقشه، هنگام صبح به خانه پیامبر هجوم آوردند دور بستر پیامبر جمع شدند آماده کشتن و تکه تکه کردن پیامبر شدند.

اما همین که روپوش را کنار زدند متوجه شدند آن کس که در بستر خوابیده است امیرالمؤمنین علی علیه السلام است.یکی از آنها با خشم از حضرت علی پرسید پیامبر کجاست؟ امیرالمومنین فرمود: مگر ایشان را به من سپرده بودید که سراغش را از من می گیرید و مشرکان هم با خشم و ناراحتی آنجا را ترک کردنداما پیامبر در نیمه های شب بی آنکه مشرکان متوجه شوند از خانه خارج شد و به سمت غار ثور رفت و در آنجا مخفی شد سپس به سوی مدینه هجرت نمودند آن حضرت در روز پنجشنبه اول ربیع سال 13 بعثت از مکه خارج شد و در روز 12 همین ماه مدینه واردشد در آن هنگام خداوند در مقابل فرشتگانش به حضرت علی مباهات نمود
که برای خشنودی خدا و حفظ جان پیامبر با شجاعت و فداکاری هر چه تمام در بستر ایشان بدون هیچ ترس و نگرانی خوابیدند سپس جبرئیل و میکائیل از سوی خداوند در کنار حضرت علی حاضر شدند و به ایشان فرمودند: به به کیست مثل تو ای پسرابوطالب که ملائک آسمان به وجودش افتخار و مباهات کنند آنگاه آیه ای از طرف خداوند مهربان در شأن حضرت علی نازل شد
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد. البقره/20

بعضی از مردم (همچون علی فداکار و با ایمان به هنگام خفتن بر جایگاه پیامبر) جان خود را برای خشنودی خدا می فروشند و خدا نسبت به بندگانش مهربان است
لیله المبیت شبی بود که حضرت علی علیه السلام در بستر پیامبر خوابید، تا پیامبرصلی الله علیه وآله بتواند به مدینه هجرت نموده، و خود را از شرّ دشمنان نجات دهد. این داستان نشانی مهم بر فضیلت امیرالمؤمنین است یکی از اتفاق های مهم زندگی پیامبر اسلام – صلّی الله علیه و آله – ماجرای هجرت ایشان و یارانش از مکّه به مدینه است، چنان که قرآن در سوره انفال آیه 30، و سوره بقره آیه 207 به این مطلب اشاره کرده است
هنگامی که مسلمانان در مکّه در فشار و آزار شدید مشرکان قرار گرفتند، پیامبر – صلّی الله علیه وآله وسلم مسلمانان را به هجرت به مدینه دستور داد،چنان که در آیه 30 سوره انفال به این توطئه، اشاره شده است.

جان فدایی علی علیه السلام برای حفظ جان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ،علی علیه السلام به دنبال خشنودی خدا بود و برای رضایت خدا از بذل جانش دریغ ننمود.علی در قرآن مصداق عباد است و بنده ی واقعی خدا بود(وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد.)
منبع پدر، مادر، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان، بیرانوند، محمد،
نظر دهید » 
روزی عده ای در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله مشغول نماز خواندن بودند که فرد نیازمندی خسته و گرسنه وارد مسجد شد.جلو رفت و با نگاهی به اهل مسجد و صدایی لرزان گفت:خدا از شما راضی باشد، من محتاجم و نیازمند، کسی هست دست نیازم را بگیرد؟همینطور که به این سو و آن سوی مسجد نگاه می کرد، چشمش به شخصی افتاد، که در حال رکوع، انگشتری که در دست داشت، را برای بخشش به او نشان می داد.

مرد فقیر به سرعت انگشتر را از دست او گرفت و خدا را شکر کرد و با خوشحالی و تشکر ازآن شخص، از مسجد بیرون رفت.
و اما در آن سوی ماجرا؛پیامبر با یارانش همراه بودندکه جبرئیل فرشته وحی آیه ی بزرگ ولایت را نازل نمود
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ . المائده/55 .
ولی شما تنها خدا و پیامبر است و کسانی که ایمان آورده اند همان کسانی که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند پیامبر و یارانش برای روشن شدن موضوع به طرف مسجد حرکت نمودند.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
تا کسی را که به گفته الهی، ولی و جانشین پیامبر است را برای یارانش و دیگران معرفی کنندوقتی به مسجد رسیدند نگاهشان به دست فرد نیازمندی که انگشتری را به بالا و پایین می انداخت و شادی می کرد افتاد.
از او پرسیدند: قصه این انگشتری چیست؟
مرد نیازمند گفت: من از مردمی که در مسجد بودند کمک خواستم اما کسی به من کمک نکرد .من نا اُمید شدم و رو به سوی آسمان کردم و گفتم:خدایا من به مسجد پیامبر آمدم و از مردم کمک خواستم اما کسی به دادم نرسید که بعد از این، شخصی در حین نماز این انگشتری را به من بخشید.پیامبر صلی الله علیه وآله پرسید چه کسی؟
مرد نیازمند با انگشت خود به حضرت علی علیه السلام که بسیار بخشنده و مهربان بود اشاره نمود و گفت: ایشان.
پیامبر دوباره پرسید او در چه حالتی از نمازش بود وقتی که به تو این انگشتری را بخشید؟
گفت: در حالت رکوع پیامبر بی درنگ تکبیر گفت و یاران و اهل مسجد نیز همگی صدایشان به تکبیر بلند شد.
و این روز ماندگار درتاریخ اسلام شد.آری؛ روز24 ذی الحجه سال 10 هجری.با نزول این آیه، پیامبر پرده از یک مسئله مهم برداشت و این آیه خبر مهم ولایت و جانشینی حضرت علی را بر همگان اعلام نمود،که فقط حیدر امیرالمؤمنین است.
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
در کتاب «الدرالمنثور» آمده است که: پیامبر بعد از نزول آیۀ ولایت فرمود:
مَن کُنتُ مولاه فَعَلیٌّ مَولاه، اللهُمَ وَالٍ مَن وَالاه و عَادٍ مَن عَاداه.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام در مواردی با این آیه، بر حق ولایت خود استدلال و احتجاج کرده اند؛ مثلاً وقتی ابوبکر خلافت را غصب نمود، حضرت امیر او را سوگند داد که: ای ابابکر تو را به خدا سوگند، آیا ولایتی که قرین ولایت خدا و رسول خدا است در آیۀ زکات، ولایت من است یا ولایت تو؟
ابابکر عرضه داشت: آری، ولایت توست.همچنین امام در روز شوری، در برابر عثمان، زبیر، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص، به این آیه استدلال کرد و آن ها را قسم داد و فرمود: «آیا در بین شما کسی غیر از من هست، که در حال رکوع، زکات داده باشد و دربارۀ او این آیه نازل شده باشد.همگی عرضه داشتند: نه.خدا در شأن و مدح تو هزاران آیه نازل کرد. علی بین نماز انگشتری تقدیم سائل کرد.
برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
این فضیلت بزرگ را محدثان، مفسران، فقهاء و متکلمان بزرگ اهل سنت در طی قرون مختلف ذکر کرده اند.
منبع بیرانوند، محمد، (پدر، مادر ، مربی از علی بگو: گفتگو پیرامون فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام در فضای خانواده برای کودکان)
نظر دهید » 
بدان که از جمله دستورات و اعمالی که خصوصاً در کلام مجیدِ الهی امر به آن شده آیة شریفه «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً» می باشد که خواصّ و فوائد صلوات به موجب اخبار بسیار، بعد از واجبات، از هر عملی و ذکری افضل است.

دیگر آن که از جمله فرائض لازمه و عبادات مفروضه است چنان چه در اخبار مرویّه از رسول مختار و اهل بیت اطهار آن جناب علیهم صلوات الله المَلک الجبّار وارد شده که تارک آن راه بهشت را نخواهد پیمود و هر دعا و عملی بدون درود بر آن حضرت(صلی الله علیه و اله) و آل آن جناب(علیه السلام) به درجة قبول نخواهد رسید .
منبع آثار و نتایج صلوات : احیای کتاب فواید الصلوات و عواید التحیات نگارش جدید ،جورتانی اصفهانی، عباسعلی
نظر دهید » 
وَ قَالَ ( علیه السلام ) : الدَّهْرُ یُخْلِقُ الْأَبْدَانَ وَ یُجَدِّدُ الْآمَالَ وَ یُقَرِّبُ الْمَنِیَّةَ وَ یُبَاعِدُ الْأُمْنِیَّةَ .

امام علیه السلام فرموده است: روزگار بدنها را فرسوده می سازد (پیر می نماید) و (با کمی آسایش) آرزوها را تازه و نو می کند، و (با گردش خود) مرگ را نزدیک می گرداند، و (با نزدیک شدن مرگ) آرزوها را دور می سازد.مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.هر که به روزگار فیروزی یافت (کالای آن را به دست آورد برای نگاهداری وافزونیش) به رنج افتاد، و هر که آن را نیافت (بر اثر نداشتن) به سختی گرفتار شد (خلاصه روزگار برای ناکام یا کامیاب سرای رنج و آزار است، پس خردمند به آن دل نبندد و فریب نخورد).
منبع نهج البلاغه حکمت شماره ۶۹
نظر دهید » 
وَ قَالَ ( علیه السلام ) : إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْکَلَامُ.

امام علیه السلام فرموده است: چون عقل و خرد به مرتبه کمال رسد گفتار کم گردد (زیرا کمال مستلزم تسلط بر ضبط و نگاهداری قوای بدنیه است، پس در هر چه و هر کجا بیجا سخن نمی گوید).
منبع نهج البلاغه حکمت شماره۶۸
نظر دهید »