هرچند ذوات معصومین علیهم السلام «کلهم من نور واحد» اند، ولی به دلیل موقعیت ها هریک از معصومین علیهم السلام اختصاصاتی دارند که معصومین دیگر آن را ندارند، از همین رو امام‌ صادق علیه السلام نیز دارای اختصاصی است که این اختصات در امامان پیشین و امامان بعدی وجود ندارد.

 

 

 

 

 

1-«اختصاصات امام صادق علیه السلام»

هرچند ذوات معصومین علیهم السلام «کلهم من نور واحد» اند، ولی به دلیل موقعیت ها هریک از معصومین علیهم السلام اختصاصاتی دارند که معصومین دیگر آن را ندارند، از همین رو امام‌ صادق علیه السلام نیز دارای اختصاصی است که این اختصات در امامان پیشین و امامان بعدی وجود ندارد.

نخستین از اختصاصات امام صادق علیه السلام «نقطه اتصال تشیع و تسنن» است، چرا که که مادرش «ام فروه» است، همین موجب شده است امام صادق همانگونه که ازطرف پدر «امام باقر علیه السلام» نسبش به امام علی علیه السلام می رسد، از طرف مادرش «ام فروه» نیز نسبش به ابوبکر برسد، چرا که مادر امام صادق علیه السلام هم از طرف پدر و هم از طرف مادر، نسبش به ابوبکر می رسد؛ زیرا که مادر امام صادق(علیه السلام) دختر قاسم و قاسم پسر محمد و محمد پسر ابوبکر است. و همچنین مادر ام فروه اسماء دختر عبدالرحمن و عبدالرحمن هم پسر ابوبکر بوده است. ازهمین رو که شیعیان به وجود آن حضرت به دلیل انتساب به امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها افتخار می کنند و امام را ازخود می دانند، و اهل سنت نیز به دلیل انتساب آن حضرت به ابوبکر به وجود امام صادق علیه السلام افتخار می کنند.

ولی نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است اینکه در بعضی از منابع آمده است که امام صادق علیه السلام فرمودند «ان ابابکر ولدنی مرتین»؛ (الملل والنحل، ج1، ص194) من از ابوبکر دو بار متولد شدم» و به این افتخار می کرد، به دلایل مختلف صحیح نیست چراکه:

اولا: 
گر چه نسب امام از طرف مادر به ابوبکر بر می گردد؛ ولی اين روايت را که امام صادق(علیه السلام) بر آن افتخار می کرد را هيچيك از علماي شيعه صحیح ندانسته اند و تنها مرحوم ابو الفتح اربلي در كتاب كشف الغمه آن را از یک عالم سنی نقل کرده که باز مرحوم تستری آن را کذب دانسته است.(كشف الغمة: ج2، ص 374؛ الصوارم المهرقة، نور الله التستري، ص 241 و 242.)

ثانیا: 
حافظ عبد العزيز جنابذی که گفته: قال ابو عبدالله جعفر بن محمد: «لقد ولدنی ابوبکر مرتین»؛ (ابوبكر دو بار مرا به دنيا آورده). متوفاي 611 است و امام صادق (عليه السلام) در سال 148 هجري به شهادت رسيده است. چطور به صورت مستقیم این حرف را به امام نسبت می دهد در حالی که بين او و امام 463 سال فاصله وجود دارد. لذا روايت مرسله می شود و روايت مرسل ارزشي براي استدلال ندارد.(شذرات الذهب، ج 5، ص 46.) 

ثالثا:
در اینکه ام فروه مادر امام صادق(علیه السلام) بوده و از زنان پاکدامن و باعظمت و عفیف و نوه محمد بن ابی بکر بوده است، و اینکه خود محمد نیز از شیعیان مخلص علی(علیه السلام) بوده هیچ شکی نیست؛ ولی این تنها از جهت بیان نسب فامیلی است و هیچ فضلیتی را برای ابوبکر ثابت نمی کند.

رابعا:
اين روايت هم از نظر شيعيان بی ارزش است و همچنین بر طبق قواعد رجالي اهل سنت نیز بي اعتبار شناخته شده است. چرا که در سلسله سند اين روايت چندين راوي مجهول از قبیل: أبو البركات ،عبد الصمد بن علي، احمد بن محمد بن إسماعيل الآدمي و حفص بن غياث وجود دارد که علمای اهل سنت آنان را مجهول دانسته اند.(تهذيب الكمال، المزي، ج 5، ص 81-82.،خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، ج11، ص 46؛ ذهبي، تاريخ اسلام، ج 44، ص 287 و صفدي در الوافي بالوفيات، ج 13، ص 286؛ مستدركات علم الرجال، ج4، ص445، شماره 7909.) 

 

ادامه »


موضوعات: قسمت اول
   شنبه 8 مهر 1402نظر دهید »

عموم سيره نويسان اتّفاق دارند كه تولّد پيامبر گرامي اسلام - صلي الله عليه و آله- در عام الفيل در سال 570 ميلادي بوده است. زيرا آن حضرت به طور قطع، در سال 632 ميلادي درگذشته است و سنّ مبارك او 62 تا 63 سال بوده است. بنابر اين، ولادت او در حدود 570 ميلادي خواهد بود.

 

 

 

اكثر محدثان و مورخان بر اين قول اتفاق دارند كه تولد پيامبر، در ماه « ربيع الاول » بوده، ولي در روز تولد او اختلاف دارند. معروف ميان محدّثان شيعه اين است كه آن حضرت، در هفدهم ربيع الاول، روز جمعه، پس از طلوع فجر چشم به دنيا گشود؛ و مشهور ميان اهل تسنن اين است كه ولادت آن حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.

مراسم نامگذاري پيامبر اسلام
روز هفتم فرا رسيد. « عبدالمطلب »، براي عرض سپاسگزاري به درگاه الهي گوسفندي كشت و گروهي را دعوت نمود و در آن جشن باشكوه، كه از عموم قريش دعوت شده بود؛ نام فرزند خود را « محمّد » گذارد. وقتي از او پرسيدند: چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب كرديد، در صورتي كه اين نام در ميان اعراب كم سابقه است؟ گفت: خواستم كه در آسمان و زمين ستوده باشد. در اين باره « حسان بن ثابت » شاعر رسول خدا چنين مي گويد:

فشــــق له من اسمه ليجله فذوالعرش محمود و هذا محمد
آفريدگار، نامي از اسم خود براي پيامبر مشتق نمود. از اين جهت خدا « محمود » (پسنديده) و پيامبر او « محمد » (ستوده) است و هر دو كلمه از يك مادّه مشتقند و يك معني را مي رسانند.

قطعاً الهام غيبي در انتخاب اين نام بي دخالت نبوده است. زيرا نام محمد، اگر چه در ميان اعراب معروف بود، ولي كمتر كسي تا آن زمان به آن نام ناميده شده بود. طبقِ آمار دقيقي كه بعضي از تاريخ نويسان به دست آورده اند، تا آن روز فقط شانزده نفر به اين اسم نامگذاري شده بودند. چنانكه شاعر در اين باره گويد:

ان الذين سموا باسم محمّد من قبل خير الناس ضعف ثمان

كساني كه به نام محمد، پيش از پيامبر اسلام نام گذاري شده بودند، شانزده نفر بودند.

« احمد » يكي از نام هاي مشهور پيامبر اسلام بود
هر كس مختصر مطالعه اي در تاريخ زندگي رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ داشته باشد؛ مي داند كه آن حضرت، از دوران كودكي دو نام داشت و مردم او را با هر دو نام خطاب مي كردند. يكي « محمد » كه جد بزرگوارش عبدالمطلب براي او انتخاب كرده بود، و ديگري « احمد » كه مادرش آمنه او را به آن، ناميده بود. اين مطلب يكي از مسلمات تاريخ اسلام است و سيره نويسان اين مطلب را نقل كرده اند و مشروح اين مطلب را در سيره حلبي مي توانيد بخوانيد.

عموي گرامي وي، « ابوطالب » كه پس از درگذشت « عبدالمطلب » كفالت و سرپرستي « محمد » به او واگذار شده بود؛ با عشق و علاقه زائد الوصفي، چهل و دو سال تمام، پروانه وار به گرد شمع وجود وي گشت، و از بذل جان و مال در حراست و حفاظت او دريغ ننمود. در اشعاري كه درباره برادرزاده خود سروده، گاهي از او به نام « محمد »، و گاهي به نام « احمد » اسم برده است و اين خود حاكي از آن است كه در آن زمان يكي از نامهاي معروف وي همان « احمد » بوده است.

 

ادامه »

   شنبه 8 مهر 1402نظر دهید »

«دلیل روایی برامامت حضرت مهدی علیه السلام»

پرسش سوم این است که ایا از منظر احادیث می توان دلیلی بر اثبات امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اقامه نمود؟ 

 

 

 

 

در پاسخ باید گفت درمنابع روایی شیعه نزدیک به شش هزار حدیث، و در منابع روایی اهل سنت بیش از پنجاه حدیث بر اثبات وجود مقدس امام زمان علیه السلام روایت شده است، و به دلیل متواتر بودن احادیث، اصل اعتقاد به مهدویت نقطه مشترک بین همه فرق اسلامی است هرچند ممکن است در جزئیات اختلافی وجود داشته باشد، برای آشنایی و شناخت بیشتر با این دلیل نقلی چند حدیث به عنوان نمونه، البته بیشتر از منابع اهل سنت در اینجا می اوریم؛

1- جابر بن سمره از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل می‌کند که فرمود: «لا یزال الدین قائماً حتی تقوم الساعه او یکون علیکم اثناعشر خلیفه، کلهم من قریش»: «همواره این دین تا روز قیامت باقی است، تا دوازده نفر خلیفه که تمامشان از قریش‌اند بر شما خلافت کنند.» (البخاری، 4/161).

2- علی رضی الله تعالی عنه نقل می‌کند: «لو لم یبق من الدهر الا یوم لبعث الله رجلاً من اهل‌بیتی یملأها عدلاً کما ملئت جوراً»: «اگر باقی نماند از دنیا مگر یک روز، خداوند مردی از اهل‌بیتم را برانگیزد. او زمین را پر از عدل و داد کند همان‌گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.» (سنن ابوداود، 4/107).

3- ام‌سلمه از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که فرمود: «المهدی من ولد فاطمه(س)»: «مهدی از فرزندان فاطمه(س) است.» (سنن ابن‌ماجه، 2/1368).

4- «المهدی منا اهل‌البیت، یصلحه الله فی لیله»: «مهدی از ما اهل‌بیت است که خداوند (در ظهور) او را در یک شب اصلاح نماید.» (همان، 2/1367).

5- هم‌چنین ثوبان از پیامبر اکرم(ص) روایت می‌کند: «… ثم یجیء خلیفه الله مهدی، فاذا سمعتم به فأتوه فبایعوه، فانه خلیفه الله المهدی»: «… خلیفه‌ی خدا حضرت مهدی می‌آید، پس هنگامی‌که شنیدید نزد او بشتابید و با او بیعت کنید که او خلیفه‌الله «مهدی» است.» (همان، 2/530).

6- از پیامبر گرامی اسلام(ص) روایت شده است که فرمود: «لا تزال طائفه من امتی تقاتل علی الحق حتی ینزل عیسی بن مریم(ع) عند الطلوع الفجر ببیت‌المقدس، ینزل علی المهدی و یقول المهدی: تقدم یا نبی‌الله، فصل بنا، فیقول: هذه الامه امراء بعضهم علی بعض»: «طایفه‌ای از امت من همواره برای دفاع از حق می‌جنگند تا عیسی بن مریم به هنگام طلوع فجر در بیت‌المقدس فرود می‌آید، آن‌گاه به نزد مهدی می‌آید، پس مهدی می‌گوید: ای پیامبر خدا، جلو بایست و برای ما نماز بگذار، «عیسی» می‌گوید: این امت برخی بر برخی دیگر امیرند (یعنی شما جلو بایست)» (صحیح مسلم، 1/94).

7- رسول خدا (صلی الله علیه و آله):«لا تَذْهَبُ الدُّنْیا حَتّی یَقُومَ بِأَمْرِ اُمّتی رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الحُسَیْنِ، یَمْلأَها عَدلاً کما مُلِئَتْ ظُلما وَجَوْرا؛دنیا به آخر نمی رسد، تا آنکه مردی از فرزندان حسین (علیه السلام)، امر امّت را به دست می گیرد و جهان را پر از عدل و داد می کند، آنگونه که پر از جور و ستم شده باشد:بحار الانوار، ج۵۱، ص۶۶».

8- رسول خدا (صلی الله علیه و آله)فرمود:«لا تَقُومُ السّاعَهُ حتّی یَلِیَ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بیتی یُواطِیء إسْمُهُ اِسْمی؛قیامت برپا نخواهد شد، تا آنکه مردی از خاندان من به حکومت برسد که همنام من است:کنز العمّال، حدیث ۳۸۶۹۲».

نکته بسیار مهم این است علمای اهل سنت، نه تنها به نقل روایات در رابطه به امامت حضرت مهدی(عج) در صحاح خود و دیگر کتب معتبر اهتمام ورزیده‌اند، بلکه گروه زیادی از شخصیت‌های برجسته‌ی ایشان اعتراف کرده‌اند که این احادیث، مشهور و یا متواتر است.

ازهمین روست محی الدین عربی عارف برجسته‌ی جهان تسنن در «فتوحات» باب 366 درباره‌ی مهدی(ع) چنین می‌گوید:
«لاجرم مهدی(ع) قیام خواهد کرد لیکن پس از آن که زمین از ظلم و جور پر شود که آن حضرت آن را از عدل و داد پر خواهد کرد و اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند خدای تعالی آن یک روز را چنان طولانی کند تا آن‌که این خلیفه از خاندان رسول خدا(ص) از فرزندان فاطمه(س) که جدش حسین بن علی(ع) و پدرش حسن عسکری(ع) … ولایت مردم را به دست گیرد. او هم‌نام رسول خدا(ص) است که مسلمانان میان رکن و مقام با او بیعت می‌کنند»

منبع:«تحلیل جامع از امامت طولانی حضرت مهدی سلام الله علیه از سال «255 تا 1445ه.ق» سید محمدتقی قادری»


موضوعات: قسمت سوم
   شنبه 8 مهر 1402نظر دهید »

«دلایل قرآنی بر امامت حضرت مهدی علیه السلام» 
پرسش دوم این است چگونه می شود با اینکه نام حضرت مهدی علیه السلام در قرآن نیامده است به امامت آن حضرت باور اشته باشیم؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت:

 

 

 

اولا؛ اگر میزان به باورها این باشد اگر فرعی از فروعات، اصلی از اصول دین در قرآن آمده است باور کنیم و اگر نیامده باشد آن را نپذیریم و بدعت بدانیم، پس باید اکثر دستورات و باورهای دینی را بدعت بدانیم به عنوان مثال هر چند اصل حکم نماز در قرآن آمده است ولی کمیت نماز «دو رکعت صبح، سه رکعت مغرب، چهار رکعت ظهر، عصر، و عشاء» و کیفیت نماز در قرآن نیامده است، در حالی که کمیت و کیفیت نماز از باورهای ضروری دین است که مسلمین هر روز به آن عمل می کنند، و این باورهایی است که از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اهل ‌بیتش که ثقل اصغراند به امت اسلامی آموزش داده شده است و کلیات نماز که در قرآن آمده است با این کیفیت و کمیت برای امت اسلامی ‌‌تفسیر نموده اند، امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز همین حکم را دارد برفرض اینکه در قرآن نیامده باشد در روایات از پیامبر و اهل بیت آمده است و همین برای اثبات باورمندی به امامت حضرت مهدی کفایت می کند.

ثانیا؛ هرچند به صورت تفصیلی نام حضرت مهدی در قرآن نیامده است ولی ایات متعدی، مانند سوره های: مائده/56 [وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُون‏]، مجادله/22 [لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون‏]، صافات / 173 [وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُون‏]، انفال / 7 [وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَ يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ ]، قصص/ 5 [وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين‏]، نور/ 55 [وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِكُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون‏]، توبه / 32 - 33 [يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ - هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏]، فتح / 28 [هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيدا]، صف / 8 - 9 [يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ - هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏] و … . (لطف الله صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، ج 2 - 1، ج 2، ص 156 - 160، انتشارات جامعه مدرسین)

که به نوعی دلالت بر زنده بودن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می کند و در تفسیر روایاتی ذیل این آیات آمده است و این آیات تطبیق بروجود مقدس آن حضرت شده است، از همین رو ست مرحوم کلینی رضوان اللّه علیه در کتاب کافی ازامام جواد علیه السلام روایت کرده است که شما شیعیان برای اثبات امامت حضرت مهدی به سوره قدر احتجاج کنید«، زیرا در سوره قدر آمده است، هر سال لیلت القدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح (جبرئیل سلام اللّه علیه)، همه احکام و امور را به زمین نازل می کنند. وقتی فرشتگان، احکام و امور را به زمین می آورند، باید آن را به کسی بسپارند. چون افراد عادی نمی توانند میزبان فرشتگان باشند و احکام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها کسی که در روی زمین مهمان دار فرشتگان و تحویل گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارک ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف است؛ بنابراین با توجه به روایاتی که مرحوم کلینی نقل کرد، از نظر قرآن، در شب قدر که همه فرشتگان به همراهی جبرئیل سلام اللّه علیه یا روح، مقدّرات امور را نازل می کنند، باید آن را به کسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرنده این امور وجود مبارک ولی عصر است(ثقة الاسلام کلینى، اصول کافی ج1،ص246)

منبع:«تحلیل جامع از امامت طولانی حضرت مهدی سلام الله علیه از سال «255 تا 1445ه.ق» سید محمدتقی قادری»


موضوعات: قسمت دوم
   جمعه 7 مهر 1402نظر دهید »

با مطالعه قرآن کریم در می یابیم جاهلیت در زمان و مکانی خاص محدود نمی باشد، هر منش غیر عقلی منجر به جاهلیت خواهد شد.

 

 

مساله «جاهلیت» در آیات متعددی از قرآن به آن اشاره شده است، اما چهار آیه در قرآن به طور خاص واژه جاهلیت در آن بکار رفته است.

 در آیاتی که به صورت خاص به موضوع جاهلیت می پردازد به تمام ابعاد انسانی چون اعتقادی، تشریعات، رفتای های خارجی و فتارهای فردی انسان اشاره دارد و جاهلیت را در زمان و مکانی خاص محدود نکرده و هر منش غیر عقلی را جاهلیت می نامد.

 در آیه 154 سوره آل عمران  «وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ» نشان می دهد هر گمان و باور غیر حق به خداوند یک عمل جاهلی می باشد.

 دومین آیه مربوط به مساله جاهلیت آیه 50 سوره مائده میباشد: با تتبع در آیه «أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ» در می یابیم جاهلیت نه تنها در عرصه اعتقادات بلکه در عرصه تشریعات نیز قابل بررسی می باشد، قرآن کریم اظهار می دارد که جامعه ای که در تدوین احکام و قوانین خود به سمت قوانین غیر عقلی و غیر الهی میل پیدا کند یک جامعه جاهلی خواهد بود.

در بُعد رفتارهای اجتماعی اگر انسان برای شخصیت انسانی خود ارزش قائل نشود و خود را مورد تکریم قرار نداده و جان شریف خود را به عنوان یک ابزار و وسلیه لذت و درآمد افراد بیگانه قرار دهد یک عمل جاهلی بود و آیات 32 و 33 سوره احزاب که بانوان را از تبرج و خودآرایی برای بیگانگان منع می نماید شاهد بر مدعی ما می باشد.

 عرصه اخلاقیات درونی نیز از گزند مساله جاهلیت در امان نیست : آیه 26 سوره فتح «إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ» اشاره به یک نوع خشم بی جا نسبت به مسائل پیرامون بشر دارد که اگر این خشم کنترل نشود یک عمل جاهلی و اگر در جای خود و به روش درست از آن استفاده شود از آن به عنوان غیرت نام برده می شود.

منبع: «پیامبر رحمت، الگوی جهانی»محمدرضا جباری 

   جمعه 7 مهر 1402نظر دهید »

«جهانی شدن» ضمن به وجود آوردن تحولاتی عمیق و ایجاد مرحله ای نوین از زندگی برای بشر، آثار متعددی برجای گذاشته است. با توجه به این که یکی از مباحث مهم اندیشه مهدویت، بررسی زمینه های انقلاب جهانی امام زمان می باشد؛

 

 

 


«جهانی شدن» ضمن به وجود آوردن تحولاتی عمیق و ایجاد مرحله ای نوین از زندگی برای بشر، آثار متعددی برجای گذاشته است. با توجه به این که یکی از مباحث مهم اندیشه مهدویت، بررسی زمینه های انقلاب جهانی امام زمان ( می باشد؛ در این پژوهش تلاش شده است بیان شود که جهانی شدن چگونه به لحاظ سیاسی، می تواند زمینه ساز انقلاب جهانی امام زمان ( باشد. این نوشتار، ضمن اشاره به برخی آثار سیاسی جهانی شدن، با روشی توصیفی ـ تحلیلی، به فرصت هایی اشاره می کند که بسترهای مثبت یا منفی شکل گیری قیام و انقلاب امام زمان (عج) را به وجود می آورند.
 
مقدمه

بر اساس آینده نگری دینی، سرانجام، جهان شاهد انقلابی بزرگ می باشد که به شکل گیری حکومتی جـهانی مـنجر می شود: (وَ لَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ ( (انبیاء: 105). طبق آموزه های اسلامی، چنین حکومتی با انقلاب جهانی امام زمان (عج) محقق خواهد شد. شکل گیری این انـقلاب جـهانی، همانند همه انقلاب ها، بدون زمینه ها و بسترهای مناسب، امکان پذیر نخواهد بود. به تعبیر شهید صدر: انقلاب مهدی (عج)، از نظر اجرا همانند همه انقلاب ها به زمینه های عینی و خارجی بستگی دارد و باید فـضایی مـناسب مـوجود باشد (صدر، 1379: ص108).

هر چند ایـن قـیام بـا امدادهای غیبی همراه است؛ اما تمامیت آن با معجزه و امداد غیبی نخواهد بود و همانند انقلاب های تاریخی و حتی برنامه های اصلاحی رهبران دینی، بـا بـهره گیری از وسـایل و اسباب طبیعی، با یکسری مقدماتی انجام می گیرد. بـرای شـکل گیری چنین انقلابی، باید زمینه هایی در سطح جهانی ایجاد شود تا زیرساخت های این انقلاب مقدس شکل بگیرد. آیت الله مکارم شیرازی در ایـن زمـنیه مـی گویند: اگر بنا است جهان کنونی پر از بیدادگری و ظلم و فساد، از لبۀ پرتـگاه فنا و نیستی کنار رود؛ باید انقلابی وسیع در آن صورت گیرد (مکارم شیرازی، 1386: ص67). ایشان برای شکل گیری چنین انقلابی سه نوع آمادگی را ضـروری مـی دانند کـه عبارتند از: «آمادگی های فکری و فرهنگی»، «آمادگی های اجتماعی» و «آمادگی های تکنولوژی و ارتباطی».

بعد سـیاسی جـهانی شدن، با ایجاد تحولاتی عظیم توانسته است در شکل گیری چنین آمادگی هایی نقش بسزایی داشته باشد و زمینه های تحقق انـقلابی فـراگیر و خـیزشی عمومی را بیش از پیش فراهم کند.

با توجه به این که انقلاب امـام زمان (عج) فـراگیر و جهانی است، جهانی شدن ظرفی را فراهم ساخته که زمینه های شکل گیری انقلابی به وسعت کرۀ زمـین را کـه مـتون دینی وعده داده اند؛ فراهم کرده است؛ چرا که در قرون گذشته، تصور خیزش و انقلابی هـمگانی، هـماهنگ و فراگیر وجود نداشت و به واسطه وجود قلمروگرایی و نیز وجود فاصله های مکانی و نبود امـکانات پیـشرفته ارتـباطی، عملا زمینه های انقلابی جهانی و هماهنگ، با ابهاماتی همراه بود. اما امروزه به واسطه قـلمروزدایی و از بـین رفتن فاصله های مکانی و زمانی و امکان ارتباط فوری با تمام نقاط عالم، بستر تـحقق خـیزشی جـهانی، بیش از پیش فراهم شده است. در ادامه این نوشتار به برخی از آثار جهانی شدن که بستر هایی مـناسب بـرای قیام و انقلاب امام زمان (عج) فراهم کرده اند؛ اشاره می شود.

مفهوم شناسی

پیش از ورود بـه بـحث، لازم است به تبیین برخی مفاهیم اساسی این نگاشته اشاره کنیم:

الف) جهانی شدن

با طرح بحث «جـهانی شدن»، انـدیشمندان زیـادی در این عرصه ورود پیدا کرده و حجم عظیمی از استنتاجات را ارائه کرده اند؛ اما هـنوز تـعریف واحدی برای آن ارائه نشده و ابهامی معنادار بر این مفهوم، سایه افکنده است؛ زیرا این پدیده به حـد نـهایی تکامل خود نرسیده است (هانس، 1381: ص14 ). به همین دلیل، زاویه دید اندیشمندان، به مـقوله جـهانی شدن، موجب تعاریف متعددی در این عرصه شده اسـت.

بـرخی از نـظریه پردازان، بعد اقتصادی جهانی شدن را در نظر گرفته، مـی گویند: جـهانی شدن حاصل یکپارچگی اقتصادی، مالی و زیست محیطی است (کومسا، 1388: ص183). جیمز روزنا[1]با تکیه بـر بـرچیده شدن مرزهای طبیعی و جغرافیایی مـعتقد اسـت: جهانی شدن، فـرایندی اسـت کـه در ورای مرزهای ملی گسترش یافته و افراد، گـروه ها، نـهادها و سازمان ها را به انسجام رفتارهای یکسان با شرکت در فرایندها، سازمان ها یا نظام های فـراگیر و مـنسجم وا می دارد ( روزنا، 1387: ص23 ).

آنتونی گیدنز[2] جهانی شدن را نـتیجه طبیعی رشد و گسترش مـدرنیته قـلمداد می کند و می گوید: جهانی شدن، سیمای ظـاهری جـهان و همچنین نحوۀ نگریستن ما به جهان را دگرگون می سازد (گیدنز، 1389: ص76 ).

یان آرت شولت[3]مـعتقد اسـت که به واسطه جهانی شدن، در شـکل بـندی فـضای اجتماعی تغییری نـوین ایـجاد شده است که در ایـن فـضا، مرزهای ملی کم رنگ شده و فضای جامعه بشری طبق فاصله های مکانی و سرزمینی شناسایی نـمی شوند. بـه تعبیر او، نوعی «قلمرو زدایی» ایجاد شـده اسـت. وی می گوید: جـهانی شدن حـاکی از نـوعی تغییر گسترده در ماهیت فـضای اجتماعی است (شولت، 1382: ص50).

همان طور که بیان شد، ارائه تعریفی جامع از جهانی شدن کاری دشوار است؛ ولی باتوجه بـه بـیانات مذکور، می توان از جهانی شدن تعریفی ارائه کرد که با مـحور ایـن نـوشتار مـتناسب اسـت: جهانی شدن عبارت اسـت از فـرایند فشردگی زمان و مکان که به واسطه آن، عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی، در جامعه جهانی واحد ادغام مـی شوند.

ب) جـهانی سازی

در تـعریف «جهانی سازی» گفته اند: گسترش فرهنگ یک کشور یـا یـک بـلوک بـه سـراسر کـرۀ زمین، یا تلاش برای گستردن جهانی الگوها وایده های خاص. این تلاش به آن علت صورت می گیرد تا بر کشورهای دیگر جهان تاثیر گذارده، آن ها را در یک نظم نوین و دلخـواه گرد هم آورد (شیرودی، 1386: ص9).

بسیاری از نظریه پردازان، جهانی سازی را در واقع «پروژه ای» می دانند که کارگزارانی دارد و آن را به سمت و سوی خاصی در سطح جهان هدایت می کند. آنان اعتقاد دارند که جهانی سازی توسط نظام لیبرال دموکراسی غرب، بـه دلیـل تسلط بر کل دنیا به راه افتاده است. طبق این دیدگاه، جهانی شدنی که دنیای غرب از آن دم می زند، همان جهانی سازی، غربی سازی، آمریکایی سازی و یا جهان گرایی آمریکایی است. به عبارتی دیگر، نـظام لیـبرال دموکراسی غرب تلاش می کند با استفاده از فن آوری ارتباطات رسانه ای در زمینه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، برای کشورهای دنیا قوانینی وضع و در این زمینه ها بر سـایر مـلت ها اعمال نفوذ کند و این، هـمان چـیزی است که از آن به «نظم نوین جهانی» «نظام تک قطبی» و «امپراتوری جهانی امریکا» تعبیر می شود.

مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند: این جهانی شدن، اسمش جـهانی شدن اسـت؛ اما باطنش امریکایی شـدن اسـت…. هدف به صورت لخت و پوست کنده جز این چیز دیگری نیست؛ اما می خواهند در زیر نام های زیبا - جهانی شدن و تحوّل و پیشرفت - این هدف را پنهان کنند (مقام معظم رهبری: 9/12/1379).

لستر تارو، یکی از دلایل مـخالفت بـا جهانی شدن را آمریکایی بودن آن می داند و می گوید: جهانی شدن طرح ساختمانی آمریکایی است که بدون مشارکت آنان و به رغم اعتراضاتی که می کنند، در حال بنا شدن است… برخی از احساسات ضد آمریکایی به این دلیـل بـروز می کند کـه دیگران می بینند آمریکایی ها از جهانی شدن منافع زیادی به دست می آورند؛ چون الگوی جهانی بر الگوی آمریکایی مبتنی اسـت (لستر تارو، 1383: ص144).

بنابراین، مفهوم «جهانی شدن» با مفهوم «جهانی سازی» متفاوت است؛ زیـرا «جـهانی شدن» فـرایندی طبیعی است که جوامع بشری را در بستر پیشرفت در عرصه های متعدد قرار داده است؛ اما «جهانی سازی» جریانی است که فـرایند جـهانی شدن را به واسطه استفادۀ حداکثری از زیرساخت ها و بعد سخت افزاری، به سمت و سوی خاصی سـوق مـی دهد. بـه عبارت دیگر، جهانی شدن که فرایندی طبیعی است، همانند ظرفی است که جهانی سازی به نوعی مـحتوای آن محسوب می شود؛ یعنی زمانی که عده ای خاص، این فرایند و حرکت روبه رشد بـشری را، در دست بگیرند و با اِعـمال ارادۀ «هـدفمندشان»، محتوایی خاص برای آن ظرف تعیین کنند؛ جهانی سازی محقق شده است.

ج) انقلاب امام زمان (عج)

«انقلاب» از نظر لغوی به معنای «برگردیدن و واژگون شدن و برگشتن از کاری و حالی است» (دهخدا، 1373: ج3، ص3579) و از نظر اصطلاحی: به آن رویدادها، یا بـه طور دقیق تر رشته رویدادهایی محدود می شود که از ایجاد تغییر مقامات حکومت یا حتی رژیم فراتر است و به تغییرات اجتماعی ـ اقتصادی بنیادی در جامعه منجر می شود (راش، 1390: ص223).

شهید مطهری با بیان این که «انـقلاب، مـاهیت مردمی دارد می گوید: انقلاب عبارت است از: طغیان و عصیان مردمی که محکوم یک نظام هستند و از آن نظام ناراضی و خشم گین اند علیه آن نظام حاکم، برای این که وضع مطلوبی که آرمان آن هاست، به وجـود بـیاید (مطهری، 1372: ج24، ص196).

در بستر تاریخ، همواره انقلاب هایی ایجاد شده که هر کدام به نوبه خود دارای ویژگی ها و ایدئولوژی هایی بوده است. در عصر کنونی، جهان شاهد انقلاب های زیادی بوده است، از جمله «انقلاب فرانسه (1789م)، انـقلاب روسـیه (۱۹۱۷م)، انقلاب چین (1949م)، انقلاب اسلامی ایران (1978م) و همچنین انقلاب های زنجیره ای در کشورهای عربی که هر کدام به نحوی بر عرصه سیاسی اجتماعی تاثیرگذار بوده است. متون دینی ادیان مختلف، مخصوصا دین اسـلام، از وقـوع یـک انقلاب جهانی در آیندۀ تاریخ خـبر دادهـ اند کـه به «قیام و انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج)» معروف است و یکی از بزرگ ترین انقلاب های بشری می باشد و تحولاتی بنیادین در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در تـمام دنـیا ایـجاد می کند.

 

ادامه »

   پنجشنبه 6 مهر 1402نظر دهید »

در بحث فوائد امام غایب درباره‌ی آثار وجودی آن حضرت بحث کردیم و توضیح دادیم که بقای عالم و تداوم زندگی همه‌ی خلق وابسته‌ی به وجود آن بزرگوار است و در این مجال سخن درباره‌ی جلوه‌‌‌‌‌‌‌‌هایی از محبت بی کران امام غایب است که در گونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف، تجّلی و نمود یافته است تا بر همگان روشن شود که امام خوبی و مهربانی، در عین غیبت و پنهانیِ، شعاع مهرش در همه جا گسترده و به تناسب ظرف ها و ظرفیّت ها همه را فرا گرفته است و لطف و عنایتش همچون چشمه‌ای خروشان، جریانی پیوست

 

 



یکی از زوایای ناشناخته‌ی امام عصر علیه السّلام، مهر و محبّت آن بزرگوار به انسان ها و به ویژه شیعیان است. متأسفانه از گذشته‌ی دور چنین بوده است که امام را تنها با شمشیر و خونریزی و قهر و انتقام معرفی کرده و چهره‌ای خشن از آن حضرت نشان داده اند؛ حال آنکه آن حضرت مظهر رحمت بی کران الهی و پدر مهربان امّت و همدمی دلسوز و همراهی خیرخواه است.
بجاست پیش از هر کلامی، از زبان او و پاکانی که درباره‌ی او فرموده اند بشنویم:
در حدیث قدسی در پایانِ ذکر امام معصوم آمده است:
وَ أٌکملُ ذَلِکَ بِابنِهِ م ح م د رَحمَةً لِلعَالَمِین. 
و تکمیل می کنم [سلسله امامان] را به فرزندش (م ح م د) به عنوان رحمتی برای همه جهانیان.
و در سخنی از خود حضرت آمده است:
أنَّ رَحمَةَ رَبَّکُم وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ وَ أنَا تِلکَ الرَّحمَة. 
همانا رحمت پروردگارتان همه چیز را فرا گرفته و من آن رحمت بیکران الهی هستم.
و در بیان معصومان علیهم السّلام چنین توصیف شده است.
و أشفَقَ عَلَیهِم مَن أبَائِهِم وَ أُمَّهاتِهِم. 
[امام] دلسوزتر است بر مردم از پدران و مادرانشان.
أُوسَعُکُم کَهفاً وَ أَکثَرُکُم عِلما وَ أٌوصَلُکُم رَحِما. 
[حضرت مهدی علیه السّلام] از همه‌ی شما، مردم را بیشتر پناه می دهد و از همه ی شما علمش افزون تر و رحمت و لطفش از همه فراگیرتر است.
آری، امام تجّلی رحمت خدا است که در وسعت سینه‌ی او، کران تا کران عشق به انسان ها موج می زند و اگر قهر دارد بر گروهی اندک است که نه انسان، بلکه گرگهایی انسان نمایند که زندگی بشریت را با درنده خوئی خود زشت و سیاه کرده اند  و روشن است که قهر با اینان، عین مِهر است با مردمان وگرنه او میر مهر است نه امیر قهر.
امام زمان مربی بزرگ و معلم دلسوز انسان و پدر مهربان مردم است و در همه اوقات و لحظات صلاح حالِ ایشان را رعایت می کند و در عین بی نیازی از ایشان، بیشترین لطف و عنایت را نثارشان می سازد؛ چنانکه خود فرمود:
لَو لَا مَا عِندَنَا مِن مَحَبَّةِ صَلَاحِکُم وَ رَحمَتِکُم وَ الإِشفَاقِ عَلَیکُم لَکُنَّا عَن مُخَاطَبَتِکُم فِی شُغُل. 
اگر این گونه نبود که ما دوستدار اصلاح کار شما هستیم و به شما نظر لطف و رحمت داریم از توجه و التفات به شما [به دلیل کارهای ناپسندتان] احتراز می کردیم.
بنابراین امام زمان گرچه غایب است ولی ابر رحمتی است که پیوسته می بارد و کویر تفتیده‌ی مردم را حیات و نشاط می بخشد و محروم کسی است که از این کانون مهر، مهربانی ها را نچشد و محبت ها را حس نکند.
اللهم هَب لَنَا رَأفَتَهُ وَ رَحمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَیرَه. 


جلوه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مهربانی امام زمان صلی الله علیه و آله و سلم

در بحث فوائد امام غایب درباره‌ی آثار وجودی آن حضرت بحث کردیم و توضیح دادیم که بقای عالم و تداوم زندگی همه‌ی خلق وابسته‌ی به وجود آن بزرگوار است و در این مجال سخن درباره‌ی جلوه‌‌‌‌‌‌‌‌هایی از محبت بی کران امام غایب است که در گونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف، تجّلی و نمود یافته است تا بر همگان روشن شود که امام خوبی و مهربانی، در عین غیبت و پنهانیِ، شعاع مهرش در همه جا گسترده و به تناسب ظرف ها و ظرفیّت ها همه را فرا گرفته است و لطف و عنایتش همچون چشمه‌ای خروشان، جریانی پیوسته و مداوم است.
1. غم خواری

از مهم ترین و برترین صفات مومن، هم گرایی و همدردی با برادران دینی است. مومنان در جامعه اسلامی چونان پیکر واحدی هستند که درد و غم هر یک سبب رنج دیگران و آسایش و شادی هر کدام باعث سرور دیگران خواهد بود، زیرا آنها به تصریح قرآن برادرند. در روایات متعدّد ائمه معصومین علیهم السّلام احساس هم دردی و غم خواری خود را نسبت به شیعیان بیان کرده اند که این حسّ زیبا سبب آرامش و تسلّای دلِ دوستان ایشان است و قوت قلبی است که آنها را در فراز و نشیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های زندگی دلگرمی داده و صبوری و مقاومت آنها را تقویت می کند.
امام رضا علیه السّلام می فرماید:
مَا مِن أحَدٍ مِن شِیعَتِنَا یَمرَضُ إِلَّا مَرِضنَا لِمَرضِةٍ وَ لَا اغتَمَّ إَلَّا اغتَمَمنَا لِغَمِّمهِ وَ لَا یَفرَحُ إِلَّا فَرِحنَا لِفَرَحِه؛ 
هیچ یک از شیعیان، مریض نمی‌شود مگر اینکه ما نیز در بیماری او بیمار می شویم و اندوهگین نمی‌شود مگر اینکه ما نیز در غم ایشان محزون می شویم و شادمان نمی‌گردد مگر اینکه ما نیز به خاطر شادی او شادمانیم…
یکی از شیعیان امام صادق علیه السّلام گوید:
بر آن حضرت وارد شدم و عرض کردم: از «عمرو بن اسحاق» حدیثی به من رسیده است. فرمود: آن را عرضه کن. گفتم: وی بر امیرالمومنین علی علیه السّلام داخل شد، پس از آن حضرت آثار زردی بر صورتی دید و فرمود: این زردی چیست؟
پس بیماری خود را توضیح داد. آن حضرت به او فرمود: ما خوشحال می شویم به خوشحالی شما و اندوهگین می شویم به اندوه شما و بیمار می شویم به بیماری شما… امام صادق علیه السّلام فرمود: عمرو راست گفته است. 
بنابراین امام به دلیل شدت رأفت و محبتی که نسبت به پیروانش دارد، بیشترین اتصال و ارتباط را با شیعیان خود دارد و به دلیل همین محبت و دوستی فزاینده است که در غم و رنج آنها شریک است مانند مادری که به دلیل شدت دوستی و ارتباط با فرزندش به هنگام بیماری او، بیمار می شود؛ چنان که با بهبودی و شادی او نشاط پیدا می کند زیرا که فرزند، همچون جان شیرین برایش عزیز و دوست داشتنی است.

 

ادامه »

   سه شنبه 4 مهر 1402نظر دهید »

اگر بخواهیم در نهم ربیع الاول «1445»که ادامه روز امامت حضرت مهدی علیه السلام پس از شهادت پدرش امام حسن عسکری علیه السلام است شناخت و معرفت لازم پیدا کنیم در صورتی چنین معرفتی حاصل می شود که بتوانیم پرسش هایی که در زمینه امامت طولانی آن حضرت وجود دارد را بشناسیم و پاسخ آن پرسش ها را بدانیم، از همین رو در این یادداشت به تحلیل «پرسش و پاسخ های کلیدی» در راستای امامت حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء خواهیم پرداخت.

 

 

 

 

1-«دلیل ضرورت استمرار امامت»
نخستین پرسش این است چه دلیلی وجود دارد «امامت» پس از نبوت تاظهور عالم قیامت استمرار کند و در همه ادوار و زمان حتما امام حی و زنده وجود داشته باشد؟ 
در پاسخ به این پرسش دلایل متعددی کلامی و عقلی وجود دارد ما در این یادداشت تنها سه دلیل عقلی و کلامی را در پاسخ به این پرسش تقریر و توضیح می دهیم؛

دلیل اول «واسطه فیض» 
برهان اول بر استمرار امامت، «واسطه فیض بودن» امام علیه السلام است‌؛ به این معنا هر چند خداوند متعال بدون هیچ واسطه ای می تواند در عالم هستی تصرف کند فیض و برکات معنوی و مادی آن را در سراسر کائنات ساری و جاری کند، ولی اراده حضرت حق بر این تعلق گرفته که توسط «وسائط اسباب» فیضش را به عالم هستی از جمله انسان ساری و جاری نماید، از همین رو به حکم عقل و نقل (آیات ۳۰ و ۲۱۳ سوره بقره) تنها واسطه فیض معنوی در هر عصر و زمانه ای انسان کاملی است که خود وصل به عالم قدس است و سرشار از فیوضات معنوی از عالم بالا و عالم معنا است که واسطه بین خلق و خالق، غیب و شهادت می شود و دستگیری از بندگان الهی می کند.

از همین روست که امام صادق علیه‌السلام فرمود: «نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْعَالَمِينَ وَ سَادَةُ الْمُؤْمِنِينَ وَ قَادَةُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ مَوَالِي الْمُؤْمِنِينَ وَ نَحْنُ أَمَانُ أَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ بِنَا يُمْسِكُ اللَّهُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ‏ وَ بِنَا يُمْسِكُ الْأَرْضَ أَنْ تَمِيدَ بِأَهْلِهَا وَ بِنَا يُنَزِّلُ الْغَيْثَ* وَ بِنَا يَنْشُرُ الرَّحْمَةَ وَ يُخْرِجُ بَرَكَاتِ الْأَرْضِ وَ لَوْ لَا مَا فِي الْأَرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِهَا قَالَ ع وَ لَمْ تخلو [تَخْلُ‏] الْأَرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ فِيهَا ظَاهِرٌ مَشْهُورٌ أَوْ غَائِبٌ مَسْتُورٌ وَ لَا تَخْلُو إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ فِيهَا وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يُعْبَدِ اللَّهُ قَالَ سُلَيْمَانُ فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ ع فَكَيْفَ يَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ قَالَ كَمَا يَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ؛ ما امامان، امان اهل زمین هستیم؛ چنان که ستاره ها امان اهل آسمان اند. ماییم که خدا بوسیله ما آسمان را نگاه داشته تا بر زمین نیفتد. جز با اجازه او و براى ما آن را نگهداشته تا بر اهلش موج نزند و براى ما باران ببارد و رحمت خویش نشر کند و زمین برکات خود را بیرون دهد. اگر امام در زمین نباشد، زمین اهل خود را فرو می برد. از روزى که خدا آدم را آفرید، خالى از حجت نیست که یا ظاهر و مشهور بوده است و یا غایب و مستور و تا قیامت هم خالى نمی ماند. او، حجت خدا است. اگر چنین نباشد، خدا را نمی پرستند. سلیمان، راوى حدیث، می گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: چگونه مردم از امام غائب بهره مند شوند؟ فرمود: چنان که با آفتاب پس ابر بهره مند می شوند». ( الأمالی شیخ صدوق،، ص 186، انتشارات کتابخانه اسلامیه، 1362 هجرى شمسى»

پس از این توضیح دقیق نتیجه می گیریم اگر امامان معصوم ـ و در عصر حاضر امام زمان (عج) و امور عالم خلقت ـ از جمله زمین و ساکنان آن ـ را بر عهده نمی گرفتند؛ امور زمین و مردمش از هم می پاشید. بنابراین باید واسطه بین آفریننده و پدیده های مادی، کسی باشد که دارای خلقت مادی و جسمانی و علاوه بر آن دارای درجه ای از شرافت معنوی باشد که شایستگی ارتباط بین آفریننده و آفریدگان را احراز کند و چنین افرادی جز خلفای ذات مقدس پروردگار (پیامبران و جانشینان آنان) کسی نمی تواند باشد.

دلیل دوم؛ «قاعده لطف» 
دلیل دوم بر ضرورت استمرار امامت بعد از نبوت «قاعده لطف» است، به این معنا اگر بخواهد نسبت به هدف و غرض از خلق و آفرینش انسان که وصال و لقاء و قرب الهی است، نقض غرضی پیش نیاید، به حکم عقل برخداوند متعال لازم و واجب است هرآنچه که موجب قرب انسان به ذات اقدس، و موجب بعد و دوری از معصیت می شود برای انسان فراهم نماید، و لطف به این معنا در این است همانگونه که حق تعالی از آغاز خلقت هرگز زمین را از حجت خودش که انبیاء الهی است خالی نگذاشته است بعد از نبوت نیز زمین را ازحجت خودش از امام که عهده دار «ریاست عامه الهی درامور دین و دنیاست» و موجب حراست از دین خدا، تربیت نفوس مستعد انسانی، حفظ و بقای مذهب، وجود الگو در جهت پیشرفت بشر می شود خالی نگذارد. 

از همین روست شیخ شهاب الدین سهروردی در اثبات وجود حضرت ولی عصر(ع) از طریق قاعده لطف می گوید: 
«در جهان هیچ گاه از حکمت و از وجود کسی که قائم به حکمت باشد و نشانه های خداوند نیز در او باشد، خالی نبوده است. این چنین کسی خلیفه خداست در زمین و تا زمین و آسمان برپاست چنین خواهد بود … پس در هر زمان اگر چنین شخص باشد که خدایی و نمونه کامل علم و عمل است، ریاست جامعه با اوست و او خلیفه خداوند در روی زمین است و زمین هیچ گاه از چنین انسانی خالی نخواهد بود… اینکه می گوییم ریاست با اوست ،مقصود الزام حکومت ظاهری او نیست؛ بلکه گاه امام خدایی، حکومت تشکیل می دهد و آشکار است و مبسوط الید و گاه در نهایت پنهانی (غیبت) به سر می برد. این امام همان کسی است که مردم او را قطب زمان «ولی عصر» می نامند. ریاست جامعه با این انسان است؛ اگر چه نشانی از او در دست نباشد. البته اگر این رئیس ظاهر باشد و در راس حکومت قرار گیرد، زمان نورانی خواهد شد.(مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج ۲ ،ص ۲۱و۲۲) چنان که شیخ طوسی می گوید: اصل وجود امام ، لطف است و تصرف آن حضرت لطف دیگر و این ما هستیم که موجب غیبت آن حضرت شده ایم (عدمه منّا). (کشف المراد ، ص ۳۶۳)

دلیل سوم؛ «قاعده احتمالات»
دلیل سوم عقلی بر امامت حضرت مهدی سلام الله علیه «قاعده احتمالات» است‌، شهيد صدر(رحمة الله عليه) درباره اثبات وجود امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از راه «حساب احتمالات» مى فرمايد:
«قضيه مهدى(عجل الله تعالی فرجه) حقيقتى است كه امت اسلامى در طول قرن ها با آن زندگى نموده است و خصوصا در طول هفتاد سال سُفرا و نواب خاص حضرت(عجل الله تعالی فرجه) در خلال معاشرتشان با مردم به آن تذكر داده اند، در حالى كه هيچ كس در اين مدت حرف خلافى از آنها نشنيده است. آيا انسان مى تواند باور كند كه دروغى بتواند نه تنها در مدت هفتاد سال؛ بلكه قرن ها دوام آورد و يا چهار نفر به عنوان نايب آن حضرت(عجل الله تعالی فرجه) بر او اتفاق داشته باشند بدون آنكه هيچ گونه شك و ترديدى براى كسى پديد آيد و بدون آنكه بين آن چهار نايب كمترین علاقه خاصى وجود داشته باشد تا مجوز توافق بر كذب شود.

از قديم الايام گفته شده كه ريسمان دروغ كوتاه است و نيز منطق حيات و زندگانى ثابت مى كند كه از جهت علمى و به حساب احتمالات محال است كه دروغى به اين شكل بتواند دوام آورده و اطمينان تمام امت را جلب نمايد: (بحث حول المهدي(عج)، الصدر، ، ص 109 و 110»

منبع: «تحلیل جامع از امامت طولانی حضرت مهدی سلام الله علیه از سال «255 تا 1445ه.ق»| سید محمدتقی قادری»


موضوعات: قسمت اول
   سه شنبه 4 مهر 1402نظر دهید »

موضوع بحث ما, ارتباط و دیدار حضرت در دوران غیبت کبری است. آیا شیعیان از چنین امکانی برخوردارند و می توانند از محضر آن حضرت در این زمان بهره برند و جمال بی مثال ایشان را ببینند و مسائل علمی و دینی خویش را از حضورش بپرسند, یا چنین امکانی نیست.

 

 

 

 

در این جا دو اعتقاد به وجود امام زمان و حجت حق(عج) از ضروریات مذهب شیعه است. برابر روایات و ادلّه, وجود امام در هر زمانی, لازم است. زمین بدون حجت باقی نمی ماند. در این زمان که حجت الهی در پرده غیب به سر می برد, این پرسشها مطرح می شود:

آیا ارتباط با آن حضرت, امکان دارد, یا خیر؟ آیا شیعیان و پیروان حضرت, می توانند از محضر آن بزرگوار, بهره مند گردند, یا خیر؟

سخن در این مقوله, از امکان عقلی نیست, بلکه سخن در این است که آیا برابر موازین و روایاتی که داریم, چنین امری می شود تحقق یابد, یا خیر. در این باره, دو دیدگاه وجود دارد:

1. دیدگاهی که امکان ارتباط را تأیید نمی کند و لزومی برای آن نمی بیند.

2. دیدگاهی که بر امکان ارتباط و وقوع آن اصرار می ورزد.

آنچه ما در این مقاله, به بحث خواهیم گذارد, ادله و مستندات هر یک از این دو دیدگاه است. هر دو نظر, گروهی طرفدار و معتقد دارد. این نکته در خور دقت است: نه آنان که ارتباط را نمی پذیرند از اسلام و تشیع بدورند و نه کسانی که به آن عقیده دارند, از ایمان بیشتری برخوردار; چرا که هر یک ادله ای بر ادعای خود ارائه می دهند و به روایاتی تمسک می جویند.

گرچه امروز, این از باورهای دینی عموم فرض شده است, به گونه ای که منکر آن, نزد برخی, متهم خواهد شد. ولی بزرگانی مانند: شیخ مفید, فیض کاشانی, شیخ جعفر کاشف الغطاء و نعمانی, ارتباط با امام زمان(عج) را برای شیعیان در غیبت کبری, ممکن نمی دانند.

بنابراین, موضوع, آن گونه که تصور می شود, روشن و بدیهی نیست و بحثی در خور می طلبد. آنچه ما را بر این بحث وا داشته, چند نکته است.

1. درباره ارتباط با امام زمان, کتابهایی نوشته شده و در این اواخر, رواج فوق العاده ای یافته که مشحون از حکایتها و داستانها و مطالبی است که برخی از آنها, بیقین, نادرست و برخاسته از تصورات و خیالبافیهای نویسندگان! آنهاست و در برخی, شمّه ای از حقیقت وجود دارد.

2. نقل این داستانها و حکایتها, باعث می شود که یک عقیده درست و صحیح, به ناصوابهایی آمیخته گردد و عقائد خرافی و ناصحیح و غیرمستدل و مستند, در میان مردم رواج یابد. وقتی که آقا و خانمی به راحتی و آسانی اهل مکاشفه شوند و آن را در کتاب خود بنویسند; چرا دیگران به چنین مقامی نرسند. زمانی که مدعی مکاشفه, پا را فراتر نهد و در بیداری حضرت رسول اکرم(ص) و برخی از معصومین(ع) را ببیند1 چرا دیگران از این نعمت محروم باشند.

رواج این گونه کتابها و حکایتها, باعث شده که در برخی از مناطق کشور, شاهد حوادث و اتفاقات نابخردانه و عوام فریبانه و خرافی باشیم:

کسی در منطقه ای مدعی می شود که قطره ای از خون سر امام حسین(ع) ریخته و یا سر مبارک حضرت را دیده, یا چوپانی مدعی می شود که غلام شاه چراغ است و از وی دستورهایی دریافت کرده است و خانمی که از دست شوهر فرار کرده به مسجد روستایی می رود و مدعی می شود که مسجد نظر کرده است و مریضهایی که به مسجد بیایند شفا می یابند, آن دیگر, امام زاده جدیدی کشف می کند و مردم یک منطقه, برای زیارت امامزاده بسیج می شوند و در مورد دیگر, دختر, یا زنی نظر کرده می شود و حاجت مردم را برآورده می کنند و… اینها برخاسته از حکایتها و رؤیاها و کتابهایی است که بدون هیچ ضابطه و قاعده ای رواج می یابد و جوّی ناسالم و به دور از حقیقت و عوام پسند, به وجود می آید و مردمان معتقد را از سرچشمه زلال اسلام ناب و راستین به دور می کنند و در باتلاق خرافات فرومی برند.

3. پیامد ناگوار این کتابها و عقاید برگرفته از حکایت و خواب, جوی را به وجود می آورد که اهل تعقل و اندیشه را به عقائد شیعه بدبین می کند و زمینه انحرافهای فکری را فراهم می آورد و در نتیجه, مخالفان تشیع, امکان رشد و گسترش می یابند و عقاید ناصواب عوام و عوام زدگان به نام تشیع ثبت و به دیگران انتقال می یابد و یک عقیده ای که در اصلِ آن , تمام فرق اسلامی توافق دارند, به گونه ای مطرح می شود که فرسنگها با اسلام فاصله دارد و میدان دفاع را بر اندیشه وران اسلامی و درست اندیشان و مصلحان, تنگ می کند.

اینها همه باعث شد که ما این موضوع را از نظر ادله; روایات بررسی کنیم و بدون توجه به داستانها و افسانه ها, در این باره به قضاوت بنشینیم; زیرا بیشتر داستانها, مربوط به مردم عادی و عوام است که معمولاً, عده ای از آنان ادعایی نداشته اند. امّا متأسفانه, امروزه گروهی در لباس اهل علم و به ظاهر غیرعوام, عوامانه می اندیشند و برخلاف علمای گذشته که شهرت به فیض دیدار یافته اند و خود به هیچ وجه چنین ادعایی نکرده اند, اینان داستانها از ملاقات و مکاشفات خود نقل کرده اند که برابر توقیع شریف, باید آنان را (کذّاب مفتر) دانست.

از این روی, بحث ارتباط با امام زمان و مشاهده حضرت را با مروری به غیبت صغری, می آغازیم و در دوران غیبت کبری, به ادله موافق و مخالف ارتباط می پردازیم و در پایان نیز, نگاهی به داستانهایی که در این باره وجود دارد می افکنیم و به نتیجه گیری می پردازیم.

 

ادامه »

   دوشنبه 3 مهر 1402نظر دهید »

1 2 4 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو