سلام بر عباس فرزند امیرمومنان که جان خویش را در راه برادرش داد از دیروزش برای فردایش توشه برگرفت، در راه برادر جانبازی کرد و خود را فدایش کرد، از او حفاظت و خود را سپر بلایش کرد، برای او آب آورد، دست هایش قطع شد…

 

 


بهترین منبع برای شناخت شخصیت قمربنی هاشم عباس بن علی حضرت ابوالفضل(علیه السلام)، سخنان امامان معصوم(علیهم السلام) درباره ایشان است. زیارت نامه هایی که به زیارت نامه های “مأثوره” شهرت دارد، مرجع اساسی برای آگاهی یافتن از امتیازات و ویژگی های حضرت ابوالفضل(علیه السلام) است.

برای حضرت عباس بن علی(علیه السلام) چند زیارت نامه از اهل بیت(علیهم السلام) وجود دارد. هنگامی که امام صادق(علیه السلام) به زیارت مرقد عموی خویش حضرت ابوالفضل رفتند، به ابوحمزه ثمالی زیارت نامه ای آموزش دادند.

امام زمان حضرت مهدی(علیه السلام) نیز خطاب به ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادی، زیارت نامه ای را برای شهیدان کربلا نوشتند که به زیارت ناحیه مقدسه ویژه زیارت شهیدان کربلا مشهور است.

 

ادامه »

   چهارشنبه 4 مرداد 1402نظر دهید »

حضرت اباالفضل تا زمانی که زنده بود و توان داشت، غم و اندوه را از صورت برادرش دور می‌کرد و همین مقدار کافی است تا بگوییم ایشان «کاشف الکرب عن وجه الحسین(ع)» بود.


پرسش:
امام حسین(علیه السلام) بعد از شهادت برادرش عباس(علیه السلام) به شدت اندوهناک و غمگین شد؛ پس چرا در یکی از دعاها از ایشان با لقب «کاشف الکرب عن وجه الحسین(برطرف کننده غم از صورت حسین)» یاد می‌شود؟

 

 

 

پاسخ:
حضرت ابوالفضل در کربلا برای دفاع از امام حسین(علیه السلام) رشادت‌های زیادی انجام داده و غم و اندوه زیادی را از امام حسین(علیه السلام) دور نمود. به عنوان نمونه امام(علیه السلام) در غروب تاسوعا از ایشان خواست تا به سمت سپاه دشمن برود و از آنها برای عبادت در شب عاشورا مهلت بگیرد. لذا می‌توان گفت که ایشان تا زمانی که زنده بود و توان داشت، غم و اندوه را از صورت برادرش دور می‌کرد و همین مقدار کافی است تا بگوییم ایشان «کاشف الکرب عن وجه الحسین(علیه السلام)» بود. اما سفارش به گفتن 313 مرتبه ذکر «یا کاشف الکرب عن وجه الحسین(علیه السلام)، اکشف کربی بحق اخیک الحسین(علیه السلام)» که در برخی از منابع متأخر و سایت‌ها بیان شده است، در منابع معتبر دیده نشده است. با این وجود خواندن این ذکر برای توسل به آن‌حضرت(علیه السلام) و بدون قصد ورود اشکالی ندارد.

 پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| چرا به اباالفضل لقب کاشف الکرب عن وجه الحسین داده شده است؟

 

   چهارشنبه 4 مرداد 1402نظر دهید »

در شب عاشورا اول کسى که نسبت به اباعبداللَّه اعلام یارى کرد، همین برادر رشیدش ابوالفضل بود… آنچه که در تاریخ مسلم است، ابوالفضل بسیار رشید، بسیار شجاع، بسیار دلیر، بلند قد و خوشرو و زیبا بود

 

 

 


من نمى‏‌دانم روى چه مصلحتى- خود ابا عبداللَّه بهتر مى‌‏دانست- فرمود: برادرم! حالا که مى‏‌خواهى بروى، پس برو بلکه بتوانى مقدارى آب براى فرزندان من بیاورى. (این را هم عرض کنم لقب «سقّا» (آب‏ آور) قبلًا به حضرت ابوالفضل داده شده بود، چون یک نوبت یا دو نوبت دیگر در شبهاى پیش ابوالفضل توانسته بود برود، صف دشمن را بشکافد و براى اطفال ابا عبداللَّه آب بیاورد. این‏‌جور نیست که سه شبانه روز آب نخورده باشند؛ خیر، سه شبانه روز بود که [از آب‏] ممنوع بودند، ولى در این خلال توانستند یکى دو بار آب تهیه کنند. از جمله در شب عاشورا تهیه کردند، حتى غسل کردند، بدن‌هاى خودشان را شستشو دادند). فرمود: چَشم. / امّ البنین مادر حضرت ابوالفضل در حادثه کربلا زنده بود ولى در کربلا نبود، در مدینه بود. در مدینه بود که خبر به او رسید که در حادثه کربلا قضایا به کجا ختم شد و هر چهار پسر تو شهید شدند. این بود که این زن بزرگوار به قبرستان بقیع مى‌‏آمد و در آنجا براى فرزندان خودش نوحه سرایى مى‌‏کرد. نوشته‌‏اند اینقدر نوحه سرایى این زن دردناک بود که هر که مى‏‌آمد گریه مى‏‌کرد، حتى مروان حکم که از دشمن ترین‏ دشمنان بود.

تقریباً یک سنتى است که در تاسوعا ذکر خیرى از وجود مقدس اباالفضل العبّاس (سلام اللَّه علیه) مى‌‏شود. مقام جناب ابوالفضل بسیار بالاست. ائمّه ما فرموده ‏اند: «انَّ لِلْعَبّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللَّهِ یَغْبَطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ» عبّاس مقامى نزد خدا دارد که همه شهدا غبطه مقام او را مى‏‌برند.

 

ادامه »

   چهارشنبه 4 مرداد 1402نظر دهید »

علی اکبر زیباترین و خوش‌خوترین مردم زمان خود بود که از عمر شریفش نوزده یا هیجده یا بیست و پنج بهار می‌گذشت او اول شهید آل ابو طالب در روز عاشورا بود که خدمت پدر امد و اذن میدان خواست و امام علیه السلام اجازه داد…

 

 


بنابر سنت تاریخی، هشتمین شب محرم‌الحرام متعلق به فرزند رشید حسین (ع) است؛ جوانی خوش سیما و شبیه ترینِ مردم به پیامبر(ص) که الگوی بسیاری از جوانان و نوجوانان کشورمان در دوران دفاع مقدس بود و جوانان کشورمان به ایشان اقتدا می‌کنند.

حضرت على بن الحسین (على اکبر) اولین سلحشور بنى هاشم بود که آماده نبرد شد. او زیباترین و خوشخوترین مردم بود. سنّ شریف آن حضرت را در هنگام شهادت 19 سال یا 18 سال و به روایتى 25 سال نوشته‌‏‌اند.

علی اکبر، اوّلین شهید از آل ابى طالب است که روز عاشورا نزد پدر گرامى‌‌‏اش آمد و اذن میدان طلبید. امام علیه‌السلام بى درنگ به او اجازه فرمود و در همان حال ناامید از حیات او، به قامت رعنایش نگریست و باران اشک از دیدگانش فرو ریخت.

هنگامى که امام علیه‌السلام به چهره نورانى فرزندش «على اکبر» نگریست، سر به سوى آسمان برداشت و عرض کرد:

«اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلى‏ هؤُلاءِ الْقَوْمِ، فَقَدْ بَرَزَ إِلَیْهِمْ غُلامٌ اشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله، کُنَّا إِذَا اشْتَقْنا إِلى‏ نَبِیِّکَ نَظَرْنا إِلى‏ وَجْهِهِ، اللَّهُمَّ امْنَعْهُمْ بَرَکاتِ الْأَرْضِ، وَ فَرِّقْهُمْ تَفْریقاً، وَ مَزِّقْهُمْ تَمْزیقاً، وَ اجْعَلْهُمْ طَرائِقَ قِدَداً، وَ لا تُرْضِ الْوُلاةَ عَنْهُمْ أَبَداً، فَإِنَّهُمْ دَعَوُونا لِیَنْصُرُونا ثُمَّ عَدَوا عَلَیْنا یُقاتِلُونَنا».

خدایا! بر این گروه ستمگر گواه باش که اینک جوانى به مبارزه با آنان مى‌‏رود که از نظر صورت و سیرت و گفتار، شبیه‏‌ترین مردم به رسول تو، حضرت محمّد صلى الله علیه و آله است. ما هر زمان که مشتاق دیدار پیامبرت مى‏‌شدیم، به چهره او مى‏‌نگریستیم. خدایا! برکات زمین را از آنان دریغ‌‏دار، و اجتماع آنان را پراکنده و متلاشى ساز و آنان را گروه‌‏هاى مختلف و متفاوتى قرار ده، و والیان آنها را هیچگاه از آنان راضى مگردان! که اینان ما را دعوت کردند تا به یارى ما برخیزند ولى اینک ستمکارانه به جنگ با ما برخاستند».

 

ادامه »

   سه شنبه 3 مرداد 1402نظر دهید »

آقا وقتی دشمن قرار شد حمله کنند به مدینه پیغمبر مشورت گرفت بزرگترها گفتند یا رسول الله بگذار دشمن بیاد تو مدینه توی کوچه های مدینه غافلگیر میکنیم راهش را میبندیم باباشون را در میآوریم. جوانان مدینه گفتند…

 

 

 

علی اکبر سید الشهداء یک سری فضائلی دارد که این فضائل برای جوان های عزیز باید الگو باشد.

اولاً امام زمان (علیه السلام) در زیارت ناحیه مقدسه چند تا شهید است که خیلی خصوصی سلام میکند. بقیه شهدا یک سلام عادی دارد.

 السلام علی حر بن یزید ریاحی، السلام علی مسلم بن عوسجه، السلام علی حبیب ابن مظاهر مثلاً.

 اما به علی اکبر که میرسد سلام طور دیگری است السلام علیک و علی اهلبیتک الطیبین این طوری. «الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ» (کامل الزیاره، ص 329) سلامی که امام زمان میدهد یکی از دلیلهایی اس که دلالت بر عصمت علی اکبر دارد. من امشب دو تا مدرک را از دو تا زیارت میگویم که دلالت بر معصوم بودن این جوان سید الشهداء دارد. فردا شب چهار تا دلیل یا بیشتر میگویم که دلالت بر عصمت عباس (علیه السلام) دارد.

در زیارت علی اکبر سید الشهداء ، زیارتی است که امام صادق (علیه السلام) دارد «صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَى عِتْرَتِکَ وَ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ آبَائِکَ وَ أَبْنَائِکَ وَ أُمَّهَاتِکَ الْأَخْیَارِ الْأَبْرَارِ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ» (کامل الزیاره، ص 329)زیارت خیلی خصوصی است سلام بر تو سلام بر اهل بیتت حالا یا 25سالش بود یا 27 سالش بود یا 28 سالش بود. امام زمان هم سلام به خودش میکنه هم به خانوادهاش و بعد آخر میگوید تو و اهلبیتی که خدا تمام ناپاکیها را از آنها دور کرده یعنی تو و اهلبیتت همتون پاک و مطهر هستید. این یک دلیل.

دلیل دوم در زیارت دیگری است این خیلی مهم است کلماتی که در این زیارت خطاب به یک جوان هست که الآن میگویم چرا این خیلی مهمتر است.

 حضرت میفرماید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصِّدِّیقصدیق به کی میگویند به کسی که به در گفتار در رفتار در کردار در عمل همش راست میگوید یعنی در رفتار هم دروغ نمیگوید یعنی کی؟ یعنی معصوم. «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ الطَّیِّبُ الطَّاهِرُ وَ الزَّکِیُّ الْحَبِیبُ الْمُقَرَّبُ وَ ابْنُ رَیْحَانَةِ رَسُولِ اللَّهِ َ» خدا تو را اینطوری قرار داده و دوباره آن آیه را تکرار میکند «وَ جَعَلَکَ مِنْ أَهْلِ الْبَیْتِ الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً» یک جوان مگر چه خصوصیاتی دارد که به این مقام میرسد.

 

ادامه »

   سه شنبه 3 مرداد 1402نظر دهید »

هیچ پدری صبر نمی‌کند تا فرزندش از دنیا برود، بلکه تمام تلاشش را می‌کند که او زنده بماند.

 

 

 


بدون شک یکی از راز و رمزهای ماندگاری مذهب شیعه در طول تاریخ - با این‌که خلفای اموی و عباسی بسیار تلاش کردند که شیعه را نابود کنند و شیعیان را تنها به جرم شیعه بودن، می‌کشتند- قیام خونین کربلا بوده است، در همه زمان‌ها و حتی تحت سخت‌ترین شرایط، هر ساله شیعیان دور هم جمع شده و برای ارباب بی‌کفن خود اشک ریخته و جگر آتش گرفته خود را مرهم نهاده‌اند.
دشمن نیز به خوبی به این نکته پی برده است و در سال‌های بعد از جنگ تحمیلی تمام قد به جنگ با عاشورا و امام حسین(علیه‌السلام) آمده و تمام تلاش خود را به کار گرفته تا بتواند فرهنگ جهاد و شهادت و امام حسین(علیه‌السلام) را از این مردم بگیرد. لذا با وارد کردن شبهات مختلف و البته سست و بی‌اساس، بر عاشورا، می‌کوشد آن را بی‌ارزش جلوه دهد.

یکی از این شبهات، همین جمله است که آیا ممکن است پدری این‌قدر سنگ دل باشد که برای نجات خود و ترحم دشمن بر او، بچه شش ماهه خود را جلوی تیررس دشمن ببرد و او را قربانی خود کند؟ مخاطب نیز با خواندن این جمله، با خود می‌گوید عجب انسان بی‌رحم و سنگ‌دلی!؟ لذا چهره امام حسین(علیه‌السلام) در نزد او تخریب می‌شود و حال آن‌که اصلا قضیه این‌گونه نبوده است.

در رابطه با شهادت حضرت علی اصغر دو نقل وارد شده که طبق یک نقل اصلا بچه را نزد دشمن نیاورد و لحظه به میدان رفتن، حضرت به خواهرش زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود بچه من را بیاور تا او را ببوسم و خداحافظی کنم، بچه را آوردند و حضرت او را در بغل گرفت و خواست ببوسد، ناگهان تیری به بچه اصابت کرد و بچه را به شهادت رساند، لذا طبق این نقل اصلا آوردن بچه در مقابل دشمن نبوده و در کنار خیمه‌ها و برای خداحافظی با بچه بوده که تیر به او اصابت کرد.

نقل دوم می‌گوید: حضرت در حال آماده شدن برای رفتن به میدان نبرد بود که به یکباره خواهرش زینب کبری خدمت حضرت آمد و عرضه داشت بچه شش ماهه شما از تشنگی در حال تلف شدن است، این‌جا بود که امام حسین(علیه‌السلام) دید بچه واقعا در حال مردن است، لذا اگر آب به او نرسد از دنیا می‌رود، به همین خاطر لباس جنگ را درآورد و لباس دیگری پوشید و عمامه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را بر سر نهاد و به سوی دشمن رفت و بچه را روی دست گرفت و فرمود: «يا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ أَخي وَ أَوْلادي وَ أَنْصارِي وَ ما بَقِي غَيْرُ هذَا الطِّفْلِ، وَ هُوَ يَتَلَظّى عَطَشَاً مِنْ غَيْرِ ذَنْب اَتاهُ إِلَيْكُمْ، فَاسْقُوهُ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ: اى مردم! شما برادر و فرزندان و يارانم را كشتيد و كسى جز اين طفل كه بى هيچ گناهى از تشنگى مى سوزد، نمانده است، او را با جرعه آبى سيراب كنيد» این‌جا بود که وجدان برخی از مردم تکان خورد و با خود گفتند راست می‌گوید این بچه که گناهی ندارد، حتی حضرت فرمود خودتان به او مقداری آب بدهید، این‌جا بود که عمرسعد دستور داد که حرمله گلوی بچه را هدف بگیرد.»

لذا اینکه در شبهه آمده حضرت بچه را آورد تا مردم به او رحم کنند و او را نکشند، کاملا دروغ و بی اساس است و چنین کلامی در سخنان حضرت وجود ندارد که ای مردم مرا نکشید یا از این جملات، بلکه تنها چیزی که حضرت فرمودند این است: «يا قَوْمِ، إِنْ لَمْ تَرْحَمُوني فَارْحَمُوا هذَا الطِّفْل: اى مردم اگر به من رحم نمى كنيد به اين طفل خردسال رحم كنيد» این جمله هم اصلا ربطی به درخواست برای نجات خود ندارد.

اما چرا حضرت بچه شش ماهه را جلوی دشمن آورد؟ علت این کار هم معلوم است چون اگر آن بچه را نمی‌آورد و چند ساعت دیگر به او آب نمی‌رسید، بدون شک از تشنگی تلف می‌شد و خود به خود از دنیا می‌رفت، لذا خواهرش زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) به نزد برادر می‌آید و با حالت سراسیمه عرضه می‌دارد، این بچه را دریاب، یعنی کاری بکن، لذا این کار حضرت نهایت تلاش یک پدر برای نجات جان فرزند بود، به این امید که شاید جوان‌مردی در بین لشگر باشد و جرعه‌ای آب به آن طفل صغیر بدهد. بنابراین حرکتی کاملا عاقلانه و منطقی بوده است و به طور طبیعی این احتمال حداقل 50 درصد وجود داشت که از روی دل‌سوزی به بچه آب بدهند.

ممکن است برخی بگویند که حضرت علم غیب داشت و می‌داند به او آب نمی‌دهند، پس چرا بچه را جلوی دشمن و در تیررس دشمن می‌برد؟
در پاسخ می‌گوییم: اولا: ائمه اطهار(علیهم‌السلام) مامورند که در امور عادی علم غیب را دخالت ندهند، یعنی مانند یک انسان معمولی عمل کنند، بر حساب احتمالات؛ لذا حداقل 50 درصد احتمال داشت که به ایشان پاسخ مثبت داده شود، لذا تلاش ایشان برای گرفتن آب کاملا معقول و منطقی بود.
ثانیا: خود را جای ایشان بگذاریم، هیچ پدری صبر نمی‌کند تا فرزندش از دنیا برود، بلکه تمام تلاشش را می‌کند که او زنده بماند، حال به ایشان خبر رسیده بچه شش ماهه از تشنگی در حال تلف شدن است و تا لحظات دیگر ممکن است از دنیا برود، اتفاقا این‌جا اگر حضرت هیچ کاری نمی‌کرد، متهم بود و بعدها می‌گفتند چرا امام هیچ تلاشی برای آوردن آب برای نوزادش نکرد؟ مطمئنا اگر حضرت بچه‌اش را جلوی دشمن نمی‌آورد؛همین معاندین اشکال می‌کردند که چرا امام حسین(علیه‌السلام) هیچ کاری نکرد تا فرزندش از تشنگی نمیرد.
نکته سوم اینکه: شاید هدف حضرت این بود که همه عالم بداند این قوم و این لشگر چقدر سنگ‌دل و چقدر ناجوان‌مرد هستند که حتی به نوزادی شش ماهه هم رحم نمی‌کنند، این نهایت قساوت و شقاوت آنان بود، لذا حضرت فرمود شما با من سر جنگ دارید اما این بچه بی‌گناه است و ربطی به جنگ ندارد و تنها جرعه‌ای آب می‌خواهد.

بنابراین شهادت حضرت علی اصغر سند مظلومیت امام حسین(علیه‌السلام) بود و این‌که ایشان با چه افراد جنایت کار و شقی و سنگ‌دلی روبرو بودند و هر آدم آزاده‌ای وقتی قضیه شهادت علی اصغر را می‌شنود، خود به خود محزون شده و راه حق را پیدا می‌کند.

پایگاه اطلاع رسانی بلاغ| شهادت علی اصغر سندی بر مظلومیت سید الشهدا(ع)

 

   دوشنبه 2 مرداد 1402نظر دهید »

اشعار شهادت حضرت علی اصغر سازگار

 

 

 


ای یگانه کودک یکتا پرست وی به طفلی مستِ صهبای الست گرچه شیر مادرت خشکیده است شیر رحمت از لبت جوشیده است

ای یگانه کودک یکتا پرست
وی به طفلی مستِ صهبای الست
گرچه شیر مادرت خشکیده است
شیر رحمت از لبت جوشیده است
غم مخور ای آخرین سرباز من
غم مخور ای بهترین هم راز من
غم مخور ای کودک خاموش من
قتلگاهت میشود آغوش من
غم مخور ای کودک دُردی کِشم
من خودم تیر از گلویت میکشم
در حرم زاری نکن از بهر آب
چون خجالت میکشم من از رباب
میبرم تا آنکه سیرابت کنم
از خدنگ حرمله خوابت کنم
مخفی از چشم زنان دلپریش
میکَنم قبر تورا با دست خویش
صورتت را میگذارم روی خاک
تا ز خاک آید ندای عشق پاک

 

ادامه »

   دوشنبه 2 مرداد 1402نظر دهید »

چهل سؤال و جواب در رابطه با واقعه کربلا 

با توجه به روایات مختلف، ظاهراً تعداد شهدای کربلا بیش‌ از هفتاد و دو نفر است پس چرا همواره از عدد هفتاد و دو نفر به عنوان تعداد شهدای کربلا نام می‌برند؟
روایات مشهوری است، که اسلام را (دین‌الهی) 1000 نفر حفظ کردند. که 313 نفر یاران پیامبر در جنگ بدر بودند و 313 نفر صحابه امام زمان‌(عج) و 313 نفر یاران طالوت بودند، و بقیه یاران حضرت اباعبدالله(ع) بودند، مانده اعداد از 1000 نفر را گفته‌اند صحابه خالص ابا عبد الله‌ (ع) به‌جز بنی‌هاشم بوده‌اند. نکته قابل‌توجه این است که اگر با 18 نفر بنی هاشم جمع شوند با یاران امام‌ مساوی می‌شود.
در زیارت ناحیه 10 نفر بیش‌تر از عدد مشهور 72 نفر است. در زیارت رجبیه جز 82 نفر کسانی دیگری نیز هستند. در نتیجه تعداد یاران قطعاً‌ بیش‌از 72 نفر خواهد بود. امام سجاد‌(ع) یاران اباعبدالله را در روز عاشورا 145 نفر معرفی کرده است، که تعدادی از آن‌ها زنده می‌‌مانند، احتمالاً عدد 72 صحابه حضرت اباعبدالله به‌جز بنی‌هاشم باشند ، جز کسانی که بعد از کربلا یا پیش‌از کربلا به شهادت رسیدند مانند هانی، مسلم و…

 

 

چرا امام‌حسین‌(ع) مانند برادرش امام‌حسن‌(ع) صلح نکرد؟
یکی از دلایل این‌که امام ‌با یزید صلح نکرد، این بود که یزید با معاویه کاملاً متفاوت بود. اگر معاویه برخی از شئون را حفظ می‌کرد، یزید هیچ‌چیزی را حفظ نمی‌کرد. یزد« شارب‌َ الخمر مُعلِمً بالفسق و قاتل‌النفس المحترمه» ، یعنی هم قاتل است، هم فساد علنی دارد وهم شرب خمر دارد و« مثل لایبُالُ» ،مثل‌ منی‌ هرگز صلح نمی‌کند، یزید علناً قصد کشتن اباعبدلله (ع) را کرده بود. بنابراین اباعبدلله (ع)‌ چاره ای جز نپذیرفتن صلح نداشت. کما این که جابربن عبدالله انصاری وقتی گفت، چرا مثل برادرت حسن (ع)‌صلح نمی‌کنی، فرمود: اگر پیامبر بیاید و با تو سخن بگوید می‌پذیری ، در یک عالم مشاهده و مکاشفه ایشان می‌فرماید هر چیزی فرزندم تصمیم بگیرد تصیم من است.
فضای عصر امام‌حسین‌(ع) قابل مقایسه با امام‌حسن‌(ع) نبود. پس‌از شهادت امام‌حسن‌(ع) تا عصر یزد 10 سال فاصله است و امام‌حسین‌(ع) ده سال در زمان معاویه زندگی کرده است و قیام نکرده است. معلوم است که شرایط و زمینه‌های زندگی او مثل عصر امام مجتبی (ع) بوده است.

———————————————————————————————————————-
اگر یزید از امام‌حسین‌(ع) تقاضای بیعت نمی‌کرد، آیا باز هم آن حضرت قیام می‌‌کرد؟
بی‌شک یزد با شخصیت و با جهت‌گیری‌های سیاسی خاصی که داشت، هرگز امام‌حسین (ع) در مقابل اعمال او ساکت و آرام نمی‌نشست، کما ‌این که در یکی از سخنرانی‌های خودش که در آغاز حرکت دارد فرمود: من از زبان رسول‌خدا شنیدم که هر کسی پادشاه ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرده و«ونا منشأ لا حد الله» عهد خدا را شکسته است و بر علیه او برنخیزد، خداوند او را با آن ظالم مشهور می کند. بنابراین در فرهنگ ابا عبدالله سازشکاری با شخصی مثل یزید محال بود.امام قطعاً درمقابل یزید مقاومت می‌کند.«من مرا تا سلطاناً بی اورمتهل حرام الله»

 ———————————————————————————————————————-

آیا یزید قصد کشتن امام‌حسین‌(ع) را داشت یا فقط بیعت آن حضرت را می‌خواست؟
آن چه که مشخص و مسلم است، در مدینه بیعت می‌خواست اما در زمانی که امام‌حسین‌(ع) در مجلس ولید آمد، امام حسین (ع)‌ با زیرکی و ترفند خاصی فرمود که مسئله را به فردا بگذارید تا مردم هم باشند، من می دانم که دوست نداری که این جا در شهر وقتی کسی نیست با تو بیعت کنم، بگذار فردا باشد.اما مروان متوجه شد و گفت اگر حسین از مجلس بیرون برود، نه او را خواهی یافت و نه او بیعت خواهد کرد. پس او را در همین‌جا به قتل برسان.امام با زیرکی خاصی از قبل کسانی را اطراف دارالاماره قرار داده بود و گفته بود تا صدای من بلند شد بریزید در آن‌جا. وقتی آن‌ها ریختند،عوامل یزید هیچ اقدامی نمی‌توانستند بکنند.
امّا امام در مکه زمانی که قصد طواف دارد، متوجه می‌شود که مأمورانی از طرف یزید قصد کشتنش را دارند،‌ زیر احرام شمشیر بسته‌اند و چون امام نمی‌خواست حرمت خانه خدا شکسته شود، در این حال امام فرمود: من از خانه کعبه دور می‌شوم، و اگر قرار است خونم ریخته شود، اگر یک‌ وجب هم دور از خانه خدا باشد بهتر است. حضرت اباعبدالله نخواست حرمت خانه خدا شکسته شود.

 ———————————————————————————————————————-

در حادثه کربلا چند نفر از سپاه یزید به امام‌حسین‌(ع) پیوستند؟ ظاهراً غیر از حربن‌ریاحی افراد دیگری هم بودند؟
تعداد کسانی که به حضرت اباعبدالله پیوستند بیش‌از 12 نفر بودند، جز حضرت حّر، فرزند حضرت حرّ ، علی هم به او پیوست و شهید شد. ابوالفتوح آخرین نفری است که از سپاه عمرسعد به اباعبدالله می‌پیوندد، آن هم پس‌از شهادت اباعبدالله، پس‌از فریاد زینب، آیا در میان شما مسلمانی وجود ندارد، ابوالفتوح و دو برادرش می‌جنگند و به شهادت می‌رسند.
یک‌دسته، کسانی هستند که اصلاً از کوفه به قصد پیوستن به اباعبدالله (ع)‌ در سپاه عمرسعد آمدند، چون راه‌ها را بسته بودند. نمی‌توانستند بیایند.امّا بعضی‌ها متحول شدند، از جمله حضرت حر و ابوالفتوح بودند.

 

ادامه »

   دوشنبه 2 مرداد 1402نظر دهید »

1 ... 13 14 15 ...16 ... 18 ...20 ...21 22 23 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو