
ستمهاي هولناك نسبت به شيعيان
امام، از رنجهايي که شيعيان در زمان معاويه تحمل کردند و محنتها و بلاهاي فراواني که کشيدند، سخت در رنج بود؛ زيرا معاويه در ظلم، ستم، و شکنجه و کشتار بي رحمانه آنان تلاشها کرد، تا آنجا که به امام حسين عليه السلام مي گفت: «اي ابا عبداللَّه! دانستي که ما شيعيان پدرت را کشتيم و آنان را غسل و کفن داديم و بر آنان نماز گزارديم و به خاکشان سپرديم» (8) .
معاويه بسيار کوشيد تا با شيعيان، تصفيه حساب بنمايد که خلاصه آن بدين شرح است:
الف - اعدام بزرگان آنان، همچون «حجر بن عدي، عمرو بن حمق خزاعي، صيفي بن فسيل» و ديگران.
ب - به دار کشيدن آنان بر روي تنه هاي درختان خرما.
ج - زنده به گور ساختن آنان.
د - و يران ساختن منازل آنها.
ه - نپذيرفتن شهادت آنان.
و - محروم ساختن آنان از مقرري بيت المال.
ز - ترساندن و به هراس افکندن بانوان آنان.
ح - گسترش جوّ ترور و وحشت در ميان همه طبقاتشان.
و ديگر انواع ستمکاري که شيعيان با آن دست به گريبان بودند، امام حسين عليه السلام از آنچه بر سر آنها آمده بود، به شدت نگران گرديد و يادداشت مهم خود را براي معاويه فرستاد و در آن جرايمي را که معاويه در حق شيعيان مرتکب شده بود، بر شمرد .
اقدامات بي رحمانه اي که حکومت اموي بر ضد شيعيان انجام داده بود، از عوامل انقلاب آن حضرت، براي رهايي آنان از آن وضعيت تلخ و دردناک و حمايت آنها از ظلم و ستم بوده است.
علل به وقوع پیوستن قیام عاشورا
(8) يعقوبي، تاريخ 231/2.
نظر دهید » 
ستمكاريهاي اجتماعي
ستمکاريهاي اجتماعي در سرتاسر سرزمينهاي اسلامي گسترش يافته هيچ سرزميني يافت نمي شد مگر اينکه دستخوش ظلم و ستم امويان شده بود که از نمونه هاي ستم آنان، موارد ذيل است:
الف - فقدان امنيت: «امنيت»، در سرتاسر کشور از بين رفته ترس و وحشت، بر همه شهروندان دست يافته بود؛ زيرا حکومت اموي در ستم پيش رفته بي گناه را به جاي گناهکار و روي آورنده را به جرم روي برگرداند، مي گرفت و از روي گمان و تهمت، کيفر مي داد، بي گناهان را بي حساب به زندانها و گورها روانه مي ساخت، مردم در روزگار زياد، مي گفتند: «سعد را نجات ده که سعيد هلاک شده است» هيچ کس يافت نمي شد مگر اينکه بر جان و مال خويش، هراسان بود، بنابراين، امام حسين عليه السلام قيام کرد تا مردم را از اين ستم هولناک، نجات بخشد.
ب - حقير شمردن امّت: خط سياسي مورد توجه امويان، اقدام به ذليل ساختن امّت و حقير شمردن آنان بود که از نشانه هاي آن حقير شمردن، اين بود که آنان گردن مسلمين را مهر مي زدند آن گونه که اسبان را داغ مي کردند و اين علامتِ به بردگي کشاندن آنان بود. همچنين، آنها برکف دست مسلمين علامتي را نقش مي زدند تا آنها را برده معرفي کنند همان گونه که با بردگان روم و حبشه عمل مي کردند (7) امام عليه السلام به ميدانهاي جهاد شتافت تا درهاي عزّت و کرامت را به روي مسلمين بگشايد و آن کابوس تاريکي را که زندگيشان را به تاريکي محضي که کورسويي از روشنايي در آن ديده نمي شد، درهم شکند.
علل به وقوع پیوستن قیام عاشورا
(7) تاريخ تمدّن اسلامي.
نظر دهید » 
نگهداري اسلام
از درخشنده ترين عللي که امام حسين عليه السلام به خاطر آنها قيام کرد،
پاکسازي خلافت اسلامي از پليديهاي امويان بود که به ناحق بر آن جسته بودند…؛ زيرا خلافت در روزگار آنان، آن گونه که اسلام مي خواست، وسيله اي براي تحقق عدالت اجتماعي ميان مردم و از بين بردن همه عوامل عقب ماندگي و فساد در زمين، نبوده است.
اسلام، مسأله خلافت را به اعتبار اينکه پايه محکمي براي گسترش حق و عدالت ميان مردم است، بسيار مهم دانسته است، زيرا اگر خلافت صالح باشد، همه امّت به صلاح خواهند بود و اگر از و ظايف آن منحرف شود، امّت، دچار نابساماني شديدي در همه امور فکري و اجتماعيش مي گردند… لذا اسلام به صورتي مؤکد به مسأله خلافت اهتمام ورزيده، متصدي آن را ملزم ساخته است که سرشتهاي نيک وصفات والاي عدالت و امانت و آگاهي از نيازهاي امّت در زمينه هاي اقتصادي، اداري و سياسي داشته باشد و برکسي که فاقد اين صفات باشد، حرام گردانيده است که خود را نامزد خلافت سازد… امام عليه السلام در نخستين نامه هايش به اهل کوفه، از اين صفات سخن گفته است که بايد در وجود کسي که خود را نامزد امامت مسلمين و اداره امور آنان مي نمايد، به و فور موجود باشد. آن حضرت عليه السلام فرمود: «سوگند به دينم که امام نيست جز آنکه به کتاب خدا عمل کند و به قسط رفتار نمايد و به حق معتقد باشد و نفس خود را براي خدا نگهدارد» (6) .
پس هرکس به اين صفات، آراسته باشد، حق دارد که خودرا براي امامت مسلمين و خلافت آنان، عرضه بدارد و هرکس به آنها متصف نباشد، حقي براي تصدي اين منصب مهم که پيامبر صلي الله عليه و آله در آن قرار داشت، ندارد…
خلافت اسلامي تنها تسلطي زماني بر امّت نيست، بلکه نيابتي از پيامبر صلي الله عليه و آله و ادامه ذاتي حکومت درخشان آن حضرت است. امام حسين عليه السلام ديد که منصب جدش به دست شرابخواري افتاده است که جز شهوات و خواسته هايش چيزي را نمي شناسد، بنابراين، آن حضرت عليه السلام به پا خاست تا وجود تابان و گذشته درخشان را به خلافت اسلامي بازگرداند.
(6) طبري، تاريخ 353 / 5.
علل به وقوع پیوستن قیام عاشورا
نظر دهید » 
مسؤوليت ديني
اسلام، مسؤوليت بزرگي را در مورد آنچه در کشور مسلمين اتفاق مي افتد، حوادث و بحرانهايي که با دين آنان منافات دارد و با منافعشان سازگار نيست، برعهده هر مسلمان گذاشته است؛ زيرا هيچ پذيرفته نيست در اسلام که مسلمان، در برابر حوادث تکان دهنده اي که بر امّت يورش مي آورد و منافع آن را نابود مي سازد، موضعي غير مسؤولانه و لا اباليگرانه داشته باشد، در حالي که پيامبر صلي الله عليه و آله اين مسؤوليت را اعلام کرده و فرموده است: «کلکم راع و کلّکم مسؤول عن رعيّته» «هرکدام از شما در مورد اجتماع و مردمش مسؤوليت دارد»، پس مسلمان در برابر خداوند مسؤول است که اجتماعش را مورد توجه خود قرار دهد و براي حفظ منافع کشور و دفاع از امتش، بيدار بماند.
نظر دهید » 
عبادت

«عبادت» پيوند مخلوق با خالق و اوج كمال انسانى و ارج بخشيدن خداوندى است كه نعمات فراوانى به ما عطا كرده است. قرآن كريم، گاه پرستش را هدف آفرينش و گاه عامل نفى سلطههاى شيطانى، و گاه زمينهى وحى و پيامبرى و… معرفى مىكند. خداوند در اين زمينه مىفرمايد «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون؛57.(81) و جن و انس را نيافريديم جز براى آنكه مرا بپرستند.»
امام حسين(ع) عبدصالح خدابود و تجسم عينى آيات الهى، در عين حال كه پهلوانى بزرگ بود، عابدى تمام عيار و عارفى كامل در پيشگاه الهى بود. از «مصعب زبيرى» روايت شده كه گفت: « حسين(ع) با فضيلت و متمسّك به دين بود و نماز و روزه و حج او بسيار بود.» (82)
«عقاد» نيز گويد: علاوه بر نمازهاى پنجگانه نمازهاى ديگر بجاى آورد و علاوه بر روزهى ماه رمضان در ماههاى ديگر هم روزهائى را روزه مىگرفت و در هيچ سال حج خانهى خدا از او فوت نشد مگر آنكه ناچار به ترك شده باشد. (83)
امام حسين(ع) انس ويژهاى با نماز داشت. چنانكه قبلاً بيان شد از برادرش حضرت اباالفضل خواست يك شب از امويان مهلت بگيرد تا در آن شب فقط به دعا، نماز، تلاوت قرآن و استغفار و راز و نياز با خدا بپردازد.
در ظهر عاشورا نيز كه تنور جنگ به شدت گرم شده بود وقتى صحبت از نماز شد به فكر اقامهى نماز افتاد و به شخصى كه وقت نماز را به ايشان يادآورى كرد فرمود: «نماز را به يادمان آوردى خدا تو را از نمازگران قرار دهد، بلكه اكنون وقت آن است، از دشمنان بخواهيد كه دست از جنگ بشويند تا نمازمان را بخوانيم.» و چون آنان حاضر به اين امر نشدند، سعيدبن عبداللَّه حنفى و زهير بن قين، پاسدارى از جان امام را بر عهده گرفته و در اين راه شهيد شدند. (84)
پی نوشت :
81. ذاريات/ 56.
82. پرتوى از عظمت حسين(ع)، ص 165، به نقل از اسدالغابه، ج 2، ص 20.
83. منبع پيشين، به نقل از: ابوالشهداء/ 73.
84. پيشين.
نگاهی بر سيره قرآنى امام حسين(علیه السلام)
منبع:ماه نامه پاسدار اسلام
نظر دهید » 
عزتطلبى و ذلّت ستيزى

عزّت از آن خداست و هركس طالب عزت است بايد آن را نزد خدابجويد «مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا» (85) در قرآن كريم خطاب به پيامبر خود مىفرمايد كه: «وَ لَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم؛ (86) يهود و نصارى هرگز از تو خشنود نخواهند شد تا زمانى كه از آنان تبعيت كنى» بنابراين در صورتى كه پيامبر ذلت تبعيت از آنان را بپذيرد تا آنها از او خشنود مىگردند و توطئه نكنند. اما در ادامه آيه خداوند به پيامبر دستور مىدهد كه بگويد: «إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى» (87) به طور قاطع و با عزت تمام سخن آنان را رد كند.
اساساً نفوذناپذيرى از صفات قرآن است، هرگونه بطلان، دروغ، تحريف، تغيير و شكست در آن راه ندارد. از اينرو دربارهى صفت قرآن در اين كتاب مىخوانيم «إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لَّا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِه؛ (88) اين كتاب نفوذناپذير [و صاحب عزّت ]است هيچ باطلى چه از پيشِ رو يا از پشت سر به آن راه نمىيابد…»
سيرهى امام حسين(ع) نيز بر مبناى همين حبل متين الهى بود و لحظهاى تن به ذلت و سر به خوارى نداد و سطر سطر قيام او نشانگر عزتمدارى و پايدارى بر راه هدايت الهى بود.
امام(ع) در روز عاشورا در مقابل سپاه دشمن فرياد بر آورد كه: «آگاه باشيد كه زنازاده پسر زنازاده (ابن زياد) مرا بين دو چيز مخيّر ساخته يا شمشير كشيده آماده جنگ شوم و يا لباس ذلّت بپوشم و با يزيد بيعت نمايم ولى ذلت از ما بسيار دور است.» (89)
پی نوشت :
85. فاطر/ 10.
86. بقره/ 120.
87. بقره/ 120.
88. فصّلت/ 41 - 42.
89. لهوف، ص 139، مقتل الحسين للخوارزمى، ص 9 و 10.
نگاهی بر سيره قرآنى امام حسين(علیه السلام)
منبع:ماه نامه پاسدار اسلام
1 نظر » 
جاودانگى

قرآن كريم كتابى است كه با گذشت زمان رنگ كهنگى بر چهرهى مفاهيم بلندش نمىنشيند و همواره ماندگار و جاودانه است. مردى از امام صادق(ع) سؤال كرد چگونه است كه قرآن با بحث و گفتگو در مورد آن فرسوده نمىشود و همواره شاداب و تازه است؟ حضرت فرمودند: «بدان جهت كه خداوند قرآن را مخصوص عصر و دورانى خاص قرار نداد. همچنانكه آن را به مردم خاصى اختصاص نداده است بلكه قرآن براى همهى اعصار جديد و نزد هر گروهى تا به قيامت تازه است.»(51)
از آنجا كه سرشت سيره ى گفتارى و رفتارى امام حسين(ع) با آموزههاى قرآنى عجين گشته است، شخصيت او، قيام او و سيرهى او جاودانه است. حضرت زينب، شير زن كربلا، اين جاودانگى را پيشبينى كرده و خطاب به امام سجاد در دلدارى آن حضرت بعد از واقعه دلخراش عاشورا مىفرمايد: «… بر فراز آرامگاه پدرت قبلهاى ترتيب خواهد داد كه نشانه هايش كهنه نمىگردد و گذشت روزگار آن را از بين نمىبرد، هر چه ستمگران براى نابودى آن كوشش كنند، هرگز به خواستهى خود نائل نمىشوند، پيوسته شكوه و جلال آن رو به افزايش است»(52)
شيخ «عبدالحسين الاعم» شاعر متعهّد عرب در سوگ شهادت آن حضرت شعرى ناظر به همين معنا دارد كه:
«گرچه جسم مطهّر حسين(ع) در صحراى كربلا مدتى اندك بدون دفن باقى ماند… ليكن قبر او در درون سينه و قلب دوستدارانش تا ابد جاى دارد»(53)
پی نوشت :
51. بحار الانوار، ج 17، ص 213.
52. مقتل مقرم، ص 397 - 398.
53. قرآن،حسين،شهادت، ص 118.
نگاهی بر سيره قرآنى امام حسين(علیه السلام)
منبع:ماه نامه پاسدار اسلام
نظر دهید » 
حق تلاوت قرآن
در قرآن، ايمانآورندگان به اين كتاب الهى كسانى معرفى شدند كه حق تلاوت را به جاى آورند:«الَّذِينَ ءَاتَيْنَهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُوْلئكَ يُؤْمِنُونَ بِه؛(54) كسانى كه كتاب آسمانى به آن داديم و آنرا چنانكه بايد مىخوانند ايشانند كه بدان ايمان دارند…»
امام صادق(ع) دربارهى چگونگى رعايت حق تلاوت قرآن مىفرمايد: «آياتش را روشن و شمرده مىخوانند، سعى مىكنند معنايش را بفهمند، احكام و فرامينش را به كار مىبندند و به وعدههايش اميدوارند و از عذابش مىترسند… به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشتسر هم خواندن حروف و كلمات و تلاوت سورهها و مطالعه حواشى و هوامش آن نيست…»(55)
امام حسين از كسانى بود كه در گفتار و كردار حق تلاوت قرآن را رعايت كرد از اينرو در قسمتى از زيارتنامهاش مىخوانيم: «أشهد أنّكَ…تَلَوتَ الكتاب حَقَّ تِلاوَتِهِ…؛(56) گواهى مىدهم كه تو حق تلاوت قرآن را ادا نمودى» و نيز آن حضرت خدا را به خاطر فراگيرى معناى قرآن و رسيدن به مقام فقاهت دينى حمد و سپاس مىگويد: «اللهم اِنى اَحْمَدُكَ عَلى ان اَكْرَمْتَنا بِالنَّبُوَّةِ وَعلَّمْتنَا القرآن وفقَّهتَنا فى الدّين»(57)
پی نوشت :
54. بقره/ 121.
55. تنبيه الخواطر و نزهه النواظر، ج 2، ص 236، نقل از ميزان الحكمه، ج 10، ص 4824.
56. كامل الزيارات، ص 371.
57. تاريخ الطبرى، ج 3، ص 315.
نگاهی بر سيره قرآنى امام حسين(علیه السلام)
منبع:ماه نامه پاسدار اسلام
نظر دهید » 
حقگويى

قرآن كريم خود سخن حق است «وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِين»(58)؛«وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ…»(59)
امام حسين(ع) نيز زندگى و گفتارش بر مبناى حق و راستى بود چرا كه بر مبناى آيهى تطهير امامان از هر گونه ناحق و پليدى مبرّايند. در بخشى از زيارت آن بزرگوار كه خطاب به ايشان است مىخوانيم: «أَنَّ الحقَّ مَعَكَ و اِلَيْكَ وَ أنتَ أهْلُهُ و مَعْدِنُه؛(60) همانا حق با تو و به سوى توست و تو اهل حق و معدن آن هستى»
پی نوشت :
58. حاقه/ 51.
59. مائده48/.
60. بحار الانوار/ ج 100، ص 294 و 20.
نگاهی بر سيره قرآنى امام حسين(علیه السلام)
منبع:ماه نامه پاسدار اسلام
نظر دهید » << 1 ... 105 106 107 ...108 ...109 110 111 ...112 ...113 114 115 ... 203 >>