توضیحات

کربلا شناسی 5, چاپ سوم

مولف / مترجم: استاد اصغر طاهرزاده

ناشر: لب المیزان

سال چاپ: 1395


تعداد صفحات: 83


نوع جلد: نرم


سایز و مدل: رقعی شومیز


شابک : 9789642609529

 

 


مشخصات کتاب اربعین حسینی, امکان حضور در تاریخی دیگر
نام :
کتاب اربعین حسینی, امکان حضور در تاریخی دیگر
کربلا شناسی 5, چاپ سوم
مولف ، نویسنده :
استاد اصغر طاهرزاده
انتشارات، نشر :
لب المیزان
تعداد صفحات / سایز و مدل :
83 / رقعی شومیز
شابک :
9789642609529

با نظر به اینکه رخداد اربعین در این تـاریخ دارای اضـلاع گونـاگونی است و نظر به همه ی اضلاعِ این پدیدار، موجب می شود که واقعیـت آن رخ بنمایاند، موضوع اربعین را در این کتاب در سه ضلع مورد بررسی قرار داده است.

در مقدمه این کتاب در بیان استاد طاهر زاده آمده است: « بدون درک زمانه، هیچ قدمی به سوی آینده ی خود نمی توان برداشت و رخداد اربعین در این تاریخ، زمانی است که می توانیم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنیم و تاریخ پایان یافتگی غرب را نشان دهیم که این همان تاریخِ سست شدن عهد انسان با سکولاریته و اقامه ی رابطه ی انسان با خداست .با این اربعین تعرّض انسان به اومانیسم و تقلیل گوهر آدمی، شروع شده است و چیزی در انسانِ این تاریخ رخ داده و بر هستی او حاکم گردیده که دیگر نمی تواند در تاریخی زندگی کند که قوام آن را اومانیسم شکل داده است.

با نظر به اینکه رخداد اربعین در این تـاریخ دارای اضـلاع گونـاگونی است و نظر به همه ی اضلاعِ این پدیدار، موجب می شود که واقعیـت آن رخ بنمایاند، موضوع اربعین را در این کتاب در سه ضلع مورد بررسی قرار داده است. امید می رود که این کتاب چشم اندازی باشد در مقابل انـسان هایی کـه متوجه حضور خاص خداوند در این تاریخ، مطابق ظرفیت این تاریخ می باشند.


ما همان طور که در سنن الهی قرار داریم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شویم راهِ آینده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده می شود. به همین معنا ما در تاریخی هستیم که اربعین به صورتی خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در این رخداد آگاه شویم، راهِ آینده ی تاریخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و دیگر در توهّمات بشرِ غرب زده قدم نخواهیم زد. این پیامی است که در مصاحبه آخر کتاب مدّ نظر خوانندگان گرامی قرار خواهد گرفته است.»

مولف : اصغر طاهرزاده 

ناشر : انتشارات لب المیزان 

   دوشنبه 6 شهریور 1402نظر دهید »

هر کس با علم و معرفت به مقام الهی اولیاء و امامان معصوم (علیهم السلام) به زیارت حرم منور و قبور مطهر آنها به خصوص سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدا الله الحسین (سلام الله علیه) در کربلا معلّا مشرف بشود برکات، آثار، فضائل و ثوابهای دنیوی و اخروی فراوانی دارد، از جمله آمرزش و بخشش گناهان است. و این جای تعجب ندارد چون آن هادیان امت و شفیعان روز قیامت چنان آبرویی در پیشگاه خداوند دارند که می توانند برای محبان، عاشقان، توبه کنندگان و پاک جویان واسطه ی فیض شوند که خداوند آنها را ببخشد. برخی برکات، آثار، فضائل و ثوابهاى کلان و پاداشهاى عظیم که در روایات ائمه (علیهم السلام)، برای زیارت امام حسین (علیه السلام) نقل شده است.

 

 

 

 امام صادق(علیه السلام) در روایتى، براى زیارت حسین بن على، ثوابى همچون پاداش نبرد در رکاب پیامبر و امام عادل بیان مى کند. در جاى دیگر، پاداشى همچون اجر شهیدان ( بدر) را نوید مى دهد. و در احادیث بسیارى، ثواب حج و عمره مکرر رابراى آن بر مى شمارد.در سخنى، امام صادق(علیه السلام) براى کسى که به زیارت حسین برود، با این خصوصیت که نسبت به حق آن حضرت، معرفت و شناخت داشته باشد ( عارفا بحقه ) پاداش آزاد کردن هزار برده، و آماده کردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا را بشارت داده است.و با تعبیرات دیگر، پاداشهایى کمتر و بیشتر نقل شده است.راز این همه ثواب چیست؟مى دانیم که هر عمل، با توجه به اینکه در چه زمانى، در چه مکانى، و در چه شرایطى و از سوى چه کسى و با چه انگیزه و هدفى و با چه میزان رشد و آگاهى و بصیرت، انجام بگیرد، ارزشهاى متفاوت و تأثیراتى مختلف پیدا مى کند. 

 

ادامه »

   دوشنبه 6 شهریور 1402نظر دهید »

نوحه اربعین
یک ماه خون گرفته7-غلامرضا سازگار

فاتح شـام بلایم یا حسین
زائر کرب و بلایم یا حسین
یابن زهرا السلام                زینبت آمد ز شام

شام شد مبهوت ظالم سوزیم
 معجـــرم شــد پرچــم پیــروزیم
یابن زهرا السلام                زینبت آمد ز شام

من زبان را تیغ لا کردم حسین
شام را کرب و بلا کردم حسین
یابن زهرا السلام                زینبت آمد ز شام

در اسارت استقامت کرده‌ام
شام را صبـح قیـامت کرده‌ام
یابن زهرا السلام                 زینبت آمد ز شام

خیــز و استقبــال کـن از خواهـرت
هر چه می‌پرسی مپرس از دخترت
یابن زهرا السلام                 زینبت آمد ز شام

بر سـر نی هم زبانم می‌شدی
با سر خود سایه‌بانم می‌شدی
یابن زهرا السلام                 زینبت آمد ز شام

من چهل منزل کتک خوردم حسین
تــا کـه پیغــام تــو را بـــردم حسین
یابن زهرا السلام                  زینبت آمد ز شام

 

 

ادامه »

   دوشنبه 6 شهریور 1402نظر دهید »

سنت پیاده روی اربعین حسینی که توسط علمای بزرگی چون شیخ انصاری و میرزا حسین نوری به یاد اهل بیت سیدالشهدا علیه السلام تاسیس و پایه گزاری شد و امروز سطح بین المللی پیدا کرده است پيام ها ودرسها فراوانی درخود جا داده است.

 

 

 

نخستین پیام؛ این حرکت معنوی میزان تاثیر گزاری ((اخلاص)) است که درپشت این سنت وجود دارد و هر صاحب فکری را وا می دارد که در کنارآن توقف کرده به تامل بپردازد که عمل خالصانه چگونه می تواند سنت حسنه ای فراتر از زمان مکان و ملت قرار دهد، چراکه درسال (۱۳۱۹) که میرزا حسین نوری صاحب لولو مرجان بدون هیچ امکانات و موکبی باجمع ۳۰نفره ای درایام اربعین حسینی با پای پیاده ازنحف به کربلا حرکت کرد هرگز فکر نمی کرد این سنت خالصانه و پاک وی این چنین فرا گیر می شود که جمعیت سی میلیون نفره عاشق را ازهرجانب عراق به وادی عشق بکشاند پس با نگاه به این جمعیت عظیم اگرچه شیخ نورمازندران دیده نمی شود و او خود را پشت اخلاص زائرین پنهان کرده است ولی این درس را به همه آموخته است عملی که از سر اخلاص باشد شعاع تاثیرش تا کجا است پس همه این درس صفای باطن و اخلاص را سرلوحه رفتار خود قرار دهیم چراکه: ((الیه یصعد الکلم الطیب والعمل الصالح یرفعه :فاطر/۱۰)).

 

ادامه »

   دوشنبه 6 شهریور 1402نظر دهید »

اربعين يک واژه نيست؛ کتابي قطور و پرماجراست. کتابي که گذر زمان و حادثه هاي زمين، هرگز نمي ‏تواند نوشته‏ هاي آن را محو کند و البته کهنگي در آن راه ندارد.

 

 

 


جويبار هميشه جاري
هر اربعين حسيني، قاصد حماسه ناميرا، پيامدار استعلاي ايمان، نشانه‏ اي از شکوه عشق، و برگ هميشه سبزي بر درخت هماره سرخ شهادت است. اربعين يک واژه نيست؛ کتابي قطور و پرماجراست. کتابي که گذر زمان و حادثه‏ هاي زمين، هرگز نمي‏تواند نوشته‏ هاي آن را محو کند و البته کهنگي در آن راه ندارد. اربعين، هنرنامه مصوّر آرمان گرايي و حق ياوري است. اربعين، نشانه‏ اي بر اعتلاي دين و بالندگي زمزمه ‏هاي دعا و تلاوت قرآن در شب عاشوراي حسيني است.

اربعين، صداي عدالت و صداقت، و شاخه ‏هاي درخت آزادگي است که از خاک کربلا روييده وتا ژرفاي روزها و روزگاران ريشه دوانيده است. اربعين، جويبار هميشه جاري و سرخ تاريخ، و جوشش چشمه‏ هاي خون خداوند از چهار سوي عالَم است.

چله عارفانه تشيع
عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعين، روز زيارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسين واربعين، پژواک اين فرياد ظلم شکن است. عاشورا و اربعين، نقطه ابتدا و انتهاي عشق نيست؛ بلکه چله عارفانه تشيع سرخ علوي است. عاشورا تا اربعين، نقطه اوج عشق حسيني است و در اين چهل روز، حسين عليه ‏السلام تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بيداري و ظلم ‏ستيزي باشد. عاشورا، زمانه خون و ايثار است و اربعين، بهانه تبليغ و پيمان. در عاشورا، حسين عليه ‏السلام با تاريخْ سخن گفت و در اربعين، تاريخ پاي درس حسين عليه ‏السلام نشست. عاشورا روز کشت «خون خدا» در کوير جامعه ظلم ‏زده است و اربعين، آغاز برداشت نخستين ثمره آن. آري، اربعينْ فرصتي براي اعلام همبستگي با عاشوراست.

اهميت اربعين
گرامي داشت اربعين، تعظيم شعاير ديني و رمز پويايي هميشگي نهضت پربار حسيني و اعلام پاي‏بندي به مکتب سرخ عاشوراست. اگر پيشوايان معصوم ما به برگزاري مراسم عزاداري، نوحه خواني و مرثيه‏ سرايي تأکيد بسيار داشته ‏اند و اگر براي گرياندن و گريستن، زيارت کردن و نماز خواندن بر تربت امام حسين علیه السلام ثواب و فضيلت‏ هاي فراواني بيان کرده ‏اند، به دليل همين آثار بالنده معنوي و عاطفي است که در روح مسلمانان آزاده بر جاي مي‏گذارد.

 

ادامه »


موضوعات: اربعين نور
   یکشنبه 5 شهریور 1402نظر دهید »

 

زیارت نامه اربعین که تعلیم امام صادق (ع) به صفوان جمال است سلوک معنوی و سیاسی منزل به منزل  برای زائرانی است که رنج سفر را بر خود هموار می کنند و خود را به کربلا می رسانند تا زیر قبه امام حسین(ع) این زیارتنامه را در روز اربعین بخوانند تا باگوش جان و سر پاسخ سلام امام(ع) را بشنوند و ابراهیم مجاب دیگری شوند. به دلیل همین نقش ویژه ای که در((منازل هشت گانه)) دراین زیارتنامه نهفته است، به تحلیل اجمالی هریک از منازل پرداخته می شود:

 

 

 

((منزل اول))
درمنزل اول که با پنج سلام آغاز و پایان می پذیرد امام صادق(ع) به زائر می آموزد که امام حسین(ع) را در روز اربعین با این جایگاه رفیع و بلند که مظهر تجلی و وارث اوصاف همه انبیای سلف است و اینکه در دفاع از دین همه انبیا که همان توحید خالص است و همه کروبات و مصیبت را پذیرفت و مظلومانه به شهادت رسید، سلام می دهی چرا که دراین سلام پنج گانه، امام(ع) با اوصافی چون: ولی، حبیب، خلیل، صفی که اوصاف انبیا از آدم  تا خاتم است، سلام داده می شود و این پیامی ندارد جز اینکه حسین بن علی(ع) وارث و تجلی همه انبیا است از همین رو می خوانیم :

( ۱) السلام علی ولی الله و حبیبه: سلام بر ولی خدا و دوست دارش (۲) السلام علی خلیل الله ونجیبه: سلام بر خلیل خدا و محرم اسرارش (۳) السلام علی صفی الله وابن صفیه: سلام بر برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش (۴)السلام علی الحسین  المظلوم الشهید: سلام بر حسین مظلوم شهید(۵) السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات: سلام بر اسیر دربند ناگواریها  و کشته ای که اشک فراوان بر او ریخته می شود.

 

ادامه »

   یکشنبه 5 شهریور 1402نظر دهید »

در عدد اربعین خصوصیتی وجود دارد که سایر عددها آن خصوصیت را ندارند.

 

 

 

غالب انبیاء ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ در سن چهل سالگی به مقام رسالت رسیدند.

قال علی(علیه السلام) فی جواب سائل: «فهو عزیزٌ بعثه الله و له أربعون سنۀً»  علی(علیه السلام) در پاسخ به سن مبارک حضرت عزیر فرمودند که سن شریف ایشان در ابتدای رسالت چهل سال بود.

وجود نازنین رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در چهل سالگی به رسالت الهی مبعوث شدند. در حدیثی آمده است: «صدع(صلی الله علیه و آله و سلم) بالرّسالۀ یوم السابع و العشرین من رجبٍ، و له یومئذٍ أربعون سنۀً» حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)، در روز بیست و هفتم رجب در حالی که چهل سال داشتند به رسالت الهی برگزیده شدند.

در معارف عرفانی، عدد چهل جایگاه خاصی دارد. مرحوم علامه مجلسی پس از نقل دعایی که متضمن اسماء حسنی الهی است، نقل می کند: «عن النبی(صلی الله علیه و آله و سلم): لو دعا بها رجلٌ أربعین لیلۀ جمعۀٍ غفر الله له» اگر کسی چهل شب جمعه به درگاه الهی دعا کند خداوند او را بیامرزد.

و یاد نمودن خداوند با اذکار خاص به عدد چهل سفارش زیادی شده یا شب زنده داری و خواندن نماز شب آن هم چهل شب و استغفار نمودن در قنوت آخر موجب می شود که خداوند انسان را از استغفار کنندگان در سحرها قرار دهد. عن الصّادق(علیه السلام) قال: «من قال آخر قنوته فی الوتر: «أستغفرالله و أتوب إلیه» مائۀ مرّۀٍ أربعین لیلۀً کتبه الله من المستغفرین بالأسحار» و نیز عنایت خداوند شامل می شود چهل نفری را که در امر خیری اقدام نموده اند. قال النبی(صلی الله علیه و آله و سلم): «لا یجتمع أربعون رجلاً فی أمرٍ واحدٍ إلاّ استجاب الله» جمع نمی شوند چهل نفر مسلمان در تقاضایی از خداوند مگر اینکه مورد اجابت باری تعالی واقع می شود و اخلاص چهل صباح نیز برکاتی بدنبال دارد. عن النبی(صلی الله علیه و آله و سلم): «من أخلص العبادۀ لله أربعین صباحاً ظهرت ینابیع الحکمۀ من قلبه علی لسانه» کسی که چهل روز عبادات خود را خالص کند خداوند چشمه های حکمت را در دل او گشوده و بر زبانش جاری می سازد.

سحرگه رهروی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه بماند اربعینی

در خصوص حفظ نمودن احادیث از امام صادق(علیه السلام) رسیده است: «من حفظ من شیعتنا أربعین حدیثاً بعثه الله عزّ و جلّ یوم القیامۀ عالماً فقیهاً و لم یعذّب» هر یک از پیروان ما که چهل حدیث را (در ابعاد مختلف آن) حفظ نماید، خداوند تبارک و تعالی روز قیامت او را فردی دانشمند محشور نماید که گرفتار عذاب الهی نگردد.

کمال عقل انسانی در چهل سالگی تحقق می یابد. قال ابو عبدالله(علیه السلام): «إذا بلغ العبد… أربعین سنۀً فقد انتهی منتهاه» امام صادق(علیه السلام) فرمودند: وقتی انسان به چهل سالگی رسد عقل او به کمال خود خواهد رسید.

در آیین اسلام به نماز جماعت بسیار سفارش شده است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بعضی از ثمرات مداومت بر شرکت در نماز جماعت را چنین بیان فرموده اند: «من صلّی أربعین یوماً فی جماعۀٍ یدرک تکبیرۀ الأولی کتب له براء تان: براءۀٌ من النار و براءۀٌ من النّفاق» کسی که چهل روز مرتب در نماز جماعت از آغاز شرکت نماید خداوند او را در دو چیز بیمه و مصون خواهد داشت: یکی از آتش و دیگری از گرفتاری نفاق و دورویی.

دعا کردن برای چهل مؤمن: «من قدّم أربعین من المؤمنین ثمّ دعا استجیب له» امام صادق(علیه السلام) فرمودند: کسی که دعا کند در حق چهل مؤمن قبل از اینکه برای خود دعا کند، خداوند دعای او را به اجابت می رساند.

و همسایه شامل چهل خانه از اطراف منزل است که در لسان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ نسبت به آن تأکید فراوان شده، عن علی(علیه السلام): «الجوار أربعون داراً من أربعۀ جوانبها» علی(علیه السلام) فرمودند: همسایه شامل چهل خانه از چهار سمت منزل مسکونی هر شخصی خواهد بود.

قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم): «إنّ السّماء و الأرض لتبکی علی المؤمن إذا مات، أربعین صباحاً و إنّما لتبکی علی العالم إذا مات، أربعین شهراً» پیامبر اسلام فرمودند: زمانی که مؤمن از دنیا رحلت می کند آسمان و زمین چهل روز برای او گریه می کنند و نیز زمانی که عالمی رحلت نماید تا چهل ماه آسمان و زمین در فراق او خواهد گریست.

عن علی(علیه السلام): «إذا صلّی علی المؤمن أربعون رجلاً من المؤمنین و اجتهدوا فی الدعاء له استجیب لهم» وقتی چهل نفر از مؤمنین بر جنازه مؤمنی نماز بخوانند و برای او دعا کنند، خداوند دعای آن چهل نفر را اجابت می کند.

اربعین در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت حسین بن علی(علیه السلام) گفته می شود که مصادف با بیستم ماه صفر المظفر است. از سنّت های مردمی، گرامی داشت چهلم اموات است که نه تنها در میان ما مسلمانان، بلکه در میان نصارا و یهود نیز مورد توجه بوده است.مردم در چهلمین روز وفات عزیزان خویش، خیرات و صدقات می دهند و مجلس یادبودی برپا می کنند.

در روز بیستم صفر که مصادف با اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) است، «جابر بن عبدالله انصاری» صحابی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از مدینه منوره برای زیارت قبر مطهر آن حضرت به کربلا آمد و اولین کسی بود که قبر امام را زیارت کرد.

در استمرار این حرکت بزرگ الهی «جابر بن عبدالله انصاری»، شیعیان نیز همه ساله در اربعین حسینی(علیه السلام) عظیم ترین مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد حماسه عاشورای حسینی(علیه السلام) برپا می کنند و همراه با دسته های سینه زنی و عزاداری به تعظیم شعائر دینی می پردازند.

اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید

گوئیا زینب محزون ز سفر می آید

باز در کرب و بلا شیون و شینی بر پاست

کز اسیران رو شام خبر می آید

عن ابی عبدالله(علیه السلام): قال: «بکی علیّ بن الحسین أربعین سنۀً» امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «امام سجاد(علیه السلام) بر وقایع جانکاه عاشورا چهل سال گریست.

قال ابو عبدالله(علیه السلام): «إنّ السّماء بکت علی الحسین(علیه السلام) أربعین صباحاً بالدّم» امام ششم فرمودند: بدرستی که آسمان چهل روز بر مصائب سید الشهدا ـ حضرت امام حسین(علیه السلام) ـ خون گریست.

قال أبو عبدالله(علیه السلام): «إنّ الأرض بکت أربعین صباحاً بالسواد» و نیز فرمودند: زمین نیز با تغییر رنگ خود چهل روز گریان بود.

قال ابو عبدالله(علیه السلام): «إنّ الشمس بکت أربعین صباحاً بالکسوف و الحمرۀ» و نیز فرمودند: خورشید با گرفتگی و تغییر رنگ چهل روز در مصائب سید الشهداء گریه کرد.

منبع:اربعین در آئینه احادیث/سید علی میر باقری

   یکشنبه 5 شهریور 1402نظر دهید »

اگر شيعه را به گراميداشت چهلمين روز درگذشت آن روز بى‏ نظير فرمان داده ‏اند و به «زيارت اربعين» سفارش كرده‏ اند، براى آن است كه آن مطلع‏ الفجر عزت و آزادگى فراموش نشود و آن «صبح روشن» در محاق غربت و نسيان قرار نگيرد.

 

 

 


به ياد كربلا دل‏ها غمين است
دلا خون گريه كن چون اربعين است
مرام شيعه در خون ريشه دارد
نگهبانى ز خطّ خون چنين است

 

كدامين برگ دفتر عشق خونين كربلاى حسينى را ورق زنيم، تا تجلى حماسه‏ ها، روح و روان‏مان را حياتى تازه بخشد؟

كدامين صفحه از كتاب سرخ عاشورا و تاريخ كربلا را از نظر بگذرانيم، تا تلألؤ معجزه‏ ها، ديدگان جان‏مان را نور و صفا دهد؟

«اربعين»، آينه باز تابنده آن حماسه ‏ها و باورهاست.

مگر مى ‏توان در جاى جاى اين دفتر خونين و تاريخ زرين، جز حماسه و كرامت يافت؟

هر قدم و هر عمل حسين بن‏ على و ياران او و وارثان راهش و پيام‏ رسانان خونش، حماسه ‏اى ماندگار است.

«حسين»، معلم حماسه و آموزگار سرورى و اسوه خداجويى و شهادت‏ طلبى است.

كربلاى او جلوه‏ گاه حقيقت است،

و اربعين او، بازگشايى همان كتاب جاويد، كه سطر سطرش بيدارگر و الهام ‏بخش است.

چهل روز از شهادت سالار شهيدان و آن حماسه ماندگار مى ‏گذرد، حماسه پيروزى خون بر شمشير!

چهل روز است كه «حسين» و «عاشورا» و «كربلا» با يك تلاقى مقدس، خون حيات و آزادگى و حريت و مردانگى را در رگ‏ هاى امت دوانده و دفاع از فضيلت و انسانيت و حق را در تابلويى به عظمت تاريخ نگاشته است.

چهل روز از تأسيس دانشگاهى مى‏گذرد كه امام حسين(ع) در كلاس‏ هاى گوناگون آن، تمامى درس ‏هاى الهى و انسانى را براى آينده تاريخ بيان كرده است و نسل‏ هاى بشرى را در همه ادوار، به آموختن آن درس‏ ها فرا خوانده است.

اگر در ايران اسلامى، امتى در سايه هدايت‏ هاى ولايت، قد برافراشت و درس‏ها و پيام ‏هاى عاشورا را به صحنه آورد، لبيك‏ گويى به فراخوان حسينى بود.

اگر در انقلاب ملت ما «اربعين در اربعين» پديد آمد و موج خون‏ ها را به ساحل بيدارى همگانى رساند، باز هم درسى از آن «عاشورا» و «اربعين» بود كه در پى شهادت حسين بن ‏على(ع) راهى پيش پاى انسان‏ هاى آزاده گشود.


جهاد حضرت سجاد و زينببيان خطبه‏ هاى آتشين است

قيام كربلا تا صبح محشرسراسر درس بهر مسلمين است
و تاريخ پر از خون و شهادت سراسر اربعين در اربعين است

آرى، «اربعين حسينى»، آينه تمام نماى رشادت‏ ها و فداكارى ‏هايى است كه در «عاشوراى حسينى» رخ داد.

اگر عاشورا، معمار اشك را به آينه‏ كارى رواق چشم ‏ها فرستاد،

اگر كربلا، معبرى از خون و حماسه سر راه بيداران و بيدارگران كشور،

اگر «خون»، سلاحى برتر از شمشير گشت،

«اربعين» تكرار آن سازندگى و معبرسازى و شهادت‏طلبى است.

اربعين، نگاهى مجدد به «عاشورا» است و مرورى دوباره بر مضامين بلند خطبه ‏هاى آتشين عقيله بنى ‏هاشم حضرت زينب و اسير آزادى‏بخش حضرت سجاد(ع) است.

اربعين، گرچه تجديد حزن و اندوه آل ‏اللّه‏ است و فصل گريستن بر شهداى مظلوم عترت مصطفى محسوب مى‏شود و بهار اشك ريختن بر خاك پاك شهيدان نينواست، ولى يادآور شور عاشورا و حماسه حسينى و ظلم‏ ستيزى مكتب كربلاست.

ما سال‏ هاست كه با اربعين، پيوند «خون و گريه» داريم.

قرن‏ هاست كه اربعين را شكستن دوباره بغض عاشورا در حنجره مظلوميت مى‏شناسيم و شكفتن مجدد غنچه غم بر شاخه دل‏مان مى‏ دانيم.

ولى از ياد نخواهيم برد كه تاريخ پر از حماسه ما و برگ‏ هاى سبز انقلاب سرخ ما، سراسر «اربعين در اربعين» بود.

امروز هم آموزش ‏هاى عاشورا و اربعين در گوش دل و ژرفاى جان‏مان جارى است.

ميثاق‏مان با اربعين ناگسستنى است.

باشد كه «اربعين»ها را تداوم «حركت عاشورا» بشناسيم.

اگر شيعه را به گراميداشت چهلمين روز درگذشت آن روز بى‏ نظير فرمان داده‏ اند و به «زيارت اربعين» سفارش كرده‏ اند، براى آن است كه آن مطلع‏ الفجر عزت و آزادگى فراموش نشود و آن «صبح روشن» در محاق غربت و نسيان قرار نگيرد.

منبع: سایت اندیشه قم

   جمعه 3 شهریور 1402نظر دهید »

هرچند محققین در اینکه بازماندگان واقعه کربلا و اهل بیت سیدالشهداء(ع) در اربعین سال اول به کربلا آمده باشند اختلاف دارند ولی در اینکه جابربن عبد الله انصاری به همراه عطیه بن عوفی کوفی در همان اربعین سال اول به زیارت تربت امام حسین (ع) آمدند تقریبا اتفاق نظر وجودارد ولی در اینکه جابر کیست؟ که چنین توفیق استثنایی خداوند متعال نصیب وی کرد نمی توان به پاسخ این پرسش رسید مگر آنکه به دونکته مهم توجه کرد:

 

 

 

 

نکته اول: اصحاب رسول الله( ص) یعنی کسانی که آن حضرت را درک کردند ازنظر کارنامه زندگی به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اول کسانی اند که ورودی آنها به اسلام مراتب بدتر و زشت تر ازخروجی است وخروجی آنها به مراتب زشت تر وپلید تر از ورودی است. مصداق روشن آن معاویه بن ابی سفیان است چرا که معاویه ازآغازبعثت تا سال هفتم هجرت به مدت بیست سال تا می توانسته‌اند به مقابله رسول خدا برخواستند وهرآنچه که می توانستند برای اینکه اسلام پا نگیرد از اذیت وشکنجه اصحاب رسول الله (ص) تا اقدام به ترور حضرت و به راه انداختن جنگ بدر، احد، احزاب و به شهادت رساندن حمزه سیدالشهدا (ع) و به دندان گرفتن جگر این شهید کوتاهی نکردند تا اینکه درسال هفتم درفتح مکه چون پیروزی قطعی اسلام وشمشیر سپاه اسلام را بالای سر خود دیدند برای نجات جان خود اظهار به اسلام کردند و با نفاق ویژه خود ایمان آوردند ولی پس از رحلت پیامبر به دلیل همخونی بودن خلفا باچنین طیف هایی معاویه به متن قدرت حکومت اسلامی راه پیداکرد وتا خلیفه شدن پیش رفت ولی درمدت بیست سال ازخلافت تمام تلاشش این بود زمینه حذف اسلام ونابودکردن نام رسول خدا را فراهم آورد چراکه مطرف بن مغیره می گوید:
((به معاویه گفتم اکنون که توسلطه پیداکردی خوب است بربنی هاشم نیکی کنی. معاویه عصبانی شد و گفت:ابوبکر مُرد نامش فراموش شد.سپس عمربه خلافت رسید اونیز رفت نامش هم از دنیا رفت،عثمان هم ازدنیا رفت نامش هم ازمیان رفت ولی محمد(ص) هرروزپنج مرتبه نامش بر مأذنه ها فریاد زده می شود. با این حال چه نامی از ما باقی خواهد ماند ای بی پدر سپس گفت (لاوالله الا دفنا ودفنا)به خدا سوگند چاره ای نیست جز این که نام محمد برای همیشه دفن شود:مروج الذهب،ج۳٬ص۴۵۴))

دسته دوم کسانی اندکه ورودی آنها بسیار درخشان ولی خروجی آنان زشت وبسیار ناپسند زبیر نمونه ای ازاین دست از اصحاب است چراکه وی سابقه درخشان دارد برای اینکه اولا:وی دوازدهمین نفر است به پیامبر ایمان آورد ٬ثانیا:ازجمله کسانی است دراکثر غزوات حضور داشت، ثالثا: درتهاجم به خانه حضرت فاطمه (ع) اوکسی بود که در برابر مهاجمان ایستاد، ودران هنگام سران سقیفه تصمیم گرفتند نبش قبر کرده تا ابی بکر برجنازه حضرت فاطمه(ص) نماز بخواند او بود شمشیر کشید اجازه چنین کاری را به غاصبان نداد ولی با چندین کارنامه درخشان با راه انداختن جنگ جمل خط بطلانی به این کارنامه درخشان کشید وخود دراین جنگ کشته شد.

دسته سوم اصحابی اند که ورودی آنان به اسلام درخشان تر از خروجی وخروجی آنان درخشان تراز ورودی است جابربن عبدالله انصاری یکی از آنان است.

نکته دوم: دلیل بر اینکه جابربن عبدالله انصار کارنامه درخشانی دارد ودر مدت نود سال ازعمر هیچ نقطه سیاهی در زندگیش دیده نمی شود این است که:

اولا: درسال سیزدهم بعثت درحالی که ۱۶سال بیشتر نداشت همراه با هفتادنفر از نخبگان مدینه ازجمله پدرش درعقبه منا خدمت رسول الله (ص) رسیدند و به پیامبر ایمان آورد و با آن حضرت بیعت کرد.
ثانیا: پس از هجرت پیامبر به مدینه درهیجده غزوه به جز بدر واحد شرکت کرد.
ثالثا:جوان بیست و چند ساله آن چنان مورد لطف پیامبر قرار می گیرد که وی را مامور ابلاغ سلام به امام باقر(ع) می کند و او عمر پر برکت می کند تا امام را درک می‌کند و سلام رسول خدا را به وی می رساند.
رابعا: آنچنان خوش توفیق است که خدمت حضرت فاطمه(ع) می رسد چشمش به لوح سبزی می افتد که خداوند برسولش نام تمام خلفای بعد از خودش ازامام علی (ع) تا حضرت بقیه الله خبر می دهد در آن نوشته شده است، از فاطمه (ع) اجازه می گیرد واین حدیث ولایت را روایت می‌کند.
خامسا: آن زمانی که اوج فشار بر شیعیان ومظلومیت امام(ع) است و جان در معرض خطراست و حکومت اموی سب علی (ع) را سنت کرده اند او کسی است که در کوچه‌های مدینه عصا زنان حرکت کرده ازعلی(ع) تبلیغ کرده و می گوید: ((علی خیر البشر)) و به دیگران هم می گوید: فرزندانتان را به محبت وی تربیت کنید.
سادسا: پایان عمر اوست چشمش نابینا است ولی باخبر می شود دردانه رسول الله (ص) را که خود بارها دیده بود آن حضرت چگونه وی را می بوسید توسط بنی امیه به «قتل صبر» رسید تصمیم استثنایی می گیرد با همان چشمان نابینا به همراه عطیه در اربعین سیدالشهداء به کربلا آمده تربتش را زیارت کرده و کارنامه زندگی خود را مهر کربلا می زند وماندگار تاریخ می شود.

منبع :ده موضوع تحلیلی از زیارت اربعین حسینی /سید محمدتقی قادری

   جمعه 3 شهریور 1402نظر دهید »

1 ... 6 7 8 ...9 ... 11 ...13 ...14 15 16 ... 203

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو