« شهادت حضرت رقیه سلام الله علیهاشهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام »

آرزوی قشنگِ «بابا»

می چکند از نگاه ها، پنهان

اشک ها، یادگار دریایند

آسمان هم به گریه می آید

وقتی از چشم «کودکی»، آیند

 

 

کودکی مانده در دل غربت

خفته امّا درون ویرانه

آن که روزی نگاه زیبایش

شد حدیث هزار پروانه

جرم او را کسی نمی دانست

جرم پروانه را نمی دانند

آن چه مردم شنیده می گویند

رسمِ جانانه را، نمی دانند

چشم ها را گشوده، می نالید

در فضای غریبِ ویرانه

مثل شمعی که اشک می ریزد

در سکوت حزینِ یک خانه

ناله هایش، اگرچه می گفتند:

«غربت خانه کرده بی تابش»

دور می زد درون تاریکی

لحظه لحظه، نگاه بی خوابش

جست وجوهای او، نشان می داد

انتظار کسی، به جان دارد!

سر به بالا گرفته، می پرسید:

عمّه، این خانه، آسمان دارد؟!

آسمان را گرفت در آغوش

مثل یک عقده در گلو، افسرد!

آرزوی قشنگِ «بابا» هم!

در همان آخرین نگاهش، مُرد

سید علی اصغر موسوی

   دوشنبه 23 مهر 1397


فرم در حال بارگذاری ...

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو