مترجم سایت

 

 پیرامون شب قدر

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .

(2) اى عفو تو شامل گناهان كوى تو پناه بى پناهان بر خسته دلان شفاى دردى محروم نكرده دردمندى باز است درت بر آزمندان اى عشق دل نيازمندان جز تو كه نظر به حال ما كرد يا گوش بر اين مقال ما كرد بخشنده هر گناهى اى دوست بر گم شدگان پناهى اى دوست اى راز دل شكسته من اى مرهم قلب خسته من اى مونس من انيس جانم اى يار و رفيق در نهانم اى راه مرا چراغ روشن آب و گل من زتست گلشن اميد منى به هر دو عالم دورم منما زخويش يك دم بنگر ز گنه چه تيره روزم چون شمع به درگهت بسوزم باشد كه نظر كنى به حالم بخشى به عنايتت كمالم يادى زغريب بى نوا كن از لطف, تو درد من دوا كن مسكين به در تو دردمند است دل خسته و زار و مستمند است(3) ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چيست؟ شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و ((روح)) در آن شب به اذن پروردگار خود, براى تقدير هر كارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت, تا طلوع صبح است. درباره سوره قدر, شب قدر, معناى قدر, تعيين شب قدر, تكاليف شب قدر و شيوه هاى بهره جويى از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان, مطالب قابل اهميتى وجود دارد, كه ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى دهيم. ثواب قرائت امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با صداى بلند بخواند, مثل كسى خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتيده است.(4) معناى ((شب قدر)) چرا اين شب, ((شب قدر))ناميده شده, در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى دهد؟

 

مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم(عليهم السلام), درباره نام گذارى اين شب به ((شب قدر))مطالب و دلايل زيادى آورده اند, كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است: 1ـ شب قدر, يعنى شب بزرگ و با عظمت, زيرا در قرآن كريم((قدر))به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم: ((ما قدروا الله حق قدره))(5) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و ((حبيش)) در كتاب ((وجوه القرآن)) ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده(6) رمز اين بزرگى هم در خود سوره((قدر))بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر, از هزار ماه بهتر است. 2 ـ شب با ارزش و پر قيمت, جهت ديگرى براى معناى ((قدر)) مى تواند باشد, زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: ((عبادت)) در اين شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم: ((قدر جوانى, ((قدر))سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى, بدان)). داد حق عمرى كه هر روزى از آن كس نداند قدر آن را در جهان آن كه غافل بود از كشت و بهار او چه داند قيمت اين روزگار؟ قيمت هر كاله مى دانى كه چيست قيمت خود را ندانى ابلهى است! 3 ـ ((قدر)) به معناى ((سختى معيشت)) نيز آمده, در قرآن كريم مى خوانيم: ((ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله))(7) هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده, در راه خدا انفاق نمايد. 4 ـ طبق آيات متعدد قرآن كريم, ((قدر))به معناى اندازه گيرى, تقدير و تنظيم امور آمده است. در آيه اى مى خوانيم: ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم, و ما همواره بيم دهنده بوده ايم; و در آن شب: ((فيها يفرق كل إمر حكيم))(8) هر كارى, بر طبق حكمت خداوند, تعيين و تنظيم مى گردد.)) راغب اصفهانى, مى نويسد: ((ليله القدر اى ليله قيضها لامور مخصوصه))(9) شب قدر, يعنى شبى كه خداوند براى تنظيم و تعيين امور مخصوصى, آن را آماده و مقرر فرموده است.

طبق روايات فراوانى كه وارد شده, در شب قدر, سرنوشت افراد براى سال آينده, مانند: رزق و روزى, مرگ و مير(10), خوشى و ناخوشى, و امور و حوادث ديگر زندگى, بر اساس استعدادها و لياقت ها, رقم مى خورد, و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم, در انسان هيچ گونه ((اجبار)) و ((سلب اختيارى)) به وجود نمىآورد. اين كه فردا اين كنم يا آن كنم اين دليل اختيار است اى صنم و آن پشيمانى كه خوردى از بدى ز اختيار خويش گشتى مهتدى درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در ((شب قدر))براى سال آتى آنان, امام صادق(ع)فرموده است: ((التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى و عشرين, والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين))(11) تقدير امور و سرنوشت ها در شب نوزدهم, تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم صورت مى گيرد. آرى, به خاطر اهميت شب قدر, ارزش و عظمت آن, نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم: ((من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا, غفر له ما تقدم من ذنبه))(12) هر كس در ((شب قدر))از روى ايمان و اخلاص, به قيام و عبادت ايستد, گناهان گذشته او, بخشيده و آمرزيده مى شود. كى فرستادى دمى بر آسمان نيكيى كز پى نيامد مثل آن ؟ گر مراقب باشى و بيدار تو بينى هر دم پاسخ كردار تو چون شمارى جرم خود را و خطا بحر بخشايش درآيد درعطا كدام شب است؟ شب قدرى كه قرآن كريم, آن را ((بهتر از هزار ماه)) معرفى مى كند حدود يك صد حديث, در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت, درباره عظمت آن واردشده, چه شبى مى باشد؟ مجموع مطالبى كه از قرآن كريم و احاديث شيعه و اهل سنت, در مورد تعيين ((شب قدر)) به دست مىآيد را در موارد زير مى توان خلاصه نمود: 1 ـ در اين كه ((شب قدر)) در ماه مبارك رمضان قرار دارد, هيچ گونه ترديدى نمى توان به خود راه داد, چون از يك سو خداوند فرموده: قرآن در ماه رمضان نازل شده.(13) و از سوى ديگر در سوره((قدر))هم آمده: آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم; و اين كه ((شب قدر))در ماه مبارك رمضان قرار دارد, مورد اتفاق روايات و مفسرين قرآن است.

2 ـ ((شب قدر)), در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد, روايات فراوان و نظريه هاى مفسران شيعه و اهل سنت, آن را حتمى مى شمارد.(14) پس در اين مورد هم ترديدى نيست. ((عايشه)) روايت مى كند: تلاش و كوششى را كه مى ديدم رسول خدا(ص), در دهه آخر ماه مبارك رمضان انجام مى داد, در اوقات ديگر انجام نمى داد.(15) حق شب قدر است در شبها نهان تا كند جان هر شبى را امتحان نه همه شبها بود قدر اى جوان نه همه شب ها بود خالى از آن 3 ـ طبق روايات فراوانى كه در منابع شيعى آمده, شب هاى نوزدهم, بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان ((شبهاى قدر))معرفى شده اند,(16) اما امام باقر(ع) دايره آن را محدودتر نموده, و در پاسخ ((عبدالواحد بن مختار انصارى)) كه خواستار تعيين يكى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود, فرموده اند: ما عليك إن تعمل فى ليلتين, هى احديهما.(17) ايرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش, زيرا ((شب قدر))يكى از اين دو شب مى باشد. 4 ـ در ميان شب بيست و يكم و شب بيست و سومـ در عين حالى كه خدا و رسول(ص) و امامان(عليهم السلام), براى زنده نگهداشتن روح اميد و نشاط و اهميت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان, سعى در مخفى داشتن ((شب قدر)) داشته اند ـ آن طور كه از تعدادى از احاديث استفاده مى شود, احتمال ((شب قدر)) بودن شب بيست و سوم را مى توان تقويت نمود و معتبرتر دانست. زيرا در چند روايت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه مبارك رمضان سفارش مى كرد, امام على(ع) مى فرمايد: ((شب بيست و سوم)), در عين حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود, رسول خدا(ع), ما را به نماز وا مى داشت, و با وجود اين كه صورت و بينى آن حضرت, گل آلود شده بود, دست از عبادت و شب زنده دارى نمى كشيد.(18) امشب شب بخشايش و انعام و عطاست امشب شب آن است كه همراز خداست امام باقر(ص) هم فرموده است: ((عبدالله بن انيس انصارى)), كه در ((جهينه)) زندگى مى كرد و با مدينه فاصله داشت, به حضور رسول خدا(ص) رسيد و عرض كرد: من شتر و گوسفند و چوپانهايى دارم, و نمى توانم زياد در شهر بمانم, اما دوست مى دارم, يكى از شبهاى ماه رمضان را برايم تعيين كنى, تا در آن شب به شهر آمده و به نماز و عبادت بپردازم.

رسول خدا(ص) او را نزديك خويش كشيد, و در گوش او چيزى گفت, آن مرد هم شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان, در مدينه حضور يافت, به عبادت و شب زنده دارى پرداخت, و صبح به محل و سراغ كار خود بازگشت.(19) همچنين در روايت مى خوانيم: رسول خدا(ص) شب بيست و سوم, به صورت افراد آب مى پاشيد تا آنها را خواب نگيرد چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) همه اعضاى خانواده را وادار مى كرد, روز بخوابند, شب كم غذا بخورند تا بتوانند شب بيست و سوم را بيدار بمانند, و مى فرمود: انسان محروم كسى است, كه از خير و فضيلت اين شب محروم بماند. (20) اى دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب هنگام تضرع و نياز است مخسب بيدارى ما چراغ عالم باشد يك شب تو چراغ را نگه دار مخسب بارى, اگر چه با توجه به شواهد حديثى و تاريخى, احتمال ((شب قدر))بودن بيست و سوم ماه مبارك رمضان را تاييد كرديم, اما همان طور كه دربالا هم اشاره شد, پيغمبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام), عنايت داشتند, كه ((شب قدر)) براى افراد مخفى بماند, تا آنان با اطاعت و عبادت در چند شب, براى درك ((شب قدر))و معارف و معنويات آن, تلاش و جستجوى بيش ترى داشته باشند. به روايت ((ابن ابى الحديد)) وقتى درباره تعيين ((شب قدر))از امير مومنان(ع) سوال مى شود, آن حضرت از مشخص كردن, طفره مى رود و مى فرمايد: ((ليس إشك إن الله انما يسترها عنكم نظرا لكم, لا نكم لو إعلمكموها, عملتم فيها و تركتم غيرها, وإرجو إن لا تخطئكم ان شإ الله))(21) در اين جهت ترديد ندارم, كه خداوند جهت مخفى داشتن ((شب قدر)) به شما نظر و عنايت دارد, زيرا اگر آن را براى شما اعلام داشته بود, در همان شب به عمل عبادت مى پرداختيد و عبادت در شب هاى ديگر را ترك مى نموديد, ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى ديگر) اميدوارم شما را محروم نگردانم.

تكاليف ((شب قدر)) دلا مى جوش همچون موج دريا كه دريا گر بيارامد بگندد براى عبادت و درك فضيلت و فيض شب قدر, عموما به مسجدها مى رويم, اما براى اين كه با انجام اعمال جنبى ـ كه خود نيز اعمال پر فضيلتى است ـ خويشتن را براى درك عظمت و فضايل عميق ((شب قدر))آماده تر گردانيم تا بتوانيم در نورانيت قرآن نورانى شويم و بافرشتگان پاك آسمانى هم نوا گرديم و موجى در درياى روح خود ايجاد كنيم, موج هاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بد طوفان نوح! پيشوايان والامقام اسلام, ما را به انجام تكاليف زير دعوت نموده اند. 1 ـ غسل شب قدر غسل, از يك سو عبادت است, چون مى بايست به ((نيت تقرب و اطاعت خداوند)) انجام شود, و از سوى ديگر نظافت و بهداشت مى باشد, چون با شست وشوى بدن, هر مومنى خود را براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ايمان آماده و منظم مى گرداند. امام صادق(ع) فرموده است:((هركس براى شب هاى هفدهم,نوزدهم,بيست و يكم و بيست سوم ماه مبارك رمضان, كه اميد ((شب قدر))بودن آنها مى رود, غسل انجام دهد, از گناهان پاك مى گردد, و مانند روزى مى شود كه از مادر متولد گرديده است)).(22) 2ـ

احيا و ((شب زنده دارى)) همان طور كه در سيره پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه كرديم, احيا, بيدار بودن و ((شب هاىقدر))را باعبادت سپرى نمودن, از تكاليف ديگر در اين شب ها مى باشد. بارى, شب زنده دارى با عبادت و دعا, وظيفه اى براى همه شب هاى((قدر))است, اما امام حسن عسكرى(ع) فرموده: فلا يفوتك احيإ ليله ثلاث و عشرين;(23) اگر نتوانستى در شب هاى ديگر احيا داشته باشى, سعى كن احيا و شب زنده دارى شب بيست و سوم را از دست ندهى. امام باقر(ع) نيز, فرموده است: هر كس ((شب قدر))را احيا بدارد, خداوند مهربان گناهان او را مىآمرزد… .(24) اما نكته بسيار مهمى كه درباره ((احيا)) بايد مورد توجه باشد, اين است كه, اولا: شب را تاسفيده صبح به عبادت و دعا بگذرانيم; ثانيا: ((به بيدارى چشم)) قناعت نكنيم, زيرا آنچه داراى اهميت فوق العاده است, ((بيدارى دل)) و آگاهى و بصيرتى است كه انسان را در محضر الهى و قرآن كريم و فرشتگان آسمانى, مودب و منظم و لايق گرداند. اى بسا بيدار چشم و خفته دل خود چه بيند چشم اهل آب و گل؟ زيرا, فرشتگان آسمانى كه به زمين نزول مى كند, طبق روايت نخست به محضر حضرت صاحب الامر(ع) شرف حضور مى يابند,(25) تا علاوه بر سلامت آفرينى در ((شب قدر))يا سلام رسانى به بندگان,(26) پيام ((الله)) را به ((حجه الله (ع))) ابلاغ دارند(27) و طبيعى است اگر ((حجه الله(ع)))از وضع ((عباد الله)) رضايت و خرسندى داشته باشد, وضع تقدير و سرنوشت سال آينده ((عباد الله)) از جانب ((الله)), وضع بهتر و سعادتمندانه ترى خواهد بود. 3 ـ قرآن بر سر گرفتن تكليف ديگر ((شبهاى قدر)), قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته, در ماه خدا و خانه خدا, كتاب خدا را گشوده, به سرگرفته و آن را شفيع خود قرار مى دهند. آن ها به محتواى قرآن مى انديشند, به آغوش آن پناه مى برند و با قرآن پيوند و پيمان مجدد برقرار مى نمايند, تا با معارف نورانى آن, همه زواياى زندگى خويش را نورانى و متعالى گردانند.

البته براى آگاهى به خصوصيات كامل اين اعمال به كتاب هاى دعا بايد مراجعه نمود. (28) امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى((قدر)) قرآن كريم را جلوى خود قرار دهيد, آن را بگشاييد و بخوانيد: ((اللهم انى إسئلك بكتابك المنزل, وما فيه وفيه اسمك الاكبر, وإسمائك الحسنى, وما يخاف ويرجى, إن تجعلنى من عتقائك من النار)).(29) 4 ـ نماز و دعا امام صادق(ع) فرموده است: در هر يك از دو شبهاى قدر صد ركعت نماز مى بايست خوانده شود.(30) آن حضرت, خود نيز اين عمل را انجام مى داد, چنانكه از سر شب تا سفيده صبح به دعا و مناجات با خداوند مى پرداخت.(31)از جمله دعاهايى كه به خواندن آنها سفارش شده دعاى جوشن كبير مى باشد. 5 ـ استغفار و توبه اگر چه روزه دارى خود عامل شست و شوى بخشى از گناهان مى باشد, اما براى وارد شدن به ماه مبارك رمضان, به خصوص دريافت فيض شب هاى((قدر))اداى دين خالق و خلق هم, لازم خواهد بود, در عين حال, در اين شب هاى نورانى, كه به بيان امام صادق(ع): ((درهاى رحمت الهى, به روى بندگان گشوده مى گردد.(32) درخواست آمرزش گناهان, توبه و انابه و گريه و ناله به درگاه خداوند, براى رفع گرفتارىها و رسيدن به حاجت هاى مادى و معنوى, كارى ضرورى خواهد بود. چون خدا خواهد كه مان يارى كند ميل مان را جانب زارى كند ز ابر گريان شاخه سبز وتر شود زان كه شمع از گريه روشن تر شود به هر حال, عظمت و تكاليف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز((قدر)) فراوان است, كه اين مقال را مجال آن نيست, فقط به طور خلاصه مى توان گفت: شب قدر , شب وصل است و آداب و تكاليفى را هم كه تاكنون برشمرديم سراسر مى تواند مقدمه وصال محبوب باشد.

پي ‏نوشت‏: 2ـ قدر,. 3ـ انصاريان, حسين ـ عرفان اسلامى, ج 3, ص 184. 4ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;622 الدر المنثور فى التفسير المإثور, ج 6, ص 371. 5ـ حج, 74. 6ـ تفسير نوين, ص 275. 7ـ تفسير نوين, ص 275. 8ـ دخان, 4. 9ـ المفردات فى غريب القرآن, ص 395. 10ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;631 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص 486. 11ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;627 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص ;487 وسائل الشيعه, ج 7, ص 259. 12ـ الدر المنثور فى تفسير المإثور, ج 6, ص ;376 فى ضلال القران, ج 8, ص ;628 وسائل الشيعه, ج 7, ص 262. 13ـ بقره, 185. 14ـ الدر المنثور, ج 6, ص ;376 تفسير نورالثقلين, ج 5, ص 629. 15ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376. 16ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376. 17ـ نور الثقلين, ج 5, ص 628. 18ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10. 19ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;628 بحارالانوار, ج 94, ص 10. 20ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10. 21ـ شرح نهج البلاغه, ج 20, ص ;154 بحارالانوار, ج 94, ص 10. 22ـ فضايل الاشهر الثلاثه, ص ;137 وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 23ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 24ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 25ـ البرهان فى التفسير القرآن, ج 4, ص 488. 26ـ بحارالانوار, ج 94, ص 14. 27ـ بحارالانوار, ج94, ص14. 28ـ مفاتيح الجنان, ص 224. 29ـ بحارالانوار , ج 94 , ص 4. 30ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص ;261 فضائل الاشهر الثلاثه, ص 137. 31ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 260. 32ـ وسائل الشيعه, ج 7,

ص925.





موضوعات: مناسبتها
   یکشنبه 14 تیر 1394نظر دهید »

می دانم نماز نور چشم پیامبر است، از کودکی به من گفته اند که نماز مایه برکت است و سعادت. نماز هم می خوانم اما با بی حوصلگی، لذت نمی برم. با عجله و شتاب می خوانم. عبادات دیگر هم همینطور. مثلاً دعا کردن قرآن خواندن. چرا؟

خیلی دوست دارم، از نماز و عبادات لذت ببرم. یا حوصله و شادابی و بانشاط به نماز بایستم و عبادت کنم. چه کنم؟

 

 

 

1- برای علاقمند شدن به نماز و عبادت، لازم است آگاهی و شناخت خود در مورد نماز، آثار و برکات نماز، رویکرد قرآنی و روایی در مورد نماز را ارتقاء ببخشیم.

آنچه مسلم است انسان بطور طبیعی ضرر را دفع و نفع را جذب می کند. کسی که از نماز لذت نمی برد بدان جهت است که وقت و حوصله و هزینه بسیار اندکی برای شناخت جوهر و گوهر نماز اختصاص می دهد نماز را کوچک می شمارد، هر چه شناخت بیشتر باشد عظمت و جایگاه نماز آشکارتر و اهمیت و ارزش قائل شدن به نماز نیز بیشتر خواهد شد و در نتیجه لذت بردن از نماز نیز افزایش خواهد یافت.

برای شنا کردن در دریای دین باید عریان شد با کمترین لباس و وابستگی ها. «دیو چو بیرون رود فرشته درآید. خانه دل را باید از دیو دنیای فریبنده خالی کرد تا خوبی ها و زیبایی های دین در آن وارد شوند
 

اگر بدانیم که نماز نور است و در پرتو نور در چاه و چاله فرو نمی افتیم، ترس و دلهره در ذهن و زندگی ما وارد نمی شود. راه و رسم زندگی را می یابیم در بیراهه و ظلمت گرفتار نمی شدیم اگر بدانیم نماز نردبانی است که هر چه زمان بگذرد و با نماز انس بگیریم بالاتر می رویم در جا نمی زنیم و هر روزمان بهتر و بالاتر و والاتر از دیروزمان خواهد بود. اگر بدانیم نماز چشمه ای پاک و پاک کننده است و روزانه لااقل سه بار در چشمه جسم و جانما را شستشو می دهیم دیگر آلودگیها و رذایل اخلاقی بر ما آسیب نمی زنند و ما نیز چون نماز پاک می شویم و پاک کننده آرامش می یابیم و آرامش بخش- بخشنده و مهربان طهارت جسم نمادی از طهارت روح است و در نماز به این مقام می رسیم. (ان صلاه تنهی عن الفحشاء و منکر)

 

اگر بدانیم نماز باعث تمرکز بر خوبی ها و بهترین صفات الهی و زیباترین عبارات و واژه های انرژی بخش می شود. دیگر خود را با مدیتیشن و یوگا و اعمال و اموری که بدون خدا آرامش را طرح می کنند مشغول نمی سازیم. نماز را بهترین و موثرترین مدیتیشن و تمرکز برای رسیدن به آرامش دینی خواهیم دانست.


 

 

2- گناه و معصیت، لذت عبادت و نماز را کاهش داده و بعضاً از بین می برد. لقمه حرام، سخن ناروا، غیبت و بیهوده گویی، نیش و کنایه، تهمت، فحش، …. نگاه آلوده (به نامحرم و فیلم ها و تصاویر غیراخلاقی) شنیدن حرام، قلب و روح آدمی را مجروح و بیمار نموده و حال و انرژی عبادت و نماز را از آدمی دور می سازد.

مثل عفونتی که مانع لذت بردن از غذاهای مطبوع می شود. گناه و معصیت نیز مانع لذت بردن از غذاهای روحی (از جمله نماز) می شود پس برای لذت بردن از نماز باید از گناه و معصیت نیز مانع لذت بردن از غذاهای روحی (از جمله نماز) می شود. پس برای لذت بردن از نماز باید از گناه و معصیت دوری جست.

3- نماز قطعه ای از پازل زندگی دینی و قرآنی است. بنابراین نباید نسبت به سایر فرایض دینی غافل بود که در غیر اینصورت نسبت به نماز نیز بی توجه یا کم توجه خواهیم شد.

احترام و تکریم والدین، ضایع نکردن حق الناس، توجه و محبت به همسر و فرزندان، صدقه، انفاق، خمس و … خلاصه انجام واجبات دینی زمینه های لذت بردن از نماز را فراهم می سازد.

4- دوستان و معاشران متدین و آگاه، انجام فرایض دینی را در دل و دیده ما شیرین و گوارا می سازند. در روایت آمده با کسانی معاشرت کنید که اگر به شما عطر نمی دهند (همچون عطّار) بوی عطر (معنویت و معرفت) را به شما می دهند. با کسانی معاشرت کنید که دیدن آنان شما را به یاد خدا و معاد بیندازد. آدمی به آئین دوستان خود می باشد.

5- زمان و مکان عبادت و نماز را مشخص کنید. بهترین زمان نماز به هنگام اذان و بهترین مکان مسجد و اماکن متبرکه و یاد و گوشه ای از منزل که ساده و بی پیرایه و عاری از تجمل و عواملی که موجب حواس پرتی و مشغله های ذهنی می شود، می باشد.

 

 

 

6- فراگیری ترجمه آیات و اذکار نماز با بلکه مطالعه و مرور و تفسیر هر آنچه در نماز به زبان جای می سازیم و توجه به معنای و مفاهیم نماز در حین نماز، در افزایش لذت نماز بسیار مؤثر است کسی که از (مثلاً) 10 سال پیش تاکنون نماز می خواند. نباید همچون نوجوانی نماز بخواند که به تازگی خواندن نماز را آغاز کرده. همانطور که دو فرآیند تحصیلات (مدرسه و دانشگاه) هر سال رو به رشد می رویم. در نماز و مکتب دین و کلاس اسلام نیز می بایست هر ماه و هر سال عمیق تر و دقیق تر و آگاهتر و جدی تر باشیم.

گناه و معصیت، لذت عبادت و نماز را کاهش داده و بعضاً از بین می برد. لقمه حرام، سخن ناروا، غیبت و بیهوده گویی، نیش و کنایه، تهمت، فحش، …. نگاه آلوده (به نامحرم و فیلم ها و تصاویر غیراخلاقی) شنیدن حرام، قلب و روح آدمی را مجروح و بیمار نموده و حال و انرژی عبادت و نماز را از آدمی دور می سازد

 

 


 

7- علاقه بدنیا، مانع علاقه به دین و فرایض دینی می شود. لاحب الدنیا رأس کل خطیئه. علاقه به دنیا ریشه همه بدیهاست. دنیا در حد وسیله و پلی است برای عبور- مسافرخانه ای موقت. لذا مشغول شدن به پل و مسافرخانه ما را از هدف (که رسیدن به قرب الهی است و آن هم با عبادات بخصوص نماز (نور چشم پیامبر) حاصل می شود باز خواهد داشت. برای شنا کردن در دریای دین باید عریان شد با کمترین لباس و وابستگی ها. «دیو چو بیرون رود فرشته درآید. خانه دل را باید از دیو دنیای فریبنده خالی کرد تا خوبی ها و زیبایی های دین در آن وارد شوند.

 

8- حضور در مجالس مذهبی- مسافرتهای مذهبی، با نیت خودسازی و تقویت بنیه دینی

9- اظهار ارادت به اهل دین و معنویت و نماز

10- وسایل سخت افزاری نماز باید مرتب، معطر، مناسب و در شأن نماز و نمازگزار باشد. لباس، سجاده، مهر، تسبیح، آراستگی (شانه زدن به موها و مسواک دندان ها). خوشبویی از جمله وسایل و ابزاری است که عمق و زیبایی نماز را بیشتر خواهد کرد.

11- مقدمات نماز نیز مثل وضو می بایست با تمرکز، توجه و تأکید بر معانی و مفاهیم طهارت انجام گیرد این مهم نیز بر میزان لذت بردن از نماز تأثیرگذار خواهد بود.

12- در پایان مطالعه کتب ذیل الذکر در رشد و آگاهی و نیز لذت بردن از نماز بسیار موثر خواهد بود:

·          اسرار نماز ،میرزا جواد ملکی تبریزی

·          پرتوی از نماز ، محسن قرائتی

·          یکصد پرسش و پاسخ درباره نماز (2 جلد) محمد کلباسی

·          تفسیر نماز، محسن قرائتی

·          گفتارهای معنوی  استاد شهید مرتضی مطهری

·          تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) 

·          اسرار ملکوت (2 جلد) امام خمینی (ره)

·          نماز تسلیم انسانی عصیانگر، جلال رفیع.

 

 منبع: تبیان
 


موضوعات: نماز
   دوشنبه 28 اسفند 1396نظر دهید »

یکی از دلایل امامت امام باقر(علیه السلام)، احادیث برجا مانده از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است. جابر بن عبدالله نقل می‌کند: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ سؤال جابر که درباره امامان بعد از امیرالمؤمنین  علی (علیه السلام) پرسید فرمود: حسن و حسین (علیهم السلام، دو سرور جوانان اهل بهشت، سپس سرور عبادت کنندگان در زمان خود، علی بن الحسین(علیه السلام)، سپس باقر، محمد بن علی(علیه السلام) که‌ای جابر تو او را خواهی دید.

 

 

 

امام سجاد(علیه السلام) نیز به طور مکرر نظرها را به سوی فرزندش باقر جلب می‌کرد؛ مثلاً وقتی که از علت اهمیت دادن فراوان به امام باقر(علیه السلام) سؤال شد، امام سجاد(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «این بدان سبب است که امامت در فرزندان او باقی خواهد ماند تا روزی که قائم (عجل الله تعالی) ما قیام کند و دنیا را پر از عدل و قسط نماید. پس او هم امام است و هم پدر امامان».

 

 


یکی دیگر از دلایل امامت امام باقر(علیه السلام)، برتری‌اش نسبت به هم‌عصرانش بود. شیخ مفیدمی‌نویسد: امام باقر(علیه السلام) در علم، زهد و بزرگواری از همه برادرانش برتر، و قدر و منزلتش بیشتر بود و همه کس او را به عظمت می‌ستود و مورد احترام عامه و خاصه بود. بدان اندازه که از او در خصوص علم دین و آثار و سنت نبوی و دانش قرآن و سیره و فنون اخلاق و آداب، آشکار شده است از هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (علیهم السلام) آشکار نشده است. باقیمانده‌های یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، بزرگان تابعین و پیشوایان فقهای مسلمان از وی روایت کرده‌اند. پایه فضل و بزرگواری وی به جایی رسیده بود که در میان اهل علم، ضرب المثل شده بود و در وصفش آثار می‌نوشتند و اشعار می‌سرودند.

منبع: ویکی شیعه

   یکشنبه 27 اسفند 1396نظر دهید »

زبان انسان کلید هر خوبی و بدی است، شایسته است انسان بر زبان خود مهر زند همان گونه که به طلا و نقره اش مهر می زند،

 

 

رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: خدای رحمت کند و مورد لطف خویش قرار دهد، مؤمنی را که زبانش را از هر بدی نگاه دارد، زیرا نگهداری زبان صدقه ای از انسان به خود اوست. سپس امام فرمود: هیچ کس از گناهان سالم نماند مگر این که زبان خود را نگاهدارد .

منبع: مشعل فروزان دانش و تقوی : “امام محمد باقر علیه السلام “

مولف بزرگ عالم زاده 

 

   یکشنبه 27 اسفند 1396نظر دهید »

امام ابو جعفر، باقر العلوم، پنجمین پیشوای ما، جمعه ی نخستین روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. او را «محمد» نامیدند و «ابو جعفر» کنیه و «باقر العلوم» یعنی «شکافنده ی دانشها» لقب آن گرامی است.

به هنگام تولد هاله ای از شکوه و عظمت نوزاد اهل بیت را فرا گرفته بود، و همچون دیگر امامان پاک و پاکیزه به دنیا آمد.

 

 

 

امام باقر (علیه السلام) از دو سو-پدر و مادر-نسبت به پیامبر و حضرت علی و زهرا علیهم السلام می رساند، زیرا پدر او امام زین العابدین فرزند امام حسین، و مادر او بانوی گرامی «ام عبد الله»  دختر امام مجتبی علیهم السلام است.

عظمت امام باقر (علیه السلام) زبانزد خاص و عام بود، هر جا سخن از والایی هاشمیان و علویان و فاطمیان به میان می آمد او را یگانه وارث آن همه قداست و شجاعت و بزرگواری می شناختند و هاشمی و علوی و فاطمیش می خواندند.

راستگوترین لهجه ها و جذاب ترین چهره ها و بخشنده ترین انسانها برخی از ویژگیهای امام باقر علیه السلام است.

 

 

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به یکی از یاران پارسای خود «جابر بن عبد الله انصاری» فرمود.ای جابر! تو زنده می مانی و فرزندم «محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب» را که نامش در تورات «باقر» است در می یابی، بدان هنگام سلام مرا بدو برسان.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در گذشت و جابر عمری دراز یافت - و بعدها روزی به خانه ی امام زین العابدین آمد و امام باقر را که کودکی خرد سال بود دید، به او گفت: پیش بیا … امام باقر (علیه السلام) آمد.

گفت: برو …

امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا کرد و گفت: به خدای کعبه سوگند آیینه ی تمام نمای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)است.آنگاه از امام سجاد(علیه السلام) پرسید این کودک کیست؟

 

 

 

فرمود: امام پس از من فرزندم «محمد باقر» است.

جابر برخاست و بر پای امام باقر بوسه زد و گفت: فدایت شوم ای فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، سلام و درود پدرت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را بپذیر چه او ترا سلام رسانده است.

 

 

 

دیدگان امام باقر(علیه السلام) پر از اشک شد و فرمود: سلام و درود بر پدرم پیامبر خدا باد تا بدان هنگام که آسمانها و زمین پایدارند و بر تو ای جابر که سلام او را به من رساندی.

منبع: پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر علیه السلام 

علی نظری منفرد

 

   یکشنبه 27 اسفند 1396نظر دهید »

فاطمه زهرا سلام الله علیها :
إلزَم رِجلَها ؛ فَإنَّ الجَنَّةَ تَحتَ أقدامِها ؛
حضرت فاطمه علیهاالسلام : در خدمت مادر باش ؛ زیرا بهشت زیر قدم های مادران است .
 کنزالعمّال ، ح 45443 

 

 

 

 

روایت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ) است که” الجنه تحت اقدام الامهات” یعنی بهشت زیر پای مادران است. روایت یادشده را به اشکال مختلف تعبیرکرده اند ولی معنای مشترک همه اینست که بهشت زیرپای مادران است. تعبیر زیر پای مادران بودن یک تعبیر مجازی است نه تعبیر حقیقی. منظور نه اینست که بهشت مکان خاصی است و مادران در این مکان قرار گرفته اند. منظور نسبت خاصی است که میان بهشت و مادری وجود دارد. نظیر تعبیر یاد شده در زبان فارسی اینست که بگوییم فلانی فلان شی را در مشت خودش دارد. با توجه به مجازی بودن روایت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ) می توانیم بگوییم معانی زیر ازاین روایت وجود دارد:

معنای اول. بهشت جلوه جمال الهی است، جلوه رحمت الهی و جلوه مهر الهی. جلال خدا خودش را در جهنم نشان خواهد داد ولی جمال خدا در بهشت ، و چون زن بودن جلوه جمال الهی است لذا وجود زن تعبیر به بهشت الهی شده است. بهشت دارای مراتب است و چون جمال الهی دارای مراتب است لذا مقام زن بودن مرتبه ای از بهشت خداوند است و مقام مادر بودن مرتبه ای بالاتر. بدین معنا مادر را باید بهشت روی زمین بدانیم که تجلی گر جمال الهی است.

 

 

 

 

معنای دوم. خدمت به مادر ، راه رسیدن به بهشت است. بی تردید اعمال صالح زیادی هست که می تواند انسان را بهشتی بگرداند. شرافت مقام مادری بدان پایه است که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم ) اختصاصا بهشت را زیر قدم های مادران توصیف کرده است. آدمی اگر به مادر خویش خدمت بورزد بهشتی خواهد شد. درباره بزرگان دینی خویش داریم حکایت هایی که عنوان کرده اند با خدمت به مادر خویش به مقامات بلند عرفانی رسیده اند.

 

 

 

معنای سوم.وجود مادر اصلا خودش بهشت است. بهشت جایی که آدمی به آرامش و آسایش خواهد رسید، جایی که حزن و اندوه وجود ندارد. وجود مادر تکیه گاه و پناهگاه آدمی است. کدام عشق است که بی چشم داشت هرچه دارد فدای محبوب خویش می کند ؟ قطعا مادر چون مادر فرزند خویش را عین وجود خویش می داند.

 

 

 

 

معنای چهارم. بهشت در مقابل مقام مادری تواضع خواهد کرد. گاهی هست که انسان خاصی مشتاق رسیدن به بهشت است و گاهی دیگر هست که بهشت مشتاق دیدن انسان خاصی است. روایت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که بهشت مشتاق دیدار سلمان فارسی ، ابوذرغفاری ، عمّار یاسر و مقداد بن اسود است. مقام مادری عظیم است چرا که بهشت مشتاق دیدار اوست و در برابر کسی که هستی اش را ، عمرش را، جوانی اش را، فدا می کند تا فرزند خویش به خود ببالد و بزرگ بشود فروتنی خواهد کرد.

 

 

 

معنای پنجم. مولانا در مثنوی معنوی با تاویل تمثیل گونه روایت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) معنایی دیگر کرده است. جِنان به معنی بهشت است ولی جَنان به معنی قلب است. مولوی گفته است منظور رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) اینست که بهشت زیر قدم های قلب توست. اگر با دل خویش به سوی خدا بیایی خواهد پذیرفت ولی اگر فقط به زبان بگویی فایده ندارد. ننگرم در تو، درآن دل بنگرم/ تحفه او را آر، ای جان در برم/ با تو او چون است هستم من چنان/ زیر پای مادران باشد جنان.  بی مناسبت نیست که بگوییم مادر قلب خانه است لذا اگر با مادر خویش به سوی خدا بروی تورا خواهد پذیرفت.

منبع

خودت را بشناس دکتر میثم امانی

 

   جمعه 18 اسفند 13961 نظر »

در تاريخ تولد فاطمه (عليهاالسلام) در بين علماى اسلام اختلاف است. لكين در بين علماى اماميه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد يافته است. 

 

 

 


مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خديجه (عليهاالسلام) اتفاق افتاد. اين خانه در محله‏اى است كه در گذشته به آن «زقاق العطارين» يعنى كوچه عطارها مى‏ گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) نازل گرديد. اين خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. 

 

 

 


و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زيستگاه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمين ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از اين رو بارها در طول تاريخ هم‏زمان با تعمير و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. 

 

 


كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام)
دوران باردارى حضرت خديجه سلام ‏اللَّه ‏عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه (عليهاالسلام) براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند.

 

 

 


اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى.خديجه (عليهاالسلام) از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه (عليهاالسلام) كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده ‏ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام ‏اللَّه‏ عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.

 

 

 


نورى كه به خانه‏ هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد.

 

 

 

با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه ‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه (عليهاالسلام) دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.
آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند.

در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه (عليهاالسلام) را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد .

منبع: آوینی

   سه شنبه 15 اسفند 1396نظر دهید »

1 ... 3 4 5 ...6 ... 8 ...10 ...11 12 13 ... 997

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ