مترجم سایت

 

 پیرامون شب قدر

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .

(2) اى عفو تو شامل گناهان كوى تو پناه بى پناهان بر خسته دلان شفاى دردى محروم نكرده دردمندى باز است درت بر آزمندان اى عشق دل نيازمندان جز تو كه نظر به حال ما كرد يا گوش بر اين مقال ما كرد بخشنده هر گناهى اى دوست بر گم شدگان پناهى اى دوست اى راز دل شكسته من اى مرهم قلب خسته من اى مونس من انيس جانم اى يار و رفيق در نهانم اى راه مرا چراغ روشن آب و گل من زتست گلشن اميد منى به هر دو عالم دورم منما زخويش يك دم بنگر ز گنه چه تيره روزم چون شمع به درگهت بسوزم باشد كه نظر كنى به حالم بخشى به عنايتت كمالم يادى زغريب بى نوا كن از لطف, تو درد من دوا كن مسكين به در تو دردمند است دل خسته و زار و مستمند است(3) ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چيست؟ شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و ((روح)) در آن شب به اذن پروردگار خود, براى تقدير هر كارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت, تا طلوع صبح است. درباره سوره قدر, شب قدر, معناى قدر, تعيين شب قدر, تكاليف شب قدر و شيوه هاى بهره جويى از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان, مطالب قابل اهميتى وجود دارد, كه ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى دهيم. ثواب قرائت امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با صداى بلند بخواند, مثل كسى خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتيده است.(4) معناى ((شب قدر)) چرا اين شب, ((شب قدر))ناميده شده, در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى دهد؟

 

مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم(عليهم السلام), درباره نام گذارى اين شب به ((شب قدر))مطالب و دلايل زيادى آورده اند, كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است: 1ـ شب قدر, يعنى شب بزرگ و با عظمت, زيرا در قرآن كريم((قدر))به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم: ((ما قدروا الله حق قدره))(5) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و ((حبيش)) در كتاب ((وجوه القرآن)) ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده(6) رمز اين بزرگى هم در خود سوره((قدر))بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر, از هزار ماه بهتر است. 2 ـ شب با ارزش و پر قيمت, جهت ديگرى براى معناى ((قدر)) مى تواند باشد, زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: ((عبادت)) در اين شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم: ((قدر جوانى, ((قدر))سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى, بدان)). داد حق عمرى كه هر روزى از آن كس نداند قدر آن را در جهان آن كه غافل بود از كشت و بهار او چه داند قيمت اين روزگار؟ قيمت هر كاله مى دانى كه چيست قيمت خود را ندانى ابلهى است! 3 ـ ((قدر)) به معناى ((سختى معيشت)) نيز آمده, در قرآن كريم مى خوانيم: ((ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله))(7) هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده, در راه خدا انفاق نمايد. 4 ـ طبق آيات متعدد قرآن كريم, ((قدر))به معناى اندازه گيرى, تقدير و تنظيم امور آمده است. در آيه اى مى خوانيم: ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم, و ما همواره بيم دهنده بوده ايم; و در آن شب: ((فيها يفرق كل إمر حكيم))(8) هر كارى, بر طبق حكمت خداوند, تعيين و تنظيم مى گردد.)) راغب اصفهانى, مى نويسد: ((ليله القدر اى ليله قيضها لامور مخصوصه))(9) شب قدر, يعنى شبى كه خداوند براى تنظيم و تعيين امور مخصوصى, آن را آماده و مقرر فرموده است.

طبق روايات فراوانى كه وارد شده, در شب قدر, سرنوشت افراد براى سال آينده, مانند: رزق و روزى, مرگ و مير(10), خوشى و ناخوشى, و امور و حوادث ديگر زندگى, بر اساس استعدادها و لياقت ها, رقم مى خورد, و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم, در انسان هيچ گونه ((اجبار)) و ((سلب اختيارى)) به وجود نمىآورد. اين كه فردا اين كنم يا آن كنم اين دليل اختيار است اى صنم و آن پشيمانى كه خوردى از بدى ز اختيار خويش گشتى مهتدى درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در ((شب قدر))براى سال آتى آنان, امام صادق(ع)فرموده است: ((التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى و عشرين, والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين))(11) تقدير امور و سرنوشت ها در شب نوزدهم, تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم صورت مى گيرد. آرى, به خاطر اهميت شب قدر, ارزش و عظمت آن, نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم: ((من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا, غفر له ما تقدم من ذنبه))(12) هر كس در ((شب قدر))از روى ايمان و اخلاص, به قيام و عبادت ايستد, گناهان گذشته او, بخشيده و آمرزيده مى شود. كى فرستادى دمى بر آسمان نيكيى كز پى نيامد مثل آن ؟ گر مراقب باشى و بيدار تو بينى هر دم پاسخ كردار تو چون شمارى جرم خود را و خطا بحر بخشايش درآيد درعطا كدام شب است؟ شب قدرى كه قرآن كريم, آن را ((بهتر از هزار ماه)) معرفى مى كند حدود يك صد حديث, در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت, درباره عظمت آن واردشده, چه شبى مى باشد؟ مجموع مطالبى كه از قرآن كريم و احاديث شيعه و اهل سنت, در مورد تعيين ((شب قدر)) به دست مىآيد را در موارد زير مى توان خلاصه نمود: 1 ـ در اين كه ((شب قدر)) در ماه مبارك رمضان قرار دارد, هيچ گونه ترديدى نمى توان به خود راه داد, چون از يك سو خداوند فرموده: قرآن در ماه رمضان نازل شده.(13) و از سوى ديگر در سوره((قدر))هم آمده: آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم; و اين كه ((شب قدر))در ماه مبارك رمضان قرار دارد, مورد اتفاق روايات و مفسرين قرآن است.

2 ـ ((شب قدر)), در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد, روايات فراوان و نظريه هاى مفسران شيعه و اهل سنت, آن را حتمى مى شمارد.(14) پس در اين مورد هم ترديدى نيست. ((عايشه)) روايت مى كند: تلاش و كوششى را كه مى ديدم رسول خدا(ص), در دهه آخر ماه مبارك رمضان انجام مى داد, در اوقات ديگر انجام نمى داد.(15) حق شب قدر است در شبها نهان تا كند جان هر شبى را امتحان نه همه شبها بود قدر اى جوان نه همه شب ها بود خالى از آن 3 ـ طبق روايات فراوانى كه در منابع شيعى آمده, شب هاى نوزدهم, بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان ((شبهاى قدر))معرفى شده اند,(16) اما امام باقر(ع) دايره آن را محدودتر نموده, و در پاسخ ((عبدالواحد بن مختار انصارى)) كه خواستار تعيين يكى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود, فرموده اند: ما عليك إن تعمل فى ليلتين, هى احديهما.(17) ايرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش, زيرا ((شب قدر))يكى از اين دو شب مى باشد. 4 ـ در ميان شب بيست و يكم و شب بيست و سومـ در عين حالى كه خدا و رسول(ص) و امامان(عليهم السلام), براى زنده نگهداشتن روح اميد و نشاط و اهميت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان, سعى در مخفى داشتن ((شب قدر)) داشته اند ـ آن طور كه از تعدادى از احاديث استفاده مى شود, احتمال ((شب قدر)) بودن شب بيست و سوم را مى توان تقويت نمود و معتبرتر دانست. زيرا در چند روايت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه مبارك رمضان سفارش مى كرد, امام على(ع) مى فرمايد: ((شب بيست و سوم)), در عين حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود, رسول خدا(ع), ما را به نماز وا مى داشت, و با وجود اين كه صورت و بينى آن حضرت, گل آلود شده بود, دست از عبادت و شب زنده دارى نمى كشيد.(18) امشب شب بخشايش و انعام و عطاست امشب شب آن است كه همراز خداست امام باقر(ص) هم فرموده است: ((عبدالله بن انيس انصارى)), كه در ((جهينه)) زندگى مى كرد و با مدينه فاصله داشت, به حضور رسول خدا(ص) رسيد و عرض كرد: من شتر و گوسفند و چوپانهايى دارم, و نمى توانم زياد در شهر بمانم, اما دوست مى دارم, يكى از شبهاى ماه رمضان را برايم تعيين كنى, تا در آن شب به شهر آمده و به نماز و عبادت بپردازم.

رسول خدا(ص) او را نزديك خويش كشيد, و در گوش او چيزى گفت, آن مرد هم شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان, در مدينه حضور يافت, به عبادت و شب زنده دارى پرداخت, و صبح به محل و سراغ كار خود بازگشت.(19) همچنين در روايت مى خوانيم: رسول خدا(ص) شب بيست و سوم, به صورت افراد آب مى پاشيد تا آنها را خواب نگيرد چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) همه اعضاى خانواده را وادار مى كرد, روز بخوابند, شب كم غذا بخورند تا بتوانند شب بيست و سوم را بيدار بمانند, و مى فرمود: انسان محروم كسى است, كه از خير و فضيلت اين شب محروم بماند. (20) اى دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب هنگام تضرع و نياز است مخسب بيدارى ما چراغ عالم باشد يك شب تو چراغ را نگه دار مخسب بارى, اگر چه با توجه به شواهد حديثى و تاريخى, احتمال ((شب قدر))بودن بيست و سوم ماه مبارك رمضان را تاييد كرديم, اما همان طور كه دربالا هم اشاره شد, پيغمبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام), عنايت داشتند, كه ((شب قدر)) براى افراد مخفى بماند, تا آنان با اطاعت و عبادت در چند شب, براى درك ((شب قدر))و معارف و معنويات آن, تلاش و جستجوى بيش ترى داشته باشند. به روايت ((ابن ابى الحديد)) وقتى درباره تعيين ((شب قدر))از امير مومنان(ع) سوال مى شود, آن حضرت از مشخص كردن, طفره مى رود و مى فرمايد: ((ليس إشك إن الله انما يسترها عنكم نظرا لكم, لا نكم لو إعلمكموها, عملتم فيها و تركتم غيرها, وإرجو إن لا تخطئكم ان شإ الله))(21) در اين جهت ترديد ندارم, كه خداوند جهت مخفى داشتن ((شب قدر)) به شما نظر و عنايت دارد, زيرا اگر آن را براى شما اعلام داشته بود, در همان شب به عمل عبادت مى پرداختيد و عبادت در شب هاى ديگر را ترك مى نموديد, ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى ديگر) اميدوارم شما را محروم نگردانم.

تكاليف ((شب قدر)) دلا مى جوش همچون موج دريا كه دريا گر بيارامد بگندد براى عبادت و درك فضيلت و فيض شب قدر, عموما به مسجدها مى رويم, اما براى اين كه با انجام اعمال جنبى ـ كه خود نيز اعمال پر فضيلتى است ـ خويشتن را براى درك عظمت و فضايل عميق ((شب قدر))آماده تر گردانيم تا بتوانيم در نورانيت قرآن نورانى شويم و بافرشتگان پاك آسمانى هم نوا گرديم و موجى در درياى روح خود ايجاد كنيم, موج هاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بد طوفان نوح! پيشوايان والامقام اسلام, ما را به انجام تكاليف زير دعوت نموده اند. 1 ـ غسل شب قدر غسل, از يك سو عبادت است, چون مى بايست به ((نيت تقرب و اطاعت خداوند)) انجام شود, و از سوى ديگر نظافت و بهداشت مى باشد, چون با شست وشوى بدن, هر مومنى خود را براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ايمان آماده و منظم مى گرداند. امام صادق(ع) فرموده است:((هركس براى شب هاى هفدهم,نوزدهم,بيست و يكم و بيست سوم ماه مبارك رمضان, كه اميد ((شب قدر))بودن آنها مى رود, غسل انجام دهد, از گناهان پاك مى گردد, و مانند روزى مى شود كه از مادر متولد گرديده است)).(22) 2ـ

احيا و ((شب زنده دارى)) همان طور كه در سيره پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه كرديم, احيا, بيدار بودن و ((شب هاىقدر))را باعبادت سپرى نمودن, از تكاليف ديگر در اين شب ها مى باشد. بارى, شب زنده دارى با عبادت و دعا, وظيفه اى براى همه شب هاى((قدر))است, اما امام حسن عسكرى(ع) فرموده: فلا يفوتك احيإ ليله ثلاث و عشرين;(23) اگر نتوانستى در شب هاى ديگر احيا داشته باشى, سعى كن احيا و شب زنده دارى شب بيست و سوم را از دست ندهى. امام باقر(ع) نيز, فرموده است: هر كس ((شب قدر))را احيا بدارد, خداوند مهربان گناهان او را مىآمرزد… .(24) اما نكته بسيار مهمى كه درباره ((احيا)) بايد مورد توجه باشد, اين است كه, اولا: شب را تاسفيده صبح به عبادت و دعا بگذرانيم; ثانيا: ((به بيدارى چشم)) قناعت نكنيم, زيرا آنچه داراى اهميت فوق العاده است, ((بيدارى دل)) و آگاهى و بصيرتى است كه انسان را در محضر الهى و قرآن كريم و فرشتگان آسمانى, مودب و منظم و لايق گرداند. اى بسا بيدار چشم و خفته دل خود چه بيند چشم اهل آب و گل؟ زيرا, فرشتگان آسمانى كه به زمين نزول مى كند, طبق روايت نخست به محضر حضرت صاحب الامر(ع) شرف حضور مى يابند,(25) تا علاوه بر سلامت آفرينى در ((شب قدر))يا سلام رسانى به بندگان,(26) پيام ((الله)) را به ((حجه الله (ع))) ابلاغ دارند(27) و طبيعى است اگر ((حجه الله(ع)))از وضع ((عباد الله)) رضايت و خرسندى داشته باشد, وضع تقدير و سرنوشت سال آينده ((عباد الله)) از جانب ((الله)), وضع بهتر و سعادتمندانه ترى خواهد بود. 3 ـ قرآن بر سر گرفتن تكليف ديگر ((شبهاى قدر)), قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته, در ماه خدا و خانه خدا, كتاب خدا را گشوده, به سرگرفته و آن را شفيع خود قرار مى دهند. آن ها به محتواى قرآن مى انديشند, به آغوش آن پناه مى برند و با قرآن پيوند و پيمان مجدد برقرار مى نمايند, تا با معارف نورانى آن, همه زواياى زندگى خويش را نورانى و متعالى گردانند.

البته براى آگاهى به خصوصيات كامل اين اعمال به كتاب هاى دعا بايد مراجعه نمود. (28) امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى((قدر)) قرآن كريم را جلوى خود قرار دهيد, آن را بگشاييد و بخوانيد: ((اللهم انى إسئلك بكتابك المنزل, وما فيه وفيه اسمك الاكبر, وإسمائك الحسنى, وما يخاف ويرجى, إن تجعلنى من عتقائك من النار)).(29) 4 ـ نماز و دعا امام صادق(ع) فرموده است: در هر يك از دو شبهاى قدر صد ركعت نماز مى بايست خوانده شود.(30) آن حضرت, خود نيز اين عمل را انجام مى داد, چنانكه از سر شب تا سفيده صبح به دعا و مناجات با خداوند مى پرداخت.(31)از جمله دعاهايى كه به خواندن آنها سفارش شده دعاى جوشن كبير مى باشد. 5 ـ استغفار و توبه اگر چه روزه دارى خود عامل شست و شوى بخشى از گناهان مى باشد, اما براى وارد شدن به ماه مبارك رمضان, به خصوص دريافت فيض شب هاى((قدر))اداى دين خالق و خلق هم, لازم خواهد بود, در عين حال, در اين شب هاى نورانى, كه به بيان امام صادق(ع): ((درهاى رحمت الهى, به روى بندگان گشوده مى گردد.(32) درخواست آمرزش گناهان, توبه و انابه و گريه و ناله به درگاه خداوند, براى رفع گرفتارىها و رسيدن به حاجت هاى مادى و معنوى, كارى ضرورى خواهد بود. چون خدا خواهد كه مان يارى كند ميل مان را جانب زارى كند ز ابر گريان شاخه سبز وتر شود زان كه شمع از گريه روشن تر شود به هر حال, عظمت و تكاليف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز((قدر)) فراوان است, كه اين مقال را مجال آن نيست, فقط به طور خلاصه مى توان گفت: شب قدر , شب وصل است و آداب و تكاليفى را هم كه تاكنون برشمرديم سراسر مى تواند مقدمه وصال محبوب باشد.

پي ‏نوشت‏: 2ـ قدر,. 3ـ انصاريان, حسين ـ عرفان اسلامى, ج 3, ص 184. 4ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;622 الدر المنثور فى التفسير المإثور, ج 6, ص 371. 5ـ حج, 74. 6ـ تفسير نوين, ص 275. 7ـ تفسير نوين, ص 275. 8ـ دخان, 4. 9ـ المفردات فى غريب القرآن, ص 395. 10ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;631 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص 486. 11ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;627 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص ;487 وسائل الشيعه, ج 7, ص 259. 12ـ الدر المنثور فى تفسير المإثور, ج 6, ص ;376 فى ضلال القران, ج 8, ص ;628 وسائل الشيعه, ج 7, ص 262. 13ـ بقره, 185. 14ـ الدر المنثور, ج 6, ص ;376 تفسير نورالثقلين, ج 5, ص 629. 15ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376. 16ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376. 17ـ نور الثقلين, ج 5, ص 628. 18ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10. 19ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;628 بحارالانوار, ج 94, ص 10. 20ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10. 21ـ شرح نهج البلاغه, ج 20, ص ;154 بحارالانوار, ج 94, ص 10. 22ـ فضايل الاشهر الثلاثه, ص ;137 وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 23ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 24ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 25ـ البرهان فى التفسير القرآن, ج 4, ص 488. 26ـ بحارالانوار, ج 94, ص 14. 27ـ بحارالانوار, ج94, ص14. 28ـ مفاتيح الجنان, ص 224. 29ـ بحارالانوار , ج 94 , ص 4. 30ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص ;261 فضائل الاشهر الثلاثه, ص 137. 31ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 260. 32ـ وسائل الشيعه, ج 7,

ص925.





موضوعات: مناسبتها
   یکشنبه 14 تیر 1394نظر دهید »

در برخی از اخباری که از ائمه اطهارعلیهم السلام روایت شده، از عجله نمودن در امر ظهور حضرت صاحب الامر «عجّل اللَّه تعالی فرجه الشریف» نهی شده است و فرموده اند که عجله کردن در این مطلب، سبب هلاک شخص می شود. (مراد از هلاک، کفر و خروج از ایمان است).

البته این روایات، با اخبار فراوان و متعددی که به طلب تعجیل در فرج و ظهور امام زمان علیه السلام امر فرموده اند، منافاتی ندارد.

 

 

 

 

توضیح مختصر و بیان عدم منافات این مطلب چنین است:

عجله ای که در اخبار و روایات، آن را مذمت و نکوهش کرده اند و اینکه موجب هلاک انسان و ضرر و خسران او می شود، بر سه قسم است:

 

 

 

اوّل: عجله ای که سبب ناامیدی از فرج و ظهور آن حضرت شود؛ یعنی به جهت کم طاقتی و کم صبری که دارد، تعجیل کند و بگوید: «اگر شدنی بود تا حال باید شده باشد». که آخر این کار و حرف، به انکار اصل ظهور قائم منتظرعلیه السلام منتهی می شود، پناه بر خدا!

 

 

 

 

دوم: عجله ای که با تسلیم و رضای به امر خداوند متعال منافات داشته باشد؛ مثلاً فرد بگوید: چرا ظاهر نمی شود و برای چه زمانی گذاشته است؟! که برگشت این سخن، اعتراض به خداوند متعال است و چنین کسی تابع شیطان است که به خدا ایراد می گیرد؛ در حالی که مؤمن باید دعا کند و اگر هم خداوند سبحان، اجابت دعا را تأخیر فرمود، آن را مطابق حکمت بداند.

 

 

 

 

سوم: عجله ای
مذمت و نکوهش شده است که سبب متابعت و پیروی نمودن مدّعیان دروغگو و دعوت کنندگان به باطل شود؛ چون چنین شخصی که عجله دارد و طاقتش کم است، پیش از ظاهر شدن نشانه ها و علامت های حتمی ظهور و آثاری که از ائمه اطهارعلیهم السلام روایت شده، به مدعیان دروغگو و باطل اعتماد می کند و به سبب خیال و توهّم خود به شیطان های انسان نما ارادت پیدا می کند، به امید اینکه آنها موعود منتظَر باشند؛ چنان که بسیاری از مردم به همین سبب، هلاک شدند، با وجود آنکه مطابق عقل و نقل که روایت شده، برای امام زمان علیه السلام علایم و نشانه های مخصوص و قطعی است که تا وقتی این علایم در کسی یافت نشود نباید به وی اعتماد نمود.

 

 

 

منبع:آثار و برکات دعا برای امام زمان (علیه السلام)

مولف محمدتقی موسوی اصفهانی؛ تحقیق و تحریر احمد سعیدی.

   جمعه 14 اردیبهشت 13971 نظر »

چشم خدا

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چشم خداست در میان مردم، هم او که امام رضا علیه السلام در وصفشان فرمود: «عینک الناظره باذنک و شاهدک علی عبادک»

 

 

 

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وجودی است که به اذن خدا، دیده اوست و گواه بر بندگانش.

خداوند چشمی همیشه باز دارد که دائم مراقب بندگانش است «لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ»

امام صادق علیه السلام فرموده اند: «ما من حیّ الّا و هو ینام خلا الله وحده؛ هیچ زنده ای نیست مگر اینکه می خوابد و تنها خداوند از خواب بدور است.» خداوند حیّ است و نیازمند خواب و چُرت نیست. خواب، زنده ها را از خود منقطع می کند تا چه رسد به دیگران، ولی خداوند خواب ندارد و همواره بر همه چیز قیومیّت دارد.

 

 

 

 

زمانی که امام را عین الله می دانیم باور داریم که خداوند به امام معجزه نگاه دائم به خلق را داده است.

حضرت علی علیه السلام در طواف، مردی را دید که نگاه ناروایی به زنی دوخته است. ابتدا او را نهی فرمود؛ اما آن مرد اعتنایی نکرد. امام، سیلی محکمی به صورت جوان هرزه زد. جوان نزد خلیفه دوم شکایت کرد. او گفت: «چشم خدا تو را دیده و دست خدا بر تو زده است.»

 

 

 

 

لازمه ی عین الله بودن امام این است که علاوه بر اطلاع از ظاهر ما به لایه های پنهان وجود ما نیز مطلع باشد.

آری، او نه تنها از افعال و اعمال ما خبر دارد که از نیت های ما نیز مطلع است.

دلیلی قرآنی برای عین الله بودن امام خداوند در سوره توبه آیه105 فرمود:

( قل اعْمَلُواْ فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ و رَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ).

بگو عمل کنید که خداوند و رسولش و مؤمنون عمل شما را می بینند.

 

 

 

 

امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت کرده، سپس فرمودند:

«المؤمنون هم الائمه؛ مؤمنون در آیه، امامان هستند».

حال اگر این معرفت از امام، به باور قلبی ما بنشیند خواهید دید که چه تحولی در زندگی ما ایجاد خواهد شد که در رفتار و اخلاق و نیّات، همیشه و در همه جا در نظر داشته باشیم که:

«او می بیند، او می داند حرف هایی که ما به همدیگر می زنیم و او جلوتر از ماها می شنود؛ عین الله الناظره و اُذنه الواعیه.»

 

 

 

 

در روایت آمده است که عبدالله کاهلی می گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم؛ حضرت فرمود: هنگامی که با حیوانات وحشی برخورد می کنید چه می گوئید؟

گفتم: نمی دانم چه باید بگویم.حضرت، ذکری یاد دادند… .

عبدالله رفت پس از مدتی برگشت و گفت: یابن رسول الله! من با این درندگان وحشی اطراف کوفه روبرو شدم؛ به من حمله کردند و من همان ذکری را که فرموده بودید خواندم؛ دیدم که این درندگان دست و پایشان لرزید و نشستند و با ادب به ما نگاه می کردند.

امام فرمود:گمان می کنی من شما را ندیدم، من با هر شیعه و پیروم، گوشی شنوا و چشمی ناظر دارم. من آن درندگان را از شما منحرف کردم.بعد هم حضرت، نشانه هایی دادند.

 

 

 

منبع: جمعه روز ظهور : معارف مهدوی،در سایه زیارت حضرت مهدی علیه السلام در روز جمعه

   یکشنبه 9 اردیبهشت 13972 نظر »

السَّلامُ عَلَيكَ يا أوَّلَ قَتيلٍ مِن نَسلِ خَيرِ سَليلٍ مِن سُلالَةِ إبراهيمَ الخَليلِ ، صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ وعَلى أبيكَ ، إذ قالَ فيكَ : قَتَلَ اللّهُ قَوما قَتَلوكَ ، يا بُنَيَّ ما أجرَأَهُم عَلَى الرَّحمنِ وعَلَى انتِهاكِ حُرمَةِ الرَّسولِ ! عَلَى الدُّنيا بَعدَكَ العَفا ، كَأَنّي بِكَ بَينَ يَدَيهِ ماثِلاً ، ولِلكافِرينَ قائِلاً :

 

 

 

 

أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِيّنَحنُ وبَيتِ اللّهِ أولى بِالنَّبِيّ

أطعَنُكُم بِالرُّمحِ حَتّى يَنثنَيأضرِبُكُم بِالسَّيفِ أحمي عَن أبي

ضَرَبَ غُلامٍ هاشِمِيٍّ عَرَبِيّوَاللّهِ لا يَحكُمُ فينَا ابنُ الدَّعِيّ

حَتّى قَضَيتَ نَحبَكَ ولَقيتَ رَبَّكَ ، أشهَدُ أنَّكَ أولى بِاللّهِ وبِرَسولِهِ ، وأنَّكَ ابنُ رَسولِهِ ، وحُجَّتُهُ وأمينُهُ ، وَابنُ حُجَّتِهِ وأمينِهِ . حَكَمَ اللّهُ عَلى قاتِلِكَ مُرَّةَ بنِ مُنقِذِ بنِ النُّعمانِ العَبدِيِّ ـ لَعَنَهُ اللّهُ وأخزاهُ ـ ومَن شَرِكَهُ في قَتلِكَ ، وكانوا عَلَيكَ ظَهيرا ، أصلاهُمُ اللّهُ جَهَنَّمَ وساءَت مَصيرا ، وجَعَلَنَا اللّهُ مِن مُلاقيكَ ومُرافِقيكَ ، ومُرافِقي جَدِّك وأبيكَ وعَمِّكَ وأخيكَ واُمِّكَ المَظلومَةِ ، وأبرَأُ إلَى اللّهِ مِن أعدائِكَ اُولِى الجُحودِ ، والسَّلامُ عَلَيكَ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ .

 

 

 

سلام بر تو ، اى نخستين كُشته از تبار بهترين بازمانده از نسلِ ابراهيم خليل !درود خدا بر تو و بر پدرت ، آن گاه كه در باره ات فرمود : «خدا ، بكُشد آن گروهى را كه تو را كُشت . پسرم ! چه جرئتى بر خداى مهربان كردند . و چه جسارتى در هتكِ حرمت پيامبر ! پس از تو ، خاك بر سرِ دنيا !» . گويى كه من (زائر) ، در نزد تو هستم و تو (على اكبر عليه السلام ) به كافران مى گويى :

من على ، پسر حسين بن على ام .به خانه خدا سوگند كه ما به پيامبر صلى الله عليه و آله ، نزديك تريم .

با نيزه ، چنان بر شما خواهم زد كه نوك آن ، كج شودو با شمشير ، در حمايت از پدرم ، شما را مى زنم ؛

زدنِ جوان هاشمىِ عرب .به خداوند سوگند ، پسر بى نسب (ابن زياد) ، حق ندارد بر ما حكمرانى كند !

 

 

 

تا عهدت را به انجام رساندى و پروردگارت را ديدار كردى . گواهى مى دهم كه تو به خدا و پيامبر او ، نزديك ترينى ، و پسرِ پيامبر خدا و حجّت و امين اويى ، و پسر حجّت خدا و پسرِ امين اويى . خداوند ، در باره قاتل تو ، مُرّة بن مُنقِذ بن نعمان عبدى ـ كه لعنت و خوارى خدا بر او باد ـ و همدستانش در كُشتن تو ، داورى كند كه عليه تو ، هم داستان بودند . خدا ، آنان را به جهنّم ، فرو افكنَد ـ كه بد بازگشتگاهى است ـ و خداوند ، ما را از ديدار كنندگانِ تو و همراهانت و همراهان جدّ و پدر و عمو و برادر و مادر ستم ديده ات ، قرار دهد ! از دشمنانِ اهل انكار تو ، برائت مى جويم . سلام و نيز رحمت و بركات خدا بر تو باد !

منبع: دانشنامه اسلامی

   چهارشنبه 5 اردیبهشت 13974 نظر »

نعمت بزرگ جوانی 

جوانی یک نعمت بزرگی است که یکبار به هر انسانی داده میشود یک دوره ی معینی هم دارد از آن دوره که گذشتید از برکات آن دوره میتوانید استفاده کنید این ذخیره ای که شما در جوانی فراهم میکنید این ذخیره ی همه ی عمر شماست.

 

 

وظایف جوان انقلابی:

تقوا، بلندکردن پرچم عدالت خواهی، تقویت بنیه ی دینی و انقلابی با معنویات، اجتناب از خشونت و تند خویی،ظلم نکردن به دیگران ، تحصیل علم،انس با قرآن، صبوری در تحقق اهداف انقلاب، اثرگذاری بر محیط با تقویت ارتباط با خدا،امر به معروف و نهی از منکر،تحلیل نظام سلطه، حفظ هویت ملی 

 

 

 

نقاط قابل ستایش جوان:

نیروی قدرت ابتکار، اصلاح طلبی صادقانه، حق پذیری

 

ویژگی های جوانان ایرانی :

مومن و پاکدامن، روشن بین و باهوش، شجاع و فداکار

 

نمونه ای از حرکات استکبار برای خارج کردن جوانان از صحنه مقاومت:

سرگرم کردن جوانان به مسائل جنسی، سرگرم کردن جوانان به مسائل شخصی، آلوده کردن جوانان به مواد مخدر، منحرف کردن ذهن جوانان از آرمانهای انقلابی و اهداف اصلی، متوجه کردن آنها به اهداف کوچک و جزئی و عشقی و امثال اینها، متزلزل کردن ایمان نسل جوان به اسلام، متزلزل کردن  ایمان نسل جوان در اصول انقلاب اسلامی و امام

   چهارشنبه 5 اردیبهشت 13971 نظر »

جامعه اسلامی و به خصوص نسل جوان در جستجوی قهرمانی محبوب و اسوه ای شایسته است تا اخلاق و رفتار خویش را مطابق او تنظیم نماید. بدان امید که پرتوی از کمالات وی در وجودش راه یابد و از امتیازات الگوی خویش بهره مند گردد. یک جامعه سالم و زنده که مشعل اصلاح، ترقی، توسعه فکری و فرهنگی را به دوش می کشد و در تباهی ها و مفاسد کنونی که چون مرداب های متعفّن جهان را فرا گرفته، انسان های تشنه حق را به سرچشمه معنویت و معرفت توجّه می دهد، در صورتی می تواند در این راه موفق شود که در جهت بهبود وضع فکری و روحی جوانان اهتمام ورزد.

 

 

 

 

به طور مسلم بزرگ ترین و مؤثرترین عامل که جوانان را به سوی معارف دینی و افتخارات معنوی سوق می دهد و مجد و عزّت و عظمت آنان را میسر می سازد و روح ایمان و فداکاری را در اعماق وجودشان احیا می کند، معرفی ابعاد زندگی اسوه های فضایل و جلوه های مکارم است. آری، باید برای تقویت عرق دینی و ترویج سنّت های نیکو در میان نسل جوان از اراده های نیرومند و همّت طلایه داران عظمت های معنوی استمداد طلبید که حضرت علی اکبر یکی از این چهره هاست.

به علاوه روی آوردن به حماسه های راستین به اراده و اندیشه ما ایمان و صلابت می بخشد و آشنایی با چهره های تابناکی که با شایستگی، اصالت، لیاقت ذاتی و فضیلت آفرینی به فرازین قله های کرامت صعود کردند، به جامعه جوانان شخصیت، هویت، خودآگاهی و قدرت معنوی می بخشد. معرفی شمّه ای از زندگی حضرت علی اکبر علیه السلام بپردازد:

مست صهبای علی اکبر شدم

سرخوش از این باده تا محشر شدم

غرق گشتم اندر این بحر بسیط

کرده ام گم دست و پا در این محیط

 

 

 

بوستان معنی
حضرت علی اکبر علیه السلام در خاندانی نشو و نما یافت که حافظ سرّ خداوند، جانشینان بر حقّ آخرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ذریه او هستند.

پدرش سبط رسول خدا، خامس آل عبا، از مخصوصین آیه تطهیر و سید جوانان بهشت است.

مادر علی اکبر لیلی، دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی است. این زن برای امام حسین علیه السلام پسری رشید، دلیر، خوش سیما به دنیا آورد. بهره اش از ایمان و پاکی موجب گردید تا با زنان اهل بیت عصمت و طهارت همنشین باشد و بر سر سفره انسان های پاک و وارسته حاضر گردد. اجداد این زن از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت بوده اند. درباره خصوصیات وی حارث بن خالد مخزومی شعری سروده که ترجمه اش چنین است:

«او (لیلی)، پدر و مادرش، وفادارترین قریش در حفظ پیمان هستند و عموهایش از تیره ثقیف می باشند.»

در روز یازدهم شعبان سال سی و سوم هجرت ستاره ای پرفروغ در آسمان خاندان عصمت هویدا گردید که درخشش و تابش آن شیعیان و اصحاب ائمه را در موجی از شادی و شعف فرو برد. این دُرّ درخشان کسی جز علی اکبر نیست که در شهر مدینه و در بیت امامت دیده به جهان گشود.

 

 

 

 

شرایط خانوادگی و محیط پرورش او پاکیزه ترین و عالی ترین مکان بود، این کودک تحت عنایت ویژه پدر و در سایه توجّهات عمویش امام حسن علیه السلام و در دامان مادرش لیلی پرورش یافت، با ولادت وی رایحه عطرآگین رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در فضای خانه امام حسین علیه السلام بیش از پیش استشمام می گردید. هر کس بر او می نگریست، انگشت حیرت به دندان می گرفت. چرا که گویی فروغ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نظاره گر است.

حضرت امام حسین علیه السلام نام وی را علی نامید تا نام پدر را در جامعه اسلامی برخلاف تبلیغات مسموم و شایعات امویان، احیا کند. از سنت های ائمه این بود که برای فرزندان خود کنیه تعیین می کردند. چنانچه امام باقر علیه السلام فرموده اند: «ما برای فرزندانمان در دوران کودکی کُنیه مشخص می کنیم، زیرا بیم آن داریم که در سنین بالاتر به لقب های ناگوار مبتلا شوند.» حضرت امام حسین علیه السلام در جهت اجرای این سنّت پسندیده کنیه ابوالحسن را که کنیه پدرش می باشد برای فرزندش، علی اکبر علیه السلام، برگزید و این عنوان برای آن بود که وی از همان دوران کودکی مورد توجّه قرار گیرد و در اجتماع از اعتماد به نفس بهتری برخوردار باشد و اگر اولاد پسری آورد، نامش را حسن بگذارد.

 

 

 

 

در آداب زیارت علی اکبر که «ابو حمزه ثمالی» از امام ششم علیه السلام روایت کرده آمده است که «صورت را بر قبر بگذار و بگو: «صلّی اله علیک یا اباالحسن» و این ذکر را سه مرتبه تکرار نما.»

علّامه سید ابراهیم موسوی زنجانی عقیده دارد که علی اکبر فرزند نداشته ولی کنیه اش ابوالحسن بوده است.امّا علامه مقرّم احتمال داده که علی اکبر فرزندی به نام حسن داشته و شاهد بر این ادعا را روایت احمد بن ابی نصر بزنطی می داند.

این سید شهید به لقب اکبر معروف گردید و این لقب به دلیل فزونی سن او از امام سجّاد (علیه السلام) می باشد.

شکوفایی شکوهمند
حضرت امام حسین علیه السلام جهت تربیت حضرت علی اکبر علیه السلام خود را با عوالم فرزندش هماهنگ ساخت و رفتاری را که در خور درک نوباوه اش بود پیش گرفت، زیرا در روایتی از اهل بیت (آمده است: «من کان له صبی فلیتصابّ» هر کس بچه دارد، باید خود را به بچگی بزند و این برنامه را در مکتب جدّش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آموخته بود.

آن امام همام علیه السلام در سایه معیارهای تربیتی قرآن و سنت شخصیت فرزندش را به عنوان انسانی شجاع، طالب فضیلت و مُصرّ در احقاق حق بارور نمود؛ او عالی ترین عواطف را نثار فرزندش کرد و با بوسیدن و نگاه های آمیخته با محبت و لبخندهای شادمانه این رفتارهای عاطفی را نسبت به علی اکبر علیه السلام بروز داد. عقاد می گوید: «امام حسین علیه السلام از آن کسانی بود که به فرزندان خود محکم ترین علایق و محبت ها را دارند و عواطف نیرومندی دارند.»

 

 

 

امام به فرزند خویش کمک می کرد تا شخصیت او رشد کند. حتّی در معاشرت ها و مجالست ها برایش حیثیت والایی قایل می گردید و جایی را برایش فراخ می ساخت تا بنشیند. به هنگام نام بردن از او الفاظی توأم با احترام به کار می برد تا از همان دوران کودکی احساس سرافرازی کند و بتواند در سایه چنین هویتی از دین خدا دفاع کند یا حقوق محرومان را باز ستاند و در برابر اجحاف و ستم بی تفاوت نماند و عصیان مطلوب در مقابل رفتارهای زشت و نامشروع داشته باشد.

از سن هفت سالگی کودک را به تنظیم رفتارهای پسندیده تمرین می داد؛ با مراقبت های صحیح و سنجیده و اصولی تحرک هایش را سامان می بخشید و تحت ضوابطی معقول قرار می داد؛ از همین دوران تمرین های دینی و آموزش حکمت ها را برای فرزندش به کاری بست و به وی توصیه می کرد نماز بخواند زیرا جدّ ماجدش فرموده است:

«مروا اولادکم بالصّلوة لسبع؛کودکان خود را از سن هفت سالگی به نماز وادارید. »

در همین دوران امام زمینه هایی را فراهم ساخت تا فرزندش قرآن را بیاموزد و با این اقیانوس بی کران الهی آشنا شود.

عبدالرحمان سلمی به حضرت علی اکبر علیه السلام سوره حمد را می آموخت، وقتی طفل تمام سوره را آموخت و آن را در حضور پدر قرائت کرد، امام به معلمش پول و هدایای فراوان داد و دهانش را از مروارید پر نمود. برخی از این رفتار حضرت شگفت زده شده و چنین عطایی را برای آن تلاش معلم بزرگ دانستند. دلیل آن را از امام سوم جویا شدند. حضرت فرمودند: این هدایا کجا می تواند با عطای سلمی؛ یعنی، تعلیم قرآن (آموزش سوره حمد) برابری کند که هرچه به ازای آن داده شود، ناچیز است.»

 

 

 

 

آیینه پیامبر
به خاطر پیوستگی عاطفی، معنوی و روحی رسول خدا صلی الله علیه و آله با امام حسین علیه السلام خصوصیات ظاهری و برخی خصلت های اخلاقی وی به فرزندش علی اکبر انتقال داده شد، او به عنوان آیینه تمام نمای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مشهور گردید. به نحوی که حتّی دشمنان و معاندان به این ویژگی و شباهت تام و تمام اعتراف می کردند. علی اکبر در خَلق، خُلق، منطق و بیان در عصر خویش شبیه ترین افراد به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود؛ زیرا پدر بزرگوارش درباره ا ش هنگامی که عازم جنگ با اشقیا بود فرمود: «اللهمّ اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه النّاس خلقا و خلقا و منطقا برسولک محمد صلی الله علیه و آله»

اگر کسی با صوت پرجذبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشنا بود و علی اکبر از پشت دیواری زبان به سخن گفتن می گشود، آن فرد تصور می کرد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حال تکلم است. هنگامی که اهل بیت (از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاد می نمودند. به علی اکبر نظر می افکندند و چون دل پدر برای صوت قرآن جدش تنگ می گردید، به جوانش می فرمود: «علی جان برایم قرآن بخوان تا محظوظ گردم.»

عده ای از مردم مدینه که نسبت به پیامبرش شوق و علاقه داشتند و با ارتحال آن خورشید پرفروغ و ابدی در اندوهی ژرف به سر می بردند، گاهی دسته دسته به منزل علی اکبر می رفتند و به شوق سید پیامبران او را زیارت می کردند. علی اکبر هم با کرامت خاصّی از آنان پذیرایی می نمود و وسایل مهمان نوازی را به وجه احسن تدارک می دید.

آن حضرت به حدی در قلوب مردم جا گرفته بود که مخالفین هم با دیده احترام و عزّت به او می نگریستند.

 

 

 

 

منبع: حوزه نت

   سه شنبه 4 اردیبهشت 13971 نظر »

حضرت امام حسین علیه السلام جهت تربیت حضرت علی اکبر علیه السلام خود را با عوالم فرزندش هماهنگ ساخت و رفتاری را که در خور درک نوباوه اش بود پیش گرفت. آن امام همام علیه السلام در سایه معیارهای تربیتی قرآن و سنت شخصیت فرزندش را به عنوان انسانی شجاع، طالب فضیلت و مُصرّ در احقاق حق بارور نمود؛ او عالی ترین عواطف را نثار فرزندش کرد و با بوسیدن و نگاه های آمیخته با محبت و لبخندهای شادمانه این رفتارهای عاطفی را نسبت به علی اکبر علیه السلام بروز داد.

 

 



 منبع : مجله مبلغان، شماره 15 , داودی، غلامرضا

   سه شنبه 4 اردیبهشت 1397نظر دهید »

1 2 ...3 ... 5 ...7 ...8 9 10 11 12 ... 997

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ