مترجم سایت

 

 

نكاتى درباره عيد فطر


1. واژه عيد، در اصل از فعل عاد (عود) يعود اشتقاق يافته است و معانى مختلفى براى آن ذكر كرده ‏اند، از جمله: «خوى گرفته‏»، «هر چه باز آيد از اندوه و بيمارى و غم و انديشه و مانند آن‏»، «روز فراهم آمدن قوم‏»، «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلت‏ مند يا حادثه بزرگى باشد»، گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد. (2)
ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخى بر آن هستند كه اصل واژه عيد از «عادة‏» است، زيرا آنان (قوم)، به جمع آمدن در آن روز، عادت كرده ‏اند. (3)
چنانكه گفته شده است: «القلب يعتاده من حبها عيد.»
و نيز يزيد بن حكم ثقفى در ستايش سليمان بن عبد الملك گفته است:
امسى باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا يعتاده عيدا (4)
به گفته ازهرى: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شاديها يا اندوه‏ها، باز مي گردد و تكرار مى‏شود.
ابن اعرابى آن را منحصر به شاديها دانسته است. (5)
واژه عيد تنها يكبار در قرآن به كار رفته است:
«اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك‏» (6)
در تفسير نمونه ذيل اين آيه گفته شده است: «عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهايى كه مشكلات قوم و جمعيتى برطرف ميشود و بازگشت‏ به پيروزيها و راحتيهاى نخستين ميكند عيد گفته ميشود، و در اعياد اسلامى به مناسبت اينكه در پرتواطاعت ‏يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز ميگردد، و آلودگيهايى كه بر خلاف فطرت است، از ميان ميرود، عيد گفته شده است. و از آنجا كه روز نزول مائده نيز، روز بازگشت‏ به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است، حضرت مسيح عليه السلام آن را عيد ناميده است. همان طور كه در روايات وارد شده، نزول مائده در روز يكشنبه بوده و شايد يكى از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است.
روايتى كه ازحضرت على عليه السلام نقل شده: «و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد» هر روز كه در آن معصيت‏ خدا نشود، روز عيد است، نيز اشاره به همين موضوع دارد، زيرا روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت ‏به فطرت نخستين است. (7)
از«سويد بن غفله‏» نقل شده است: در روز عيد بر امير المؤمنين على عليه السلام وارد شدم و ديدم كه نزد او نان گندم و خطيفه (8) و ملبنة (9) است; پس به آن حضرت عرض كردم: روز عيد و خطيفه؟!.
آن حضرت فرمود: «انما هذا عيد من غفر له‏» اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است. (10)
و نيز در يكى از اعياد، آن حضرت فرمود:
«انما هو عيد لمن قبل الله صيامه، و شكر قيامه، و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد» امروز تنها عيد كسى است كه خداوند روزه‏ اش را پذيرفته و عبادتش را سپاس گزارده است; هر روزى كه خداوند مورد نافرمانى قرار نگيرد، عيد راستين است.
در روايات اسلامى براى اعياد - بويژه اعياد مذهبى، از جمله عيد فطر - آداب و رسوم خاصى مقدر شده; در حديثى از معصوم عليه السلام آمده است.
«زينوا اعيادكم بالتكبير»عيدهاى خودتان را با تكبير زينت‏ بخشيد.
«زينوا العيدين بالتهليل و التكبير و التحميد و التقديس‏» عيد فطر و قربان را با گفتن ذكر لا اله الا الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله، زينت‏ بخشيد.
2. عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمارى وارد شده است. مسلمانان روزه‏ دار كه ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده‏ اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند ميطلبند; اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
امير المؤمنين علي عليه السلام در يكى از اعياد فطر خطبه‏ اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده‏ اند:
خطب امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: «ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو يوم اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم في مصلاكم وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم رجوعكم الى منازلكم في الجنة.
عباد الله! ان ادنى ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك في آخر يوم من شهر رمضان ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون.» (11)


اى مردم! اين روز شما، روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش ميگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد ميگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپارى به سوى جايگاه نماز عيد، خروجتان را از قبر و رفتنتان را به سوى پروردگار به ياد آوريد، و با ايستادن در جايگاه نماز، ايستادن در برابر پروردگارتان را ياد كنيد، و با بازگشت‏به سوى منازل خود، بازگشتتان به سوى منازلتان در بهشت‏ برين را متذكر شويد. اى بندگان خدا. كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه‏ دار داده ميشود، اين است كه فرشته‏ اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهد و ميگويد: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد! پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد؟
عارف وارسته، «ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى‏» درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و مخصوص هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته است. خداوند به آنان اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرتش گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى به جاى آرند; چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند; نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند. و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآورد و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشد، از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نميبرند.» (12)
روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده‏ اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شد و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است و گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن نيز هست. به همين دليل است كه پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، انسان افطار ميكند، يعنى اجازه خوردن، پس از امساك از خوردن به او داده ميشود.
عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين عليه السلام به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز درباره آن آمده است.
از سخنان معصومين عليه السلام چنين استفاده ميشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.
در قنوت نماز عيد ميخوانيم:


بارالها! به حق اين روز كه آن را براى مسلمانان عيد و براى حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار داد، از تو ميخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى! و از هر سوء و بدى كه محمد و آل محمد را از آن خارج ساختى خارج كن! درود و صلوات تو بر او و آنها! خداوندا، از تو ميطلبم آنچه بندگان شايسته‏ ات از تو خواستند و به تو پناه ميبرم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.
در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد عليه السلام به مناسب وداع ماه مبارك رمضان و استقبال از عيد سعيد فطر وارد شده است:
«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا في يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفر لنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن… اللهم انا نتوب اليك في يوم فطرنا الذي جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شر اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى ذنب و لا يعود بعدها في خطيئة.»
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است: كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشويى و بر ما ببخشايى گناهانى را كه در پنهان و آشكارا انجام داديم… خداوندا! در اين روز عيد فطر، كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمايى است، از هر گناهى كه مرتكب شده‏ ايم و هر كار بدى كه كرده‏ ايم و هر نيت ناشايسته‏ اى كه در ضميرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز ميگرديم و توبه ميكنيم، توبه‏ اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد.
بارالها!اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت‏ به سوى خود و توبه از گناهان عطا فرما. (13)


ویژگی های عید فطر از زبان مولا امير المؤمنين عليه السلام در خطبه عيد فطر ميفرمايند
«الا و ان المضمار اليوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغاية النار». (14)
دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است
«امام الحسن عليه السلام فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و ايم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (15)
در اين حديث، امام حسن عليه السلام انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نموده ‏اند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن ميدانند.
لذا حضرت على عليه السلام در ويژگى‏هاى عيد فطر ميفرمايند
روزى كه نيكوكاران ثواب ميبرند.
«هذا يوم يثاب فيه المحسنون‏».
روزى كه گنهكاران زيان ميبينند.
«و خسر فيه المبطلون‏»
شبيه‏ترين روز به روز قيامت است.
«اشبه بيوم قيامكم‏».

چون در قيامت عده‏ اى كه زيان كارند، تاسف ميخورند و غضبناك ميگردند و عده‏ اى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى ميشوند
روز عبرت گرفتن
«فاذكروا بخروجكم‏»
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج ميشويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت
«من الاجداث الى ربكم‏»
وقتى در جايگاه نماز خود ميايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى ميايستيد و از شما حسابرسى ميكنند
«و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم‏»
وقتى از نماز به منازلتان بر ميگرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏ خواهيد رفت
«و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»
روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏»
پی نوشت‏ها:
1. اين مقاله پيش از اين در جلد دوم ره‏ توشه رمضان سال 1376 صفحه 245 به بعد درج گرديده است.
2. دهخدا، ذيل عيد، تاج العروس زبيدى، ج 8، ص 438-439.
3. لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 319.
4. همان، تاج العروس زبيدى، ج 8، ص 438.
5. لسان العرب، همان، تاج العروس زبيدى، ج 8، ص 439.
6. مائده، 114.
7. تفسير نمونه، 5/131.
8. خوراكى از آرد و شير.
9.غذايى يا حلوايى كه با شير تهيه مى‏شود.
10. بحار الانوار، ج 40، خ 73.
11. ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، ج 7، ص 131-132.
12. المراقبات في اعمال السنه، ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، ص 167، به نقل از مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10.
13. ر. ك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، ص 10-11-50.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.14
تحف العقول، ص 170.15
كتاب: ره توشه راهيان نور


موضوعات: مناسبتها
   چهارشنبه 24 تیر 1394نظر دهید »

پيش از اسلام در ميان ماه هاي قمري چهار ماه (رجب، ذي القعده، ذي الحجه، محرم) حرام بوده که در آن بر طبق سنت حتي در جاهليت جنگ و خون ريزي حرام و پيکار در آن زشت شمرده مي شد و هر قبيله اي هم که با هم جنگ داشتند، مانند: اوس و خزرج که 120 سال با هم نزاع و پيکار مي کردند، در اين چهار ماه متارکه مي کردند، اسلام که يک دين اجتماعي بود هر ادب و سنت ملي که مخالف با عقل و شرع نبود حفظ مي کرد، در دوره اسلام ماه هاي حرام مورد احترام تمام قبايل بود جز آنکه بني اميه چون بر کرسي رياست نشستند نه تنها آداب و سنن دين اسلام را محو کردند، بلکه آداب و رسوم ملي عرب را هم زير پا گذاشتند، لذا مورخين عرب آنها را از نژاد عرب نمي شناسند.

 

 

 


وقتي معاويه مرد و يزيد بر اريکه قدرت تکيه داد، طي فرماني به والي مدينه نوشت حتما از حسين … بيعت بگير و اگر از بيعت امتناع ورزيد گردنش را بزن و سرش را نزد من بفرست.


امام ـ عليه السلام ـ در شب 27 رجب با بيم و اميد مدينه را به قصد مکه پشت سرگذاشت و پس از پنج ماه توقف در مکه، در روز هشتم ذي الحجه که حجاج براي رفتن به عرفات آماده مي شوند، به اين جهت که خون پاکش در مراسم حج در حال احرام در ماه حرام و در حرم امن الهي، توسط سي نفر ماموري که حکومت براي ترور آن حضرت آماده کرده بود، به زمين ريخته و حرمت حرم امن خدا و ماه حرام شکسته نشود، مکه را به قصد کوفه ترک گفت، و سر دو راهي کوفه راه را بر او بستند و او را به سوي کربلا بردند، امام با آنکه علم به شهادت خود داشت، مي خواست امير و لشکر کوفه را در توجه به این ادب ملي ودینی نگاه دارد، بلکه براي حفظ سنن قديمي و تاريخي يعني احترام ماه محرم جنگ نکنند ولي پسر مرجانه ابن زياد احترام اين ماه را نگاه نداشت و دستور داد در روز دهم محرم خون پاکيزه ترين نفوس قدسي را بريزند.


عمر بن سعد فرمانده سپاه يزيد بن معاويه مي خواست روز نهم محرم برخلاف نص صريح و اکيد قرآن، مبادرت به جنگ کند و با حسين ـ عليه السلام ـ بجنگد، امام به منظور ممانعت از وقوع جنگ در ماه حرام، آيات مربوط به قدغن بودن در ماه هاي حرام از جمله ماه محرم را نوشت و به وسيله يکي از برادران خود، براي عمر بن سعد فرستاد، که خداوند جنگ را در ماه هاي حرام قدغن کرده و اينک محرم الحرام است و شما که مي خواهيد با من در اين موقع بجنگيد.

 

 

 

 

علاوه بر اين که به روي يکي از مردان حق شمشير مي کشيد، بر خلاف نص قرآن رفتار مي کنيد، و من اين حرف را از بيم کشته شدن نمي زنم، بلکه از اين جهت يادآوري مي کنم که عملي بر خلاف نص صريح قرآن به انجام نرسد. ولي عمر سعد کاري که کرد جنگ را تا روز عاشورا تأخير انداخت و در روز عاشورا به سپاه خود دستور داد: اي لشکر خدا سوار شويد و بهشت بر شما بشارت باد، و آن گاه همراه تعدادي به طرف خيمه گاه ابي عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ جلو آمد و با پرتاب تير حمله را آغاز کرد، و به سپاه خود گفت: نزد امير شاهد باشيد اول کسي که به حسين تير زد من بودم.


بنابراين، اين ابن زياد و عمر بن سعد بودند که امام حسين ـ عليه السلام ـ را در کربلا محاصره کرده و جنگ را آغاز کردند، و تلاش امام درجهت ممانعت از وقوع جنگ در ماه حرام در قلب آن از خدا بي خبران موثر نيفتاد، فلذا امام به دستور قرآن که مي فرمايد: ماه حرام در برابر ماه حرام (اگر دشمنان، احترام آن را شکستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حق داريد مقابله به مثل کنيد) و تمام حرام ها (قابل) قصاص است، هر کسي به شما ستم روا داشت، در صدد دفاع برآمده و از باب دفاع و مقابله به مثل با آنان بجنگيد، و از خدا بپرهيزيد. روي اين حساب امام حسين ـ عليه السلام ـ در کربلا دفاع کرد نه جنگ.


با توجه به توضيحي که در پاسخ بخش اول پرسش داده شد، زمينه و مجال بررسي بخش دوم نمي ماند، زيرا نه تنها خواست خدا وقوع حادثه عاشورا در ماه محرم نبوده، تا از فلسفه آن سئوال شود، بلکه خواست خدا اين بوده که اين حادثه در ماه محرم واقع نشود، زيرا خداوند از وقوع جنگ و خون ريزي در ماه هاي حرام از جمله محرم کلا منع فرموده است، اين بني اميه و عمّال حکومت آنان بودند که اين حادثه تلخ و دلخراش را در ماه حرام به وجود آوردند. و وقوع اين حادثه تلخ در ماه محرم بر خلاف دستور خدا نشانه ديگري بر نفاق بني اميه میباشد.

 

منبع: andisheqom.com

   یکشنبه 18 شهریور 13973 نظر »

سيد ابن طاوس قدس سره در كتاب اقبال الأعمال مي‌فرمايد: باسندهاي صحيح و روايات صريحة : وقتي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله مكه را فتح نمود و عرب مطيع و منقاد آنحضرت شدند قاصد هائي كه حامل نامه‌هاي دعوت به اسلام بودند به سوي بزرگان امّتها از جمله دو پادشاه مقتدر ايران و روم (كسري و قيصر) روانه ساخت خبر اين جريانها به گوش نصاراي نجران وهمكيشان وهمپيمانان آنها از بني عبدالمدان وجميع بني حارث كعب و غير آنها رسيده بود.
ترس و وحشت عجيب با تمامي مذاهب مختلفة كه دردين نصرانيت داشتند ازقبيل نالوسية، اصحاب دين الملك، مارونيه، عبّاد، نسطورية، همه را فراگرفت، با اختلاف درجاتي كه داشتند، دلهاي آنها پُر از رعب و وحشت شد.
در اين حالت گيج كننده بودند، ناگهان چهار نفر قاصد به نامهاي 1- عتبة بن غزوان 2- عبداللّه بن اميّة 3- هدير بن عبداللّه أخو تيم بن مرّة 4- صهيب بن سنان أخو النمر بن قاسط، كه حامل نامه رسول خدا بودند، وارد نجران شدند، آنحضرت تا كسي يا (قبيله‌اي) را دعوت به (اسلام واتمام حجت) نمي‌كرد، به جنگ اقدام نمي كرد .

 

 

 

 

«متن نامه رسول خدا صلي الله عليه و آله»

1- سيوطي در تفسير الدّرّالمنثور مي‌نويسد: كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله پيش از نزول سوره طس سليمان (سوره نمل) به اهل نجران نوشت.
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
به نام خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب از محمد رسول خدا به اسقف نجران واهل نجران اگر مسلمان شديد من درباره شما به خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب حمد ميكنم (براي ايمان آوردن شما، خدا را سپاس مي گذارم چون بدون خون ريزي وتلفات جاني و مالي انجام پذيرفت).

اما بعد من شمارا از عبادت بندگان بعبادت خدا و از ولايت بندگان به ولايت خدا دعوت مي‌كنم؛ اگر پذيرفتيد چه بهتر، اگر ابا نموديد آماده جزيه و در غير اين صورت مهياي جنگ شويد والسّلام!.

«اثرات نامه»

نامه حضرت به نجراني‌ها كه تحويل داده شد أثرها وپي آمدهاي ضد ونقيضي در پي داشت. 
1- نفرت شديد وبد گوئي آنها پشت سر حضرت توأم با كينه وغضب.
2- ترس شديد أسقف اعظم نجرانيها و استمداد از آراء و نظرات بزرگان ديگر.

هنگامي كه اسقف نامه را خواند دلش فروريخت از شدت ترس به خود لرزيد و وحشت او را فرا گرفت فوراً يكي از صاحبان درايت و عقل نجران كه او را شرحبیل بن وداعة مي‌گفتند، به حضور طلبيد؛ نامه را به دست او داد و گفت نظرت چيست؟!.
شرحبيل گفت: تو كه مي‌داني خداوند به ابراهيم در باره نبوت ذريه اسماعيل چه وعده هائي داده است از كجا معلوم كه اين مرد همان پيغمبر موعود نباشد.
به علاوه، من درباره نبوت رأيي ندارم اگر كاري مربوط به دنيا بود كمكت مي‌كردم أسقف هر يك از بزرگان نجران را خواست همان پاسخ را شنيد .

3- بزرگان نجران تصميم گرفتند در معبد بزرگ خود گرد آمده در اين باره به رايزني پردازند، روي اين اصل دستور دادند كليساي بزرگ را بافرشهاي گرانبها مفروش كردند وزينتهاي حرير و ديبا بر ديوارهايش نصب كردند، صليب اعظم را كه از طلا ساخته شده ومرصع به جواهرات بود و قيصر روم آن را به كليساي بزرگ اهداء كرده بود، بر پا داشته و دور هم جمع شدند مشاوره و رايزني‌ها شروع شد بطوري كه پنج روز تمام ومتوالي  در باره حقانيت رسول خدا صلي الله عليه و آله بحث و گفت و شنود کردند.
4- دو تيرگي عجيبي درميان بزرگان نجران در گرفت به گونه‌اي كه به بد گويي و پرخاش به همديگر منتهي شد.
يك دسته بر طبق كتاب‌هاي پيامبران پيشين، از حقانيت آنحضرت دفاع مي‌كردند و دسته ديگر با اين كه اذعان بر حقيت رسول خدا كرده بودند باز عناد ورزيده و لجاجت مي‌نمودند.
5- پس از مشاجرات و مباحثات زياد و طولاني رأي آنها بر اين اصل قرار گرفت كه يك (وفد) كاروان به عنوان نمايندگان آنها به سوي مدينة گسيل دارند تا درباره حضرت تحقيق وبررسي كرده و (نتيجة را سريعاً اعلام نمايند) 

 

 

 

 


«نتايج واقعة»

اين واقعة نتائج مثبت زيادي در پي داشت كه هر يك از آنها براي اسلام ومسلمين ارزش زيادي به ارمغان آورد 

«ثبوت حقانيت رسول خدا صلي الله عليه و آله»
 اگر حضرت برحقانيت خود وثوق تام نداشت به هيچوجه (همراه عزيزترين افراد خانواده‌اش) به مقام مباهله در نمي‌آمد وآنهارا به دَمِ شمشير دعاي سريع التّأثير گروهي كه ظن يااحتمال؛ به درستي عقايد آنها داشت، قرار نمي‌داد 
اگر كسي سؤال كند رسول خدا صلي الله عليه و آله آنان را دعوت بر مباهله نمود تادروغ يكي از طرفين ثابت شود بهمراه آوردن زن و بچه چه معني داشت؟! در جواب مي‌گوييم:
اين عمل حضرت دلالت دارد براينكه اطمينان كامل به حال و يقين بر راستگويي خود داشت كه با آن جرأت تمام پاره‌هاي جگر و عزيز و محبوب‌ترين كسان خود را در معرض هلاك و استئصال قرار داد، اگرمباهله به وقوع مي‌پيوست؛ فرزندان و دختر خودرا مخصوصاً همراه خود گردانيد كه آنها عزيزترين اهل و چسبنده‌ترين آنها بر دلها بود.
فخر رازي گويد: اگر آن گروه (نجرانيها) از گفتارهاي تورات و انجيل چيز هائي را كه برنبوت او دلالت مي‌كرد، نمي‌شناختند مباهله را ترك نمي‌كردند 
آلوسي بغدادي گويد: اگر رسول خدا صلي الله عليه و آله يقين و وثوق بر حقيّت خود نداشت زن و فرزند را ضميمه خود نمي ساخت؛ يعني (بهمراه خود نمي‌آورد) اين قصّة واضح‌ترين دليل بر نبوت اوست .

صفحات: 1· 2


موضوعات: رويدادهاي قمري
   چهارشنبه 14 شهریور 13972 نظر »

 زندگی امام موسی بن جعفرعلیه السلام، به خصوص در منزل مثل روش جدّ گرامیش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله، امام علی علیه السلام و پدران بزرگوارش بود.

 

 

 

او با فرزندان و اهل منزل خود با مهربانی و با محبت رفتار می نمود. در این بخش به روایاتی از کلام امام کاظم علیه السلام اشاره می کنیم که آن حضرت روش زندگی را به شیعیان آموخته و همه را به پیروی و رعایت آنها تشویق می کند.

 

 

 

1- برخورد مساوی و عادلانه با فرزندان امام موسی کاظم علیه السلام از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل می کند: روزی مردی به همراه دو فرزندش خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله رسید، پیامبرصلی الله علیه وآله که برخوردهای پدر با فرزندانش را زیر نظر داشت، متوجه شد که آن مرد، یکی از دو فرزندش را می بوسید و به دیگری اعتنایی نمی کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از چنین فرق گذاشتن و رفتار ناپسند آن مرد نارحت شد و فرمود: چرا در محبت نمودن نسبت به فرزندان خود به طور مساوی برخورد نمی کنی؟

 

 

 

2- امام موسی بن جعفرعلیه السلام می فرماید: مردی در حالی که فرزندش همراهش بود از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله پرسید، حقّ این فرزند چیست؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: نام نیکو برای او انتخاب کنی و به زیور آراسته اش نمایی، و به کار خوب و مناسبی بگماری.

 

 

 

3- شخصی خدمت امام کاظم علیه السلام رسید و از فرزندش که حرف او را گوش نمی داد، گِله و شکایت نمود، و از امام صلی الله علیه وآله در بهتر تربیت کردن فرزندش کمک و راهنمایی خواست. امام علیه السلام فرمود: فرزندت را کتک مزن، ولی برای تنبیه با او قهر کن، امّا مراقب باش قهر تو طولانی نشود.

 

 

 

منبع:امام موسي كاظم عليه السلام مجموعه زندگي چهارده معصوم عليه السلام/تاليف واحد پژوهش مسجد مقدس جمكران

   شنبه 10 شهریور 13972 نظر »

از جمله چیزهایی که موجب جاودانگی داستان غدیر گشته و مفاد آن را ثابت و محقق ساخته است ، (عید) قرار گرفتن آن است . روز غدیر، عید به شمار آمده و روز و شب آن همراه با عبادت و خشوع و جشن و نیکی به ضعیفان و توسعه بر خود و خانواده قرار گرفته است و مردم در این جشن ، لباسهای خوب و زینتهای خود را می پوشند.

 

 

 

 

هرگاه که مردم به اینگونه امور گرایش داشته باشند، در پی عوامل آن رفته ، از راویان آن جستجو کرده و به سرودن و نقل کردن پیرامون آن می پردازند و اینگونه در هر دوره ای ، همه ساله توجه نسلها به آن معطوف می شود و همواره سندهای واقعه و متون و اخبار مربوط به آن ، خوانده می شود و ماندگار می گردد.

 

 

 

 

برای یک پژوهشگر در این مساله ، دو چیز آشکار می گردد:

1 - اینکه این عید، تنها به شیعه مربوط نیست ؛ هرچند که شیعه ، دلبستگی خاصی نسبت به آن دارد. فرقه های دیگر مسلمین هم در عید گرفتن غدیر، با شیعه شریکند و بزرگانی از غیر شیعه در فضیلت این روز و عید بودنش به خاطر تعیین امیرالمؤ منین (علیه السلام) به مقام والای ولایت از سوی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) سخنانی ابراز کرده اند، چرا که این موسم ، موسم شادمانی هواداران علی (علیه السلام) است ، چه او را به عنوان جانشین بلافصل پیامبر بدانند، چه چهارمین خلیفه .

 

 

 

 

کتب تاریخ ، درسهایی از این عید بر ما می خواند و اینکه امت اسلامی در شرق و غرب ، در عید بودن آن متفق اند و مصریان و مغربیان و عراقیان ، به جایگاه آن اعتنا و اهتمام داشته اند و روز غدیر نزد آنان به عنوان روزی مشخص برای نماز، دعا، خطبه و مدیحه خوانی مشهوربوده است و نامگذاری این روز به عید، مورد اتفاق بوده است .

 

 

 

 

ابن خلکان می نویسد: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) هنگام بازگشت از مکه در حجه الوداع ، وقتی به غدیر خم رسید، میان خود و علی (علیه السلام) عقد برادری بست و او را برای خود، همچون هارون برای حضرت موسی (علیه السلام) دانست و فرمود: (خدایا دوستدارانش را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار، یارانش را یاور باشد و خوارکنندگانش را خوار کن ) و شیعه را به این روز، دلبستگی خاصی است .

 

 

 

 

سخن ابن خلکان را مسعودی هم تایید کرده است ، آن جا که می گوید: (فرزندان علی (علیه السلام) و شیعیان او این روز را بزرگ می دارند.

 

 

 

 

ثعالبی نیز پس از آن که شب غدیر را از شبهای مشهور نزد امت شمرده است ، می نویسد: و این ، شبی است که فردایش پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در غدیر خم ، بر فراز جهاز شتران خطبه خواند و فرمود: (من کنت مولاه فعلی مولاه …) و شیعیان ، این شب را گرامی داشته ، به احیاء و عبادت می پردازند.

 

 

 

این ، به خاطر عقیده شیعه بر این نکته است که نص صریح بر خلافت بلافصل امیرالمؤ منین (علیه السلام) وجود دارد و شهرت این شب به فضیلت و فرخندگی ، بر اساس این باور است که در صبح این شب ، حادثه ای مهم و فضیلتی آشکار روی داده و آن روز را مشخص کرده و عیدی فرخنده ساخته است ، تا آن جا که در سروده ها نیز در باب نیکویی و مسرت و جلوه ، به آن تشبیه می کنند.

 

 

 

تهنیت و شادباش گفتن ابوبکر و عمر و همسران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و صحابه آن حضرت ، به علی (علیه السلام) که به فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، از نشانه های دیگر عید بودن این روز است ، چرا که تبریک و تهنیت ، از ویژگیهای عیدها و روزهای شادمانی است

 

 

 

منبع:عید غدیر درسیره اهل بیت/جواد محدثی منشا

   چهارشنبه 7 شهریور 13971 نظر »

«تقدیر الهی این بود که امام هادی علیه السلام، نوه گران مایه خویش را نبیند، چرا که ولادت حضرت مهدی علیه السلام، حدود یک سال بعد از شهادت حضرت هادی علیه السلام رخ داد؛ اما آن حضرت، به دلیل آگاهی از نزدیک شدن وعده خدا درباره ولادت امام مهدی علیه السلام، جوّ فکری، فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش را برای میلاد نور آماده و مقدمات آن را فراهم می ساخت.

 

 

از این رو، امام هادی علیه السلام، به تدریج، از حضورش در میان مردم می کاهد تا مردم را رفته رفته برای دوران غیبت امام علیه السلام، آماده سازد و به همین دلیل است که حضرت، در بغداد و مرکز کشور پهناور اسلامی، برای خویش نمایندگانی برگزید تا واسطه پیوند میان امام علیه السلام و دوستداران اهل بیت علیهم السلام باشند».

 

 

بشارت ظهور مهدی امام هادی علیه السلام، با بیان سخنانی خیلی روشن، امامان بعد از خود را ذکر کرده و فرمودند: «امامِ پس از من، فرزندم حسن علیه السلام و پس از او، پسرش قائم(عج) است؛ همو که زمین را از عدل و داد لبریز می سازد، همان گونه که در آستانه ظهورش، از ستم و بیداد لبریز است».

 

 

و با این بیان، هرگونه شبهه و تردیدی را از دل های حق جویان زدودند. دانشگاه امام شناسی یکی از یادگارهای امام هادی علیه السلام، «زیارت جامعه» است.

 

 

امام علیه السلام در این زیارت، به توصیف جایگاه امام و در واقع، به امام شناسی برای تمامی دوستداران اهل بیت علیهم السلام پرداخته و آن ها را با مقام آن بزرگواران آشنا می سازد.

 

 

 

یکی از ویژگی های این زیارت نامه، عمومی بودن آن است؛ بدین معنا که می توان آن را در تمامی زیارت های مربوط به دوازده امام خواند و بهره مند شد.

 

 

در فرازی از این زیارت پرمحتوا می خوانیم: «هر انسان شریفی، در برابر شرافت شما، سر فرود آورد و هر گردنْ فرازی، به فرمان شما درآید و فروتن گردد… نام شما در ردیف نام های دیگران است و پیکرتان با سایر پیکرها،… چه شیرین است نام های شما و چه گرامی است جان هایتان و چه بزرگ و والاست مقام شما…».

 

 

 

منبع:بدر ذی الحجه میلاد امام هادی (ع)

  ابراهیم اخوی

   یکشنبه 4 شهریور 13972 نظر »

انَّ اوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً

 

 

 

الف: خانه خدا در آیه فوق به خانه خدا، (بیت الله) خانه مردم و خانه بکّه گفته شده تا نشان دهد که خداوند نیازی به جا و مکان و خانه و کاشانه ندارد (انَّ اللَّهَ غَنِیٌ عَنِ الْعالَمینَ) و معمولًا در مسائل اجتماعی آنچه به نام خدا و برای خدا است، در حقیقت در خدمت مردم و بندگان خدا است، و هر خدمتی در راه مردم و بندگان خدا انجام گیرد، برای خدا محسوب می‌گردد بطوری که می‌توان کلمه «الناس» را در این نوع آیات خلیفه و جانشین خدا، قرار داد بعنوان نمونه: اقْرضُوا اللَّه قَرْضَاً حَسَناً؛ «به الله (یا مردم) قرض الحسنه بدهید»

ب: خانه مردم آری این خانه، خانه مردم است چه تمام انسانها، از هر نژاد و رنگ و زبان، زن و مرد سیاه و سفید را در سایه ایمان و اسلام به صورت یک خانواده در کنار هم متحد می‌گرداند و همه همچون اعضاء یک خانه در امن و آسایش و صلح و صفا به سر می‌برند.

ج: خانه بکه و اینکه در آیه فوق به خانه خدا بکّه گفته شده شاید بدین جهت است که بکّه از ماده بَکَ به معنای ازدحام و اجتماع است، و چون این خانه محل اجتماع مردم است، آنرا بکّه نامیده‌اند. 

معنای دیگر «بک» از بین بردن غرور و نخوت است، و چون در این خانه بزرگ همه تبعیضها کنار می‌رود و همه دور از غرور و نخوت با هم برادر و اعضاء یک خانواده می‌شوند، به آن بکّه گفته‌اند.   انَّ اوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدَیً لِلْعالَمینَ فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ ابْراهیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً 

1- اولین خانه‌ای که برای مردم بنا نهاده شده، همان خانه بکه است که: 2- دارای خیر و برکت بسیار و مایه هدایت جهانیان است 3- در آن خانه آیات پروردگار آشکار است. 4- مقام ابراهیم است. 5- هر کس که در آنجا داخل شود ایمن شود. 

 

 

 

د: خانه برکت (مبارکاً) خانه خدا، هم از نظر مادی و هم از نظر معنوی خانه‌ای است پربرکت، از جمله برکات معنوی آن: 1- کانون وحدت و همبستگی 2- کانون ایمان 3- جذبه‌های الهی و از جمله برکات مادی آن 1- با اینکه از نظر جغرافیائی این شهر در بیابان بی‌آب و علفی است انواع نعمات و برکات و وسائل زندگی در آن مهیّا و شهری آباد بوده و هست. 2- مرکزی است که مسلمانان کشورهای مختلف اسلامی پس از فراغت از عبادات می‌توانند کالاها و صنایع خود را بیکدیگر عرضه کنند و به تقویت امور اقتصادی و بازرگانی خود بپردازند. (لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ)

ه: خانه هدی (هدی للعالمین) خانه خدا مایه هدایت و ارشاد جهانیان بوده و همواره مبلغین و رهبران در این مرکز به تبلیغ و راهنمائی زائران پرداخته و زائران که هر کدام از مملکتی هستند، به هنگام بازگشت پیام حج و آموخته‌های خود را در ضمن دیدار با فامیل و دوستان به کسانی که در مکه حضور نداشتند می‌رسانند. همچنین مسلمانان گذشته از برنامه‌های سازنده مانند نماز وحدت و دسته‌جمعی و تلاوت قرآن با ملاقات و دیدار با سایر مسلمانان با هم به تبادل نظر و افکار می‌پردازند، و در رشد فرهنگی و عقل اجتماعی آنان بسیار مفید و سودمند است. و: خانه آیات (فیه آیات) در این خانه آیات و نشانه‌های بسیاری است از ایمان به خدا، پرستش خدای یکتا و بازتابی از توحید و یگانگی خدا در خلق، و پیدایش آب زمزم در اثر توکّل به خدا توأم با سعی و تلاش.

 

 

ز: خانه ابراهیم علیه السلام (مقام ابراهیم) در این خانه نیز نشانه‌هایی از پیغمبر بزرگ حضرت ابراهیم علیه السلام است، جای پای آن حضرت، محلی که برای بنای این خانه ایستاده و سنگ بنیان توحید را بنا نهاده. ح: خانه هاجر و اسماعیل (حجر اسماعیل) در کنار خانه خدا خانه هاجر و فرزندش اسماعیل است که با ایمانی کامل به خدا توکّل جستند، و آن همه سختیها و رنجها و دوری از شوهر، پدر و وطن را تحمّل کردند و جوار خانه خدا را برگزیدند، و در نتیجه خداوند آنچنان به آنان مقام داد که خانه آنها را به خانه خود پیوست.

ط: خانه أمن (و من دَخَله کان آمناً) خداوند به درخواست حضرت ابراهیم این خانه و به برکت آن، سرزمین مکه را شهر امن و امان قرار داد: «رَبِّ اجْعَلْ هَذا الْبَلَدَ آمِنَاً»  این شهر و این خانه، مایه آرامش و امنیت و صلح بوده هرگونه جنگ و جدال در آن ممنوع است، تا جائیکه حتی حیوانات، و گیاهان از هرگونه تعرض در امان هستند.

ی: خانه کهن (بیت عتیق) در سوره حج: 21، این خانه، خانه عتیق نامیده شده چه از زمان حضرت آدم علیه السلام تا کنون محل اجتماع انسانها بوده و آیندگان با مشاهده آثار و جای پای پیامبران و پیشینیان، خود را با آنان همگام، و در یک مسیر می‌بینند و با همه انسانها در طول تاریخ احساس همبستگی می‌کنند.

 

 

 راز قرار گرفتن خانه خدا در بیابان‌ «یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللَّه …. ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید: خداوند شما را [در مراسم حج مورد آزمایش قرار می‌دهد.» امام علی علیه السلام در تفسیر آیه فوق می‌فرماید: آیا نمی‌بینید که خدای سبحان پیشینیان را از زمان آدم علیه السلام تا آخرین نفر از مردم این جهان، به سنگهایی آزمود که نه زیان دارد و نه سود. نه می‌بیند و نه می‌شنود، و آنرا بیت‌الحرام قرار داد. خانه‌ای که آنرا برای قیام و قوام مردم بپاداشت (الَّذی جَعَلَهُ لِلنَّاسِ قِیامَاً) و آنرا در دشوارترین و سخت‌ترین سنگلاخ بقعه زمین و کم‌ارتفاع‌ترین نقطه دنیا از نظر عرض و در تنگ‌ترین وادیها قرار داد، در میان کوههای خشن و ریگهای ریز و روان و چشمه‌های کم‌آب و قریه‌های دور از هم که در آنها نه گاو و گوسفند رشد می‌گیرند و نه اسب و مادیان. سپس به آدم و فرزندانش فرمان داد که به آن سوی روی آورند … تا در معرض آزمایش بزرگ درآیند و خدا آن را بیت رحمت خویش و وسیله رفتن آنان به بهشت خود گرداند. اگر خداوند اراده می‌فرمود: که بیت‌الحرام خود را در میان باغها و نهرها و زمینهای هموارو درختان پرمیوه و بناهای پیوسته، بین گندمهای طلایی رنگ و راههای آباد قرار دهد، ارزش جزا را، بر حسب کوچکی آزمایش بلا ناچیز می‌گردانید، اما خداوند بندگانش را با انواع سختیها می‌آزماید و با مجاهدتهای گوناگون از آنان بندگی می‌خواهد و آنان را به رویدادهای ناخوش و بسیار مبتلا می‌فرماید تا کبر و خودستایی از دلهایشان بیرون رود و فروتنی در جانشان جایگزین گردد و تا این آزمایشها، درهای گشاده به سوی فضل و احسان الهی ایجاد کند و سببهای آسان برای بخشایش او فراهم آورد».

 

 

 

منبع :پرشكوه ترين مراسم عبادت و قربانى  بي آزار شيرازي عبدالكريم 


موضوعات: رويدادهاي قمري
   چهارشنبه 31 مرداد 13972 نظر »

1 2 4 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 1000

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه