مترجم سایت

 

 

نكاتى درباره عيد فطر


1. واژه عيد، در اصل از فعل عاد (عود) يعود اشتقاق يافته است و معانى مختلفى براى آن ذكر كرده ‏اند، از جمله: «خوى گرفته‏»، «هر چه باز آيد از اندوه و بيمارى و غم و انديشه و مانند آن‏»، «روز فراهم آمدن قوم‏»، «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلت‏ مند يا حادثه بزرگى باشد»، گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد. (2)
ابن منظور در لسان العرب گفته است كه برخى بر آن هستند كه اصل واژه عيد از «عادة‏» است، زيرا آنان (قوم)، به جمع آمدن در آن روز، عادت كرده ‏اند. (3)
چنانكه گفته شده است: «القلب يعتاده من حبها عيد.»
و نيز يزيد بن حكم ثقفى در ستايش سليمان بن عبد الملك گفته است:
امسى باسماء هذا القلب معمودا اذا اقول صحا يعتاده عيدا (4)
به گفته ازهرى: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شاديها يا اندوه‏ها، باز مي گردد و تكرار مى‏شود.
ابن اعرابى آن را منحصر به شاديها دانسته است. (5)
واژه عيد تنها يكبار در قرآن به كار رفته است:
«اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آية منك‏» (6)
در تفسير نمونه ذيل اين آيه گفته شده است: «عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است، و لذا به روزهايى كه مشكلات قوم و جمعيتى برطرف ميشود و بازگشت‏ به پيروزيها و راحتيهاى نخستين ميكند عيد گفته ميشود، و در اعياد اسلامى به مناسبت اينكه در پرتواطاعت ‏يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز ميگردد، و آلودگيهايى كه بر خلاف فطرت است، از ميان ميرود، عيد گفته شده است. و از آنجا كه روز نزول مائده نيز، روز بازگشت‏ به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است، حضرت مسيح عليه السلام آن را عيد ناميده است. همان طور كه در روايات وارد شده، نزول مائده در روز يكشنبه بوده و شايد يكى از علل احترام روز يكشنبه در نظر مسيحيان نيز همين بوده است.
روايتى كه ازحضرت على عليه السلام نقل شده: «و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد» هر روز كه در آن معصيت‏ خدا نشود، روز عيد است، نيز اشاره به همين موضوع دارد، زيرا روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت ‏به فطرت نخستين است. (7)
از«سويد بن غفله‏» نقل شده است: در روز عيد بر امير المؤمنين على عليه السلام وارد شدم و ديدم كه نزد او نان گندم و خطيفه (8) و ملبنة (9) است; پس به آن حضرت عرض كردم: روز عيد و خطيفه؟!.
آن حضرت فرمود: «انما هذا عيد من غفر له‏» اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است. (10)
و نيز در يكى از اعياد، آن حضرت فرمود:
«انما هو عيد لمن قبل الله صيامه، و شكر قيامه، و كل يوم لا يعصى الله فيه فهو يوم عيد» امروز تنها عيد كسى است كه خداوند روزه‏ اش را پذيرفته و عبادتش را سپاس گزارده است; هر روزى كه خداوند مورد نافرمانى قرار نگيرد، عيد راستين است.
در روايات اسلامى براى اعياد - بويژه اعياد مذهبى، از جمله عيد فطر - آداب و رسوم خاصى مقدر شده; در حديثى از معصوم عليه السلام آمده است.
«زينوا اعيادكم بالتكبير»عيدهاى خودتان را با تكبير زينت‏ بخشيد.
«زينوا العيدين بالتهليل و التكبير و التحميد و التقديس‏» عيد فطر و قربان را با گفتن ذكر لا اله الا الله، الله اكبر، الحمد لله و سبحان الله، زينت‏ بخشيد.
2. عيد فطر يكى از دو عيد بزرگ اسلامى است كه درباره آن احاديث و روايات بيشمارى وارد شده است. مسلمانان روزه‏ دار كه ماه رمضان را به روزه گذرانده و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده‏ اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند ميطلبند; اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.
امير المؤمنين علي عليه السلام در يكى از اعياد فطر خطبه‏ اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده‏ اند:
خطب امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام يوم الفطر فقال: «ايها الناس! ان يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و هو يوم اشبه بيوم قيامكم، فاذكروا بخروجكم من منازلكم الى مصلاكم خروجكم من الاجداث الى ربكم و اذكروا بوقوفكم في مصلاكم وقوفكم بين يدى ربكم، و اذكروا برجوعكم الى منازلكم رجوعكم الى منازلكم في الجنة.
عباد الله! ان ادنى ما للصائمين و الصائمات ان يناديهم ملك في آخر يوم من شهر رمضان ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستانفون.» (11)


اى مردم! اين روز شما، روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش ميگيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد ميگردند و اين شباهتى زياد به روز قيامت دارد. پس با خروج از منازل و رهسپارى به سوى جايگاه نماز عيد، خروجتان را از قبر و رفتنتان را به سوى پروردگار به ياد آوريد، و با ايستادن در جايگاه نماز، ايستادن در برابر پروردگارتان را ياد كنيد، و با بازگشت‏به سوى منازل خود، بازگشتتان به سوى منازلتان در بهشت‏ برين را متذكر شويد. اى بندگان خدا. كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه‏ دار داده ميشود، اين است كه فرشته‏ اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهد و ميگويد: هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد! پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد؟
عارف وارسته، «ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى‏» درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها برگزيده است و مخصوص هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته است. خداوند به آنان اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرتش گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى به جاى آرند; چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند; نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند. و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآورد و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشد، از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نميبرند.» (12)
روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده‏ اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شد و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است و گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن نيز هست. به همين دليل است كه پس از اتمام روز و هنگام مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، انسان افطار ميكند، يعنى اجازه خوردن، پس از امساك از خوردن به او داده ميشود.
عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين عليه السلام به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز درباره آن آمده است.
از سخنان معصومين عليه السلام چنين استفاده ميشود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است، و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.
در قنوت نماز عيد ميخوانيم:


بارالها! به حق اين روز كه آن را براى مسلمانان عيد و براى حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار داد، از تو ميخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى! و از هر سوء و بدى كه محمد و آل محمد را از آن خارج ساختى خارج كن! درود و صلوات تو بر او و آنها! خداوندا، از تو ميطلبم آنچه بندگان شايسته‏ ات از تو خواستند و به تو پناه ميبرم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.
در صحيفه سجاديه نيز دعايى از امام سجاد عليه السلام به مناسب وداع ماه مبارك رمضان و استقبال از عيد سعيد فطر وارد شده است:
«اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصيبتنا بشهرنا و بارك لنا في يوم عيدنا و فطرنا و اجعله من خير يوم مر علينا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفر لنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن… اللهم انا نتوب اليك في يوم فطرنا الذي جعلته للمؤمنين عيدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شر اضمرناه توبة من لا ينطوى على رجوع الى ذنب و لا يعود بعدها في خطيئة.»
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصيبت ما را در اين ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عيدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است: كه در اين روز بيشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشويى و بر ما ببخشايى گناهانى را كه در پنهان و آشكارا انجام داديم… خداوندا! در اين روز عيد فطر، كه براى مؤمنان روز عيد و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمايى است، از هر گناهى كه مرتكب شده‏ ايم و هر كار بدى كه كرده‏ ايم و هر نيت ناشايسته‏ اى كه در ضميرمان نقش بسته است‏ به سوى تو باز ميگرديم و توبه ميكنيم، توبه‏ اى كه در آن بازگشت‏ به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصيت نباشد.
بارالها!اين عيد را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در اين روز، ما را توفيق بازگشت‏ به سوى خود و توبه از گناهان عطا فرما. (13)


ویژگی های عید فطر از زبان مولا امير المؤمنين عليه السلام در خطبه عيد فطر ميفرمايند
«الا و ان المضمار اليوم و السباق غدا الا و ان السبقة الجنة و الغاية النار». (14)
دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است. در روايتى از فرزند گراميش چنين آمده است
«امام الحسن عليه السلام فى يوم فطر بقوم يلعبون و يضحكون فوقف على رؤوسهم، فقال: ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه، فيستبقون فيه بطاعته الى مرضاته، فسبق قوم ففازوا، و قصر آخرون فخابوا، فالعجب كل العجب من ضاحك لاعب في اليوم الذي يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المبطلون و ايم الله لو كشف الغطاء لعلموا ان المحسن مشغول باحسانه و المسى‏ء مشغول باسائته. ثم مضى‏». (15)
در اين حديث، امام حسن عليه السلام انجام اعمال عبادى در ماه مبارك رمضان را، تشبيه به مسابقه بين افراد نموده ‏اند و عيد فطر را زمان اخذ جوايز برندگان آن ميدانند.
لذا حضرت على عليه السلام در ويژگى‏هاى عيد فطر ميفرمايند
روزى كه نيكوكاران ثواب ميبرند.
«هذا يوم يثاب فيه المحسنون‏».
روزى كه گنهكاران زيان ميبينند.
«و خسر فيه المبطلون‏»
شبيه‏ترين روز به روز قيامت است.
«اشبه بيوم قيامكم‏».

چون در قيامت عده‏ اى كه زيان كارند، تاسف ميخورند و غضبناك ميگردند و عده‏ اى كه نيكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى ميشوند
روز عبرت گرفتن
«فاذكروا بخروجكم‏»
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عيد خارج ميشويد، به ياد آوريد زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهيد شد و سوى خداى خود خواهيد رفت
«من الاجداث الى ربكم‏»
وقتى در جايگاه نماز خود ميايستيد به ياد آوريد زمانى را كه در محضر عدل الهى ميايستيد و از شما حسابرسى ميكنند
«و اذكروا وقوفكم بين يدى ربكم‏»
وقتى از نماز به منازلتان بر ميگرديد به ياد آوريد زمانى را كه به منازل خود در بهشت‏ خواهيد رفت
«و اذكروا منازلكم فى الجنة‏»
روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«ابشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم‏»
پی نوشت‏ها:
1. اين مقاله پيش از اين در جلد دوم ره‏ توشه رمضان سال 1376 صفحه 245 به بعد درج گرديده است.
2. دهخدا، ذيل عيد، تاج العروس زبيدى، ج 8، ص 438-439.
3. لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 319.
4. همان، تاج العروس زبيدى، ج 8، ص 438.
5. لسان العرب، همان، تاج العروس زبيدى، ج 8، ص 439.
6. مائده، 114.
7. تفسير نمونه، 5/131.
8. خوراكى از آرد و شير.
9.غذايى يا حلوايى كه با شير تهيه مى‏شود.
10. بحار الانوار، ج 40، خ 73.
11. ميزان الحكمه، محمدى رى شهرى، ج 7، ص 131-132.
12. المراقبات في اعمال السنه، ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، ص 167، به نقل از مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10.
13. ر. ك: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، ص 10-11-50.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 516.14
تحف العقول، ص 170.15
كتاب: ره توشه راهيان نور


موضوعات: مناسبتها
   چهارشنبه 24 تیر 1394نظر دهید »

نهم ربیع الاول، سال روز آغاز امامت امام دوازدهم شیعیان، امام زمان، مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است. رویدادی که در سال 260 هجری قمری رخ داد و از جهت تاریخی، شباهت فراوانی با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و واقعه غدیر خم دارد؛ به گونه ای از که می توان آن را دوازدهمین و آخرین غدیر امامت و ولایت دانست.

 

 

و چون این روز در اهمیت و جایگاه تاریخی، مرتبه ای همانند بعثت و غدیر دارد، می طلبد که در آداب و رسوم و فرهنگ اجتماعیِ جوامع شیعی، به این روز به عنوان روز عید و جشن و شادی و سرور، توجهی ویژه شود و حال که این روز به عنوان عید امامت و مهدویت تعطیل رسمی نیست، حداقل همانند عید بعثت و غدیر و سال روز میلاد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و نیمه شعبان، به عنوان روزی مهم از سوی دولت مردان، هیئت های مذهبی و اصناف و گروه های گوناگون مردمی مورد توجه قرار گرفته و مناسب شأن آن، مورد تکریم و احترام قرار گیرد.

 

 

تکریم و پاس داشت این روز، همانند جشن های انتظار در نیمه شعبان، باعث ایجاد فضای امید و نشاط و آینده نگریِ مقدس خواهد شد و بلکه ظرفیت ها و استعدادهای این روز برای ایجاد امید و نشاط بیش تر از جشن نیمه شعبان است؛ بدان جهت که نیمه شعبان، سال روز میلاد امام موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و نهم ربیع الاول، سال روز آغاز امامت و ولایت ایشان.

فعلیت ولایت و امامت آن امام غائب، تاریخ بشر را نسبت به ظهور نزدیک تر ساخته و پاس داشت آن در چارچوب مبانی فرهنگ دینی می تواند این روز را _ که سال روز آغاز دوران غیبت نیز هست _ به دوران ظهور نزدیک تر سازد.

 

 

نهم ربیع الاول، نه تنها می تواند عیدی مهم برای شیعه باشد، بلکه شایسته ترین عید و جشن برای شیعه است؛ درست همان گونه که محرم و صفر (عاشورا و اربعین و 28 صفر) محزون ترین مناسبت های شیعه هستند. چراکه این هفته مصادف با سخت ترین مصائب اهل بیت علیهم السلام هم چون حمله به خانه اهل بیت علیهم السلام پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و پس از آن، دهه جشن ها و شادی های نبوی فرا می رسد. زیرا روز دهم ربیع الاول، سال روز ازدواج پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجه کبری علیها السلام است؛ دوازده تا شانزدهم این ماه، سال روز ورود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قبا و مدینه در سفر تاریخی هجرت می باشد و 17 ربیع الاول نیز سال روز میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام صادق علیه السلام است.

پس نهم ربیع الاول، در مرز دو دوره عزاداری شیعه و دهه جشن های نبوی است و می تواند نقطه عطف فرهنگی شیعه از حزن مقدس به شادی آسمانی باشد.

منبع:نهم ربیع الاول ( چرایی ، چیستی ، چگونگی ) ، عهدی دوباره با امام زمان (عجل الله تعالی)

محمد رضایی آدریانی.

   شنبه 26 آبان 13971 نظر »

تاریخ زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام
خلفایی که همزمان با دوران زندگی امام حسن عسکری(ع) قدرت را در دست داشتند، عبارتند از:

1.متوکل بیش از چهارده سال؛ (232- 247)

2.منتصر (فرزند متوکل)9 ماه؛ (247- 248)

3.مستعین (فرزند متوکل) سه سال و اندی؛ (248- 252)

4.معتز (فرزند متوکل) حدود چهار سال؛ (252- 255)

5.مهتدی 11 ماه؛ (255- 256)

6.معتمد (فرزند متوکل)23 سال؛ (256- 279)

در زمان این جنایتکاران مظلومیت شیعه فزونی یافت و بسیاری از شیعیان به طرز فجیعی به شهادت رسیدند. شدت ستم چنان بود که خودکامگان گاه پیکرهای پاک شهیدان را نیز آماج بی حرمتیهای خودقرار می دادند. در این زمان کانون تفکرات ناب شیعی حضرت امام حسن عسکری(ع) نیز پیوسته مورد آزار و اهانت قرار می گرفت. هر چند آن بزرگوار نیز چون پدرگرانقدرش به رعایت احتیاط و تقیه پای می فشرد، ولی شمار جاسوسان به اندازه ای بود که گاه مراعات همه جوانب احتیاط نیز سودمند واقع نمی شد. سبب اصلی این فشارها و سختگیریها علاقه شدید مردم به اهل بیت (علیهم السلام) و نیز روایتهای متواتر در باره قائم بودن فرزند امام عسکری(ع) بود.

 

 

 

سیره تبلیغی امام حسن عسکری علیه السلام
امام حسن عسکری علیه السلام در هدایت مردم و دفاع از اسلام، لحظه ای قرار نداشت. سراسر عمر کوتاه خود را به جهاد و مبارزه در راه خدا اختصاص داد. اگرچه امام عسکری علیه السلام در اوج جوانی به شهادت رسید، لیکن تلاش و مبارزات فراوان آن حضرت در دو جبهه «فرهنگی» و «سیاسی»، ثمرات گوناگونی به همراه داشت. در بعد فرهنگی، باعث نجات اسلام از کجروی های فکری و بروز عقاید خرافی شد و در بُعد سیاسی نیز چهره شوم حکومت های عباسی را ـ که به نام امیرالمؤمنین و یا خلیفه مسلمین، ریاست می نمودند ـ آشکار ساخت.

شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
«معتمد» خلیفه عباسی همواره از محبوبیت و پایگاه اجتماعی امام ابو محمد عسکری(ع) نگران بود و هنگامی که دانست با وجود همه محدودیتهایی که نسبت به آن حضرت روا داشته بود، نه تنها از پایگاه مردمی و نفوذ معنوی آن حضرت کاسته نشده، بلکه بیش از پیش محبوب دلهای مردم گردیده، بر نگرانی و وحشتش افزوده شد و سرانجام در صدد قتل آن حضرت برآمد و به شکل مرموزانه و مخفیانه، حضرت را مسموم نمود، و شیعیان را از بهره مندی انوار هدایت آن امام همام محروم ساخت.

فضایل و سیره اخلاقی امام حسن عسکری علیه السلام
هنگامی که امام حسن عسکری علیه السلام را به یک زندانبان خشن و قسی القلب به نام نحریر سپردند، آن مرد ستم پیشه طبق دستور سرکردگان خود بر آن حضرت سخت گرفت و از آزار و اذیتش ذره ای فرو گذاری نکرد. همسر نحریر وی را از این عمل باز داشته و با یادآوری مراتب عبادت، اطاعت و پرهیزگاری امام، شوهرش را از عاقبت شوم اذیت و شکنجه حضرت عسکری علیه السلام ترسانیده، پیوسته سعی می کرد که از فشارهای نحریر بر امام علیه السلام بکاهد؛ اما سخنان وی نه تنها در آن زندانبان زشت سیرت هیچ گونه تاثیری نداشت، بلکه وی تصمیم گرفت حضرت امام حسن علیه السلام را به قتل برساند. او بعد از اجازه از اربابان ستمگر خود، امام را در «برکة السباع» و در میان حیوانات درنده و وحشی رها ساخت و هیچ گونه تردیدی نداشت که آن حضرت به ست حیوانات وحشی کشته خواهد شد؛ اما بعد از لحظاتی به همراه همکارانش مشاهده کرد که امام عسکری علیه السلام در گوشه ای به نماز ایستاده و حیوانات وحشی گرداگرد حضرت با کمال خضوع و احترام سر به زیر انداخته اند. در اینجا بود که امام را فورا از آن محل بیرون آوردند و به منزلش بردند.

گوهر های ناب از کلمات نورانی امام حسن عسکری علیه السلام
از نشانه های فروتنی: سلام کردن به همه، و نشستن در پایین مجلس است.

خنده بی دلیل و بی مورد از جهل و نادانی است.

خشم کلید هر شرّی است.

چه زشت است برای مؤمن؛ تمایل به چیزی که مایه خواری اوست.

از جمله گرفتاریهای سخت، همسایه ای است که چون خوبی یا کار نیکی ببیند آن را پنهان سازد و چون بدی بیند آن را افشا نماید.

عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد.

زاهدترین مردم کسی است که از حرام دوری کند.

منبع: حوزه نت

 

   پنجشنبه 24 آبان 1397نظر دهید »

ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است.

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله، اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

 

 

 

ماه “ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است. چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او می باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست. و گویا روزی است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفی ترین اسرار در آن پی ریزی شده است.

پس بر انسان مسلمان که برتری رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش می باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما “آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".

 مهمترین اعمال این ماه
شب اوّل:
این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان علی(علیه السلام) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) خوابید

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»[1] در حقّ آن حضرت نازل شد.[2]

سال هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلی عظیم در جهان اسلام روی داد.

 

 

 

1- روزه گرفتن به شکرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع الاول.

2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

روز هشتم:
در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالی فرجه الشریف ـ آغاز گردید.[3]

در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

روز دهم:
روز ازدواج رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) است در حالی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.[4]

روز دوازدهم:
این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله)است.[5]

همچنین در این روز، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.[6] و نیز روز انقراض دولت بنی مروان در سال 132 است.[7]

اعمال مستحب در این روز به شکرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:

1- روزه گرفتن.

2- دو رکعت نماز مستحبی که در رکعت اول بعد از حمد، سه بار سوره کافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می شود.

روز چهاردهم:
در سال 64 در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.[8]

وی پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش می باشد - در سنّ سی و هفت سالگی در منطقه «حوران» زندگی ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولی اکنون اثری از او نیست.[9]

 

 

 

شب هفدهم:
طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلی الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکی است.[10]

1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.[11]

2) روزه: که برای آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتی از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: کسی که روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند برای او ثواب روزه یکسال را مقرّر می فرماید.[12]

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.[13]

4) زیارت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتی از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند کسی است که به هنگام حیاتم به سوی من هجرت کرده باشد، اگر نمی توانید مرا از نزدیک زیارت کنید، از همان راه دور به سوی من سلام بفرستید (که به من می رسد).[14]

5) زیارت امیر مۆمنان، علی(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتی که امام صادق(علیه السلام) در چنین روزی کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وی را زیارت کرد.[15]

6) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایی جشن ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگی او آشنا شوند و از آن، برای ساختن جامعه ای اسلامی و محمّدی بهره کامل گیرند.

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، در چنین شبی معراج آن حضرت صورت گرفت.[16]

روز هفدهم:
همان گونه که گفتیم مشهور میان علمای امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلی الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.[17] (عام الفیل سالی است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولی همگی نابود شدند).

همچنین در چنین روزی در سال 83 هجری قمری، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.[18]

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام)است، ولی از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادی و جشن و سرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونی عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز می باشد در مجموع از ماههای بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند.[19]

 پی نوشت ها:



[1] سوره بقره، آیه 207.
[2] اقبال الاعمال، صفحه 592 و تفسیر نمونه، جلد 2، صفحه 78.
[3] کافی، جلد 1، صفحه 503.
[4] اقبال، صفحه 599.
[5] زاد المعاد، صفحه 412.
[6] اقبال، صفحه 599 و کامل ابن اثیر، جلد 2، صفحه 7 (حوادث سال اوّل هجرت).
[7] مصباح المتهجّد، صفحه 791
[8] اقبال، صفحه 601
[9] تتمة المنتهی، صفحه 64.
[10] مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
[11] فلاح السائل، صفحه 61
[12] اقبال، صفحه 603
[13] همان مدرک
[14] همان ص 604
[15] همان مدرک، صفحه 608
[16] اقبال، صفحه 601.
[17] مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
[18] بحارالانوار، جلد 47، صفحه 1، حدیث 2.
[19] کتاب ارزنده المراقبات مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (ره)
منبع: حوزه نت


موضوعات: رويدادهاي قمري
   شنبه 19 آبان 1397نظر دهید »

روز واقعه:30 صفر
سال 203 هجری قمری
شهادت امام رضا علیه السلام بنابه قول مشهور در بین شیعه در روز 30 صفر سال 203 هجری قمری واقع گردیده است. آن حضرت توسط مامون خلیفه عباسی و با خورانده شدن سم به شهادت رسیدند.
درباره تاريخ شهادت امام رضا علیه السلام گفتار مورخان و سيره‌نگاران مختلف است:

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

 

 

 

رویدادهای مهم زندگی
قیام حسین صاحب فخ • قیام یحیی بن عبدالله در دیلم • زندانی شدن امام کاظم (ع) • شهادت امام کاظم علیه السلام • شورش مأمون عباسی علیه امین خلیفه عباسی • قتل امین و خلافت مأمون • قیام محمد بن جعفر (دیباج) • قیام ابن طباطبا و ابوسرایا • قیام زید بن موسی بن جعفر (زیدالنار) • خروج امام رضا (ع) از مدینه به دستور مأمون • قیام ابراهیم بن موسی در یمن • ورود امام رضا(ع) به مرو • ولايتعهدى امام رضا عليه السلام • شهادت امام رضا علیه السلام
بستگان
پیامبر اکرم(ص) • امام علی(ع) • حضرت زهرا(س) • امام حسن(ع) • امام حسین(ع) • امام سجاد (ع) • امام باقر (ع) • امام صادق (ع) • امام کاظم (ع) • امام جواد (ع) • محمد بن جعفر صادق (دیباج) •نجمه خاتون• سبیکه • حسین بن علی صاحب فخ • احمد بن موسی •حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام • زید بن موسی • ابراهیم بن موسی • • اسحاق بن موسی • حسین بن موسی • عبدالعظیم حسنی
اصحاب
بزنطی • حسن بن محبوب • محمد بن ابی عمیر • عبدالله بن مغیره • صفوان بن یحیی • جمیل بن دراج • حماد بن عثمان • حماد بن عیسی• اباصلت هروی • حسن بن علي بن فضال • زکریا بن آدم • زکریا بن ادریس • فضل بن شاذان
خلفای معاصر
ابوجعفر منصور دوانیقی • مهدی • هادی • هارون الرشید • هادی •مأمون
آثار 
مکان های مرتبط
مدینه • مکه • نقره • بصره • اهواز • اقليد • ابَرقوه • یزد • رباط پشت‌ بادام • طبس • نيشابور • ده‌سرخ • مشهد

شيخ مفيد در مسارالشيعه، آن را در روز 23 ذی القعده سال 203 مي‌داند. به همين جهت، براي زيارت آن حضرت در اين روز تأكيد فراواني به عمل آمده. برخي، روز 23 ماه رمضان را روزشهادت آن حضرت دانستند.

عده‌اي هم، شهادتش را در ماه صفر ذكر كرده‌اند وليكن برخي از آنان روز چهاردهم، برخي روز هفدهم و برخي ديگر آخرين روز صفر را تاريخ شهادتش مي‌دانند.معروف و مشهور ميان علما و مورخان شيعه آن است كه آن حضرت در آخرين روز ماه صفر سال 203 قمري در طوس به شهادت رسيد و اين، گفتار شيخ مفيد در ارشاد نيز است.

 

 

 

بیان های مختلف در مورد شهادت امام رضا علیه السلام
مرگ در اثر زیاد خوردن انگور
ابن اثير، طبرى، ابوالفداء، ابن العبرى، يافعى و ابن خلكان درباره نحوه درگذشت امام رضا علیه السلام نوشته‌اندامام بر اثر زیاد خوردن انگور وفات نمود.

سید جعفر شهیدی پس از نقل این نظر آن را مردود دانسته در مورد آن می گوید: راستى كه اين حرفها عجيب است. آخر چگونه انسان مى تواند چنان پرخورى را درباره يك آدم معمولى بپذيرد تا چه رسد به امامى كه همه به دانش، حكمت، زهد و پارسائيش اعتراف داشتند.

مسموم شدن بدون بیان علت
عده اى در اين باره فقط خود حادثه را گزارش كرده اند ولى هيچ گونه ذكرى از علت آن ننموده اند و فقط بر سبيل ترديد چنين آورده اند: «گفته مى شود كه او مسموم شد و درگذشت ». (مانند يعقوبى در جلد دوم ص 80 از تاريخش)

مسموم شدن به دست عباسیان
عده اى ديگر مسموم شدن امام را پذيرفته اند ولى معتقدند كه اين جنايت به دست عباسيان صورت گرفت. سيد اميرعلى داراى همين عقيده بود كه احمد امين نيز بدان اشاره كرد او خود گفته است: «اگر براستى او را مسموم كرده باشند، حتما اين سم را كسى غير از مامون به او خورانيده، يعنى يكى از مدعيان حكومت براى خاندان عباسى».

 

 

 

وفات به مرگ طبیعی
برخى ديگر گفته اند كه امام به مرگ طبيعى درگذشت و هرگز مسموميتى در كار نبود. براى اثبات اين موضوع دلايلى ذكر كرده اند. يكى از اين افراد «ابن جوزى » است كه پس از نقل قول از ديگران كه نوشته اند پس از يك استحمام در برابر امام علیه السلام بشقابى از انگور كه بوسيله سوزن زهرآلود مسموم شده بود، نهادند و او با تناول انگورها مسموم شده بدرود حيات گفت، ابن جوزى مى نويسد كه اين درست نيست كه بگوييم مامون عامل مسموم كردن وى بوده باشد. چه اگر اين طور بود پس چرا آن همه در مرگ امام ابراز حزن و اندوه مى كرد. اين حادثه چنان بر مامون گران آمد كه از شدت اندوه چند روز از خوردن و آشاميدن و هرگونه لذتى چشم پوشيده بود.

دكتر احمد محمود صبحى نيز چنين پنداشته كه داستان مسموميت امام رضاعلیه السلام از مطالب ساختگى شيعه است كه هرگز بين موقعيت امام در نزد مامون كه از آن همه ارجمندى برخوردار بود با خورانيدن سم به او، تناقضى احساس نمى كنند.

 

 

 

مسموم شدن به دست مامون
كسانى كه بر اين عقيده اند گروه بزرگى را تشكيل مى دهند كه ابن جوزى نيز بدان ها اشاره كرده است. و شيعيان بطور كلى اين نظر را تاييد كرده اند. شیخ مفید می نویسد: آن دو - يعنى مامون و امام رضا علیه السلام - با همديگر انگورى را تناول كردند سپس امام علیه السلام بيمار شد و مامون نيز خود را به بيمارى زد!!!

از اهل سنت و ديگران نيز گروه بسيارى از دانشمندان و مورخان هستند كه منكر مرگ طبيعى امام علیه السلام بوده و يا لااقل مسموميت وى را قولى مرحج دانسته اند. مانند اين افراد:

ابن حجر در صواعق، ص 122 - ابن صباغ مالكى در فصول المهمة، ص 250.
مسعودى در اثبات الوصية، ص 208، التنبيه والاشراف، ص 203، مروج الذهب، 3، ص 417.
قلقشندى در مآثر الانافة فى معالم الخلافه، 1، ص 211.
قندوزى حنفى در ينابيع المودة، ص 263 و 385.
جرجى زيدان در تاريخ تمدن اسلامى، 2، بخش 4، ص 440، و در صفحه آخر از كتاب امين و مامون.
ابوبكر خوارزمى در رساله خود - احمد شلبى در تاريخ اسلامى و تمدن اسلامى، 3، ص 107.
ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبين - ابوزكريا موصلى در تاريخ موصل 171/352 - ابن طباطبا در الآداب السلطانية، ص 218 - شبلنجى، در نور الابصار، ص 176 و 177 چاپ سال 1948.
سمعانى در انسابش، 6، ص 139.
در سنن ابن ماجه به نقل تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، ص 278 - عارف تامر در الامامة في الاسلام، ص 125.
دكتر كامل مصطفى شيبى در الصلة بين التصوف والتشيع، ص 226 و بسيارى ديگر…
پيشگويى امام رضا علیه السلام و اجدادشان از شهادت آن حضرت
رویداد شهادت امام رضا علیه السلام بوسيله زهر در شهر طوس در روایاتی از پیامبر یا ائمه اطهار علیهم السلام سال ها پيش از آن حضرت پیش بینی شده بود. به عنوان نمونه شیخ صدوق به سند خود از نعمان بن سعد روایت کرده که گفت: امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه‎السلام فرمود:

سَیُقتَلُ رَجُلٌ مِن وُلِدی بِاَرض خُراسان بِالسَّمَّ ظُلماً اِسمُهُ اِسمِی وَ اِسمٌ اَبیهِ اِسمٌ اِبن عمران مُوسی اِلا فَمَن زارَةٌ فِی غُربَتهِ غَفَراللهُ ذُنوبَهٌ ما تقدّم منها و ما تَاَخَّر و لو کانَت مثل عَدَدِ النُّجومِ و قطر الامطار وَ وَرَقِ الاشجار.

به زودی مردی از فرزندان من در سرزمین خراسان از روی ستم و جور به زهر کشته می‎شود، اسم او اسم من، و اسم پدرش اسم موسی بن عمران است بدانید هر کس او را در غربتش زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‎آمرزد و لو این که به تعداد ستارگان و قطرات باران و برگ درختان باشد.

و سید هاشم بحرانی در مدینه المعاجز می‎نویسد:

از سلیمان بن حفص مروزی روایت شده که گفت: از موسی بن جعفر علیه السلام شنیدم که می‎فرمود:

ان ابنی علیّاً مَقتُولٌ بالسّمٌ مَدفُونٌ اِلی جَنبِ هارُون بِطُوس مَن زارَةٌ کَمَن زارَ رَسُول الله؛ پسرم علی را با سم مظلومانه به قتل می‎رسانند و او در جنب قبر هارون در طوس مدفون می‎شود، کسی که او را زیارت کند مانند کسی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیارت نموده است.

همچنین دسته ای از روایات از خود امام رضا علیه السلام نقل شده که در آنها از شهادت خود به دست مامون و از دفنش در طوس کنار قبر هارون خبر داده است، از جمله: اباصلت هروی گفت: شنیدم از امام رضا علیه السلام که می‎فرمود: به خدا نیست از ما ائمه احدی، مگر این که کشته یا شهید می‎شود. عرض شد: ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ، پس ترا چه کسی به قتل می‎رساند؟

فرمود: بدترین مخلوق خدا در زمان خودم مرا به زهر می‎کشد، و سپس در یک خانه تباه شده در دیار غربت دفن می‎کنند. آگاه باشید هر کس مرا در غربتم زیارت کند خداوند به او اجر صدهزار شهید و صدهزار صدیق و صدهزار حج و عمره کننده و صدهزار جهادگر می‎نویسد و در زمره ما محشور می‎گردد و در بالاترین درجات بهشت رفیق ما قرار داده می‎شود.

 

 

 

نحوه شهادت امام رضا علیه اسلام
شیخ مفید در کتاب ارشاد دو روایت مختلف در مورد نحوه شهادت آن حضرت به دست مامون به شرح زیر نقل می کند:

روایت اول
روزي آن حضرت با مامون طعامي خوردند و حضرت از آن طعام بيمار شد و مامون نيز خود را به تمارض زد. سپس مفيد در تفصيل اين جريان غم انگيز آورده است كه: محمد بن علي بن حمزه از منصور بن بشير از عبدالله بن بشير روايت كرده كه گفت: مامون به من دستور داد ناخن‎هاي خود را بلند كنم و اين كار را براي خود عادي نمايم و براي كسي درازي ناخن خود را نشان ندهم، من نيز چنان كردم، سپس مرا خواست و چيزي به من داد كه شبيه به تمر هندي بود و به من گفت: اين را به دو دست خود بمال، و من چنان كردم سپس برخاسته و مرا به حال خود گذارد و پيش حضرت رضا عليه السلام رفته، گفت: حال شما چگونه است؟ فرمود: اميد بهبودي دارم. مامون گفت: من نيز بحمدالله امروز بهترم و كسي از پرستاران و غلامان به خدمت تو آمده‎اند؟ حضرت فرمود: نه. مامون خشمناك شد و به غلامان فرياد زد كه چرا به آن حضرت رسيدگي نكرده‎اند. سپس گفت: هم اكنون آب انار بگير و بخور كه براي رفع اين بيماري چاره‎اي جز خوردن آن نيست. برادر عبدالله بن بشير گويد: پس به من گفت: انار براي ما بياور، و من اناري چند حاضر كردم، مامون گفت با دست خود آن را فشار بده و من فشردم مامون آب آن را با دست خود به امام رضا عليه السلام خورانيد و همان سبب مرگ آن حضرت شد و پس از آن، دو روز بيشتر زنده نماند كه از دنيا رفت. مرحوم مفيد در ادامه گزارش خود از اباصلت هروي روايت كرده كه گفت: پس از آن كه مامون (در آن روز) از نزد آن حضرت بيرون رفت بر آن جناب وارد شدم، حضرت به من فرمود: اي اباصلت اينان كار خود را كردند و زبانش به ذكر خدا گويا بود.

روایت دوم
شیخ مفيد در روايت ديگر از محمد بن جهم نقل می نماید كه گفت: حضرت رضا عليه السلام انگور را زياد دوست مي‎داشت، پس قدري انگور براي آن حضرت تهيه كردند، و در دانه‎هاي آن چند روز سوزن‎هاي زهرآلود زدند، سپس آن سوزن‎ها را كشيده و آن انگور را به نزد آن بزرگوار آوردند حضرت به همان بيماري كه پيش از اين گفته شد، مبتلا بود، از آن انگور زهرآلود ميل فرمود و سبب شهادتش گرديد.

غسل و تدفین جسد مطهر امام رضا علیه السلام
بحار الانوار به نقل از امالى شيخ صدوق و عيون اخبار الرضا نقل می کند که: ابا صلت گفت در خدمت حضرت رضا عليه السّلام بودم فرمود داخل اين قبه‌‌اى كه هارون مدفون است برو از چهار طرف آن خاك بردار بياور داخل قبه شدم و خاك را آوردم ملاحظه فرمود گفت اين قسمت از خاك را كه مربوط به طرف راست است بمن بده تقديم كردم بو كشيده ريخت فرمود در اينجا ميخواهند برايم قبر حفر كنند سنگى پديدار خواهد شد كه اگر تمام كلنگهاى خراسان را جمع كنند نمي‌توانند آن را بردارند در مورد خاكى كه از پائين پا و بالاى سر آورده بودم همين فرمايش را تكرار نمود.

آنگاه فرمود: اين خاك را بمن بده كه خاك مدفن من است فرمود: در اينجا براى من قبر مي‌كنند بگو هفت پله پائين روند و ضريحى بگشايند اگر امتناع ورزيدند مى‌‌گوئى باندازه يك متر لحد قرار دهند خداوند اگر بخواهد آن را وسعت مي‌دهد.

پس از آماده شدن قبر در قسمت سر رطوبتى خواهى ديد دعائى كه بتو مى‌‌آموزم خواهى خواند لحد پر از آب مى‌‌شود و ماهى‌‌هاى كوچكى در آن مي‌بينى از همان نانى كه بتو مي‌دهم براى آنها ريزه ميكنى خواهند خورد وقتى تمام شد يك ماهى بزرگ آشكار ميگردد ماهيهاى كوچك را مي‌خورد بطورى كه يكى هم نمي‌ماند و بعد ديده نمي‌شود.

در اين موقع كه ماهى بزرگ ديده نشد دست بر روى آب بگذار و دعائى كه بتو مى‌‌آموزم بخوان آب فرو ميرود و چيزى از آن باقى نمى‌‌ماند تمام اين كارها را در پيش مأمون انجام بده پس از آن فرمود: فردا ميروم پيش اين نابكار وقتى خارج شدم اگر سرم پوشيده نبود با من حرف بزن جواب ميدهم چنانچه سرم پوشيده بود با من صحبت مكن.

ابا صلت گفت: صبحگاه فردا لباس پوشيد در محراب بانتظار نشست در اين موقع غلام مأمون وارد شده گفت امير المؤمنين شما را مى‌خواهد كفش پوشيده از جاى حركت نمود و رفت، منهم از پى آن جناب رفتم تا وارد بر مأمون شد جلو مأمون ظرفى از انگور و چند ظرف ديگر از ميوه‌هاى مختلف بود يك خوشه انگور بدست داشت كه مقدارى از آن را خورده بود همين كه چشمش بحضرت رضا (علیه السلام) افتاد از جاى حركت كرده او را در بغل گرفت و پيشانيش را بوسيد آن جناب را پهلوى خود نشانيد امام فرمود انگور خوب انگور بهشتى است مأمون درخواست كرد از آن انگور بخورد فرمود مرا معاف دار گفت ممكن نيست شايد بمن اطمينان ندارى مأمون خوشه را گرفت و چند دانه از آن را خورد براى مرتبه دوم بدست حضرت رضا عليه السّلام داد آن جناب سه دانه از انگور خورد به گوشه‌اى پرت كرده از جاى حركت نمود.

مأمون گفت: كجا ميروى؟

فرمود: به جايى كه فرستادى

وقتى خارج شد عبا را بر سر كشيده بود چيزى عرض نكردم تا داخل خانه شد دستور داد درها را ببندم در رختخواب خوابيد من با حزن و اندوه داخل حياط ايستاده بودم.

در همين موقع مشاهده كردم جوانى خوش روى با موى‌هاى مجعد شبيه بحضرت رضا عليه السّلام وارد شد پيش رفته عرض كردم از كجا آمدى درها كه بسته بود فرمود كسى كه مرا از مدينه در اين ساعت بطوس آورده از درهاى بسته نيز داخلم كرده.

گفتم: شما كيستى؟

«فقال انا حجة اللَّه عليك يا ابا صلت انا محمّد بن علي»

من حجت خدايم بر تو. من محمّد بن علي هستم

به طرف اطاق علي بن موسى- الرضا عليه السّلام رفت به من نيز فرمود: وارد شوم. همين كه چشم حضرت رضا عليه السّلام به اوافتاد از جاى جست و فرزندش را در آغوش گرفت و بسينه چسبانيد پيشانيش را بوسيد بجانب خود كشانيد. امام جواد پيوسته پدر را مى‌‌بوسيد و آرام با او سخنانى ميگفت كه من نفهميدم.

در اين هنگام كفى بر دهان حضرت رضا عليه السّلام آشكار شد سفيدتر از برف حضرت جواد آن كف را مكيد امام دست در گريبان خود كرد چيزى شبيه گنجشك خارج كرده بحضرت جواد داد آن را بلعيد. در اين موقع حضرت رضا عليه السّلام از دنيا رفت.

حضرت جواد فرمود: ابا صلت حركت كن از انبار تخت بياور با آب تا پدرم را غسل دهم.

عرض كردم: در انبار تخت و آب نيست فرمود هر چه ميگويم بجاى آور داخل انبار شدم تخت و آب بود بيرون آوردم دامن بكمر زدم تا امام را غسل دهم. فرمود تو يك طرف برو كسى هست كه بمن كمك كند حضرت رضا را غسل داد باز فرمود داخل انبار شو زنبيلى كه در آن كفن و حنوط پدرم هست بياور وارد شدم زنبيلى ديدم كه قبلا در آنجا نديده بودم آوردم خدمت ايشان پدر خود را كفن كرد و بر بدنش نماز خواند.

آنگاه فرمود تابوت بياور، عرض كردم بروم پيش نجار بگويم تابوت بسازد فرمود داخل انبار تابوت هست وارد شدم تابوتى ديدم كه در آنجا قبلا نديده بودم جسم پاك امام را در آن تابوت نهاد دو ركعت نماز خواند هنوز تمام نشده بود تابوت بلند شد و سقف شكافته گرديد از خانه خارج شد. عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه هم اكنون مأمون مى‌آيد حضرت رضا را از من ميخواهد، چه كنم؟

فرمود: ساكت باش الان بر ميگردد هر پيغمبر اگر چه در مشرق بميرد و وصى او در مغرب خداوند بين ارواح و اجساد آنها جمع خواهد كرد هنوز سخن‌ امام جواد تمام نشده بود كه سقف شكافته شد و تابوت بر زمين آمد، از جاى حركت نمود پيكر پاك امام را از تابوت بيرون آورد و در رختخوابش گذاشت مثل اينكه نه غسل داده شد و نه كفن گرديده.

فرمود: حركت كن در را براى مأمون بگشا همين كه در را گشودم ديدم مأمون و غلامان ايستاده‌‌اند با گريه داخل شد گريبان چاك زد و بر سر خود ميزد با صداى بلند ميگفت: آه آقاى من ترا از دست دادم، كنار بستر حضرت رضا نشست و دستور داد آماده غسل و كفن شوند امر كرد برايش قبر بكنند. تمام آنچه حضرت رضا فرموده بود آشكار گرديد. خواست قبر پدرش را قبله قبر حضرت رضا قرار دهد يكى از اطرافيان گفت مگر نميگوئى اين شخص امام است جواب داد چرا، گفت بايد قبر او جلو باشد دستور داد در طرف قبله قبر بكنند گفتم بمن فرموده است كه هفت پله بكنند و ضريحى بگشايند گفت بمقدارى كه ابا صلت ميگويد بدون ضريح بكنيد ولى لحد قرار ميدهم.

وقتى رطوبت و ماهيها را مشاهده كرد گفت: پيوسته حضرت رضا (علیه السلام) در زمان زندگانى ما را از عجايب خود بهره‌‌مند ميكرد اينك بعد از مرگ نيز نشان ميدهد وزيرش گفت ميدانى منظور از نشان دادن اين عجايب چيست مأمون گفت: نه.

وزير گفت: ميخواهد بفهماند كه اقتدار و سلطنت شما بنى عباس با زيادى حكمروا و مدت طولانى مثل اين ماهيهاى كوچك است وقتى مدت شما تمام شود خداوند شخصى از ما را بر شما مسلط خواهد كرد كه اين سلسله را منقرض كند گفت راست ميگوئى.

ابا صلت ميگويد: آنگاه مأمون گفت آن دعائى كه ميخواندى بمن بياموز سوگند ياد كردم كه همين الان فراموش كردم راست هم ميگفتم. دستور داد مرا زندانى كنند و حضرت رضا عليه السّلام را دفن نمود.

يك سال در زندان بودم خيلى دلم تنگ شد شبانگاهى تا بصبح متوسل به خاندان نبوت شدم و از خدا خواستم بحق آنها مرا نجات دهد هنوز دعايم تمام‌ نشده بود كه امام جواد وارد شد فرمود دلت تنگ شده است عرض كردم: آرى بخدا قسم.

فرمود: حركت كن دست به زنجيرهائى كه به آن بسته شده بودم زد باز شد دست مرا گرفت و از زندان خارج نمود با اينكه غلامها و زندانبانها ايستاده بودند و مرا مي‌ديدند ولى قدرت حرف زدن نداشتند از زندان كه بيرون آمدم فرمود:

در پناه خدا ديگر نه تو مأمون را خواهى ديد و نه او ترا. ابا صلت گفت: بعد از آن تاكنون مأمون را نديده‌‌ام.

منبع:

دانشنامه اسلامی

   پنجشنبه 17 آبان 1397نظر دهید »

غروب خورشید

رحلت جان گداز پیامبراکرم(ص)، یکی از اندوه بارترین حوادث تاریخ اسلام به شمار می رود. به قول مشهور علمای شیعه، پیامبر اکرم(ص) در روز دوشنبه، 28 صفر سال 11 هجری قمری، و به قول مشهور عامّه در دوازدهم ربیع الاول همان سال، رحلت کرد. شیخ مفید می نویسد: «پیامبر در روز دوشنبه، بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری رحلت فرمود و در این هنگام شصت و سه سال داشت».

 

 

 

در سال یازدهم هجرت، رسول خدا(ص) که پس از سفر حجة الوداع، خاطرش تا حدودی از دشمنان داخلی آسوده شده بود، به فکر رومیان افتاد که از ناحیه شمال، کشور اسلامی را تهدید می کردند. آن حضرت در اواسط ماه صفر همان سال لشکری فراهم کرد و فرماندهی آن را به اسامة بن زید سپرد و متخلفان از آن لشکر را نفرین و لعنت کرد. در همین هنگام، آن حضرت بیمار شد. چون بیماری پیامبر شدت یافت، روزی به مسجد آمد و در پی سفارش های مکرری که پیش از این نیز درباره قرآن و عترت کرده بود، برای آخرین بار درباره آن دو سفارش کرد و فرمود: «من پیشاپیش شمایم و شما در پی، تا نزد حوض کوثر بر من در آیید. آگاه باشید که من درباره ثَقَلَین؛ دو چیز گران بها از شما می پرسم. پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید؛ زیرا خدای لطیفِ خبیر مرا آگاه کرده که آن دو از هم جدا نشوند تا مرا دیدار کنند و من نیز آن دو را از پروردگار خود خواستم و به من داد.

 

 

آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم؛ [یکی] کتاب خدا [قرآن] و [دیگری] عترت من و اهل بیتم. بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید. به ایشان چیزی نیاموزید؛ زیرا آنان داناتر از شما هستند. ای گروه! مردمی نباشید که پس از خود، شما را ببینم که به کفر بازگشته اید و گردن یکدیگر را می زنید و مرا [در آن حال]، در لشکری چون سیل خروشان دیدار کنید.

 

 

آگاه باشید همانا علی بن ابی طالب، برادر و جانشین من است و پس از من درباره تأویل قرآن بجنگد، چنان که من درباره تنزیل آن جنگیدم.» رسول خدا(ص) بارها در هر مجلس و انجمنی این سخن و مانند آن را بر زبان جاری ساخته بود و در روزهای آخر عمر مبارکش نیز در این باره تجدید پیمان کرد.

منبع:

حوزه

   چهارشنبه 16 آبان 13971 نظر »

مشهور آن است که شهادت امام مظلوم علیه السلام در روز بیست هشتم ماه صفر سال پنجاهم هجری اتفاق افتاد.

شیخ مفید رضوان الله علیه نقل کرده که چون قرار صلح بین امام علیه السلام و معاویه برقرار شد، امام علیه السلام به مدینه رفتند و گوشه ای را اختیار کردند و منتظر فرمان پروردگار گردیدند.

 

 

پس از گذشت ده سال معاویه تصمیم گرفت برای فرزندش یزید بیعت بگیرد و چون این خلاف شرایط صلحنامه و معاهده بود و از طرفی در این مدت ده سال مردم به امام حسن علیه السلام بیشتر گرویدند و اظهار علاقه کردند، به همین جهت تصمیم گرفت امام علیه السلام را به شهادت برساند تا با خاطری آسوده ولیعهد خویش را معرفی کند.

 

 

برای پادشاه روم مبلغ صدهزار درهم فرستاد و درخواست زهری نمود تا توسط جعده دختر اشعث ابن قیس امام علیه السلام را به شهادت برساند و خود ضامن شد که اگر جعده آن حضرت را مسموم کند او را به عقد یزید پسرش درخواهد آورد. جعده به طمع رسیدن به مال و دنیا و همسری با یزید امام علیه السلام را مسموم نمود.

مردی به حضرت امام حسن علیه السلام رسید و گفت:

«یابن رسول الله اذللت رقابنا و جعلتنا معشر الشیعه عبیدا، ما بقی معک رجل» .

پسر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ، ما را ذلیل کردی و ما شیعیان را غلامیان بنی امیه گردانیدی.

 

 

حضرت علیه السلام فرمود: به چه سبب. گفت: چونکه خلافت را به معاویه واگذار کردی. امام علیه السلام فرمود: به خدا سوگند که یاوری نیافتم و اگر یاری پیدا می کردم شب و روز با او جنگ می کردم تا خدا میان من و او حکم کند ولیکن شناختم که اهل کوفه بی وفا و در امتحان درست نبودند. زبانشان با من است ولی دلهایشان با بنی امیه است.

 

 

«قال و هو یکلمنی اذا تنخع الدم، فدعا بطست فحمل من بین یدیه ملی ء مما خرج من جوفه ما الدم»

آن مرد گفت: آن حضرت علیه السلام سخن می گفت که ناگاه خون از حلق مبارکش فروریخت طشتی طلب کرد و در زیر آن خونها گذاشت و پیوسته خون از حلق شریفش می آمد تا آن طشت مملو از خون شد.

روای گفت: عرض کردم ای پسر رسول خدا  (صلی الله علیه و آله وسلم) چرا چنین شده؟ فرمود: معاویه زهری فرستاده بود و به خورد من داده اند. گفتم: چرا مداوا نمی کنی. حضرت علیه السلام فرمود: که دو مرتبه دیگر مرا زهر داده اند و مداوا شده، این بار قابل معالجه و دوا نیست.

منبع:

سیره عملی اهلبیت علیهم السلام: حضرت امام حسن علیه السلام
 کاظم ارفع.

 

   چهارشنبه 16 آبان 13971 نظر »

1 2 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 1000

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه