مترجم سایت

 

 پیرامون شب قدر

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ * تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .

(2) اى عفو تو شامل گناهان كوى تو پناه بى پناهان بر خسته دلان شفاى دردى محروم نكرده دردمندى باز است درت بر آزمندان اى عشق دل نيازمندان جز تو كه نظر به حال ما كرد يا گوش بر اين مقال ما كرد بخشنده هر گناهى اى دوست بر گم شدگان پناهى اى دوست اى راز دل شكسته من اى مرهم قلب خسته من اى مونس من انيس جانم اى يار و رفيق در نهانم اى راه مرا چراغ روشن آب و گل من زتست گلشن اميد منى به هر دو عالم دورم منما زخويش يك دم بنگر ز گنه چه تيره روزم چون شمع به درگهت بسوزم باشد كه نظر كنى به حالم بخشى به عنايتت كمالم يادى زغريب بى نوا كن از لطف, تو درد من دوا كن مسكين به در تو دردمند است دل خسته و زار و مستمند است(3) ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چيست؟ شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و ((روح)) در آن شب به اذن پروردگار خود, براى تقدير هر كارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت, تا طلوع صبح است. درباره سوره قدر, شب قدر, معناى قدر, تعيين شب قدر, تكاليف شب قدر و شيوه هاى بهره جويى از اين شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان, مطالب قابل اهميتى وجود دارد, كه ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى دهيم. ثواب قرائت امام باقر(ع) فرموده است: هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با صداى بلند بخواند, مثل كسى خواهد بود كه شمشير به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتيده است.(4) معناى ((شب قدر)) چرا اين شب, ((شب قدر))ناميده شده, در آن چه اسرارى نهفته و چه وقايع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى دهد؟

 

مفسران قرآن كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم(عليهم السلام), درباره نام گذارى اين شب به ((شب قدر))مطالب و دلايل زيادى آورده اند, كه مهم ترين و مناسب ترين آن ها بدين شرح است: 1ـ شب قدر, يعنى شب بزرگ و با عظمت, زيرا در قرآن كريم((قدر))به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در اين آيه مى خوانيم: ((ما قدروا الله حق قدره))(5) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و ((حبيش)) در كتاب ((وجوه القرآن)) ليله القدر را به ليله العظمه معنا كرده(6) رمز اين بزرگى هم در خود سوره((قدر))بيان گرديده است آن جا كه مى فرمايد: شب قدر, از هزار ماه بهتر است. 2 ـ شب با ارزش و پر قيمت, جهت ديگرى براى معناى ((قدر)) مى تواند باشد, زيرا از يك سو در همين سوره مى خوانيم: ((عبادت)) در اين شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوييم: ((قدر جوانى, ((قدر))سلامت ونعمتى را كه در اختيار دارى, بدان)). داد حق عمرى كه هر روزى از آن كس نداند قدر آن را در جهان آن كه غافل بود از كشت و بهار او چه داند قيمت اين روزگار؟ قيمت هر كاله مى دانى كه چيست قيمت خود را ندانى ابلهى است! 3 ـ ((قدر)) به معناى ((سختى معيشت)) نيز آمده, در قرآن كريم مى خوانيم: ((ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله))(7) هر كس گرفتار تنگى روزى و تنگدستى در زندگى شود مقدارى از آنچه را خداوند به او عطا كرده, در راه خدا انفاق نمايد. 4 ـ طبق آيات متعدد قرآن كريم, ((قدر))به معناى اندازه گيرى, تقدير و تنظيم امور آمده است. در آيه اى مى خوانيم: ما قرآن را در شب مباركى نازل كرديم, و ما همواره بيم دهنده بوده ايم; و در آن شب: ((فيها يفرق كل إمر حكيم))(8) هر كارى, بر طبق حكمت خداوند, تعيين و تنظيم مى گردد.)) راغب اصفهانى, مى نويسد: ((ليله القدر اى ليله قيضها لامور مخصوصه))(9) شب قدر, يعنى شبى كه خداوند براى تنظيم و تعيين امور مخصوصى, آن را آماده و مقرر فرموده است.

طبق روايات فراوانى كه وارد شده, در شب قدر, سرنوشت افراد براى سال آينده, مانند: رزق و روزى, مرگ و مير(10), خوشى و ناخوشى, و امور و حوادث ديگر زندگى, بر اساس استعدادها و لياقت ها, رقم مى خورد, و اين تقدير و تنظيم حكيمانه هم, در انسان هيچ گونه ((اجبار)) و ((سلب اختيارى)) به وجود نمىآورد. اين كه فردا اين كنم يا آن كنم اين دليل اختيار است اى صنم و آن پشيمانى كه خوردى از بدى ز اختيار خويش گشتى مهتدى درباره تنظيم و تقدير سرنوشت افراد در ((شب قدر))براى سال آتى آنان, امام صادق(ع)فرموده است: ((التقدير فى ليله القدر تسعه عشر, والابرام فى ليله احدى و عشرين, والامضإ فى ليله ثلاث و عشرين))(11) تقدير امور و سرنوشت ها در شب نوزدهم, تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاى آن در شب بيست و سوم صورت مى گيرد. آرى, به خاطر اهميت شب قدر, ارزش و عظمت آن, نزول فرشتگان بى شمار آسمانى به زمين و سرنوشت سازى اين شب الاهى ده ها روايت در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت وارد شده است. در بيان پيامبر گرامى اسلام(ص) هم مى خوانيم: ((من قام ليله القدر ايمانا و احتسابا, غفر له ما تقدم من ذنبه))(12) هر كس در ((شب قدر))از روى ايمان و اخلاص, به قيام و عبادت ايستد, گناهان گذشته او, بخشيده و آمرزيده مى شود. كى فرستادى دمى بر آسمان نيكيى كز پى نيامد مثل آن ؟ گر مراقب باشى و بيدار تو بينى هر دم پاسخ كردار تو چون شمارى جرم خود را و خطا بحر بخشايش درآيد درعطا كدام شب است؟ شب قدرى كه قرآن كريم, آن را ((بهتر از هزار ماه)) معرفى مى كند حدود يك صد حديث, در كتاب ها و تفسيرهاى شيعه و اهل سنت, درباره عظمت آن واردشده, چه شبى مى باشد؟ مجموع مطالبى كه از قرآن كريم و احاديث شيعه و اهل سنت, در مورد تعيين ((شب قدر)) به دست مىآيد را در موارد زير مى توان خلاصه نمود: 1 ـ در اين كه ((شب قدر)) در ماه مبارك رمضان قرار دارد, هيچ گونه ترديدى نمى توان به خود راه داد, چون از يك سو خداوند فرموده: قرآن در ماه رمضان نازل شده.(13) و از سوى ديگر در سوره((قدر))هم آمده: آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كرديم; و اين كه ((شب قدر))در ماه مبارك رمضان قرار دارد, مورد اتفاق روايات و مفسرين قرآن است.

2 ـ ((شب قدر)), در دهه آخر ماه مبارك رمضان قرار دارد, روايات فراوان و نظريه هاى مفسران شيعه و اهل سنت, آن را حتمى مى شمارد.(14) پس در اين مورد هم ترديدى نيست. ((عايشه)) روايت مى كند: تلاش و كوششى را كه مى ديدم رسول خدا(ص), در دهه آخر ماه مبارك رمضان انجام مى داد, در اوقات ديگر انجام نمى داد.(15) حق شب قدر است در شبها نهان تا كند جان هر شبى را امتحان نه همه شبها بود قدر اى جوان نه همه شب ها بود خالى از آن 3 ـ طبق روايات فراوانى كه در منابع شيعى آمده, شب هاى نوزدهم, بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان ((شبهاى قدر))معرفى شده اند,(16) اما امام باقر(ع) دايره آن را محدودتر نموده, و در پاسخ ((عبدالواحد بن مختار انصارى)) كه خواستار تعيين يكى از آن شب ها از سوى امام(ع) بود, فرموده اند: ما عليك إن تعمل فى ليلتين, هى احديهما.(17) ايرادى ندارد هر دو شب را به عبادت و شب زنده دارى مشغول باش, زيرا ((شب قدر))يكى از اين دو شب مى باشد. 4 ـ در ميان شب بيست و يكم و شب بيست و سومـ در عين حالى كه خدا و رسول(ص) و امامان(عليهم السلام), براى زنده نگهداشتن روح اميد و نشاط و اهميت به اطاعت و عبادت بندگان و تقرب آنان, سعى در مخفى داشتن ((شب قدر)) داشته اند ـ آن طور كه از تعدادى از احاديث استفاده مى شود, احتمال ((شب قدر)) بودن شب بيست و سوم را مى توان تقويت نمود و معتبرتر دانست. زيرا در چند روايت آمده: رسول خدا(ص) به عبادت و شب زنده دارى دهه آخر ماه مبارك رمضان سفارش مى كرد, امام على(ع) مى فرمايد: ((شب بيست و سوم)), در عين حالى كه باران شديدى آمده بود و مسجد مدينه را گل و آب فرا گرفته بود, رسول خدا(ع), ما را به نماز وا مى داشت, و با وجود اين كه صورت و بينى آن حضرت, گل آلود شده بود, دست از عبادت و شب زنده دارى نمى كشيد.(18) امشب شب بخشايش و انعام و عطاست امشب شب آن است كه همراز خداست امام باقر(ص) هم فرموده است: ((عبدالله بن انيس انصارى)), كه در ((جهينه)) زندگى مى كرد و با مدينه فاصله داشت, به حضور رسول خدا(ص) رسيد و عرض كرد: من شتر و گوسفند و چوپانهايى دارم, و نمى توانم زياد در شهر بمانم, اما دوست مى دارم, يكى از شبهاى ماه رمضان را برايم تعيين كنى, تا در آن شب به شهر آمده و به نماز و عبادت بپردازم.

رسول خدا(ص) او را نزديك خويش كشيد, و در گوش او چيزى گفت, آن مرد هم شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان, در مدينه حضور يافت, به عبادت و شب زنده دارى پرداخت, و صبح به محل و سراغ كار خود بازگشت.(19) همچنين در روايت مى خوانيم: رسول خدا(ص) شب بيست و سوم, به صورت افراد آب مى پاشيد تا آنها را خواب نگيرد چنانكه حضرت فاطمه زهرا(س) همه اعضاى خانواده را وادار مى كرد, روز بخوابند, شب كم غذا بخورند تا بتوانند شب بيست و سوم را بيدار بمانند, و مى فرمود: انسان محروم كسى است, كه از خير و فضيلت اين شب محروم بماند. (20) اى دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب هنگام تضرع و نياز است مخسب بيدارى ما چراغ عالم باشد يك شب تو چراغ را نگه دار مخسب بارى, اگر چه با توجه به شواهد حديثى و تاريخى, احتمال ((شب قدر))بودن بيست و سوم ماه مبارك رمضان را تاييد كرديم, اما همان طور كه دربالا هم اشاره شد, پيغمبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام), عنايت داشتند, كه ((شب قدر)) براى افراد مخفى بماند, تا آنان با اطاعت و عبادت در چند شب, براى درك ((شب قدر))و معارف و معنويات آن, تلاش و جستجوى بيش ترى داشته باشند. به روايت ((ابن ابى الحديد)) وقتى درباره تعيين ((شب قدر))از امير مومنان(ع) سوال مى شود, آن حضرت از مشخص كردن, طفره مى رود و مى فرمايد: ((ليس إشك إن الله انما يسترها عنكم نظرا لكم, لا نكم لو إعلمكموها, عملتم فيها و تركتم غيرها, وإرجو إن لا تخطئكم ان شإ الله))(21) در اين جهت ترديد ندارم, كه خداوند جهت مخفى داشتن ((شب قدر)) به شما نظر و عنايت دارد, زيرا اگر آن را براى شما اعلام داشته بود, در همان شب به عمل عبادت مى پرداختيد و عبادت در شب هاى ديگر را ترك مى نموديد, ومن هم به خواست خداوند (در مورد بهره بردارى شما از شب هاى ديگر) اميدوارم شما را محروم نگردانم.

تكاليف ((شب قدر)) دلا مى جوش همچون موج دريا كه دريا گر بيارامد بگندد براى عبادت و درك فضيلت و فيض شب قدر, عموما به مسجدها مى رويم, اما براى اين كه با انجام اعمال جنبى ـ كه خود نيز اعمال پر فضيلتى است ـ خويشتن را براى درك عظمت و فضايل عميق ((شب قدر))آماده تر گردانيم تا بتوانيم در نورانيت قرآن نورانى شويم و بافرشتگان پاك آسمانى هم نوا گرديم و موجى در درياى روح خود ايجاد كنيم, موج هاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بد طوفان نوح! پيشوايان والامقام اسلام, ما را به انجام تكاليف زير دعوت نموده اند. 1 ـ غسل شب قدر غسل, از يك سو عبادت است, چون مى بايست به ((نيت تقرب و اطاعت خداوند)) انجام شود, و از سوى ديگر نظافت و بهداشت مى باشد, چون با شست وشوى بدن, هر مومنى خود را براى حضور در مجامع عمومى و ملاقات سالم و جاذب با اهل ايمان آماده و منظم مى گرداند. امام صادق(ع) فرموده است:((هركس براى شب هاى هفدهم,نوزدهم,بيست و يكم و بيست سوم ماه مبارك رمضان, كه اميد ((شب قدر))بودن آنها مى رود, غسل انجام دهد, از گناهان پاك مى گردد, و مانند روزى مى شود كه از مادر متولد گرديده است)).(22) 2ـ

احيا و ((شب زنده دارى)) همان طور كه در سيره پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مطالعه كرديم, احيا, بيدار بودن و ((شب هاىقدر))را باعبادت سپرى نمودن, از تكاليف ديگر در اين شب ها مى باشد. بارى, شب زنده دارى با عبادت و دعا, وظيفه اى براى همه شب هاى((قدر))است, اما امام حسن عسكرى(ع) فرموده: فلا يفوتك احيإ ليله ثلاث و عشرين;(23) اگر نتوانستى در شب هاى ديگر احيا داشته باشى, سعى كن احيا و شب زنده دارى شب بيست و سوم را از دست ندهى. امام باقر(ع) نيز, فرموده است: هر كس ((شب قدر))را احيا بدارد, خداوند مهربان گناهان او را مىآمرزد… .(24) اما نكته بسيار مهمى كه درباره ((احيا)) بايد مورد توجه باشد, اين است كه, اولا: شب را تاسفيده صبح به عبادت و دعا بگذرانيم; ثانيا: ((به بيدارى چشم)) قناعت نكنيم, زيرا آنچه داراى اهميت فوق العاده است, ((بيدارى دل)) و آگاهى و بصيرتى است كه انسان را در محضر الهى و قرآن كريم و فرشتگان آسمانى, مودب و منظم و لايق گرداند. اى بسا بيدار چشم و خفته دل خود چه بيند چشم اهل آب و گل؟ زيرا, فرشتگان آسمانى كه به زمين نزول مى كند, طبق روايت نخست به محضر حضرت صاحب الامر(ع) شرف حضور مى يابند,(25) تا علاوه بر سلامت آفرينى در ((شب قدر))يا سلام رسانى به بندگان,(26) پيام ((الله)) را به ((حجه الله (ع))) ابلاغ دارند(27) و طبيعى است اگر ((حجه الله(ع)))از وضع ((عباد الله)) رضايت و خرسندى داشته باشد, وضع تقدير و سرنوشت سال آينده ((عباد الله)) از جانب ((الله)), وضع بهتر و سعادتمندانه ترى خواهد بود. 3 ـ قرآن بر سر گرفتن تكليف ديگر ((شبهاى قدر)), قرآن به سرگرفتن است. مومنان روزه گرفته, در ماه خدا و خانه خدا, كتاب خدا را گشوده, به سرگرفته و آن را شفيع خود قرار مى دهند. آن ها به محتواى قرآن مى انديشند, به آغوش آن پناه مى برند و با قرآن پيوند و پيمان مجدد برقرار مى نمايند, تا با معارف نورانى آن, همه زواياى زندگى خويش را نورانى و متعالى گردانند.

البته براى آگاهى به خصوصيات كامل اين اعمال به كتاب هاى دعا بايد مراجعه نمود. (28) امام صادق(ع) هم فرموده است: براى شب هاى((قدر)) قرآن كريم را جلوى خود قرار دهيد, آن را بگشاييد و بخوانيد: ((اللهم انى إسئلك بكتابك المنزل, وما فيه وفيه اسمك الاكبر, وإسمائك الحسنى, وما يخاف ويرجى, إن تجعلنى من عتقائك من النار)).(29) 4 ـ نماز و دعا امام صادق(ع) فرموده است: در هر يك از دو شبهاى قدر صد ركعت نماز مى بايست خوانده شود.(30) آن حضرت, خود نيز اين عمل را انجام مى داد, چنانكه از سر شب تا سفيده صبح به دعا و مناجات با خداوند مى پرداخت.(31)از جمله دعاهايى كه به خواندن آنها سفارش شده دعاى جوشن كبير مى باشد. 5 ـ استغفار و توبه اگر چه روزه دارى خود عامل شست و شوى بخشى از گناهان مى باشد, اما براى وارد شدن به ماه مبارك رمضان, به خصوص دريافت فيض شب هاى((قدر))اداى دين خالق و خلق هم, لازم خواهد بود, در عين حال, در اين شب هاى نورانى, كه به بيان امام صادق(ع): ((درهاى رحمت الهى, به روى بندگان گشوده مى گردد.(32) درخواست آمرزش گناهان, توبه و انابه و گريه و ناله به درگاه خداوند, براى رفع گرفتارىها و رسيدن به حاجت هاى مادى و معنوى, كارى ضرورى خواهد بود. چون خدا خواهد كه مان يارى كند ميل مان را جانب زارى كند ز ابر گريان شاخه سبز وتر شود زان كه شمع از گريه روشن تر شود به هر حال, عظمت و تكاليف شب هاى نورانى و سرنوشت ساز((قدر)) فراوان است, كه اين مقال را مجال آن نيست, فقط به طور خلاصه مى توان گفت: شب قدر , شب وصل است و آداب و تكاليفى را هم كه تاكنون برشمرديم سراسر مى تواند مقدمه وصال محبوب باشد.

پي ‏نوشت‏: 2ـ قدر,. 3ـ انصاريان, حسين ـ عرفان اسلامى, ج 3, ص 184. 4ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;622 الدر المنثور فى التفسير المإثور, ج 6, ص 371. 5ـ حج, 74. 6ـ تفسير نوين, ص 275. 7ـ تفسير نوين, ص 275. 8ـ دخان, 4. 9ـ المفردات فى غريب القرآن, ص 395. 10ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;631 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص 486. 11ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;627 البرهان فى تفسير القرآن, ج 4, ص ;487 وسائل الشيعه, ج 7, ص 259. 12ـ الدر المنثور فى تفسير المإثور, ج 6, ص ;376 فى ضلال القران, ج 8, ص ;628 وسائل الشيعه, ج 7, ص 262. 13ـ بقره, 185. 14ـ الدر المنثور, ج 6, ص ;376 تفسير نورالثقلين, ج 5, ص 629. 15ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376. 16ـ الدر المنثور, ج 6, ص 376. 17ـ نور الثقلين, ج 5, ص 628. 18ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10. 19ـ تفسير نورالثقلين, ج 5, ص ;628 بحارالانوار, ج 94, ص 10. 20ـ بحارالانوار, ج 94, ص 10. 21ـ شرح نهج البلاغه, ج 20, ص ;154 بحارالانوار, ج 94, ص 10. 22ـ فضايل الاشهر الثلاثه, ص ;137 وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 23ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 24ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 261. 25ـ البرهان فى التفسير القرآن, ج 4, ص 488. 26ـ بحارالانوار, ج 94, ص 14. 27ـ بحارالانوار, ج94, ص14. 28ـ مفاتيح الجنان, ص 224. 29ـ بحارالانوار , ج 94 , ص 4. 30ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص ;261 فضائل الاشهر الثلاثه, ص 137. 31ـ وسائل الشيعه, ج 7, ص 260. 32ـ وسائل الشيعه, ج 7,

ص925.





موضوعات: مناسبتها
   یکشنبه 14 تیر 1394نظر دهید »

آیت الله بهجت(ره): وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

 

 

 

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این مافوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما شادى کنیم؟! “”

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

 

 

 

 امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.”

 

 

 

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است
 

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

 

 

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. “یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً  فلان مواد غذایی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

 
 

 

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیا تابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟

 
وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیه السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد
 

 

 

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

پی نوشت ها:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(علیه السلام)

3- حضرت ولی عصر(علیه السلام) می فرمایند: “نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2، ص466

 تبیان

   شنبه 14 بهمن 1396نظر دهید »

هواپیمای امام با تمام دل‌نگرانی‌هایش سرانجام صبح روز 12 بهمن سال 57 در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست. سرود «خمینی ای امام، خمینی ای امام» در سالن فرودگاه چنان پرطنین بود که همه را میخکوب کرده بود. متن پیام خوشامدگویی که توسط استاد شهید مطهری نگاشته شده بود توسط یکی از دانشجویان قرائت شد.

 

 

 

ماشین حامل حضرت امام در میان سیل جمعیت خروشان ایران اسلامی راهی بهشت زهرا گردید تا ضمن تجدید پیمان با شهدای انقلاب اولین دیدار را با مردم که او را به عنوان امام خود با عشق و علاقه پذیرا گشته بودند، سخن بگوید سپس امام سخنرانی تاریخی خود را آغاز می‌کنند:

 

 

 

«بسم‌الله الرحمن الرحیم. ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم؛ مصیبت‌های بسیار بزرگ، مصیبت‌های زن‌های جوان‌مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده… این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده… بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که اینها ساقط شوند. ما به واسطه‌ی آرای مردم، مجلس مؤسسان و دولت موقت و دولت دائم را تعیین می‌کنیم.

با اتمام سخنرانی امام جمعیت مجدداً به سمت جایگاه هجوم آوردند. امام نتوانست سوار هلی‌کوپتر گردد و بلافاصله سوار بر آمبولانسی که آنجا بود، شدند. بالاخره در بین راه امام سوار هلی‌کوپتر شدند و به سمت تهران پرواز کردند. امام بلافاصله به بیمارستان هزار تختخوابی رفتند تا از مجروحان حوادث اخیر که در آنجا بستری بودند دیدار کنند. امام از بیمارستان به منزل یکی از بستگان خود رفتند و عصر نیز با تماس به مدرسه رفاه از محل اقامت خود مسئولان کمیته استقبال را مطلع می‌سازند.

 

 



در گزارشات روزنامه‌ها ارقام جالبی از شکستن تلویزیون‌ها به علت قطع پخش برنامه‌ی ورود امام آمده است.

خبرگزاری یونایتدپرس تعداد مستقبلین را در طول مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و در بهشت زهرا نیم میلیون نفر گزارش نمود. رادیو کلن شمار جمعیت را پنج تا شش میلیون ذکر کرده است. خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر ذکر کردند.

 

 

 

در حدود ساعت 11:05 ماشین حامل امام وارد میدان آزادی شده و در میان شور و شوق و اشتیاق شدید استقبال‌کنندگان و پس از یکبار دور زدن دور میدان وارد خیابان آزادی شد. ماشین امام که چند نفر هم برای محافظت روی سقف آن نشسته بودند با طی مسافت چند کیلومتری دور میدان و در میان بارانی از گل و گلاب و نقل که بر ماشین می‌بارید و اشک‌های شوق که بر گونه‌ها جاری بود به سمت دانشگاه تهران به حرکت درآمد.

امام در مقابل دانشگاه به علت تراکم بیش از حد مستقبلین بالاجبار سخنرانی ننمودند و از چهار راه ولی‌عصر به سوی میدان راه‌آهن به حرکت درآمدند، شاید یکی از دلایل عدم سخنرانی امام غیر از تجمع و تراکم در مقابل دانشگاه همین وضعیتی بود که گروه‌های سیاسی برای سوءاستفاده به وجود آورده بودند.

امام در ساعت 10:5 اولین شب اقامت در ایران علیرغم خستگی زیاد اعضای کمیته برگزاری استقبال را به حضور پذیرفتند و برای آنان سخنرانی کردند.

منبع:

تبیان

بازخوانی خاطرات دهه فجر


موضوعات: دهه فجر
   جمعه 13 بهمن 1396نظر دهید »

دهه فجر انقلاب اسلامی -دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهاي اسلامي، مقطع رهايي ملت ايران و بخشي از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدي دوباره يافت و اين دهه در تاريخ ايران نقطه اي تعيين كننده و بي مانند بشمار مي رود. تا قبل از انقلاب اسلامي،‌ در ايران نظام اسلامي وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ي «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعيت » بود و پادشاهان احساس مي‌كردند كه فاتحيني هستند كه بر مردم غلبه يافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالي عليه اين سلسله معيوب را قطع كردند و نقطه ي عطفي در تاريخ ايران بوجودآوردند و شمشير اسلام مردم را عليه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به كار گرفتند.

 

 

 

دهه فجر انقلاب از رشحات اسلام است و آئينه اي است كه خورشيد اسلام در او درخشيد و اين دهه فجر بايد با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. اين مراسم را با هيجانهاي عاطفي صحيح بايد با طراوت و تازه كرد.

 

 

در مذهب ما،‌ احساسات،‌ گريه و شادي، حب و بغض و عشق و نفرت جايگاه والايي دارد. از اين رو جشنهاي دهه فجر مي بايستي همچون مراسم و اعياد مذهبي گرامي داشته شود و مردمي باشد. بايد كليه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ي فراموش نشدني حضرت امام و پيروزي انقلاب اسلامي را جشن بگيرند.

 

 

منبع: تبیان


موضوعات: دهه فجر
   پنجشنبه 12 بهمن 1396نظر دهید »

بازگشت امام خميني به میهن
با گسترش قيام مردم و خروج شاه از ايران، شاپور بختيار به عنوان آخرين و تنها اميد رژيم پهلوي و سردمداران غربي پشتيبان این رژیم، به عنوان نخست وزير باقي مانده بود. در طرف مقابل تظاهرات مردم هر روز پر شورتر و مصمم‌تر مي‌شد و شعار استقلال،‌ آزادي، جمهوري اسلامي بعنوان اصلي ترين خواسته مردم در نهضت انقلابي به رهبري امام خميني (ره) مطرح مي‌شد.

 

 

 

امام خميني (ره) که شرط ورود خود را به کشور، خروج شاه، اعلام کرده بودند، با فرار شاه در 26 دي 1357، تصميم به بازگشت گرفتند. قرار بود اين رجعت تاريخي در روز پنجشنبه پنجم بهمن 1357 انجام گيرد اما بختيار، با بستن فرودگاه ها مانع از انجام اين امر شد. با انتشار خبر بسته شدن فرودگاهها، مردم خشمگين به خيابان ها ريخته و با تحصن و شعارهاي کوبنده، دولت بختيار را تحت فشار شديدي قرار دادند.

در همين زمان رئيس شوراي سلطنت، سيد جلال تهراني،‌ در پاريس ضمن استعفا خدمت امام، اعلام کرد که شوراي سلطنت غير قانوني است. سرانجام، تحصن‌ها و تظاهرات عظيم مردم، بختيار را مجبور کرد فرودگاه ها را باز کند. کارکنان اعتصابي تلويزيون اعلام کردند براي ضبط و پخش مستقيم مراسم آماده‌اند. فرودگاه مهرآباد آماده استقبال از پرواز انقلاب بود.

 

 

 

روز 12 بهمن 1357، پرشکوه ترين استقبال تاريخي رقم خورد و هواپيماي ايرفرانس در حوالي ساعت 9 صبح در فرودگاه مهرآباد نشست و حضرت امام خمینی (ره)، با قلبي آرام و مطمئن پس از 15 سال هجرت، پا به خاک ميهن اسلامي گذاشتند.
صدها خبرنگار و عکاس و فيلمبردار به ثبت اين رويداد تاريخي پرداختند. جمعيت استقبال کننده در طول 33 کيلومتر از فرودگاه امام تا بهشت زهرا (س) که مقصد بعدي امام بود. بين 4 تا 8 ميليون نفر تخمين زده مي‌شد. امام خمینی(ره) از فرودگاه مستقيما به بهشت زهرا (س) رفتند و ضمن اداي احترام به شهداي انقلاب اسلامي، سخنراني تاريخي خود را در آنجا ايراد کردند.

 

 

 

در اين سخنراني امام نخست وزیری شاپور بختیار را غیر قانونی اعلام کرده و فرمودند: «من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين مي‌کنم.»‌ بدين ترتيب از ورود امام ده روز تاريخي که بعدها دهه فجر انقلاب اسلامی نام گرفت، سپري شد تا طومار رژيم پهلوي و 2500 سال استبداد شاهنشاهي براي هميشه در هم تنيده شود.

منبع: تبیان

 


موضوعات: دهه فجر
   پنجشنبه 12 بهمن 1396نظر دهید »

دهه فجر انقلاب اسلامی
دهه فجر،به روزهای ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ گفته می‌شود که طی آن سید روح‌الله خمینی بعد از تبعید پانزده ساله در دوازدهم بهمن سال ۱۳۵۷ به ایران وارد و در نهایت با اعلام بی‌طرفی ارتش شاهنشاهی، سلطنت پهلوی در بیست و دوم بهمن ماه منقرض شد.

 

 

 

هر ساله در طول دهه فجر مراسم و یادبودهای زیادی توسط طرفداران نظام جمهوری اسلامی ایران انجام می‌گیرد. همچنین در ایام دهه فجر سازمان‌ها، ادارات دولتی اقدام به برگزاری سمینارها و همایش‌ها می کنند.

در ایام دهه ی فجر،جشنواره فجر که بزرگترین جشنواره دولتی فیلم، تئاتر و موسیقی ایران است معمولاً در طول دهه فجر برگزار می‌شود.

در روز ۱۲ بهمن زنگ مدارس به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای آیت‌الله خمینی به ایران، در ساعت ۹ و ۳۳ دقیقه نواخته می‌شود. در روز ۲۲ بهمن، آخرین روز از دهه فجر نیز که به عنوان تعطیل رسمی در تقویم رسمی کشورمان ثبت شده است، راهپیمایی عظیمی در شهرهای مختلف برگزار می‌شود.

 

منبع: 

تبیان

 

 


موضوعات: دهه فجر
   پنجشنبه 12 بهمن 1396نظر دهید »

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر اميرمؤمنان علي بن ابي طالب (علیه السلام)، يكي از بانوان قدسي عالم بشريت و مهتر زنان عالم است. پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره وي فرمود: ففاطمة حوراء في صورة انسيّة، فاذا اشتقت الي الجنّة قبلت فاطمة، فأشمّ منها رائحة الجنّة ؛ فاطمه(سلام الله علیها)، حوري (بهشتي) است كه به صورت انسان آفريده شده است. من هر گاه مشتاق بهشت مي شوم، به نزد فاطمه مي روم و بوي بهشت برين را از وي استشمام مي كنم.

 

 


حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، آخرين فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از همسرش حضرت خديجه كبري (سلام الله علیها) است كه در سال پنجم بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، در مكه معظمه ديده به جهان گشود.
در ايام هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، اين بانوي شريف نيز به مدينه هجرت كرد و پس از مدتي، با پسر عمويش علي بن ابي طالب(علیه السلام) ازدواج نمود. ثمره ازدواج مبارك آثار آنان، دو پسر و دو دختر به نام هاي امام حسن مجتبي(علیه السلام)، امام حسين(علیه السلام)، زينب كبري (سلام الله علیها) و ام كلثوم (سلام الله علیها) مي باشد. هم چنين در هنگام رحلت پدرش پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، به فرزند ديگري باردار بود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) او را “محسن” نام نهاده بود. وليكن پس از رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ناملايمات فراواني از اصحاب پدرش، به ويژه غاصبان خلافت اسلامي متحمل شد و بر اثر آن، جنين او سِقط و پيش از تولد، در رحم مادرش شهيد گرديد.

 

 


حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از آن پس بيمار شد و روز به روز حالش سخت تر گرديد، تا اين كه در جمادي الاولي سال يازدهم قمري ديده از جهان فروبست و روح ملكوتي اش به روح پاك و قدسي پدرش پيوست.
درباره تاريخ شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) اكثر مورخان و سيره نويسان شيعه متفقند كه اين حادثه جان سوز در ماه جمادي به وقوع پيوست، وليكن در اين كه كدام يك از دو ماه جمادي الاولي و جمادي الآخره بوده است، اتفاق نظر ندارند. زيرا برخي از آنان معتقدند كه آن حضرت، پس از رحلت پدرش پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها هفتاد و پنج روز و برخي ديگر مي گويند نود و پنج روز زنده بود.

 

 


آن هايي كه هفتاد و پنج روز را برگزيده اند، شهادتش را در روز سيزدهم جمادي الاولي مي دانند.
ابن أبي ثلج بغدادي در “تاريخ الأئمة (علیهم السلام)” در اين باره گفت: و اقامت (فاطمة الزّهراء سلام الله علیها) مع اميرالمؤمنين علیه السلام من بعد وفاة رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) خمسة و سبعين يوما. 
علام طبرسي(ره) با اين كه مي گويد: و بقيت (فاطمه سلام الله علیها ) بعده (رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم) خمسة و سبعين يوما، با اين حال تاريخ شهادتش را در سوم جمادي الاخره مي داند و در اين باره گفت: توّفيت الزّهرا(سلام الله علیها) في الثّالث من جمادي الآخرة سنة احدي عشرة من الهجرة.

 

 


به نظر مي آيد كه علت اختلاف اقوال علما درباره تاريخ شهادت آن حضرت، از دو چيز سرچشمه گرفته است:
اول اين كه آن حضرت پس از رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، هفتاد و پنج روز زنده بود، يا نود و پنج روز؟ كه اين دو قول، معروف بين علما و مورخان ما است.
دوم اين كه رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در چه تاريخي بوده است؟ آيا در روز بيست و هشت صفر واقع گرديد و يا در روز دوازدهم ربيع الاول (آن طوري كه اهل سنت نقل مي كنند)؟ هر يك از اين دو قول، تأثير خاصي در تعيين روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) خواهد داشت. علامه طبرسي در اعلام الوري، درباره مدت زندگي حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پس از رحلت پدرش پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تاريخ شهادتش گفت: روايت شد كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در سوم جمادي الآخره، سال يازدهم از هجرت وفات كردو مدت نود پنج روز و يا چهار ماه پس از پدر بزرگوارش در جهان زندگي كرد.

 

 


البته قول هاي ديگري نيز درباره شهادت آن حضرت بيان گرديد، كه به خاطر عدم شهرت، اشاره اي به آن ها نمي كنيم.
به هر روي، اين مسئله قابل تأمل و جاي بحث و بررسي بيشتر و فني تر است و مجال ديگري مي طلبد. اما شيعيان و محبان اهل بيت(علیهم السلام) به خاطر عشق و علاقه بي حد به خاندان پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، هم در سيزدهم جمادي الاولي و هم در سوم جمادي الآخره، در سوگ آن بانوي بزرگ عالم اسلام، سياه پوش و عزادار مي باشند. بدين جهت، دو ايام فاطميه را گرامي مي دارند.
سيزدهم جمادي الاولي، نخستين روز فاطميه اول است.

ماه جمادی الاول: علت نام گذاری ماه جمادی الاول، وقایع ماه جمادی الاول

ماه جمادی الاول (یا ماه جمادی الاولی) پنجمین ماه از ماه‌های قمری است. دلیل نام این ماه و جمادی الثانی این است که چون در هنگام نامگذاری ماه‌‌های عربی، این دو ماه در فصل سرما و یخبندان قرار گرفتند «جمادی» (یعنی انجماد و یخبندان) نام گرفتند.

حوادث زیادی در این ماه روی داده است که مهمترین آن‌ها جنگ جمل بود که در سال 36 قمری بین حضرت امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) و عایشه و طلحه و زبیر رخ داد که در نهایت به شکست سپاه جمل منتهی گشت. حادثه عظیم دیگر شهادت بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که بنا بر روایتی در سال 11 قمری روی داد. از دیگر رویدادهای این ماه می‌‌توان به سوزاندن محمد بن ابی‌بکر، استاندار علوی مصر توسط دژخیمان معاویه اشاره کرد که در سال 38 قمری اتفاق افتاد.

 

 

 

اعمال ماه جمادی الاول
باب يازدهم در ماه جمادى الاول است:

روز اول:

در اين روز بخواند دعايى را كه سيد بن طاووس در اقبال ذكر كرده: اللهم انت الله…

روز دهم:

در اين روز در سال 36 (سى و شش) جنگ جمل واقع شد و زيد بن صوحان و برادرش شهيد شدند و طلحه را مروان و زبير را ابن جرموز به قتل رسانيد.

روز سيزدهم:

اول ايام فاطميه است.

روز چهاردهم:

علامه مجلسى رحمه الله در زادالمعاد فرموده: كه كلينى به سند صحيح از حضرت امام صادق علیه‌السلام روايت كرده است كه: حضرت فاطمه صلوات الله عليها هفتاد و پنج روز بعد از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله زنده بود، پس بنابر مشهور كه وفات حضرت رسول صلى الله عليه و آله در بيست و هشتم ماه صفر بوده، وفات حضرت فاطمه عليهاالسلام بايد در سيزدهم يا در چهاردهم يا پانزدهم ماه جمادى الاولى باشد. پس زيارت آن حضرت در اين ايام مناسب است خصوصا در چهاردهم كه ظاهرتر است و احقر وفات آن بانو را در سوم جمادى الاخر ذكر مى‌نمايم، ان شاءالله.

 

 

روز پانزدهم:

در اين روز در سال 36 (سى و ششم) فتح بصره شد و نزول نصر، شد براى امیرالمومنین عليه‌السلام در جنگ جمل و در همين روز بعينه ولادت با سعادت حضرت على بن الحسين عليه‌السلام واقع شده، والده ماجده آن حضرت معظمه، شهربانو بود. او دختر يزدگرد پادشاه عجم است كه در ايام ولادت آن حضرت از دنيا رحلت كرد و حضرت على بن الحسين عليه‌السلام را ابن الخيرتين مى‌گفتند به سبب حديثى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مروى است كه فرموده است: «ان لله فى عباده خيرتين فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس».

منبع: اهلبیت علیهم السلام

   سه شنبه 10 بهمن 13962 نظر »

1 ... 7 8 9 ...10 ... 12 ...14 ...15 16 17 ... 997

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
اربعین