مترجم سایت

 

تبرک
تبرک در لغت به معنای طلب برکت است و برکت به معنای زیادی و رشد یا سعادت است. 

در اصطلاح به معنای طلب برکت از طریق چیزی یا حقیقتی که خداوند متعال برای آنها امتیاز و مقام خاصی قرار داده است؛ همانند لمس کردن یا بوسیدن دست پیامبر صلی الله علیه و آله یا برخی از آثار آن حضرت بعد از وفاتش.

 

 

 

مسئله تبرک یکی از مسائل اختلافی بین وهابیان و مسلمانان است. در عقاید فرقه وهابیت، تبرک به آثار صالحین و اولیای الهی و اماکن و مشاهد مقدسه و آثار وابسته به آنان به شدت انکار شده است؛ و آن را از مصادیق شرک می دانند و با کسانی که این عقیده را دارند، مبارزه می کنند. آنها به حرمت تبرک فتوا داده اند، چنان که «صالح بن فوزان» -از مفتیان وهابیان - می گوید:

سجده کردن بر تربت اگر به قصد تبرک به این تربت و تقرب به ولی باشد، شرک اکبر است و اگر مقصود از آن تقرب به خدا با اعتقاد به فضیلت این تربت باشد، همانند فضیلت زمین مقدس در مسجد الحرام و مسجد نبوی و مسجد الأقصی، بدعت است. 

 

 

 

«ابن عثیمین» می گوید: «تبرک جستن به پارچه کعبه و مسح آن از بدعت هاست؛ زیرا در این باره از پیامبر صلی الله علیه و آله چیزی نرسیده است» . 

گروه دائمی مفتیان وهابیان می گویند:

 توجه کردن مردم به این مساجد و مسح نمودن دیوارها و محراب ها و تبرک به آنها بدعت و نوعی شرک و شبیه به عمل کفار در جاهلیت است. 

حاکم در مستدرک نقل می کند:

مروان بن حکم، وارد مسجد شد و مردی را دید که صورت بر قبر نهاده است، گردن او را گرفت و گفت: «می دانی چه می کنی؟» وقتی آن مرد صورتش را برداشت، مروان دید که ابوایوب انصاری است، او خطاب به مروان گفت: «من نزد سنگ نیامده ام، نزد پیامبرصلی الله علیه و آله آمده ام. ای مروان از پیامبرصلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: آن گاه که دین را صالحان رهبری کنند بر آن گریه نکنید، آن گاه گریه نمایید که نا اهلان رهبر باشند» . 


یکی از شبهاتی که وهابیان در مسئله تبرک مطرح می کنند این است که چرا شیعیان هنگام زیارت، در و دیوار حرم را می بوسند و به آنها تبرک می جویند؟

 

 

 

پاسخ این است که تبرک به آثار اولیای خدا، مسئله ای نیست که هم اکنون در میان گروهی از مسلمانان پدید آمده باشد، بلکه ریشه این رفتار را در زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و صحابه آن حضرت می توان یافت.

نه تنها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یاران آن بزرگوار، بلکه در میان امت پیامبران پیشین نیز این امر وجود داشته است. علاوه بر این، دلایل فراوانی بر مشروع بودن تبرک به آثار اولیاء، در کتاب و سنت وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

یوسف صدیق هنگامی که خود را به برادران خویش معرفی کرد و آنان را بخشید فرمود: « اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هذا فَأَلْقُوهُ عَلی وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیراً » ؛ «این پیراهن مرا ببرید و بر صورت پدرم بیندازید، بینا می شود» . (یوسف:٩٣)

سپس خداوند می فرماید:

« فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِیرُ أَلْقاهُ عَلی وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً » (یوسف:٩6)

اما هنگامی که بشارت دهنده آمد آن (پیراهن) را بر صورت او افکند؛ ناگهان بینا شد.

این سخن گویای قرآن، نه تنها گواه روشنی بر تبرک جستن پیامبر خدا (حضرت یعقوب علیه السلام) به پیراهن پیامبری دیگر (حضرت یوسف علیه السلام) است، بلکه بیانگر آن است که این پیراهن، موجب بازگشت بینایی حضرت یعقوب (علیه السلام) گردید.

زمخشری می گوید:

تابوت، صندوق تورات بوده است، و هرگاه حضرت موسی علیه السلام در صدد جنگ برمی آمد، آن را بیرون می آوردند و در منظر بنی اسرائیل قرار می دادند تا با دیدن آن آرام شوند و در جهاد سست نگردند. 

رسول گرامی اسلامصلی الله علیه و آله نیز به هنگام طواف خانه خدا، حجرالاسود را استلام می نمود و یا می بوسید. در صورتی که اگر لمس کردن و یا بوسیدن سنگی، شرک به خدا بود، هرگز پیامبر به چنین کاری مبادرت نمی ورزید.

در کتب صحاح، مسانید، تاریخ و سنن، روایات فراوانی درباره تبرک جستن صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله به آثار آن حضرت، مانند لباس، آب وضو، ظرف آب و. . . به چشم می خورد که به روشنی دلالت بر مشروعیت تبرک دارد.

بخاری در صحیح خود، در ضمن روایتی طولانی که شرح برخی از ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله و یاران او را دربردارد، چنین می نویسد: «هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وضو می گرفت، نزدیک بود مسلمانان، (بر سر به دست آوردن آب وضوی آن حضرت) با هم بجنگند» . 

همچنین در جای دیگر آمده است که تارهایی از موی پیامبر صلی الله علیه و آله نزد «ام سلمه» زوجه رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که هرگاه کسی را چشم زخمی می رسید ظرف آبی خدمت ایشان می فرستاد تا آن موها را در آن فرو کند و آسیب دیده را شفا بخشد. 

قاضی عینی درباره موی پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید:

نزد ام سلمه تعدادی از موی پیامبر صلی الله علیه و آله بود که در ظرفی نگهداری می کرد و همیشه مردم هنگامی که مریض می شدند، به آن تبرک می جستند و از آن استشفا می نمودند، و موی حضرت را برداشته و در ظرفی از آب گذاشته و آن را می آشامیدند و بدین صورت شفا می یافتند. 

مسلم در صحیح خود می نویسد: «کودکان را نزد پیامبر می آوردند و آن حضرت به منظور تبرک آنان، دعا می کرد» . 

انس می گوید:

پیامبر صلی الله علیه و آله بر امّ سلیم وارد شد و از مشکی که بر دیوار آویزان شده بود؛ آب آشامید. امّ سلیم مشک را برداشته و دهانه آن را بریده و برای تبرک نزد خود نگاه داشت. 

همچنین صحابه می کوشیدند تا از جایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن آب نوشیده بود، آب بنوشند. انس بن مالک می گوید:

کارگران مدینه هر صبح با ظرف هایی از آب می آمدند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله با فروبردن دست در آنها، آن آب ها را تبرک کنند و حضرت چنین می کردند، حتی درروزهای بسیار سرد. 


 

انس بن مالک در روایتی می گوید: «سلمانی، سر رسول خدا صلی الله علیه و آله را می تراشید و هر موی آن حضرت در دست یکی از صحابه بود که بدان تبرک می جست» . 

ابوجحیفه می گوید:

در مکانی به نام حمراء ادم بودم که بلال آب وضوی پیامبر را بیرون آورد و مردم برای گرفتن قطره های آن با هم مسابقه می گزاردند تا به آن تبرک جویند. 

«ابوایوب انصاری» می گوید:

بعد از آنکه رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد خانه ما شد؛ من برای حضرتش غذا می آوردم، هنگامی که ظرف غذا را بر می گرداندم، من و همسرم از محل دست های پیامبر صلی الله علیه و آله در غذا به نیت تبرک برمی داشتیم و استفاده می کردیم. 

«ابن سعد» می گوید:

از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله کنار چاه بضاعه آمد و با دلوی از چاه آب کشید و با آن وضو گرفت و بقیه آن را داخل چاه ریخت. بعد از این جریان هرگاه شخصی مریض می شد، از آن چاه آب می کشیدند و او را می شستند، فوری شفا می یافت.

«حنظله» می گوید:

جد من مرا خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله برد و گفت: من پسرانی بزرگ و کوچک دارم که این کوچک ترین آنهاست. برای او دعا بفرمایید. پیامبر صلی الله علیه و آله دستی بر سر من کشید و فرمود: خداوند بر سعادتت بیفزاید، راوی می گوید: با چشم خود دیدم که بیمارانِ صورت باد کرده یا حیوانات  ورم کرده را نزد حنظله می آوردند و او با «بسم الله» دست بر سر خود می کشید و می گفت: این جای دست رسول خدا صلی الله علیه و آله است. سپس محل ورم کرده را مسح می کرد و ورم برطرف می شد. 

«صفیه» می گوید:

هرگاه عمر بر ما وارد می شد، دستور می داد تا کاسه ای که از رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد ما بود به او دهیم، سپس آن را از آب زمزم پر می نمود و از آن می آشامید و (به قصد تبرک) بر صورتش می پاشید. 

«عبدالله بن محمد انصاری» می گوید:

همراه فقیه و ادیب مالکی به دمشق رفتیم، او تصمیم داشت که کفش مبارک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را که در دار الحدیث الاشرفیه بود، زیارت کند، من همراهش بودم. چون نگاهش به آن کفش مبارک افتاد، سر را برهنه کرد و به بوسیدن آن پرداخت و آن را بر صورت خود مالید و اشک هایش جاری بود و شعری را به این مضمون می خواند که اگر به مجنون گویند آیا لیلی و وصال و دیدار او را می خواهی، یا دنیا را با آن چه در آن است؟ خواهد گفت: غباری از خاک کفش لیلی برایم محبوب تر و برای درد عشقم شفابخش تر است. 

درکتاب های سنن و آداب، یکی از مستحبات زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله، تبرک جستن به آثار نبوی و اماکن مقدسی است که از دوران های گذشته به یادگار مانده است.

«خطیب شربینی» می گوید:

مستحب است که حاجی به سایر مشاهد و اماکن مدینه هم برود که نزدیک به سی محل می شود و مردم مدینه آنها را می شناسند. همچنین مستحب است زیارت بقیع و مسجد قبا و رفتن به سراغ چاه اریس و نوشیدن و وضو ساختن از آب آن، همچنین بقیه چاه های هفتگانه ای که در مدینه است. 

این موارد بخشی از روایات اهل سنت بر جواز تبرّک به آثار اولیای خداست. مسلمانان تنها به پاس احترام پیشوایان خود و پیشتازان دین خدا و به منظور ابراز محبت بی شائبه خود به آن آثار تبرک می جویند. اگر شیعیان هنگام زیارت حرم پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، ضریح را می بوسند، و یا در و دیوار را لمس می کنند، تنها بدان جهت است که به پیامبر گرامی و عترت او عشق می ورزند و این یک مسئله عاطفی، انسانی است که در وجود یک انسان شیفته، تجلی می یابد.

منبع:زیارت (آثار،آسیب ها و شبهات)

محمدرضا اسلامی ندوشن


موضوعات: شبهات
   چهارشنبه 18 بهمن 13961 نظر »

1 ـ کتابخوانی کودکان

کودکان را به کتابخوانی عادت بدهید، این کار تا آخر عمر همراه با آنها خواهد بود.پدر و مادرها بچه‌ها را از اول با کتاب مانوس کنند 

 

 

 

2 ـ کتابخوانی تابستانی

در تابستان‌ها که نوجوانان و جوانان محصل تعطیلند حتماً کتاب بخوانند ، کتاب‌هایی را معین کنند، بخوانند و تمام کنند. 

3 ـ زنگ کتاب‌خوانی

معلمین و دانش‌آموزان ساعاتی را به کتابخوانی اختصاص دهند. این را حتماً وزارت آموزش و پرورش بررسی کند.

 

 

 

4 ـ محفل کتابخوانی

جوان‌ها وقتی دور هم می‌نشینند و دو ساعت سه ساعت جلسه دارند یه قرار بگذارند که از این جلسه ، نیم ساعت کتاب بخوانند . 

5 ـ کتابخوانی روزانه

به بهانه اشتغال و کارهای روزمره از مطالعه غفلت نکنید .  کتابخوانی را جزء کارهای زندگی بدانید. 

 

 

 

6 ـ اهمیت کتاب

بهای کتاب را جزئی از هزینه‌های ضروری بدانید . 

 

 

 

7 ـ عرضه کتاب

ناشرین در قطار راه آهن ، مترو و اتوبوس‌ها کتاب‌های جذاب و سرگرم‌کننده عرضه کنند. 

در اداراتی که مردم زیاد انتظار می‌کشند و جمعیت زیاد است کتاب عرضه شود . 

 

 

 

8 ـ بازار کتاب

دنبال کتاب مورد نظرتان بگردید تا ناشر و مولف هم برای پدید آوردن کتاب تلاش کنند. 

 

 

 

9 ـ همراه کتاب

 با خود کتاب همراه داشته باشید و از وقت‌های اضافه خود برای کتابخوانی استفاده کنید.

 

 

 

10 ـ صدقه کتاب

در صورت توان برای چاپ کتاب‌های خوب هزینه کنید و آن را به حساب صدقه جاریه بگذارید.

 

 

 

11-هدیه کتاب

کتاب‌های خوبی که می‌خرید را پس از مطالعه به دوستان و فرزندانتان بدهید تا آنها هم بخوانند. 

منبع:

 khamenei.ir 

 


موضوعات: معرفي كتاب
   یکشنبه 15 بهمن 13967 نظر »

رهبر معظم انقلاب در مورد اهمیت کتاب و کتاب‌خوانی فرمودند: کتاب‌خوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی، که یک واجب دینی است.

 

 

 

مقام معظم رهبری: بیش از آنچه که از لحاظ عرضه کتاب عقبیم، از لحاظ کتاب‌خوانی عقبیم، کتاب خواندن در کشور ما متأسفانه یک کار اختصاصی است، مخصوص بخشی از مردم است، مربوط به همه مردم نیست، در حالی که معارف و علوم و هنر و ذوق و آنچه که در حیطه کار فرهنگ هست مال همه مردم است، مخصوص بخشی از مردم که نیست.

همه به مفاد و محتوای کتاب احتیاج دارند، در حالی که همه از کتاب استفاده نمی‌کنند. اکنون ملت ایران باید عقب افتادگی‌ها را جبران کند. اینک فرصت بی نظیری از حکومت دین و دانش بر ایران پدید آمده است که باید از آن در جهت اعتلای فکر و فرهنگ این کشور بهره جست.

امروز کتاب خوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی، که یک واجب دینی است. از همه بیشتر، جوانان و نوجوانان باید احساس وظیفه کنند، اگر چه آن گاه که انس با کتاب رواج یابد، کتاب‌خوانی نه یک تکلیف، که یک کار شیرین و یک نیاز تعلل ناپذیر و یک وسیله برای آراستن شخصیت خودش تلقی خواهد شد، و نه تنها جوانان، که همه نسل‌ها و قشرها به دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد. (برگرفته از من و کتاب، صفحه 46)

 

 

 

رهبر معظم انقلاب در دیدار معلمان و اساتید در بیستم مهر سال 1391 فرمودند:

یکی از مشکلات ما تنبلی است. مساله مطالعه و کتابخوانی مهم است. در جامعه ما بی اعتنایی به کتاب وجود دارد. گاهی آدم می بیند در تلویزیون از این و آن سوال می کنند: آقا شما چند ساعت در شبانه روز مطالعه می کنید، یا چقدر وقت کتابخوانی دارید؟

یکی می گوید پنج دقیقه، یکی می گوید نیم ساعت! انسان تعجب می کند. ما باید جوانان را به کتابخوانی عادت دهیم، کودکان را به کتابخوانی عادت دهیم؛ که این تا آخر عمر همراهشان خواهد بود.

کتابخوانی در سنین بنده - که البته بنده چندین برابر جوان ها کتاب می خوانم - غالبا تاثیرش بمراتب کمتر است از کتابخوانی در سنین جوان ها و شما عزیزانی که اینجا حضور دارید.

آنچه که همیشه برای انسان می ماند، کتابخوانی در سنین پایین است. جوانان شما، کودکان شما هرچه می توانند، کتاب بخوانند؛ در فنون مختلف، در راه های مختلف، مطلبی یاد بگیرند. البته از هرزه گردی در محیط کتاب هم باید پرهیز کرد، منتها این مساله بعدی است؛ مساله اول این است که یاد بگیرند، عادت کنند به این که اصلا به کتاب مراجعه کنند، کتاب نگاه کنند.

البته باید دستگاه ها مراقب باشند، اشخاص مواظب باشند، هدایت کنند به کتاب خوب که با کتاب بد، عمر ضایع نشود.

 

 

 

ایشان در بخشی دیگر از سخنانشان فرمودند: «با تلخى باید اعتراف کنیم که رواج کتاب و روحیه‌ کتابخوانى در میان ملت عزیز ما که خود یکى از مشعل‌داران فرهنگ و کتاب و معرفت در طول تاریخ پس از ظهور اسلام بوده است، بسى کمتر از آن چیزى است که از چنین ملتى انتظار مى‌رود»

 

 

 

 

 همچنین افزودند: «باید جورى بشود که در سبد کالاى مصرفى خانواده‌ها، کتاب یک سهم قابل قبولى پیدا کند و کتاب را بخرند براى خواندن، نه براى تزئین اتاق کتابخانه و نشان دادن به این و آن. این هم یک نکته است، که مسئله‌ کتابخوانى در جامعه است.»

 

 

 

 

باتوجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر وجوب کتابخوانی و نقش کتاب در زندگی ایرانیان به نظر می رسد که وزارت ارشاد باید توجه ویژگی به دغدغه های رهبری در این حوزه داشته باشند و اجازه حاشیه سازی در عرصه کتاب و نشر را ندهد.

منبع:

Khamenei.ir


موضوعات: معرفي كتاب
   یکشنبه 15 بهمن 13963 نظر »

* روز چهاردهم بهمن سیل مشتاقان زیارت حضرت امام از ابتدای صبح،کوچه ها و خیابانهای اطراف مدرسه علوی را پرکرده بودند.حضرت امام نیز با حضور در سرسرای مدرسه ، به ابراز احساسات آنان پاسخ می دادند.

* حضرت امام طی یک مصاحبه مطبوعاتی در مدرسه علوی ، به وظیفه خطیر مطبوعات و اهل قلم‏ در عرصه جدید انقلاب اسلامی ایران اشاره نمودند.

 

 

 

* حضرت امام درسخنرانی پرشور بهشت زهرا صراحتاً دولت بختیار را غیر قانونی خوانده بودند و اعلام کردند که دولتی اسلامی متکی به حکم خدا وآرای ملت تشکیل خواهند داد.این مهم بر عهده ی شورای انقلاب بود.صبح روز چهاردهم جلسه شورای انقلاب ، برای تعیین نخست وزیر دولت موقت ،تشکیل شد.دراین جلسه پس از بحث و بررسی ، مهندس مهدی بازرگان برای نخست وزیری دولت موقت انتخاب شد.

* امام خمینی در جمع روحانیون درباره تز استعماری جدایی دین از سیاست و کنار زدن روحانیت از سیاست و پیامدهای آن صحبت کردند.

* امام خمینی در جمع اعضای کمیته استقبال شعار “ملیت” را نیرنگ آمریکا خواندند.

* بختیار در مصاحبه با لوماتن گفت: بعضی اوقات صبر بهترین تاکتیک است و اگر آیت الله خمینی بخواهد در شهر مقدس قم دولت پیشنهادی خود را به وجود آورد، به او اجازه خواهم داد تا دولتی شبیه به واتیکان تأسیس کند.

* اولین کتاب درباره بحران ایران تحت عنوان ” ایران بر ضد شاه ” در پاریس منتشر شد . نویسنده کتاب، احمد ناروقی ، از نویسندگان روزنامه لوموند و از طرفی نوه احمد شاه قاجار می باشد.

* تااین روز سی وپنج هزار آمریکایی ایران را ترک کرده بودند. به گزارش رسانه های گروهی دولت آمریکا تماس خودرا با شاه قطع کرده است.

* روسای سازمان انرژی اتمی تحت تعقیب دیوان کیفر قرار گرفتند.

* بختیار اعلام کرد نقش آیت الله خمینی را در حل و فصل مسائل اجتماعی و مذهبی می پذیرد. 

* مردم در تمام کشور به اعتصاب عمومی دست زده اند. کارکنان ادارات و وزارتخانه های مختلف، وزیران و مدیران دولت را به محل کار خود راه نمی دهند.

* اعلام آمادگی 40 تن از نمایندگان مجلس برای استعفا.

* اعلام همبستگی کارکنان نخست وزیری با شورای انقلاب.

 

 

 

* همافران در شهرستان بهبهان تظاهرات کردند و علیه رژیم پهلوی ودر حمایت از امام خمینی شعار دادند.

* خانواده های گروهی از همافران دستگیر شده مجدداً در کاخ دادگستری تحصن کردند.

* جواد شهرستانی، شهردار وقت تهران، به دیدار امام رفته  و استعفانامه اش را به ایشان تسلیم می کند .حضرت امام مجدداً ایشان را به سمت شهردار تهران منصوب فرمودند. بختیار پس از انتشار این خبر و احتمال تکرار آن از سوی سایرمسئولین ، طی یک مصاحبه سایر کارمندان و مسئولان دولت را تهدید می کند.

* یاسر عرفات طی پیامی برای امام اظهار داشت: نتایج پیروزی ملت ایران در مرزهای آن کشور متوقف نخواهد شد.

* پیشنهاد نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان درجلسه شب چهاردهم به اطلاع امام رسانیده شد . جلسه این شورا با حضور حضرت امام و اعضای شورای انقلاب برگذار گردید.پس از بحث و بررسی مجدد، به پیشنهاد اعضای شورای انقلاب و موافقت امام، مهندس مهدی بازرگان برای نخست وزیری دولت موقت انتخاب شد.

منبع:

پرتال امام خمینی


موضوعات: دهه فجر
   شنبه 14 بهمن 13961 نظر »

آیت الله بهجت(ره): وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیهم السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد.

 

 

 

در طول این مدّت دل اهل ایمان خون بود. امّا ما بیش از هزار سال است که گرفتاریم و حضرت حجّت(عج) گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بیاید و او را حبس کرده اند. آیا حبسى از این بالاتر که نتواند خود را در هیچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى کند!

در این مافوق هزار سال که آن حضرت در زندان است، خدا مى داند که قلوب اهل ایمان چه قدر خون است. آیا شایسته است که حضرت غائب(عج) در مصایب و گرفتارى شبیه قضیّه ى حسین بن على(علیه السلام) به این مدّت طولانى گرفتار باشد و ما شادى کنیم؟! “”

تا کی باید بار گناهان و اشتباهات خود را متوجه دیگران و دیگر چیزها بکنیم؟ تا کی بایستی این همه مصیبت را به خاطر بی توجهی و فراموش کردن امام زمانمان(علیه السلام) تحمل کنیم؟ تا کی می خواهیم خود را گول بزنیم و بیدار نشویم؟ پس کی بناست علت اصلی آن را متوجه شویم؟

 

 

 

 امام باقر(علیه السلام) می فرماید: هرگاه خداوند بخواهد بر مردم غضب کند (آن هم به خاطر اعمال ناشایست مردم) ما اهل بیت را از مجاورت با آن ها دور می کند. (اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم".(1)

بیش از هزار سال پیش که حدود هشتاد سال از دوران غیبت کبرای امام زمان(علیه السلام) می گذشت، آن حضرت در نامه‌ای به شیخ مفید(ره) فرمودند: "ما به خبرهای شما احاطه کامل داریم و چیزی از خبرهای شما برای ما پنهان نمی ماند و آگاهیم از ذلت و خواری که به شما رسیده، از زمانی که عده ای از شما تمایل نموده اند به عقاید و اعمالی (ناپسند) که گذشتگان صالح از آن دور بودند و عهد و پیمانی را که از آن ها گرفته شده بود (نسبت به امام زمانشان) بدور انداختند گویا که نمی دانند.”

 

 

 

دوستی می گفت داشتم از حرم مطهر امام رضا(علیه السلام) بیرون می آمدم، دیدم شخصی فریاد می زند؟ آی دزد، پولم را دزدیدند و …، مردم هم با یک حالت تأسف و دلسوزی به او نگاه می کردند، با خودم گفتم: الان اگر کسی فریاد بزند: امام زمانم نیست، امام زمانم نیامد و …، مردم با یک حالت تمسخر به او نگاه می کنند و می گویند: او دیوانه شده است
 

نکته قابل توجه اینجاست که این توقیع در سال های اولیه دوران غیبت فرستاده شده است، اکنون که وضع بسیار بدتر از آن زمان است و مردم در سختی ها، فشارها و فساد بسیار بیشتری گرفتار شده اند.

علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

 

 

آیا می خواهید بدانید فاصله ما با امام زمانمان چقدر است و معنای غربت و تنهایی چیست؟ به این چند جمله ساده و عامیانه خوب دقت بفرمایید؛ به ما فرموده اند که روز جمعه احتمال ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) بیشتر است. “یامولای هذایوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک"(2)

حال اگر عصر جمعه ای بعد از نماز مغرب و عشاء، کسی به ما بگوید که امروز هم گذشت و امام زمان (ارواحنا فداه) ظهور نفرمودند و سپس چند لحظه بعد به ما خبر بدهند که از امروز مثلاً  فلان مواد غذایی کیلویی بیست تومان گرانتر شده است، شما را به خدا قسم برای کدام یک از این خبرها بیشتر ناراحت می شویم؟ برای کدام یک بیشتر دلهره پیدا می کنیم؟ نگران کدام یک می شویم؟

 
 

 

آیا زمانی که مثلا دخترمان از مدرسه برمی گردد، اول می پرسیم دخترم در راه حجابت را رعایت کردی تا قلب نازنین امام زمان(علیه السلام) را نرنجانی؟ یا ابتدا می پرسیم نمره امتحانت چند شد؟ آیا از پسرمان می پرسیم که همزمان با امام زمانت، نمازت را خواندی؟ یا اول می پرسیم مسابقه امروز را بردی یا نه؟ اصلاً به زندگی هایمان نگاه کنیم، آیا رنگ و بوی امام زمان(علیه السلام) را می دهد؟ آیا تابلویی که به دیوار خانه نصب کرده ایم، آیا وسایلی که مورد استفاده قرار می دهیم، آیا نوع زندگیمان امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا نه؛ آن قدر محرم و نامحرم بی پروا با هم اختلاط دارند که قلب مهربان امام زمان(علیه السلام) را می رنجاند؟ آیا ظاهر خود و خانواده مان آن طوری هست که مورد قبول و رضایت امام زمان(ارواحنا فداه) باشد؟ آیا طریقه درآمدمان طوری هست که امام زمان(علیه السلام) به آن برکت دهند و یا قدم به خانه ما گذاشته و بر سرسفره ما بنشینند؟ و خلاصه اینکه آیا روش زندگی ما همانگونه است که امام عصر(علیه السلام) می پسندد؟

 
وقتى تأمّل مى کنیم مى بینیم همه قضایاى امام حسین(علیه السلام) در یک روز واقع شد و وقتى مردم کوفه و بصره از قضیّه ى قتل آن حضرت(علیه السلام) مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بیت(علیه السلام)، خدا مى داند که اهل ایمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى که گویا باورشان نمى شد
 

 

 

همه این ها یک طرف که اینگونه نیستیم، گاهی در زندگی مان طوری رفتار می کنیم که انگار از امام زمان(عج)، از آن کسی که اصلا کسی وجود ما به طُفیلی ایشان و به خاطر وجود ایشان خلق شده(3)، طلبکار هم هستیم.

به هر حال یادمان نرود که علاوه بر اینکه امام زمان(علیه السلام) چشم خداست و تمام زندگی ما را می بیند، در هفته دو بار نامه اعمال ما خدمت ایشان عرضه می شود و عملکردهای ما را ملاحظه می فرمایند و براساس آنچه عمل کرده ایم، با ما رفتار می کنند.

 

پی نوشت ها:

1- اصول کافی ، کتاب الحجه ، ح31

2- مفاتیح الجنان –زیارت روز جمعه امام زمان(علیه السلام)

3- حضرت ولی عصر(علیه السلام) می فرمایند: “نحن صنایع الله و الخلق بعد صنایعنا". الاحتجاج ،شیخ طبرسی،ج2، ص466

 تبیان

   شنبه 14 بهمن 1396نظر دهید »

هواپیمای امام با تمام دل‌نگرانی‌هایش سرانجام صبح روز 12 بهمن سال 57 در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست. سرود «خمینی ای امام، خمینی ای امام» در سالن فرودگاه چنان پرطنین بود که همه را میخکوب کرده بود. متن پیام خوشامدگویی که توسط استاد شهید مطهری نگاشته شده بود توسط یکی از دانشجویان قرائت شد.

 

 

 

ماشین حامل حضرت امام در میان سیل جمعیت خروشان ایران اسلامی راهی بهشت زهرا گردید تا ضمن تجدید پیمان با شهدای انقلاب اولین دیدار را با مردم که او را به عنوان امام خود با عشق و علاقه پذیرا گشته بودند، سخن بگوید سپس امام سخنرانی تاریخی خود را آغاز می‌کنند:

 

 

 

«بسم‌الله الرحمن الرحیم. ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم؛ مصیبت‌های بسیار بزرگ، مصیبت‌های زن‌های جوان‌مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده… این آقا که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده… بر همه ما واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که اینها ساقط شوند. ما به واسطه‌ی آرای مردم، مجلس مؤسسان و دولت موقت و دولت دائم را تعیین می‌کنیم.

با اتمام سخنرانی امام جمعیت مجدداً به سمت جایگاه هجوم آوردند. امام نتوانست سوار هلی‌کوپتر گردد و بلافاصله سوار بر آمبولانسی که آنجا بود، شدند. بالاخره در بین راه امام سوار هلی‌کوپتر شدند و به سمت تهران پرواز کردند. امام بلافاصله به بیمارستان هزار تختخوابی رفتند تا از مجروحان حوادث اخیر که در آنجا بستری بودند دیدار کنند. امام از بیمارستان به منزل یکی از بستگان خود رفتند و عصر نیز با تماس به مدرسه رفاه از محل اقامت خود مسئولان کمیته استقبال را مطلع می‌سازند.

 

 



در گزارشات روزنامه‌ها ارقام جالبی از شکستن تلویزیون‌ها به علت قطع پخش برنامه‌ی ورود امام آمده است.

خبرگزاری یونایتدپرس تعداد مستقبلین را در طول مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را چهار میلیون نفر و در بهشت زهرا نیم میلیون نفر گزارش نمود. رادیو کلن شمار جمعیت را پنج تا شش میلیون ذکر کرده است. خبرنگاران داخلی نیز تعداد جمعیت را پنج میلیون نفر ذکر کردند.

 

 

 

در حدود ساعت 11:05 ماشین حامل امام وارد میدان آزادی شده و در میان شور و شوق و اشتیاق شدید استقبال‌کنندگان و پس از یکبار دور زدن دور میدان وارد خیابان آزادی شد. ماشین امام که چند نفر هم برای محافظت روی سقف آن نشسته بودند با طی مسافت چند کیلومتری دور میدان و در میان بارانی از گل و گلاب و نقل که بر ماشین می‌بارید و اشک‌های شوق که بر گونه‌ها جاری بود به سمت دانشگاه تهران به حرکت درآمد.

امام در مقابل دانشگاه به علت تراکم بیش از حد مستقبلین بالاجبار سخنرانی ننمودند و از چهار راه ولی‌عصر به سوی میدان راه‌آهن به حرکت درآمدند، شاید یکی از دلایل عدم سخنرانی امام غیر از تجمع و تراکم در مقابل دانشگاه همین وضعیتی بود که گروه‌های سیاسی برای سوءاستفاده به وجود آورده بودند.

امام در ساعت 10:5 اولین شب اقامت در ایران علیرغم خستگی زیاد اعضای کمیته برگزاری استقبال را به حضور پذیرفتند و برای آنان سخنرانی کردند.

منبع:

تبیان

بازخوانی خاطرات دهه فجر


موضوعات: دهه فجر
   جمعه 13 بهمن 1396نظر دهید »

1 ... 5 6 7 ...8 ... 10 ...12 ...13 14 15 ... 997

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
دانلود نرم افزارهای قبله نما