مترجم سایت

 

یکی از علل دین گریزی برخی جوانان و نوجوانان عدم آگاهی به مسائل دینی است. زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمی‌رود و افکار و احساسات و حواس خود را به سوی آن معطوف نمی‌دارد.

اما شناخت و آگاهی از خوبی‌ها و زیبائی‌ها به ویژه اطلاع از منافع آن، سریعا انسان نفع طلب را به آن جذب کرده و آن را در نزد شخص، دوست داشتنی می‌کند. برای همین اگر جوانان با آثار و برکات و احکام و معارف دین آشنا شوند، فاصله آنان با حقایق دینی کم خواهد شد.

افزون بر این، نسل جدیدی که معمولا از مسائل و حقایق دینی بی اطلاع یا کم اطلاع است و بصیرت و معرفت کافی از دین ندارد، تحت تاثیر تبلیغات و هجمه‌های فرهنگی دشمنان قرار می‌گیرد.

امام صادق علیه السلام به بشیر دهان (روغن فروش) فرمود: «لا خیر فی من لا یتفقة من اصحابنا یا بشیر ان الرجل منهم اذا لم یستغن بفقهه احتاج الیهم فاذا احتاج الیهم ادخلوه فی باب ضلالتهم و هو لا یعلم

از دوستان ما کسی که در دین خود اندیشه و تفقه نکند ارزش ندارد. ای بشیر! اگر یکی از دوستان ما در دین خود تفقه نکند و به مسائل و احکام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج می‌شود، هر گاه به آن‌ها نیاز پیدا کرد آنان او را در خط انحراف و گمراهی قرار می‌دهند در حالی که خودش نمی‌داند.»

ضرورت یادگیری احکام دینی در منظر پیشوای ششم آنقدر مهم است که می‌فرماید: «لو اتیت‌بشاب من شباب الشیعة لایتفقه لادبته

اگر به جوانی از جوانان شیعه برخورد نمایم که در دین تفقه نمی‌کند او را تادیب خواهم کرد.»

 

منبع:

عبدالکریم پاک‌نیا

منشور نسل جوان در سیره امام صادق (علیه السلام)


موضوعات: گنجينه معارف
   سه شنبه 5 بهمن 13951 نظر »

هدایت دیگران و بازداشتن آنان از انحراف، یکی از بزرگ‌ترین وظایف انسان است. برخی می‌پندارند این مهم را تنها یک دانشمند یا عالم دینی باید انجام دهد، در حالی که چنین نیست و همه اعضای جامعه اسلامی باید برای انجام آن بکوشند. چه بسا با یک رفتار سنجیده یا سخن منطقی، آینده روشنی برای یک فرد یا خانواده و در نتیجه، جامعه رقم بخورد.


همه روزه، حوادث گوناگونی رخ می‌دهد که اگر افراد در آن مسئله پا در میانی کنند، ممکن است به راه‌های تاریک کشیده نشود. بسیار اتفاق می‌افتد که پس از رخ دادن حادثه‌ای، انسان خود را ملامت می‌کند که چرا در راه صلح و سازش و هدایت دیگران گامی برنداشته است. پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می‌فرمایند:


لَانْ یَهْدِیَ اللَّهُ عَلی یَدَیْکَ رَجُلًا خَیرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْه الشَّمْسُ وَ غَرَبَتْ.
اینکه خداوند به دست تو، شخصی را هدایت کند، از همه چیزهایی که خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند، برای تو بهتر است.

منبع:

با پیامبر مهربانی

ابو‌سجاد اسحاقی


موضوعات: گنجينه معارف
   دوشنبه 15 آذر 1395نظر دهید »


در روایات ما وارد شده است که هر کس مقیّد شود صلوات را با «وعجّل فرجهم» بفرستد، این انسان نمی‌میرد تا این که امام زمان‌علیه السلام را زیارت کند. شما مقیّد باشید در صلوات‌هایتان «و عجّل فرجهم» نیز باشد و صلوات، بلند فرستاده شود؛ چون جزء شعائر است.

پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم هم فرمود: کسی که صلوات را بلند بفرستد نفاقش از بین می‌رود. این یعنی چه که نفاقش از بین می‌رود؟ این دو نکته دارد:
نکته اوّل این است: من و شما صلوات ها را با درود بر «آل» می‌فرستیم. وقتی همه بلند صلوات فرستادند شیعه و سنّی معلوم می‌شود، که چه کسی شیعه و چه کسی سنّی است. چون شیعه صلوات را با آل می‌فرستد و غیر شیعه بدون آل می‌فرستد.


نکته دوّم این است که نفاق های اخلاقی و درونی و باطنی را نیز از بین می‌برد، لذا می‌فرماید: ذکر صلوات را بلند بفرستید خدای ناکرده کسی در ولایت نفاق نداشته باشد سریع و بلند و آزاد اعلان ولایت بکند.


                                ای خوش آن روز که رخ بنمایی
                                                                            دل و جان همه را بربایی
                                ای فروزنده‌تر از ماه درآی
                                                                             یوسف فاطمه از چاه درآی‌

 

منبع : چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی علیه السلام/حسین گنجی

 

www.presstv.ir


موضوعات: گنجينه معارف
   دوشنبه 5 بهمن 13942 نظر »

1. در ماجرای گاو بنی اسرائیل، تکّه ‏ای از بدن گاو، مقتول را زنده می‏کند و او قاتل خود را معرّفی می‏ کند. «انّ اللّه یأمر أن تذبحوا بقرة»

2. عنکبوت، پیامبر را در غار حفظ می‏ کند. «الّا تنصروه فقد نصره اللّه»

3. کلاغ، معلّم بشر می‏ شود. «فبعثه اللّه غرابا»

4. هدهد، مأمور رساندن نامه سلیمان به بلقیس می‏ شود. «اذهب بکتابی هذا»

5. ابابیل، مأمور سرکوبی فیل سواران می‏ شود. «و ارسل علیهم طیرا ابابیل»

6. اژدها، وسیله‏ی حقّانیّت موسی می‏ شود. «هی ثعبان مبین»

7. نهنگ، مأمور تنبیه یونس می‏ شود. «فالتقمه الحوت»

8. موریانه وسیله‏ی کشف مرگ سلیمان می‏ شود. «تأکل منساته»

9. سگ اصحاب کهف مأمور نگهبانی می‏ شود. «و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید»

10. چهار پرنده سبب اطمینان ابراهیم می‏ شود. «فخذ اربعة من الطیر»

11. الاغ، سبب یقین عُزیر به معاد می‏ شود. «و انظر الی حمارک»

12. شتر، گاو و گوسفند در حج، شعائر الهی می‏ شوند. «و البُدن جعلناها لکم من شعائر اللّه»

13. حیوان، وسیله ‏ی خداشناسی می‏ شود. «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت»

14. حیوان، وسیله‏ ی آزمایش انسان می‏ شود. «تناله ایدیکم و رماحکم»

15. حیوان، معجزه الهی می‏ شود. «هذه ناقة اللّه»

16. حیوان، وسیله‏ی قهر الهی می‏ شود. «الجراد والقّمل و الضفادع»

در قرآن چندین سوره به نام حیوانات است: بقرة، انعام، نحل، نمل، عنکبوت و فیل.

اثر حجت الاسلام و المسلمین قرائتی

 

منبع : چهار صد نكته از تفسير نور، ص 424


موضوعات: گنجينه معارف
   سه شنبه 3 آذر 1394نظر دهید »

زیارت عاشورا می‌خواهد در مقابل ظالمان انسان‌هایی مبارز بسازد و نه صرفاً افرادی نوحه‌سرا و تسلیم در برابر ستمگران!

ما خواندن زیارت عاشورا را هدف می‌دانیم و با خواندن آن مخصوصاً اگر با صد لعن و صد سلام و در یک اربعین باشد، خود را عامل به وظیفه مطلوب از آن زیارت به حساب می‌آوریم در صورتی که زیارت عاشورا وسیله است و می‌خواهد در مقابل ظالمان و جباران انسان‌هایی مبارز و مقاوم بسازد و نه صرفاً افرادی نوحه‌سرا و تسلیم در برابر ستمگران! مگر در آن زیارت نمی‌خوانیم: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ؛ از خدا می‌خواهم که مرا به سبب معرفت شما و معرفت دوستان شما، گرامی داشته و به من برائت و بیزاری جستن از دشمنان شما را روزی فرماید».

برائت از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام هدفی است که باید در زندگی امتی که با زیارت عاشورا سر و کار دارد ظاهر شود. آن هم برائت فکری و قلبی و عملی و نه تنها لفظی و ذهنی که اثری ندارد. آیا ما از خواندن زیارت عاشورا این هدف را می‌طلبیم و تعقیب می‌کنیم یا تنها آن را می‌خوانیم و همان خواندن را هدف می‌دانیم و جز آن مطلوبی نداریم؟!

آیا مقصود از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام تنها یزید و ابن‌زیاد و شمر ۱۴۰۰ سال پیش است؟ آری ما موظفیم آنها را لعنت کنیم و از خدا بخواهیم عذابشان را افزون کند! ولی آیا جز آنها دشمنی برای اهل‌بیت رسول‌ علیهم‌السلام در دنیای کنونی نیست؟! و حال آنکه در همان زیارت می‌خوانیم: «اللهُمَّ الْعَنْ أوّلَ ظالِم ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِکَ».

با این جمله اقرار می‌کنیم که محمد و آل محمد علیهم‌السلام علاوه بر ظالم اول، دشمنان دیگری دارند که در هر زمان در پی ظالم اول می‌روند و طرز تفکر او و کار او را ادامه می‌دهند و ما موظفیم عملاً از آنها بیزاری جوییم و همانگونه که از خدا برای ظالمان اول، عمیق‌ترین درکات جهنم را می‌طلبیم برای ظالمان تابع آنها نیز مطرودیت از رحمت خدا را بطلبیم و عملاً برای طرد آنان از جو زندگی خود، دست به کار بشویم و تنها به لعنت لفظی و آرزوی نابودی آنان در قلب خویش اکتفا نکنیم.

فرضاً بر اثر لعنت‌های شبانه‌روزی ما در زیارت عاشورا علی‌الدوام بر عذاب آل ابی‌سفیان و آل زیاد و آل مروان افزوده می‌شود و تا اعماق جهنم سقوط کنند (و ان شاءالله که چنین نیز هست و ما هم موظف به لعنت بر آنها هستیم) اما آیا تنها لعنت بر آنها تکلیف را از گردن ما برمی‌دارد و دیگر ما نسبت به یزیدمنشان زمان خود وظیفه‌ای نداریم؟ آیا اینان مصداق «وَآخِرَ تَابِع لَهُ عَلَى ذلِکَ» نیستند که زیارت عاشورا دستور لعن بر آنها را می‌دهد؟ آیا مقصود از لعن همان لعن لفظی و آرزوی قلبی است یا هدف اعتراض و اظهار تنفر و قیام در مقابل ستمگران زمان است؟!
زیارت عاشورا، نمایشگر قیام علیه یزدیان

زیارت عاشورا در هر زمانی نمایشگر نهضت و قیام حسینی علیه یزیدیان است و می‌خواهد در مکتب خویش امتی معترض به راه و رسم پیروان آل بی‌سفیان بپروراند که مجال رشد و نمو به طرز تفکر شیطانی آل‌زیاد و آل مروان ندهند! وگرنه بدن آن جرثومه‌های فساد ۱۴۰۰ سال پیش پوسیده و نابود شده است. امام حسین علیه‌السلام هم نفرمود شخص یزید طرف من است بلکه فرمود: «اگر آدمی مثل یزید [و دارنده فکری همچون فکر یزید] بر امت اسلامی حاکم شود، فاتحه اسلام خوانده می‌شود» و این اختصاص به زمان امام حسین علیه‌السلام ندارد. در هر زمانی ممکن است چنین فکری به وجود آید و لذا در هر زمانی باید عاشورایی به وجود آید و زیارت عاشورا به همان معنا که گفتیم خوانده شود نه به معنایی که ما می‌خوانیم.

ما سال‌ها در مساجد و منازل، زیارت عاشورا را می‌خواندیم و جباران نیز با آسودگی خاطر بر ما حکومت می‌کردند و از هیچ‌گونه ظلم و ستمی بر ما دریغ نمی‌کردند و دین و دنیای ما را به تباهی می‌کشیدند چون ما خواندن زیارت عاشورا را هدف قرار داده بودیم و جز خواندن آن، گویی مطلوب گم‌شده‌ای نداشتیم که برای رسیدن به آن سعی و تلاش کنیم، در صورتی که زیارت عاشورا وسیله‌ای است برای پرورش روح معترض و منتقد از حکومت‌های جبار در هر زمان، نه وسیله‌ای برای ثواب بردن و با بی‌تفاوتی از کنار حکومت‌های طاغوتی گذشتن و تنها به ارواح پلید طاغوت‌های ۱۴۰۰ سال پیش لعنت فرستاد و وظیفه خود را تمام شده دانستن!

منبع : خبرگزاری فارس، ضیاءآبادی، سیدمحمد


موضوعات: گنجينه معارف
   دوشنبه 2 آذر 1394نظر دهید »

داستانی کوتاه از حسین پناهی

داستان زخم

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا ، صد تومن ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو …


موضوعات: گنجينه معارف
   جمعه 27 شهریور 1394نظر دهید »

1 3 4

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ