مترجم سایت

 

 

 تا نفس دارم کنم از تو اطاعت رهبرم

بوده بر رخسار تو نور ولایت رهبرم

تاظهور حضرت مهدی دعایم این بُوَد

از گزند دشمنان باشی سلامت رهبرم

کورباد آنکه ندارد این ولایت را قبول

مرگ بر آنکه کند بر تو اهانت رهبرم

خطبه هایت خوارو رسوا میکند بیگانه را

مرحبا بر اقتدار و آن شجاعت رهبرم

تو همان سردار عشقی ما همه سرباز تو

از تو میگیریم ، چون اذن شهادت رهبرم.

چفیه ای که بر دوش رهبرمان است ! فریاد می دارد که جنگ تمام نشده …!

و همه ی ما در این فضای مجازی افسران این جنگ نرم هستیم !

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

فانوس کوثر بلاگ

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: ولايت و رهبري
   پنجشنبه 30 شهریور 139678 نظر »

 به ملت شریف ایران وصیّت می کنم که در جهان حجم تحمّل زحمت ها و رنج ها و فداکاریها و جان نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی و علوّ رتبه آن است . آنچه که شما ملت شریف و مجاهد برای آن بپا خاستید و دنبال می کنید و برای آن جان و مال نثار کرده و می کنید والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصد و مقصودی است که از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد و آن مکتب الوهیت به معنی وسیع آن و ایده توحید با ابعاد رفیع آن است که اساس خلقت و غایت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غیب و شهود است ؛ و آن در مکتب محمّدی صلّی اللّه علیه و آله به تمام معنی و درجات و ابعاد متجلی شده و کوشش تمام انبیاء عظام علیهم سلام اللّه و اولیاء معظم سلام اللّه علیهم برای تحقّق آن بوده و راه یابی به کمال مطلق و جلال و جمال بی نهایت جز با آن میسّر نگردد ، آن است که خاکیان را بر ملکوتیان و برتر از آنان شرافت داده و آنچه برای خاکیان از سیر در آن حاصل می شود برای هیچ موجودی در سراسر خلقت در سرّ و علن حاصل نشود .

 

 

 

 

شما ای ملت مجاهد در زیر پرچمی می روید که در سراسر جهان مادی و معنوی در اهتزاز است . شما راهی را می روید که تنها راه تمام انبیاء علیهم سلام اللّه و یکتا راه سعادت مطلق است . در این انگیزه است که همه اولیاء شهادت را در راه آن به آغوش می کشند و مرگ سرخ را احلی من العسل می دانند و جوانان شما در جبهه ها جرعه ای از آن را نوشیده و به وجد آمده اند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید به حق بگوییم ((یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزا عظیما)) . گوارا باد بر آنان آن نسیم دل آرا و آن جلوه شورانگیز و باید بدانیم که طرفی از این جلوه در کشتزارهای سوزان و در کارخانه های توان فرسا و در کارگاهها و در مراکز صنعت و اختراع و ابداع و در ملت به طور اکثریت در بازارها و خیابانها و روستاها و همه کسانی که متصدی این امور برای اسلام و جمهوری اسلامی و پیشرفت و خودکفایی کشور به خدمتی اشتغال دارند جلوه گر است . و تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر انشاءاللّه تعالی مصون است . و بحمداللّه تعالی حوزه های علمیه و دانشگاهها و جوانان عزیز مراکز علم و تربیت از این نفخه الهی غیبی برخوردارند و این مراکز دربست در اختیار آنان است و به امید خدا دست تبهکاران و منحرفان از آنها کوتاه .

 

 

 

و وصیّت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال با همه ابعادش به پیش و بی تردید دست خدا با شما است اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلا بعد نسل بر آن افزوده گردد .

 

 

 

با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم . و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملّت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند و اللّه نگهدار این ملت و مظلومان جهان است .

والسلام علیکم وعلی عباداللّه الصالحین و رحمت اللّه و برکاته

26 بهمن 1361، 1 جمادی الاولی 1403 ،روح اللّه الموسوی الخمینی

منبع:

وصیت نامه الهی - سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: ولايت و رهبري
   یکشنبه 14 خرداد 13961 نظر »

اولين كار بزرگ او، احياى اسلام بود. دويست سال است كه دستگاههاى استعمارى سعى كردند تا اسلام به دست فراموشى سپرده شود. يكى از نخست‏ وزيرهاى انگليس در جمع سياستمداران استعمارى دنيا اعلام كرده بود كه ما بايد اسلام را در كشورهاى اسلامى منزوى كنيم! قبل و بعد از آن نيز پولهاى گزافى خرج شد تا اسلام در درجه‏ ى اول از صحنه‏ ى زندگى، و در درجه‏ ى دوم از ذهن و عمل فردى انسانها خارج شود؛ چون مى‏ دانستند اين دين، بزرگترين مانع در راه چپاول قدرتهاى بزرگ و استكبارى است. امام ما اسلام را دوباره زنده كرد و به ذهن و عمل انسانها و صحنه‏ ى سياسى جهان برگرداند.

 


دومين كار بزرگ او، اعاده ‏ى روح عزت به مسلمين بود. اين‏گونه نبود كه اسلام صرفاً در بحثها و تحليلها و دانشگاهها و صحن جامعه و زندگى مردم مطرح شود؛ بلكه بر اثر نهضت امام ما، مسلمانها در همه جاى عالم احساس عزت كردند.

 


سومين كار بزرگ او اين بود كه به مسلمانها احساس درك امت اسلامى داد. قبل از اين، مسلمانها در هر جاى دنيا كه بودند، چيزى به نام امت اسلامى برايشان مطرح نبود و يا اصلاً جدى تلقى نمى‏ شد. امروز همه‏ ى مسلمانها در همه دنیا، احساس مى‏ كنند كه جزو يك جامعه‏ ى جهانىِ بزرگ به نام امت اسلامى هستند. امام احساس شعور نسبت به امت اسلامى را ايجاد كرد، كه بزرگترين حربه براى دفاع از جوامع اسلامى در مقابل استكبار است.


چهارمين كار بزرگ او، ازاله‏ ى يكى از مرتجع ترين و پليدترين و وابسته‏ ترين رژيمهاى منطقه و جهان بود. ازاله‏ ى حكومت پادشاهى در ايران، يكى از بزرگترين كارهايى بود كه كسى مى‏ توانست آن را تصور كند. ايران مهمترين دژ استعمار در منطقه‏ ى خليج‏ فارس و خاورميانه بود. اين دژ، به دست امام ما در هم فرو ريخته شد.

 


كار پنجم او، ايجاد حكومتى بر مبناى اسلام بود؛ چيزى كه به ذهن مسلمانها و غيرمسلمانها خطور نمى‏ كرد. امام(ره) در حد يك معجزه، به آن  لباس واقعيت پوشاند.

 


كار ششم او، ايجاد نهضت اسلامى در عالم بود. قبل از انقلاب اسلامى، در بسيارى از كشورها و از جمله كشورهاى اسلامى، گروهها و جوانها و ناراضيها و آزادى‏ طلبها، وارد ميدان مى ‏شدند؛ اما بعد از انقلاب اسلامى، پايه و مبناى حركتها و نهضتهاى آزادي بخش، اسلام شد. امروز در هر نقطه‏ي ى از دنياى وسيع اسلام كه جمعيت يا گروهى به انگيزه‏ ى آزاديخواهى و ضديت با استكبار حركت مى‏ كنند، مبنا و قاعده‏ ى كار و اميد و ركنشان، تفكر اسلامى است.

 


هفتمين كار بزرگ او، نگرشى جديد در فقه شيعه بود. فقاهت ما پايه‏ هاى بسيار مستحكمى داشته و دارد. فقاهت شيعه، يكى از محكمترين فقاهتها و متكى به قواعد و اصول و مبانى بسيار مستحكمى است. امام عزيزمان اين فقه مستحكم را در گستره‏ي ى وسيع و با نگرشى جهانى و حكومتى مورد توجه قرار داد و ابعادى از فقه را براى ما روشن كرد كه قبل از آن روشن نبود.


كار هشتم او، ابطال باورهاى غلط در باب اخلاق فردى حكام بود. در دنيا پذيرفته شده است كه كسانى كه در رأس اجتماعات قرار مى‏ گيرند، اخلاق فردىِ خاصى داشته باشند! تكبر ورزيدن، برخوردار بودن از زندگى راحت و مسرفانه، تجمل‏گرايى، خودرأيى و خودخواهى و امثال اينها، چيزهايى است كه مردم دنيا قبول كردند كه كسانى كه در رأس حكومتها قرار مى‏ گيرند، اين اخلاق را داشته باشند. حتّى در كشورهاى انقلابى، انقلابيونى كه تا ديروز زير چادرها زندگى مى‏كردند و در دخمه ‏ها مخفى مى‏ شدند، به مجرد اين‏كه به حكومت مى‏ رسند، وضع زندگيشان عوض مى‏ شود و اخلاق حكومتيشان تغيير مى‏ كند و همان وضعيتى را به خود مى‏ گيرند كه بقيه‏ ى سلاطين و رؤساى عالم داشتند! ما از نزديك چنين چيزى را ديده‏ ايم؛ براى مردم هم مايه‏ ى تعجب نيست.
امام ما اين باور غلط را عوض كرد و نشان داد كه رهبر محبوب و معشوق يك ملت و ديگر مسلمانان عالم، مى‏تواند زندگى زاهدانه‏ ايى داشته باشد و به جاى كاخهاى مجلل، در يك حسينيه از ديداركنندگان پذيرايى كند و با لباس و زبان و اخلاق انبيا (علیهم السلام) با مردم برخورد كند.
اگر دلهاى حكام و زمامداران به نور معرفت و حقيقت روشن شده باشد، تجمل و تشريفات و اسراف و برخورداريهاى زياد و خودرأيى و تكبر و استكبار، جزو لوازم حتمى زمامدارى آنها محسوب نمى‏ شود. از معجزات بزرگ آن بزرگوار اين بود كه هم در زندگى خود و هم در آن دستگاهى كه به وجود آورده بود، نور معرفت و حقيقت تجلى يافته بود.

 


كار نهم او، احياى روحيه‏ ى غرور و خودباورى در ملت ايران بود. حكومتهاى استبدادى و فردى، سالهاى متمادى ملت ما را به صورت ملتى ضعيف و مستضعف و توسرى ‏خور در آورده بودند؛ ملتى كه از استعداد جوشان و خصلتهاى جمعىِ فوق‏ العاده ممتاز برخوردار است و در طول تاريخ بعد از اسلام، اين‏همه افتخارات علمى و سياسى دارد.
قدرتهاى خارجى - مدتى انگليسيها و مدتى هم روسها و ديگر دولتهاى اروپايى، و پس از آن امريكاييها - ملت ما را تحقير كرده بودند. ملت ما هم باور كرده بود كه قابليت و لياقت كارهاى بزرگ را ندارد، سازندگى از او بر نمى‏ آيد، ابتكار از او ساخته نيست و ديگران بايد بر او آقايى كنند و به او زور بگويند! بنابراين، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ما كشته بودند؛ ولى امام عزيز ما، روح غرور و افتخار ملى را در ملت ايران بيدار و زنده كردند.
در همان حال كه ملت ما از احساسات و نخوتهاى بيجاى ناسيوناليستى - كه استكبار عامل آن، و رژيم منحوس پهلوى مروجش بود - مبرا هستند، اما احساس عزت و قدرت مى‏ كنند. امروز ملت ما از دست به دست هم دادن و توطئه‏ ى مشترك شرق و غرب و ارتجاع نمى‏ ترسند و احساس ضعف هم نمى‏ كنند. جوانهاى ما احساس مى ‏كنند كه خودشان مى ‏توانند كشورشان را بسازند. مردم ما احساس مى‏ كنند كه قدرت و توان آن را دارند كه در مقابل تحميلها و زورگوييهاى شرق و غرب بايستند. اين روح عزت و خودباورى و غرور ملى و افتخارات حقيقى و اصيل را امام(ره) در ملت ما زنده كرد.

 


و بالاخره دهمين كار بزرگ او، اثبات اين نكته بود كه «نه شرقى و نه غربى»، يك اصل عملى و ممكن است. ديگران خيال مى‏ كردند كه يا بايد به شرق متكى بود و يا به غرب، يا بايد نان اين قدرت را خورد و ستايشش كرد و يا آن قدرت را ! فكر نمى‏ كردند كه يك ملت بتواند هم به شرق و هم به غرب «نه» بگويد و بايستد و بماند و خود را روزبه‏ روز ريشه‏ دارتر كند؛ اما امام(ره) اين نكته را ثابت كرد.

فرازی از خطبه‌های نماز جمعه 23/4/1368 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: ولايت و رهبري
   چهارشنبه 13 بهمن 1395نظر دهید »

رهبر كبير عزيز و بزرگوار ما، چهره‏ ى درخشانى در عالم بود و حقيقتاً مثل او را نه در اين زمان و نه در زمانهاى گذشته نداشتيم و در ميان چهره‏هاى معروف عالم - بعد از انبيا و اوليا(عليهم‏ السّلام) شخصيتى با اين عظمت و خصوصيات مثبت و جامع‏ الابعاد و جامع‏ الاطراف سراغ نداريم.

 

 

من عقيده‏ ى قاطع دارم كه اگر اين بزرگوار همه‏ ى آن خصوصيات مثبت چون: علم و قاطعيت و هوش و شجاعت و اراده را دارا بود، ولى اخلاص و ارتباط با خدا و تنزه از شرك - به معناى تجنب از اهواى خود و ديگران - را نمى‏ داشت، به اين توفيقات دست نمى‏ يافت. اين توفيقات بزرگ در زمانى به وجود آمد كه تمام نشانه‏ ها، حكايت از انزواى دين و كهنه شدن و فرسوده شدن آن و رو آمدن تفكرات و اخلاق و شيوه ‏هاى مادّى و حاكميت هوسهاى شيطانى و بشرى در دنيا داشت.

 

 

راز موفقیت اخلاص و اتصال به خدا مهمترين و تعيين‏ كننده‏ ترين راز موفقيت او،  بود. ايشان توانست معناى «ايّاك نستعين» را در عمل خود مجسم كند و به منبع لايزال قدرت الهى متصل شود.

 

 

اگر هر انسانى همين كار را بكند، همان‏گونه خواهد شد . بزرگان در قله‏ ها ايستادند، ما نيز از دامنه‏ ها حركت كنيم و به آن سمت پيش برويم؛ هرچند به آن قله ‏ها هم دست پيدا نكنيم؛ ولى به‏ هرحال حركت و رفتن، فريضه و وظيفه‏ ى همه‏ ى ماست.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری



 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: ولايت و رهبري
   سه شنبه 12 بهمن 1395نظر دهید »

شخصيت امام خمینی تا حد بسيار زيادى به اهميت و عظمت آرمانهاى او مربوط مى‏ شد. او با همت بلندى كه داشت، هدفهاى بسيار عظيمى را انتخاب مى‏ كرد. تصور اين هدفها، براى آدمهاى معمولى دشوار بود و مى‏ پنداشتند آن هدفهاى والا، دست‏ نيافتنى هستند؛ ليكن همت بلند و ايمان و توكل و خستگى‏ ناپذيرى و استعدادهاى فراوان و تواناييهاى اعجاب‏ انگيزى كه در وجود اين مرد بزرگ نهفته بود، به كار مى‏ افتاد و در سمت هدفهاى مورد نظرش پيش مى‏ رفت و ناگهان همه مى‏ ديدند كه آن هدفها محقق شده‏ اند.
نقطه‏ ى اساسى كار او، اين بود كه در اراده‏ ى الهى و تكليف شرعى محو مى‏ شد. هيچ چيز برايش غير از انجام تكليف، مطرح نبود. واقعاً او مصداق ايمان و عمل صالح بود. ايمانش به استحكام كوهها مى‏ مانست و عمل صالحش با خستگى‏ ناپذيرىِ باورنكردنى توأم بود. آن‏چنان در تداوم عمل صبور و كوشا بود كه انسان را دچار حيرت مى‏ كرد. به همين خاطر، هدفهاى بزرگ قابل وصول شد و دست يافتن به قله‏ ها امكان‌پذير گرديد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: ولايت و رهبري
   سه شنبه 12 بهمن 1395نظر دهید »

مسأله امامت و رهبرى تنها يك مسأله دينى و تشريعى نيست، بلكه مجموعه جهان آفرينش و تكوين را نيز زير بال و پر خود گرفته و خداوند بزرگ، امام كل جهان هستى و مجموعه هاى مختلف آن است، و همه آن را رهبرى و هدايت و تدبير مى كند.

قرآن مجيد نيز اهميت خاصى براى امامت قائل است و آن را آخرين مرحله سير تكاملى انسان شمرده كه تنها پيامبران اولو العزم به آن رسيده اند، چنانكه در آيه 124سوره «بقره» مى خوانيم: « وَ اِذا ابْتَلى اِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِمات فَاَتَمَّهُنَّ قال اِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اِماماً قالَ وَ مَنْ ذُرَّيَّتى قالَ لايَنالُ عَهْدِى الظّالِمينَ» (به خاطر آوريد هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود; و او به خوبى از عهده اين آزمايش ها بر آمد خداوند به او فرمود: من تو را امام و «پيشواى مردم قرار دادم.» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمى رسد.» (و تنها آن گروه دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقام هستند).

در اين آيه نخست به طور سربسته مى گويد: «بياد بياور هنگامى كه خداوند ابراهيم را به كلماتى آزمود». در اينكه اين كلمات چه بوده در ميان مفسّران گفتگو بسيار است، و به گفته «روح المعانى» تا سيزده قول درباره آن ذكر كرده اند.1

ولى آنچه صحيح تر به نظر مى رسد اين است كه منظور از كلمات همان اوامر و نواهى مختلفى است كه وظايف سنگين و مشكلى را بر دوش ابراهيم(عليه السلام) مى گذارد، تا به خوبى در كوره امتحان آزموده شود، و آنها عبارت بودند از قيام شجاعانه در برابر بت پرستان، شكستن بتها، قرار گرفتن در دل آتش، و ثبات قدم در تمام اين مراحل.

 

 

همچنين آماده شدن براى قربانى فرزند دلبندش، او را به قربان گاه بردن و كارد بر گلوى او نهادن، و نيز چشم پوشى از زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمين خشك و سوزان مكه، در زمانى كه حتى يك نفر در آنجا سكونت نداشت. و بالاخره مهاجرت از سرزمين بت پرستان و پشت پا زدن به تمام زندگى براى اداى رسالت خويش، و براستى هر يك از آنها آزمايش سخت و سنگينى بود، ولى ابراهيم با نيروى ايمان و استقامت و صبر از عهده همه اينها بر آمد.

بعضى از مفسران مواد امتحانى ابراهيم را بالغ بر سى موضوع شمرده اند و مى گويند در سه سوره از قرآن اين سى ماده امتحانى ذكر شده است در آيه 13 سوره «توبه» (ده صفت ذكر شده) و در سوره «احزاب» آيه 35 (ده صفت ذكر شده) و در آيات 1 تا 9 سوره «مؤمنون» نيز ده صفت آمده كه مجموعاً سى صفت يا سى ماده امتحانى مى شود 2 ولى با توجه به اينكه قسمت قابل ملاحظه اى از اين صفات مكرر است و شمارش دقيق آن به سى نمى رسد، اين قول چندان قابل قبول نيست.

به هر حال ابراهيم(عليه السلام) قهرمان بت شكن و پيامبر مخلص و ايثارگر، از عهده تمام آن امتحانات سخت و سنگين بر آمد، اينجا بود كه قامتش موزون براى لباس امامت شد و خداوند او را به اين خطاب پر افتخار مفتخر ساخت «إنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إماماً»: (من تو را امام و رهبر و پيشواى مردم قرار دادم)!

اين چه مقامى بود كه ابراهيم بعد از دارا بودن مقام نبوت و رسالت، و آن همه مبارزات در اواخر عمر به آن نائل گرديد؟!

حتماً مقامى والاتر و بالاتر از همه آن ها بود كه ابراهيم(عليه السلام) بعد از آن همه امتحان، شايستگى دريافت آن را از سوى خداوند پيدا كرد.

ادامه »


موضوعات: ولايت و رهبري
   دوشنبه 21 دی 13943 نظر »

1 3

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
آموزش آفیس