مترجم سایت

 


بسم الله الرحمن الرحیم


اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا

فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَ

لاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ

الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىَ لاَ

انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ

إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى

الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

ترجمه
خداست که معبودى جز او نیست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو

مي ‏گیرد و نه خوابي گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست

کیست آن کس که جزبه اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان

و آنچه در پشت‏ سرشان است مي ‏داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد

احاطه نمي ‏یابند کرسى او آسمان ها و زمین را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار

نیست و اوست والاى بزرگ. در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار

شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دست

اویزى استوار که آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.

خداوند سرور کسانى است که ایمان  آورده اند آنان را از تاریکی ها به سوى

روشنایى به درمي ‏برد و[لى] کسانى که کفر ورزیده ‏اند سرورانشان [همان

عصیانگران=]طاغوتند که آنان را از روشنایى به سوى تاریکی ها به در مي ‏برند

آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند.

آیه الکرسی دومین آیه بزرگ قرآن
در آیه الکرسی نظرات مختلفی مطرح است که آیا آیه الکرسی همان آیه 255 سوره مبارکه بقره می باشد و یا آیات 256 و 257 هم به آن اضافه شده و بزرگترین آیه قرآن را تشکیل میدهد (آیه 282 به نام دین در همین سوره بلندترین میباشد)
در مجموع آیه 255 سوره بقره اختصاص یافته به نام آیه الکرسی.

آیه الکرسی یعنی چه؟
تعریف کرسی در آیه ای که به آیه الکرسی معروف شده است
کرسی از ریشه ( ک- ر – س ) گرفته شده و به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم می باشد و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد
1) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا ی آسمان را در برمی گیرد.
2) جسم بزرگ کیهانی: کرسی را همان یک جسم و جرم بزرگ کیهانی تصور کرد که تمام اجزائی که در آسمان و زمین … است در آن جای می گیرد که از حضرت علی عليه السلام نقل شده است که آسمان وزمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارندکه چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند
3) قدرت و سلطنت الهی: کرسی را همان جهان هستی است که این جهان تمام تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود
4) عرش: درلغت همان کرسی است که عرش در لغت فارسی به معنی رکن واساس هرچیز و یا سقف خانه گفته می شودبنا براین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.

شأن نزول آیه الکرسی
در قرآن کریم آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت و سببی بود که به اذن
خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأ ن نزول می گویند.
و سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که قوم یهود معتقد بود ند که خداوند تبارک وتعالی پس از خلقت آفرینش آسمانها و زمین و… خسته شده و برای رفع خستگی روی کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده قوم یهود نازل شد.
رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کرد ند و می فرمودند : آیه الکرسی گنج بزرگ و رحما نی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم این آیه مبارک وعظیم را همراهی می کرد.

آیه الکرسی منشأ خیر وبرکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و خداوند می فرماید: این آیه عظیم الشأن و با برکت را به بندگانم هدیه می کنم وبه همین دلیل است که پیغمبر عزیر ما به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.

اهمیت آیه الکرسی
در اهمیت و فضیلت این آیه همین بس که از پیامبر گرامی اسلام صلي الله عليه و آله وسلم نقل شده است که از ابی بن کعب سؤال کرد و فرمود: کدام آیه برترین آیه کتاب اللَّه است؟ عرض کرد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ، پیامبر صلي اله عليه وآله و سلم  دست بر سینه او زد و فرمود: دانش بر تو گوارا باد، سوگند به کسی که جان محمد ص در دست او است این آیه دارای دو زبان و دو لب است که در پایه عرش الهی تسبیح و تقدیس خدا میگوید.


موضوعات: قرآن مجيد
   پنجشنبه 1 مرداد 1394

بسم الله الرحمن الرحیم

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(۵۵)

خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند وعده داده که حتما آنها را خلیفه روی زمین خواهد کرد،
همانگونه که پیشینیان را خلافت روی زمین بخشید و دین و آیینی را که برای آنها پسندیده پا برجا و ریشه‌دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند. آنچنانکه تنها مرا می‌پرستند و چیزی را برای من شریک نخواهد ساخت و کسانی که بعد از آن کافر شوند فاسقند.

از آنجا که در آیات قرآن سخن از اطاعت و تسلیم در برابر فرمان خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده آیه مورد بحث همین موضوع را پیش میگیرد و نتیجه این اطاعت را که همان حکومت جهانی است بیان می‌کند.از مجموع این آیه چنین برمی‌آید که خداوند به گروهی از مسلمانان که دارای این دو صفت هستند (ایمان و عمل صالح) سه نوید می‌دهد.1- حکومت و خلافت روی زمین.2- نشر آیین حق به طور اساسی و ریشه‌دار در همه جا (که این مطلب از کلمه تمکین استفاده می‌شود).3- از میان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنی که نتیجه این سه برنامه این خواهد شد که با نهایت آزادی خدا را بپرستند و فرمانهای او را گردن نهند و هیچ شریک و شبیهی برای او قائل نشوند و توحید خالص را در همه جا بگسترانند.بدیهی است که محصول تمام زحمات رسولان و تبلیغات پی‌گیر آنها و نمونه‌ی کامل حاکمیت توحید و امنیت کامل و عبادت خالی از شرک در زمانی تحقق می‌یابد که مهدی موعود علیه‌السلام سلاله‌ی انبیاء و فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اسلام ظاهر شود. مرحوم طبرسی در تفسیر این آیه می‌گوید:از اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )روایت شده است که این آیه درباره‌ی مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

منبع:

سیمای مهدویت در قرآن

محمدجواد مولوی‌نیا.


موضوعات: قرآن مجيد
   شنبه 22 آبان 1395نظر دهید »



مثل صريح و كامن يا آشكار و پنهان
مثل هاى قرآنى به ((صريح)) و ((كامن)) كه معادل فارسى آن ((آشكار)) و ((پنهان)) است, تقسيم مى شود.
نخستين كسى كه اين تقسيم را يادآور شده…………………

 

بدرالدين زركشى(متوفاى 794) مولف ((البرهان فى علوم القرآن)) است, وى پس از تقسيم مثل هاى قرآن به اين دو, مثل ((كامن)) را آن مى داند كه با لفظ مثل همراه نباشد, اما به جاى مثل به كار رود(1) .
جلال الدين سيوطى(متوفاى 911) پس از نقل اين تقسيم از زركشى, به تفسير آن پرداخته مثل صريح را آن مى داند كه در آن لفظ مثل وارد شده باشد, مثل: (مثلهم كمثل الذى استوقد نارا)(2) .
((حال منافقان بسان كسى است كه آتشى را برافروخته و…)).
و مثل ((كامن)) را آن مى داند كه در پاسخ حسين بن فضيل در جواب سوال مردى وارد شده است.

س: مردى از حسين بن فضيل پرسيد, تو مثل هاى عرب و عجم را از قرآن استخراج مى كنى, بفرماييد مضمون مثل معروف ((خير الامور إوسطها)) در كدام آيه وارد شده است؟
ج: در چند آيه وارد شده است به عنوان نمونه: (والذين اذا إنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما)(3) .
((يكى از نشانه هاى بندگان خدا اين است كه وقت انفاق اسراف و يا سخت گيرى نمى كنند, بلكه راه ميانه اى را ميان اين دو, در پيش مى گيرند)).

س: مضمون مثل معروف ((من جهل شيئا عاداه)): ((هركس چيزى را نداند آن را دشمن مى شمارد)) در كدام آيه وارد شده است؟
ج: در آيه: (بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه)(4) ((چيزى را كه بر آن آگاهى ندارند, تكذيب كردند)).
سپس سوال كننده مثل هاى ديگرى نيز مطرح مى كند و حسين بن فضيل آياتى را كه متضمن معانى اين مثل ها هست, يادآور مى شود.
جلال الدين سيوطى معتقد است كه مقصود از مثل هاى كامن اين نوع از مثل ها است كه لفظ آن در قرآن وارد نشده اما مضمون آن وارد شده است.
يك چنين تفسير از ((مثل كامن)) كاملا بى پايه است, و در گفتگوى آن دو نفر اشاره اى بر چنين تسميه اى نشده است. و نتيجه پرسش و پاسخ آن دو جزو اين نيست كه برخى از مثل ها به لفظ در قرآن وارد نشده, بلكه مفاد آن وارد شده است, و اما اين نوع از آيات مثل كامن ناميده مى شوند در اين گفتگو حتى به آن, اشاره نشده است.

تفسير ديگرى از مثل كامن
ممكن است مثل كامن را به نحوى ديگر تفسير كرد, و آن هر مثلى كه با حرف تشبيه (مانند مثل - كاف تشبيه) همراه نباشد ولى مفهوم آن تمثيل زيبا مى باشد كه يك انديشه دور از حس را در قالب تمثيل مجسم سازد و براى اين نوع از تمثيل نمونه هاى فراوانى از قرآن هست.
1 - (والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه والذى خبث لا يخرج الا نكدا كذلك نصرف ايات لقوم يشكرون)(5) .
((سرزمين پاكيزه, گياه آن به اذن پروردگار به خوبى مى رويد, ولى زمين ناپاك گياهش جز اندك و بى فايده رشد نمى كند, آيات خود را براى گروهى شكرگزار اين چنين بيان مى كنيم)).
اين تمثيل زيبا هرچند فاقد كلمه مثل يا ((كاف)) تشبيه است, اما يك تمثيل گويا است كه مى تواند حال دو گروه مومن و كافر را بيان كند.
قرآن با اين تمثيل حال مومن و كافر را تشريح مى نمايد: مومن به خاطر پاكى روح و دورى از آلودگى هاى عقيدتى و اخلاقى بسان سرزمين پاكى است كه مواعظ در آن اثر گذارده و فضايل رشد مى كند, درحالى كه كافر به خاطر آلودگى هاى فكرى و رفتارى است, بسان سرزمين هاى شوره زارى است كه هر نوع تعليم و تربيت در او اثر چشمگيرى نمى كذارد.
2 - (ان الذين كذبوا بآياتنا واستكبروا عنها لا تفتح لهم إبواب السمإ و لا يدخلون الجنه حتى يلج الجمل فى سم الخياط و كذلك نجزى المجرمين)(6) .
((كسانى كه آيات ما را تكذيب مى كنند و از پذيرفتن آنها كبر مى ورزند, درهاى آسمان بر ايشان گشوده نمى شود. و وارد بهشت نمى گردند مگر اين كه شتر وارد سوراخ سوزن شود آنچنان بزهكاران را كيفر مى دهيم)).
در زبان عرب براى ابراز امتناع از انجام يك شىء چنين مى گويند:
((لا افعل كذا حتى يشيب الغراب إو بيض القار)).
((من اين كار را انجام نمى دهم تا لحظه اى كه كلاغ سفيد شود يا قير سفيد گردد)).
ولى قرآن در مقام بيان امتناع يك شىء از مثل وارد در آيه بهره گرفته و آن اين كه درهاى رحمت براى كافران گشوده نمى شود. مگر در يك صورت و آن اين كه شتر از سوراخ سوزن وارد شود. يعنى همين طورى كه دومى محال است, اولى نيز حكم آن را دارد.
البته در قرآن اين نوع تمثيل هاى بديع و زيبا بدون علائم تشبيه حقايق برتر را در قالب امور حسى مى ريزد, فراوان است و ما به همين دو آيه اكتفا مى كنيم, و شايد مقصود زركشى از تقسيم مثل به صريح و كامن همين باشد كه در ايجا يادآور شديم.

 

تفسير ((ضرب المثل))
در محاورات مردم لفظ ((ضرب المثل)) فراوان ديده مى شود, و قرآن نيز همين لفظ را با مثل در جاهاى متعدد ذكر كرده است, مثلا مى فرمايد: (و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون)(7) .
و نيز مى فرمايد: (ضرب الله مثلا)(8) .
و نيز مى فرمايد: (ولقد ضربنا للناس فى هذا القرآن من كل مثل لعلهم يتذكرون)(9) .
اكنون سوال مى شود كه مقصود از كلمه ((ضرب)) در اين آيات چيست؟
پاسخ:
((ضرب)) به صورت مفرد به آنجا كه با لفظ ((مثل)) همراه نباشد, معنى زدن است. چنانكه مى فرمايد: (واضرب بعصاك الحجر)(10) ((اى موسى با عصا بر سنگ بزند)) ولى بايد ديد مقصود از همين كلمه آنگاه كه لفظ مثل همراه مى باشد چيست.
مفسران در اين مورد وجوهى را ذكر كرده اند كه برخى را متذكر مى شويم:
1 - ضرب در اين موارد به معنى ((تمثيل)) است, چنانكه مى فرمايد: (واضرب لهم مثل إصحاب القريه اذ جإها المرسلون)(11) . ((براى آنان ساكنان قريه اى را مثل بزن آنگاه كه فرستادگان عيسى(ع) به آن نقطه آمده اند)).
در حقيقت لفظ (واضرب) به معنى ((مثل)) است يعنى ((مثل لهم مثلا)) و يا در آيه ديگر مى فرمايد: (يضرب الله الحق والباطل)(12) ((إى يمثل الله الحق والباطل))(13) .
2 - ضرب در اين موارد به معنى توصيف و بيان است, به گواه اين كه مى فرمايد:
(ضرب الله مثلا عبدا مملوكا لا يقدر على شىء)(14) .
((خدا مثل مى زند بنده زرخريد كه هيچ كارى از او برنمىآيد))(15) .
به عقيده صاحب اين قول ((ضرب)) به معنى وصف و ((بين)) است يعنى خدا حال بنده اى را بيان مى كند كه قادر بر انجام كارى نيست ولى اين وجه قابل اعتماد نيست به گواه اين كه اگر فعل ((ضرب)) را برداريم و به جاى آن فعل ((وصف)) يا ((بين)) را بگذاريم آيه انسجام خود را از دست مى دهد, مثلا چنين بگوييم: ((وصف الله مثلا عبدا مملوكا)) مگر اين كه ((مثلا)) نيز به معنى ((وصفا)) باشد, و تقدير آيه چنين مى شود: ((وصف الله وصفا عبدا مملوكا)).
درحالى كه اين تفسير در آيه ياد شده روا نيست ولى در موردى مى توان اين تفسير را صحيح دانست آنجا كه قرآن از مشركان نقل مى كند كه آنان پيامبر(ص) را ((رجل مسحور)) معرفى كرده مى گفتند:
(ان تتبعون الا رجلا مسحورا)(16) .
((شما از مرد افسون شده پيروى مى كنيد)).
قرآن در نقد اين پندار ناروا چنين مى فرمايد:
(انظر كيف ضربوا لك الامثال فظلوا فلا يستطيعون سبيلا)(17) .
((بنگر چگونه براى تو مثل ها زدند و گمراه شدند و در نتيجه نمى توانند راهى بيابند)).
مسلما جمله (ضربوا لك الامثال) به معنى ((انظر كيف وصفوك)) و مراد از وصف همان جمله (رجلا مسحورا) است كه در آيه قبل گذشته است.
تو گويى خدا چنين مى فرمايد: بنگر اين بى خردان تو را چگونه انسان والايى كه از نظر حكمت و خرد در درجه بالايى قرار گرفته است, به عنوان انسان مسحور توصيف مى كنند.


بنابراين آنچه در ترجمه رايج قرآن جمله (ضربوا لك الامثال) به معنى ضرب المثل تفسير شده است, تفسير دور از حقيقت است.
3 - ضرب در اين موارد به معنى طى مسافت و قطع مسير است, و اين لفظ كنايه از اين است كه اين تمثيل راه خود را در جامعه در پيش گرفته و سينه به سينه و شهر به شهر منتشر گردد. در اين صورت معنى ضرب المثل پيمودن مثل, راههاى پرپيچ و خم در دل جامعه است تا در همه قلوب جا گيرد.
ابن قيم جوزيه(متوفاى 751) از كسانى است كه اين احتمال را برگزيده مى گويد:
خدا براى بندگانش مثل هايى زده همچنان كه رسول اكرم(ص) براى امت مثل هايى زده حكيمان و دانشمندان نيز مثل هايى زده اند, اكنون بايد ديد مقصود از ضرب المثل چيست؟
ضرب در اين جمله به معنى سير و گردش است چنان كه مى گويد: ((ضرب فى الارض)): اى سار فيها.
در اين صورت معنى ((ضرب المثل)) بيان يك حقيقت است كه در بلاد در حال سير و گردش باشد.
در ميان اين احتمالات, احتمال سوم به واقع نزديك تر است هرچند ممكن است معنى ديگرى نيز داشته باشد.

كتابهايى پيرامون امثال قرآنى
مثل هاى قرآن از روزهاى نخست مورد عنايت و اهميت مفسران و محققان قرار گرفته و درباره آن كتابهايى كوچك و بزرگ نوشته شده است كه به برخى از آنان اشاره مى كنيم:
1 - إمثال القرآن; نگارش جنيد بن محمد قواريرى(متوفاى 298).
2 - إمثال القرآن; نگارش ابراهيم بن محمد بن عرفه(معروف به ابن نفطويه)(متوفاى 323).
3 - الدره الفاخره فى الامثال السائره: نگارش حمزه بن حسن اصفهانى(متوفاى 351).
4 - إمثال القرآن; نگارش محقق شيعى محمد بن احمد بن جنيد اسكافى(متوفاى 381).
5 - إمثال القرآن; نگارش شيخ ابوعبدالرحمن محمد بن حسين سلمى نيسابورى(متوفاى 412).
6 - الامثال القرآنيه; نگارش ابوالحسن على بن محمد ماوردى شافعى(متوفاى 450).
7 - إمثال القرآن; نگارش شيخ شمس الدين محمد بن قيم الجوزيه(متوفاى 751).
8 - الامثال القرآنيه; نگارش عبدالرحمن بن حسن حنبكه ميدايى.
9 - روضه الامثال; نگارش فقيه بزرگوار احمد بن عبدالله الكوزكنانى(متوفاى 1327) كه در سال 1324 در قطع رحلى در تبريز چاپ شده است.
10 - إمثال القرآن; نگارش دكتر محمود بن شريف.
11 - الامثال فى القرآن الكريم; نگارش دكتر محمد جابرالفياضى كه اخيرا چاپ شده است.
12 - الصوره الغنيه فى المثل القرآنى; نگارش دكتر محمد حسين على صغير كه اخيرا نيز چاپ شده است.
13 - إمثال قرآن به زبان فارسى; نگارش على اصغر حكمت كه به زيور چاپ آراسته شده است.
14 - تفسير إمثال القرآن به زبان فارسى; نگارش دكتر اسماعيل اسماعيلى.
15 - الامثال فى القرآن الكريم به زبان عربى; به قلم نگارنده كه در سال 1420 چاپ شده است.
قرآن بحر عميقى است كه به ژرفاى آن هيچ كس نمى رسد و هرچه درباره آيات و موضوعات آن بحث و بررسى به عمل آيد هنوز براى سخن گفتن جا فراوان است, و آيندگان نيز بسان گذشتگان مثل هاى قرآنى را با نوك تحقيق تشريح خواهند كرد.
پى نوشت :
1ـ البرهان فى علوم القرآن: ج1, ص 488.
2ـ بقره: 17.
3ـ فرقان: 67.
4ـ يونس: 39.
5ـ اعراف: 58.
6ـ آل عمران: 40.
7ـ حشر: 21.
8ـ ابراهيم: 24.
9ـ زمر: 27.
10ـ اعراف: 160.
11ـ يس: 13.
12ـ رعد: 17.
13ـ لسان العرب: ج2, ص 37, ماده ضرب - قاموس المحيط: ماده ضرب.
14ـ نحل: 75.
15ـ تفسير طبرى: ج1, ص 175.
16ـ فرقان: 8.
17ـ فرقان:
کتاب تاریخ انبیاء

نگارش:آيت الله جعفر سبحانى


موضوعات: قرآن مجيد
   چهارشنبه 1 مهر 1394نظر دهید »

20 نکته در مورد حفظ قرآن


حفظ قرآن شرایطی دارد که مراعات آنها کار حفظ را آسانتر میکند.

ادامه »


موضوعات: قرآن مجيد
   جمعه 27 شهریور 1394نظر دهید »

پيام آسماني

از رحمت  خداوند مایوس نمیشوند، مگر گمراهان »وَمَنْ یقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ« حجر/56.

کلیدواژه ها: فانوس پيام آسماني

موضوعات: قرآن مجيد
   جمعه 27 شهریور 1394نظر دهید »

غدير در قرآن
اليوم اكملت لكم دينكم‏و اتممت عليكم نعمتى ‏و رضيت لكم الاسلام دينا.

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم.


موضوعات: قرآن مجيد
   یکشنبه 22 شهریور 1394نظر دهید »

گناهان پشیمانی آور:

برخی از گناهان موجب میشود تا انسان دچار ندامت و پشیمانی شود. البته در بسیاری از موارد پشیمانی سودی ندارد و به این سادگی نمیتوان آن را جبران کرد. این گونه نیست که تنها با عذر و پوزش خواهی و اظهار پشیمانی بتوان آن را جبران کرد و وضعیت را به حالت پیشین آن بازگردند. امام سجاد)ع( برخی از مصادیق این دسته از گناهان را این گونه برمیشمارد. «گناهانی که موجب پشیمانی میشود عبارتند از: کشتن نفسی که خداوند آن را تحریم کرده است. خداوند در داستان قابیل هنگامی که برادرش هابیل را میکشد و از دفن او عاجز و ناتوان میشود، میفرماید: پس، از پشیمانان شد؛ )مائده31 (و ترک صله رحم- در صورتی که قادر بدان باشد- نماز را نخواند تا وقتش بگذرد، ترک وصیت و رد مظالم و ندادن زکات تا زمانی که مرگ فرابرسد و زبان بسته گردد.

قرآن وسبك زندگي


موضوعات: قرآن مجيد
   چهارشنبه 18 شهریور 1394نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 7

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
اربعین