مترجم سایت

 

ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است.

ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله، اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش دوباریمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

 

 

 

ماه “ربیع الاول” همانگونه که از اسم آن پیداست بهار ماه ها می باشد؛ به جهت اینکه آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است. زیرا میلاد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و می توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن به خود ندیده است. چرا که او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیکترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او می باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست. و گویا روزی است که کاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین برکتها، زیباترین نورها و مخفی ترین اسرار در آن پی ریزی شده است.

پس بر انسان مسلمان که برتری رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش می باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما “آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".

 مهمترین اعمال این ماه
شب اوّل:
این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخی واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوی مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان علی(علیه السلام) برای اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) خوابید

آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»[1] در حقّ آن حضرت نازل شد.[2]

سال هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلی عظیم در جهان اسلام روی داد.

 

 

 

1- روزه گرفتن به شکرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع الاول.

2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

روز هشتم:
در روز هشتم ربیع الأوّل، سال 206، شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) طبق روایتی واقع شده است و از همان روز، امامت حضرت صاحب الزّمان، حجّة بن الحسن ـ عجّل الله تعالی فرجه الشریف ـ آغاز گردید.[3]

در این روز شایسته است زیارت امام حسن عسکری علیه السلام خوانده شود.

روز دهم:
روز ازدواج رسول خدا(صلی الله علیه وآله) با حضرت خدیجه کبری(علیها السلام) است در حالی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) 25 ساله بود و حضرت خدیجه(علیها السلام)40 ساله. به همین مناسبت روزه این روز به عنوان شکرگزاری مستحب شمرده شده است.[4]

روز دوازدهم:
این روز مطابق نظر مرحوم شیخ کلینی و مسعودی و همچنین مشهور میان اهل سنّت، روز ولادت با سعادت نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله)است.[5]

همچنین در این روز، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بعد از 12 روز که مسیر راه میان مکّه و مدینه را پیمود وارد مدینه گردید.[6] و نیز روز انقراض دولت بنی مروان در سال 132 است.[7]

اعمال مستحب در این روز به شکرانه انقراض دولت اموی دو مورد است:

1- روزه گرفتن.

2- دو رکعت نماز مستحبی که در رکعت اول بعد از حمد، سه بار سوره کافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می شود.

روز چهاردهم:
در سال 64 در چنین روزی، یزید بن معاویه به هلاکت رسید.[8]

وی پس از سه سال و نُه ماه خلافت که همراه با جنایات عظیمی بود - که مهمترین آن واقعه کربلا و شهادت ابی عبداللّه الحسین(علیه السلام) و یارانش می باشد - در سنّ سی و هفت سالگی در منطقه «حوران» زندگی ننگینش به پایان رسید جنازه اش را در دمشق دفن کردند ولی اکنون اثری از او نیست.[9]

 

 

 

شب هفدهم:
طبق روایات مشهور شیعه، شب ولادت حضرت خاتم الانبیا، رسول معظّم اسلام(صلی الله علیه وآله) است و شب بسیار مبارکی است.[10]

1) غسل به نیّت روز هفدهم ربیع الاوّل.[11]

2) روزه: که برای آن فضیلت بسیار نقل شده است، از جمله در روایاتی از ائمّه معصومین(علیهم السلام)آمده است: کسی که روز هفده ربیع را روزه بدارد، خداوند برای او ثواب روزه یکسال را مقرّر می فرماید.[12]

3) دادن صدقه، احسان نمودن و خوشحال کردن مۆمنان و به زیارت مشاهد مشرّفه رفتن.[13]

4) زیارت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از دور و نزدیک در روایتی از آن حضرت آمده است: هر کس بعد از وفات من، قبرم را زیارت کند مانند کسی است که به هنگام حیاتم به سوی من هجرت کرده باشد، اگر نمی توانید مرا از نزدیک زیارت کنید، از همان راه دور به سوی من سلام بفرستید (که به من می رسد).[14]

5) زیارت امیر مۆمنان، علی(علیه السلام) نیز در این روز مستحب است با همان زیارتی که امام صادق(علیه السلام) در چنین روزی کنار ضریح شریف آن حضرت(علیه السلام) وی را زیارت کرد.[15]

6) تکریم، تعظیم و بزرگداشت این روز بسیار بجاست، مرحوم «سیّد بن طاووس»، در اقبال، در تکریم و تعظیم این روز به خاطر ولادت شخص اوّل عالم امکان و سرور همه ممکنات حضرت نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) سفارش بسیار کرده است.

بنابراین، سزاوار است مسلمین با برپایی جشن ها و تشکیل جلسات، هرچه بیشتر با شخصیّت نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله)، سیره و تاریخ زندگی او آشنا شوند و از آن، برای ساختن جامعه ای اسلامی و محمّدی بهره کامل گیرند.

همچنین یکسال قبل از هجرت رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، در چنین شبی معراج آن حضرت صورت گرفت.[16]

روز هفدهم:
همان گونه که گفتیم مشهور میان علمای امامیّه آن است که روز هفدهم ربیع الأوّل، روز ولادت با سعادت رسول خدا حضرت محمّد بن عبداللّه(صلی الله علیه وآله) است و معروف آن است که ولادتش در مکّه معظّمه، واقع شده است، و زمان ولادتش هنگام طلوع فجر، روز جمعه، سنه عام الفیل بوده است.[17] (عام الفیل سالی است که ابرهه با لشکرش که بر فیل سوار بودند به قصد تخریب کعبه آمد، ولی همگی نابود شدند).

همچنین در چنین روزی در سال 83 هجری قمری، ولادت امام صادق(علیه السلام) واقع شده است و از این جهت نیز بر اهمّیّت این روز افزوده شده است.[18]

ماه ربیع الأوّل گرچه آغاز آن آمیخته با خاطره غم انگیز و اندوهبار شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام)است، ولی از آن جا که میلاد مبارک حضرت ختمی مرتبت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) مطابق روایت معروف، در هفدهم این ماه و طبق روایت غیرمعروف، در دوازدهم آن واقع شده و میلاد حضرت صادق(علیه السلام) نیز در هفدهم این ماه است، ماه شادی و جشن و سرور است.

از آن جا که هجرت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) که سرچشمه دگرگونی عمیق در جهانِ اسلام و عزّت و شوکت مسلمین شد، و همچنین داستان «لیلة المبیت» در این ماه واقع گردیده، و آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة اللّه (ارواحنا فداه) همزمان با شهادتِ پدر بزرگوارش نیز می باشد در مجموع از ماههای بسیار پربرکت و پرخاطره است، که سزاوار است، همه علاقه مندان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آن را ارج نهند و گرامی بدارند.[19]

 پی نوشت ها:



[1] سوره بقره، آیه 207.
[2] اقبال الاعمال، صفحه 592 و تفسیر نمونه، جلد 2، صفحه 78.
[3] کافی، جلد 1، صفحه 503.
[4] اقبال، صفحه 599.
[5] زاد المعاد، صفحه 412.
[6] اقبال، صفحه 599 و کامل ابن اثیر، جلد 2، صفحه 7 (حوادث سال اوّل هجرت).
[7] مصباح المتهجّد، صفحه 791
[8] اقبال، صفحه 601
[9] تتمة المنتهی، صفحه 64.
[10] مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
[11] فلاح السائل، صفحه 61
[12] اقبال، صفحه 603
[13] همان مدرک
[14] همان ص 604
[15] همان مدرک، صفحه 608
[16] اقبال، صفحه 601.
[17] مصباح المتهجّد، صفحه 791 و اقبال، صفحه 603.
[18] بحارالانوار، جلد 47، صفحه 1، حدیث 2.
[19] کتاب ارزنده المراقبات مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکی تبریزی (ره)
منبع: حوزه نت

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: رويدادهاي قمري
   جمعه 3 آذر 1396نظر دهید »

 لغت مباهله : در اصل از ماده بهل بروزن أهل به معناي رها كردن و قيد و بند را از چيزي برداشتن را گويند. ابتهال در دعاء بمعناي تضرع و واگذاري كار به خداست.
و گاهي بمعناي «هلاكت و لعن و دوري از خدا» گرفته‌اند نيز بخاطر اين است كه رها و واگذار كردن بنده را به حال خود، اين نتايج را به دنبال مي‌آورد اين بود معناي مباهله از نظر ريشه لغت.
و از نظر مفهوم متداول كه درآيه مباهله گرفته شده، به معني نفرين كردن دو نفر به يكديگر است به اين ترتيب افرادي كه باهم گفتگو در باره يك مسئله مهم مذهبي كه دارند در يك جا جمع شده، به درگاه خداوند تضرع كنند و از او بخواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند .

 

 

 

 

ارزش روائي واقعه»
 روايت مباهله از روايات مورد قبول فريقين (سني و شيعه) است تقريباً مورد اتفاق هر دو طرف مي‌باشد.
فخر رازي در تفسير خود پس از نقل دو روايت مباهله و كساء به صورتيكه زمخشري در در كشّاف نوشته است مي‌گويد:
بدانكه اين روايت ميان اهل تفسير وحديث مانند حديثهاي اتفاق يافته بر صحت آن است.
نيشابوري نيز بعداز نقل روايت مباهله وكساء بعد از آيه ويطهركم تطهيراً مي‌گويد:
اين روايت (از نظر سند) مانند رواياتي است كه بر صحت آن اتفاق داشته باشند.
قاضي نوراللّه شوشتري قدس سره در جلد سوم كتاب (احقاق الحق) طبع جديد ص 46 مي‌گويد مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه أبنائنا در آيه مباهله اشاره به حس وحسين و نسائنا اشاره به فاطمه و أنفسنا اشاره به علي عليه السلام است.
سپس در پاورقي كتاب مزبور نام در حدود شصت نفر از بزرگان اهل سنت را آورده است كه آنها تصريح كرده‌اند آيه مباهله در باره اهل بيت نازل شد.

 

 

 

مشروح جریان مباهله
بعداز آنكه رسول خدا و سيّد كاينات مكّه معظّمة را فتح نمود و همه عربها مطيع ومنقاد آنحضرت شده و در زير پرچم لا إله الّااللّه قرار گرفتند؛ نامه‌هاي فراوان به رؤساء و بزرگان عالم مخصوصاً كسري ايران و قيصر روم روانه كرد و همه آنهارا به اسلام دعوت كرده و ادامه دادند در صورت عدم تسليم باذلّت و خواري جزية دهند و يا اين كه آماده جنگ شوند.
چون اين خبر به نصاراي نجران و كساني كه دراطراف آنها بودند از بني المدان و فرزندان حارث بن كعب و كساني كه با ايشان بودند با اختلاف مذاهبشان از اروسية، سالوسية، اصحاب دين الملك، مارونية، عبّاد و نسطورية، رسيد همگي با آن كثرت جمعيّت؛ به وحشت افتاده رعب و ترس بر آنهامستولي شد بطوري كه خواب راحت و آرامش زندگي را از دست دادند، در اين بيم وهراس بودند كه ناگهان فرستادگان رسول خدا بنام 1- عتبة بن غزوان 2- عبداللّه بن أبي اميّة 3- هدير بن عبداللّه تيمي 4- صهيب بن سنان نمري، بانامه آنحضرت به نجران وارد شدند.
درآن نامه مانند ديگر نامه‌ها آنها را به اسلام دعوت كرده بود اگر مسلمان شوند برادران ديني ما هستند و اگر تكبّر كرده سر پيچي نمايند، بايد باذلّت و خواري آماده پرداخت جزيه شوند در غير اين صورت جنگ را پذيرا باشند در نامه اين آية نوشته شده بود: قل يا أهل الكتاب تعالوا إلي كلمة سواء بيننا وبينكم أن لانعبد الّااللّه و لا نشرك به شيئاً ولا نتّخذ بعضنا بعضاً أرباباً من دون اللّه فان تولّوا فقولوا شهدو بأنّا مسلمون.
بگو اي اهل كتاب! بياييد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداي يگانه را نه پرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم؛ و بعضي از ما، بعض ديگر را- غير از خداي يگانه- به خدايي نپذيرد؛ هر گاه (از اين دعوت) سرباز زنند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم.
همه مي دانند پيامبر تا كسي را به اسلام دعوت نمي كرد و حجّت را بر او تمام نمي نمود، با او نمي جنگيد.
نامه به آنها تحويل گرديد با خواندن نامه نفرت شديد توأم با رعب و وحشت وجود آنان را فرا گرفت بلا فاصله در كليساي بزرگ گرد آمده، فرشهاي گرانبها انداخته و ديوارها را با حرير و ديبا زينت دادند؛ صليب بزرگ راكه از طلاي ناب ساخته شده بود و با جواهرات پر قيمت تزئين داده بودند، كه پادشاه روم به آنها هديه كرده بود، بپا داشتند.
اولاد حارث بن كعب كه از زمانهاي قديم به جنگاوري وشجاعت در ميان عرب شهرت تام داشتند، براي مشاوره و رايزني حاضر شدند تانظرهاي خود را بيان دارند؛ اين خبر كه بگوش قبايل مذحج، عكّ، حمير و أنمار و اشخاص نزديك، نسبي و سببي ايشان از قوم سبا رسيد؛ به خاطر تعصّبي كه داشتند، با دماغهاي باد كرده و متكبّرانه، در آن كليسا حضور بهمرساندن، حتّي بعضي از آنها كه قبلًا اسلام را پذيرفته بودند همگي از اسلام بر گشته، به صف أقوام خود پيوستند رأي عمومي آنها بر اين قرار گرفت كه به مدينة هجوم برده و جنگ نمايند.
يك نفر از قبيله بني بكر بن وائل بنام أبوحارثة (أبو حامد) حصين بن علقمة دانشمند بزرگ و استاد همه آنها و يكصد وبيست سال عمر كرده و از غايت پيري ابروهايش برروي ديده هايش ريخته بود، باعصابه خود ابروهايش را بالا زده برعصاي خود تكيه زد كه خطبه بخواند، كسي كه از علوم پيغمبران بهره مند و به پيغمبر اسلام، ايمان آورده بود و ايمان خود را پنهان مي كرد گفت
«أبو حارثة أسقف أعظم» آهسته! اي فرزندان عبدالمدان! عافيت و سعادت دو نعمت پنهان است كه در صلح به دست مي آيد و دوام پيدا مي‌كند نه در جنگ (و خون ريزي) با آرامش تصميم بگيريد مانند مورچگان از پي يكديگر نرويد؛ مبادا باشتاب و تندي اقدامي بكنيد كه عاقبت خوبي نه خواهد داشت؛ قسم به خدا آنچه كه نكرده ايد عاقبت مي توانيد انجام دهيد امّا كاري كه كرده ايد ديگر نمي توانيد برگردانيد نجات در تحقيق و (تفحّص) و تفكر و آرامش است، چه بسيار خود داري از حمله كردن و بسيار سكوت، از سخن گفتن بهتر است؛ (اين نصيحت هارا كرد و ساكت شد)

 

ادامه »


موضوعات: رويدادهاي قمري
   پنجشنبه 23 شهریور 1396نظر دهید »

شب نهم از لَیالى متبرّکه و شب مناجات با قاضى الحاجاتست و توبه در آن شب مقبول و دُعا در آن مُستَجابَست و کسى که آن شب را به عبادت بسر آورد اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته باشد و از براى آن شب چند عمل است:

اوّل:  بخواند این دعا را که روایت شده هر که بخواند آن را در شب عرفه یا در شبهاى جمعه خداوند بیامرزد او را:

 

 

 

اَللّهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوى وَمَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى وَعالِمَ کُلِّ خَفِیَّةٍ وَمُنْتَهى کُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ عَلَى الْعِبادِ یا کَریمَ الْعَفْوِ یا حَسَنَ التَّجاوُزِ یا جَوادُ یا مَنْ لا یُوارى مِنْهُ لَیْلٌ داجٍ وَلا بَحْرٌ عَجّاجٌ وَلا سَمآءٌ ذاتُ اَبْراجٍ وَلا ظُلَمٌ ذاتُ ارْتِتاجٍ یا مَنِ الظُّلْمَةُ عِنْدَهُ ضِیآءٌ اَسْئَلُکَ بِنوُرِ وَجْهِکَ الْکَریمِ الَّذى تَجَلَّیْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَکّاً وَخَرَّ موُسى صَعِقاً وَبِاسْمِکَ الَّذى رَفَعْتَ بِهِ السَّمواتِ بِلا عَمَدٍ وَسَطَحْتَ بِهِ الاْرْضَ عَلى وَجْهِ ماءٍ جَمَدٍ وَبِاسْمِکَ الْمَخْزوُنِ الْمَکْنوُنِ الْمَکْتوُبِ الطّاهِرِ الَّذى اِذا دُعیتَ بِهِ اَجَبْتَ وَاِذا سُئِلْتَ بِهِ اَعْطَیْتَ وَبِاسْمِکَ السُّبوُحِ الْقُدُّوسِ الْبُرْهانِ الَّذى هُوَ نوُرٌ عَلى کُلِّ نُورٍ وَنوُرٌ مِنْ نوُرٍ یُضیَّىُ مِنْهُ کُلُّ نوُرٍ اِذا بَلَغَ الاْرْضَ انْشَقَّتْ وَاِذا بَلَغَ السَّمواتِ فُتِحَتْ وَاِذا بَلَغَ الْعَرْشَ اهْتَزَّ وَبِاسْمِکَ الَّذى تَرْتَعِدُ مِنْهُ فَراَّئِصُ مَلاَّئِکَتِکَ وَاَسْئَلُکَ بِحَقِّ جَبْرَئیلَ وَمیکائیلَ وَاِسْرافیلَ وَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفىصَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَعَلى جَمیعِ الاْنْبِیآءِ وَجَمیعِ الْمَلاَّئِکَةِ وَبِالاِْسْمِ الَّذى مَشى بِهِ الْخِضْرُ عَلى قُلَلِ الْمآءِ کَما مَشى بِهِ عَلى جَدَدِ الاْرْضِ وَبِاسْمِکَ الَّذى فَلَقْتَ بِهِ الْبَحْرَ لِموُسى وَاَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ وَاَنْجَیْتَ بِهِ موُسَى بْنَ عِمْرانَ وَمَنْ مَعَهُ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ موُسَى بْنُ عِمْرانَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الاْیْمَنِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَاَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّةً مِنْکَ وَبِاسْمِکَ الَّذى بِهِ اَحْیى عیسَى بْنُ مَرْیَمَ الْمَوْتى وَتَکَلَّمَ فِى الْمَهْدِ صَبِیّاً وَاَبْرَءَ الاْکْمَهَ وَالاْبْرَصَ بِاِذْنِکَ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ حَمَلَةُ عَرْشِکَ وَجَبْرَئیلُ وَمیکآئیلُ وَاِسْرافیلُ وَحَبیبُکَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَمَلاَّئِکَتُکَ الْمُقَرَّبوُنَ وَاَنْبِیآؤُکَ الْمُرْسَلوُنَ

 

 

وَعِبادُکَ الصّالِحوُنَ مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَالاْرَضینَ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ ذوُ النُّونِ اِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَنْ لَنْ تَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادى فِى الظُّلُماتِ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَک اِنّى کُنْتُ مِنَ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَنَجَّیْتَهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ تُنْجِى الْمُؤْمِنینَ وَبِاسْمِکَ الْعَظیمِ الَّذى دَعاکَ بِهِداوُدُ وَخَرَّ لَکَ ساجِداً فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعَتْکَ بِهِ اسِیَةُ امْرَاءَةُ فِرْعَوْنَ اِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لى عِنْدَکَ بَیْتاً فِى الْجَنَّةِ وَنَجِّنى مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنى مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ فَاسْتَجَبْتَ لَها دُعآئَها وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ اَیُّوبُ اِذْ حَلَّ بِهِ الْبَلاَّءُ فَع افَیْتَهُ وَ اتَیْتَهُ اَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِکَ وَذِکْرى لِلْعابِدینَ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ یَعْقوُبُ فَرَدَدْتَ عَلَیْهِ بَصَرَهُ وَقُرَّةَ عَیْنِهِ یوُسُفَ وَجَمَعْتَ شَمْلَهُ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ سُلَیْمانُ فَوَهَبْتَ لَهُ مُلْکاً لا یَنْبَغى لاَِحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ وَبِاسْمِکَ الَّذى سَخَّرْتَ بِهِ الْبُراقَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَسَلَّمَ

 

اِذْ قالَ تَعالى سُبْحانَ الَّذى اَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحرامِ اِلَى الْمَسْجِدِ الاْقْصى وَقَوْلُهُ سُبْحانَ الَّذى سَخَّرَ لَنا هذا وَما کُنّا لَهُ مُقْرِنینَ وَاِنّا اِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبوُنَ وَبِاسْمِکَ الَّذى تَنَزَّلَ بِهِ جَبْرَئیلُ عَلى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ  عَلَیْهِ وَ الِهِ وَبِاسْمِکَ الَّذى دَعاکَ بِهِ آدَمُ فَغَفَرْتَ لَهُ ذَنْبَهُ وَاَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ وَاَسْئَلُکَ بِحَقِّ الْقُرْآنِ الْعَظیمِ وَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ وَبِحَقِّ اِبْرهیمَ وَبِحَقِّ فَصْلِکَ یَوْمَ الْقَضآءِ وَبِحَقِّ الْمَوازینِ اِذا نُصِبَتْ وَالصُّحُفِ اِذا نُشِرَتْ وَبِحَقِّ الْقَلَمِ وَما جَرى وَاللَّوْحِ وَما اَحْصى وَبِحَقِّ الاِْسْمِ الَّذى کَتَبْتَهُ عَلى سُرادِقِ الْعَرْشِ قَبْلَ خَلْقِکَ الْخَلْقَ وَالدُّنْیا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ بِاَلْفَىْ عامٍ وَاَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ فى خَزآئِنِکَ الَّذىِ اسْتَاْثَرْتَ بِهِ فى عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ لَمْ یَظْهَرْ عَلَیْهِ اَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ لا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِىُّ مُرْسَلٌ وَلا عَبْدٌ مُصْطَفىً وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى شَقَقْتَ بِهِ الْبِحارَ وَقامَتْ بِهِ الْجِبالُ وَاخْتَلَفَ بِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَبِحَقِّ السَّبْعِ الْمَثانى وَالْقُرْآنِ الْعَظیمِ وَبِحَقِّ الْکِرامِ الْکاتِبینَ وَبِحَقِّ طه وَیسَّ وَکه ی عَّصَّ وَح مَّعَّسَّقَّ وَبِحَقِّ تَوْریةِ موُسى وَاِنْجیلِ عیسى وَزَبوُرِ داوُدَ وَفُرْقانِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَعَلى جَمیعِ الرُّسُلِ وَبِاهِیّاً شَراهِیّاً

 

 

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ تِلْکَ الْمُناجاتِ الَّتى کانَتْ بَیْنَکَ وَبَیْنَ موُسَى بْنِ عِمْرانَ فَوْقَ جَبَلِ طوُرِ سَیْنآءَ وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى عَلَّمْتَهُ مَلَکَ الْمَوْتِ لِقَبْضِ الاْرْواحِ وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى کُتِبَ عَلى وَرَقِ الزَّیْتوُنِ فَخَضَعَتِ النّیرانُ لِتِلْکَ الْوَرَقَةِ فَقُلْتَ یا نارُ کوُنى بَرْداً وَسَلاماً وَاَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذى کَتَبْتَهُ عَلى سُرادِقِ الْمَجْدِ وَالْکَرامَةِ یا مَنْ لا یُحْفیهِ سآئِلٌ وَلا یَنْقُصُهُ نآئِلٌ یا مَنْ بِهِ یُسْتَغاثُ وَاِلَیْهِ یُلْجَاءُ اَسْئَلُکَ بِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِکَ وَمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَبِاسْمِکَ الاْعْظَمِ وَجَدِّکَ الاْعْلى وَکَلِماتِکَ التّآمّاتِ الْعُلى اَللّهُمَّ رَبَّ الرِّیاحِ وَما ذَرَتْ وَالسَّمآءِ وَما اَظَلَّتْ وَالاْرْضِ وَما اَقَلَّتْ وَالشَّیاطینِ وَما اَضَلَّتْ وَالْبِحارِ وَما جَرَتْ وَبِحَقِّ کُلِّ حَقٍّ هُوَ عَلَیْکَ حَقُّ وَبِحَقِّ الْمَلاَّئِکَةِ الْمُقَرَّبینَ وَالرَّوح انِیّینَ وَالْکَروُبِیّینَ وَالْمُسَبِّحینَ لَکَ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ لا یَفْتُروُنَ وَبِحَقِّ اِبْراهیمَ خَلیلِکَ وَبِحَقِّ کُلِّ وَلِی یُنادیکَ بَیْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ وَتَسْتَجیبُ لَهُ دُعآئَهُ یا مُجیبُ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الاْسْماءِ وَبِهذِهِ الدَّعَواتِ اَنْ تَغْفِرَ لَنا ما قَدَّمْنا وَما اَخَّرْنا وَما اَسْرَرْنا وَما اَعْلَنّا وَما اَبْدَیْنا وَما اَخْفَیْنا وَما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّا اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا حافِظَ کُلِّ غَریبٍ یا موُنِسَ کُلِّ وَحیدٍ یا قُوَّةَ کُلِّ ضَعیفٍ یا ناصِرَ کُلِّ مَظْلوُمٍ یا رازِقَ کُلِّ مَحْروُمٍ یا موُنِسَ کُلِّ مُسْتَوْحِشٍ یا صاحِبَ کُلِّ مُسافِرٍ یا عِمادَ کُلِّ حاضِرٍ یا غافِرَ کُلِّ ذَنْبٍ وَخَطَّیئَةٍ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ یا کاشِفَ کَرْبِ الْمَکْرُوبینَ یا فارِجَ هَمِّ الْمَهْمُوُمینَ یا بَدیعَ السَّمواتِ وَالاْرَضینَ یا مُنْتَهى غایَةِ الطّالِبینَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا رَبَّ الْعالَمینَ

 

 

یا دَیّنَ یَوْمِ الدّینِ یا اَجْوَدَ الاْجْوَدینَ یا اَکْرَمَ الاْکْرَمینَ یا اَسْمَعَ السّامِعینَ یا َبْصَرَ النّاظِرینَ یا اَقْدَرَ الْقادِرینَ اغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى توُرِثُ النَّدَمَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى توُرِثُ السَّقَمَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَوَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تَرُدُّ الدُّعآءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تَحْبِسُ قَطْرَ السَّمآءِ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تُعَجِّلُ الْفَنآءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تَجْلِبُ الشَّقآءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تُظْلِمُ الْهَوآءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى تَکْشِفُ الْغِطآءَ وَاغْفِرْ لِىَ الذُّنوُبَ الَّتى لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ یا اَللّهُ وَاحْمِلْ عَنّى کُلَّ تَبِعَةٍ لاِحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ وَاجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى فَرَجاً وَمَخْرَجاً وَیُسْراً وَاَنْزِلْ یَقینَکَ فى صَدْرى وَرَجآءَکَ فى قَلْبى حَتّى لا اَرْجُوَ غَیْرَکَ اَللّهُمَّ احْفَظْنى وَعافِنى فى مَقامى وَاصْحَبْنى فى لَیْلى وَنَهارى وَمِنْ بَیْنِ یَدَىَّ وَمِنْ خَلْفى وَعَنْ یَمینى وَعَنْ شِمالى وَمِنْ فَوْقى وَمِنْ تَحْتى وَیَسِّرْ لِىَ السَّبیلَ وَاَحْسِنْ لِىَ التَّیْسیرَ وَلا تَخْذُلْنى فِى الْعَسیرِ وَاهْدِنى یا خَیْرَ دَلیلٍ وَلا تَکِلْنى اِلى نَفْسى فِى الاُْموُرِ وَلَقِّنى کُلَّ سُروُرٍ وَاقْلِبْنىاِلى اَهْلى بِالْفَلاحِ وَالنَّجاحِ مَحْبوُراً فِى الْعاجِلِ وَالا جِلِ اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ وَارْزُقْنى مِنْ فَضْلِکَ وَاَوْسِعْ عَلَىَّ مِنْ طَیِّباتِ رِزْقِکَ وَاسْتَعْمِلْنى فى طاعَتِکَ وَاَجِرْنى مِنْ عَذابِکَ وَنارِکَ وَاقْلِبْنى اِذا تَوَفَّیْتَنى اِلى جَنَّتِکَ بِرَحْمَتِکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَعوُذُ بِکَ مِنْ زَوالِ نِعْمَتِکَ وَمِنْ تَحْویلِ عافِیَتِکَ وَمِنْ حُلوُلِ نَقِمَتِکَ وَمِنْ نُزوُلِ عَذابِکَ وَاَعوُذُ بِکَ مِنْ جَهْدِ الْبَلاَّءِ وَدَرَکِ الشَّق آءِ وَمِنْ سُوَّءِ الْقَض آءِ وَشَماتَةِ الاْعْدآءِ وَمِنْ شَرِّ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ وَمِنْ شَرِّ ما فِى الْکِتابِ الْمُنْزَلِ

 

 

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى مِنَ الاْشْرارِ وَلا مِنْ اَصْحابِ النّارِ وَلا تَحْرِمْنى صُحْبَةَ الاْخْیارِ وَاَحْیِنى حَیوةً طَیِّبَةً وَتَوَفَّنى وَفاةً طَیِّبَةً تُلْحِقُنى بِالاْبْرارِ وَارْزُقْنى مُرافَقَةَ الاْنْبِیآءِفى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلیکٍ مُقْتَدِرٍ اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلاَّئِکَ وَصُنْعِکَ وَلَکَ الْحَمْدُ عَلَى الاِْسْلامِ وَاتِّباعِ السُّنَةِ یا رَبِّ کَما هَدَیْتَهُمْ لِدینِکَ وَعَلَّمْتَهُمْ کِتابَکَ فَاهْدِنا وَعَلِّمْنا وَلَکَالْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلاَّئِکَ وَصُنْعِکَ عِنْدى خ آصَّةً کَم ا خَلَقْتَنى فَاَحْسَنْتَ خَلْقى وَعَلَّمْتَنى فَاَحْسَنْتَ تَعْلیمى وَهَدَیْتَنى فَاَحْسَنْتَ هِدایَتى فَلَکَ الْحَمْدُ عَلى اِنْعامِکَ عَلَىَّ قَدیماً وَحَدیثاً فَکَمْ مِنْ کَرْبٍ یا سَیِّدى قَدْ فَرَّجْتَهُ وَکَمْ مِنْ غَمٍّ یا سَیِّدى قَدْ نَفَّسْتَهُ وَکَمْ مِنْ هَمٍّ یا سَیِّدى قَدْ کَشَفْتَهُ وَکَمْ مِنْ بَلاَّءٍ ی ا سَیِّدى قَدْ صَرَفْتَهُ وَکَمْ مِنْ عَیْبٍ ی ا سَیِّدى قَدْ سَتَرْتَهُ فَلَکَ الْحَمْدُ عَلى کُلِّ حالٍ فى کُلِّ مَثْوىً وَزَمانٍ وَمُنْقَلَبٍ وَمَُقامٍ وَعَلى هذِهِ الْحالِ وَکُلِّ حالٍ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى مِنْ اَفْضَلِ عِبادِکَ نَصیباً فى هذَا الْیَوْمِ مِنْ خَیْرٍ تَقْسِمُهُ اَوْ ضُرٍّ تَکْشِفُهُ اَوْسُوَّءٍ تَصْرِفُهُ اَوْ بَلاَّءٍ تَدْفَعُهُ اَوْ خَیْرٍ تَسُوقُهُ اَوْ رَحْمَةٍ تَنْشُرُه ا اَوْ ع افِیَةٍ تُلْبِسُه فَاِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ وَبِیَدِکَ خَزآئِنُ السَّمواتِ وَالاْرْضِ وَاَنْتَ الْواحِدُ الْکَریمُ الْمُعْطِى الَّذى لا یُرَدُّ سآئِلُهُ وَلا یُخَیَّبُ امِلُهُ وَلا یَنْقُصُ نآئِلُهُ وَلا یَنْفَدُ ما عِنْدَهُ بَلْ یَزْدادُ کَثْرَةً وَطیباً وَعَطآءً وَجوُداً وَارْزُقْنى مِنْ خَزآئِنِکَ الَّتى لا تَفْنى وَمِنْ رَحْمَتِکَ الْواسِعَةِ اِنَّ عَطآئَکَ لَمْ یَکُنْ مَحْظوُراً وَاَنْتَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ 

 

 

(خدایا اى آگاه هر راز و مرجع هر شکایت و داناى هر پنهان و منتهاى هر حاجت اى آغازنده نعمت ها بر بندگان اى بزرگوار گذشت اى نیکو درگذر اى بخشنده اى که نه شب تار چیزى را از تو پنهان کند و نه دریاى مواج و نه آسمان برج دار و نه تاریکیهاى پیچیده درهم اى کسى که تاریکى در پیش او روشن است از تو خواهم به حق نور ذات بزرگوارت همان که بدان وسیله بر کوه تجلى فرمودى و آنرا متلاشى کردى و موسى مدهوش بر زمین افتاد و به همان نامت که آسمانها را بدون ستون برافراشتى و زمین را بر روى آبى منجمد شده پهن کردى و بدان نامت که پیش تو در گنجینه و در پرده و نوشته و پاکیزه است همانکه هرگاه بدان نام به خوانندت اجابت کنى و هرگاه بدان از تو خواهند عطافرمائى و به حق نام منزه و مقدس و برهان تو که آن نور است

 

 

بر هر نورى و نور است از نورى که روشنى گیرد از آن هر نور چون به زمین رسد شکافته شود و چون به آسمانها رسد گشوده شوند و چون به عرش رسد بلرزد و به حق آن نامت که بلرزد از آن اندام فرشتگانت و از تو خواهم به حق جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و به حق محمد مصطفى که درود خدا بر او و آلش و بر جمیع پیمبران و همه فرشتگان و به حق آن نامى که حضرت خضر بوسیله آن بر روى امواج آب دریا راه مى رفت چنانچه بر روى زمین هموار راه مى رفت و به حق آن نامت که شکافتى بدان دریا را براى موسى و غرق کردى فرعون و قوم او را و نجات دادى بدان موسى بن عمران و همراهانش را و به حق آن نامت که موسى بن عمران بوسیله آن تو را خواند از جانب راست کوه طور و اجابتش کردى و محبت خود را بر دلش انداختى و به حق آن نامت که عیسى بن مریم بوسیله اش مردگان را زنده کرد و در گهواره در زمان کودکى سخن گفت و کور مادرزاد و مبتلاى به مرض برص را به اذن تو شفا داد و بدان نامت که خواند بوسیله آن تو را حاملین عرشت و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل از آن اندام فرشتگانت و از تو خواهم به حق جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و به حق محمد مصطفى که درود خدا بر او و آلش و بر جمیع پیمبران و همه فرشتگان و به حق آن نامى که حضرت خضر بوسیله آن بر روى امواج آب دریا راه مى رفت چنانچه بر روى زمین هموار راه مى رفت و به حق آن نامت که شکافتى بدان دریا را براى موسى و غرق کردى فرعون و قوم او را و نجات دادى بدان موسى بن عمران و همراهانش را و به حق آن نامت که موسى بن عمران بوسیله آن تو را خواند از جانب راست کوه طور و اجابتش کردى و محبت خود را بر دلش انداختى و به حق آن نامت که عیسى بن مریم بوسیله اش مردگان را زنده کرد و در گهواره در زمان کودکى سخن گفت و کور مادرزاد و مبتلاى به مرض برص را به اذن تو شفا داد و بدان نامت که خواند بوسیله آن تو را حاملین عرشت و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حبیبت محمد صلى الله علیه و آله و فرشتگان مقرب و پیمبران مرسلت و بندگان شایسته ات از اهل آسمانها و زمینها و بدان نامت که یونس تو را بدان نام خواند در آن هنگام که خشمناک برفت و گمان داشت که بر او سخت نگیرى پس ندا کرد در میان تاریکیها که معبودى جز تو نیست منزهى تو و براستى من از ستمکاران هستم پس تو اجابتش کردى و از اندوه نجاتش دادى و این چنین نجات دهى مؤ منان را و بدان نام عظیمت که داود بدان نام تو را خواند و برایت به سجده افتاد پس گناهش آمرزیدى و بدان نامت که آسیه همسر فرعون بدان نام تو را خواند و گفت : پروردگارا براى من نزد خود در بهشت خانه اى بنا کن و نجاتم ده از فرعون و کردارش و نجاتم ده از دست مردم ستمکار پس دعایش را اجابت کردى و بدان نامت که ایوب تو را بدان خواند

 

 

در آن هنگام که بلا بر او نازل شد پس او را تندرست کرده و کسانش را به او دادى نظائرشان را نیز از رحمت خویش و پندى براى پرستش کنندگان و بدان نامت که یعقوب تو را بدان نام خواند پس بینائیش را و نور دیده اش یوسف را به او بازگرداندى و پریشانیش را برطرف کردى و بدان نامت که سلیمان بدان تو را خواند پس بدو سلطنتى دادى که شایسته نبود براى هیچکس پس از او و براستى تو پربخششى و بدان نامت که براق را براى محمد صلى الله علیه و آله مسخر کردى آنجا که فرمودى : ((منزه است خدائى که راه برد بنده اش را شبانه از مسجدالحرام تا مسجد اقصى )) و گفتار دیگرت ((منزه است خدائى که مسخر کرد براى ما این را وگرنه ما نیروى تسخیرش را نداشتیم و ما بسوى پروردگارمان باز مى گردیم )) و بدان نامت که نازل مى شد بوسیله آن جبرئیل بر محمد صلى الله علیه و آله و بدان نامت که خواند بدان نام تو را آدم پس گناهش آمرزیدى و در بهشتت جایش دادى و از تو خواهم به حق قرآن عظیم و به حق محمد خاتم پیمبران و به حق ابراهیم و به حق جدا کردنت حق و باطل را در روز داورى و به حق میزانها هنگامى که نصب گردد و نامه ها آنگاه که گشوده شود و به حق قلم و آنچه بنویسد و لوح و آنچه بشمارد و به حق آن نامت که نوشتى آنرا بر سراپرده هاى عرش پیش از آنکه خلق را بیافرینى و دنیا و خورشید و ماه را خلق فرمائى و گواهى دهم که معبودى جز خداى یگانه نیست که شریکى ندارد و اینکه محمد بنده و رسول او است و از تو خواهم بدان نام محفوظ در خزینه هایت که مخصوص خود ساختى آنرا در علم غیب در نزد خویشتن و آگاه نشد بر آن هیچکس از خلق تو نه فرشته مقربى و نه پیامبر مرسلى و نه بنده برگزیده اى و از تو خواهم بدان نامت که شکافتى بدان دریاها را و برپا شد بدان کوهها و در رفت و آمد شد بدان شب و روز و به حق سوره مبارکه حمد و قرآن عظیم و به حق نویسندگان ارجمندت و به حق طه و یس و کهیعص و حمعسق و به حق تورات موسى و انجیل عیسى و زبور داود و قرآن محمد که درود تو بر او و آلش و بر جمیع رسولان باد و به حق آهى و شراهى (که دو نام اعظم یا نام دو تن از بزرگان دین است )

 

 

خدایا از تو خواهم به حق آن مناجاتى که میان تو و موسى بن عمران در بالاى کوه طور سیناء گذشت و از تو خواهم به آن نامت که آن را براى گرفتن جانها به ملک الموت یاد دادى و از تو خواهم بدان نامت که نوشته شد به برگ زیتون و آتشها در مقابل آن نام فروتن گشت و فرمودى ((اى آتش سرد و سلامت باش )) و از تو خواهم بدان نامت که نوشتى آنرا بر سراپرده هاى مجد و کرامت اى که درمانده اش نکند سائلى و نکاهدش دادن جایزه اى ، اى که به او استغاثه شود و به او پناه برند از تو خواهم به حق آنچه موجب عزت عرشت گشته و به آخرین حد نهائى رحمت از کتاب تو و به اسم اعظمت و مقام والاترت و کلمات کامله و والایت خدایا اى پروردگار بادها و آنچه پراکنده کنند و پروردگار آسمان و آنچه را سایه کنند و پروردگار زمین و آنچه برخود دارد و پروردگار شیاطین و آنچه را گمراه کنند و دریاها و آنچه را همراه برند و به حق هر حقى که بر تو است و به حق فرشتگان مقربت و روحانیان و کروبیان و آنانکه تسبیحت کنند به شب و روز بى آنکه سستى کنند و به حق ابراهیم خلیل تو و به حق هر ولى و دوستى که تو را در میان صفا و مروه صدا زند و دعایش را به اجابت رسانى اى اجابت کننده از تو خواهم به حق این نامها و به این دعاها که بیامرزى آنچه از گناهان که از پیش داشته و از این پس داریم و آنچه پنهان کرده و آنچه را آشکار کردیم و آنچه را ظاهر کرده و آنچه را مخفى کردیم و و آنچه را تو بدان آگاهترى از ما که براستى تو بر هر چیز توانائى به رحمتت اى مهربانترین مهربانان اى نگهدار هر غریب اى همدم هر تنها اى نیروى هرناتوان اى یاور هر ستمدیده اى روزى ده هر محروم اى مونس هر وحشت زده اى همراه هر مسافر اى تکیه گاه هر حاضر در وطن اى آمرزنده هر گناه و خطا اى فریادرس فریادخواهان اى دادرس دادخواهان اى برطرف کننده محنت محنت زدگان اى غمزداى غمزدگان اى پدید آرنده آسمانها و زمینها اى منتهاى مقصود جویندگان اى اجابت کننده دعاى درماندگان اى مهربانترین مهربانان اى پروردگار جهانیان اى جزا دهنده روز جزا اى بخشنده ترین بخشندگان.

 

 

اى با کرمترین کریمان اى شنواترین شنوایان اى بیناترین بینایان اى قادرترین قدرتمندان بیامرز از من آن گناهانى را که نعمتها را تغییر دهد و بیامرز از من گناهانى را که پشیمانى به بار آورد و بیامرز از من گناهانى را که موجب بیماریها گردد و بیامرز از من گناهانى را که پرده ها بدرد و بیامرز از من گناهانى را که دعا را باز گرداند و بیامرز از من گناهانى را که باران را از آسمان جلوگیرى کند و بیامرز از من گناهانى را که شتاب در نابودى کند و بیامرز از من گناهانى را که بدبختى آرد و بیامرز از من گناهانى که هوا را تاریک کند و بیامرز از من گناهانى را که پرده را بالا زند و بیامرز از من گناهانى را که جز تو کسى آنها را نیامرزد اى خدا و بردار از دوش من هر حقى که از یکى از خلق تو بر گردن من است و قرار ده براى من در کارم گشایش و آسانى و وسیله بیرون آمدنى و فرود آر یقینت را در سینه ام و امیدت را در دلم تا امیدى به کسى جز تو نداشته باشم خدایا مرا حفظ کن و عافیتم ده در جایگاهم و همراه من باش در شب و روزم و از پیش رو و پشت سرم و از راست و چپم و از بالاى سر و زیر پایم و راه را بر من هموار کن و آسانى خوشى برایم پیش آور و در دشواریها خوارم مکن و راهنمائیم کن اى بهترین راهنما و در کارها مرا به خودم وامگذار و هر سرور و خوشحالى را به دلم انداز و بازگردان مرا بسوى خانواده ام به رستگارى و کامیابى و آراسته به شادکامى در دنیا و آخرت که براستى تو بر هر چیز توانائى و از فضل خویش روزیم کن و فراخ گردان بر من از روزیهاى پاکیزه ات و وادارم کن به انجام طاعتت و پناهم ده از عذاب و آتش دوزخت و بگردانم به رحمت خود هنگامى که مرا از این جهان بیرون برى بسوى بهشتت خدایا به تو پناه برم از زوال نعمتت و از تغییر یافتن عافیتت و از آمدن عقوبتت و از نازل شدن عذابت و به تو پناه برم از سختى بلاء و گرفتارى و رسیدن بدبختى و از تقدیر بد و شماتت دشمنان و از شرّ آنچه از آسمان فرود آید و از شرّ آنچه در کتاب منزل خود (قرآن ) بیان فرموده اى خدایا مرا از اشرار و از اهل دوزخ قرارم مده و از مصاحبت نیکان محرومم مفرما و به زندگى پاکیزه زنده ام بدار و به مرگ پاکیزه اى بمیرانم که به نیکان ملحقم دارى و رفاقت پیمبران را روزیم گردانى در جایگاه پسندیده نزد پادشاهى نیرومند خدایا از آن تو است ستایش بر خوش آزمایشى و خوش رفتاریت و تو را است ستایش بر نعمت دین اسلام و پیروى طریقه (پیمبران )

 

 

پروردگارا چنانچه آن پیمبران را به دین خود راهنمائى کردى و کتاب خود را به آنان یاد دادى ما را نیز هدایت کرده و یادمان ده و تو را است ستایش بر خصوص آزمایش و رفتار نیکت درباره شخص من که مرا آفریدى و خلقتم را نیکو کردى و یادم دادى و نیکو یاد دادى و هدایتم کردى و نیکو هدایت کردى پس تو را است ستایش بر نعمت بخشیت نسبت به من از زمان قدیم و جدید پس چه بسیار محنتى که اى آقاى من تو آن را گشودى و چه بسیار اندوهى که اى آقاى من تو آن را زدودى و چه بسیار غم و غصه اى که اى آقاى من تو آنرا برطرف کردى و چه بسیار بلا و گرفتارى اى آقاى من که تو آن را باز گرداندى و چه بسیار عیبى اى آقاى من که تو آنرا پوشاندى پس تو را است ستایش بر هر حال و در هر جا و هر زمان و هر منزل و هر مقام و بر این حال و هر حال خدایا قرار ده مرا از بهترین بندگانت در بهره مندى این روز از هر خیرى که قسمت کنى یا گرفتارى که برطرف کنى یا بدى که بازش گردانى یا بلائى که دفعش کنى یا خیرى که بفرستى یا رحمتى که بگسترانى یا جامه تندرستى که بپوشانى که براستى تو بر هر چیز توانائى و خزینه هاى آسمانها و زمین بدست تو است و توئى خداى یگانه بزرگوار عطابخشى که خواهنده اش دست خالى بازنگردد و آرزومندش ناامید نشود و عطاهایش نقصان نپذیرد و خزینه اش پایان ندارد بلکه همواره به زیادى و پاکیزگى و عطا و جودش بیفزاید و روزیم کن از خزینه هایت که فنا نپذیرد و از رحمت وسیعت که براستى عطاى تو از کسى منع نشده و تو بر هر چیز توانائى به رحمتت اى مهربانترین مهربانان)

 

 

 

دوّم: بخواند آن هزار مرتبه [به نقل کفعمى ] تسبیحات عشر را که سیّد ذکر فرموده و بیاید در اعمال روز عرفه .

سوم: بخواند دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ را که در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارداست و گذشت ذکر آن در اعمال شب جمعه چهارم زیارت کند امام حسین علیه السلام و زمین کربلا را و بماند در آنجا تا روز عید تا آنکه از شرّ آن سال نگاه داشته شود 

منبع

مفاتیح الجنان

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: رويدادهاي قمري
   چهارشنبه 8 شهریور 13961 نظر »

 هشتم ذی الحجه روز ترویه است و این روزی است که حجاج نیت حج تمتع می نمایند و محرم شده از مکه سمت منا حرکت می نمایند و شب را در آنجا بیتوته می کنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار می گردند.

 

 

علت نامگذاری: 
ترویه در لغت به معانی زیر آمده است : 
سیراب کردن ، سیراب گردانیدن ، کسی را بر روایت شعر داشتن ، در کاری اندیشه کردن اندیشیدن ، در کار و نگریستن پایان آن را و تعجیل نکردن در جواب (لغت نامه دهخدا)
در علل الشرایع در سر نامیدن این روز به ترویه حدیثی از امام صادق علیه السلام که راوی می گوید: از حضرت پرسیدم چرا روز ترویه را روز ترویه نامیده اند؟ 
حضرت فرمود: زیرا در عرفات آب نبود و حاجی ها روز هشتم ذی الحجه از مکه آب برمی داشتند و به عرفات می بردند و برخی از ایشان به بعضی دیگر می گفتند: تروّیتم، تروّیتم (سیراب شدید، سیراب شدید) لذا به خاطر هیمن، روز هشتم را روز ترویه نامیدند. 

 

 


باز نقلی دیگر آمده است که زمانی که ابراهیم علیه السلام مأمور شد خانه کعبه را بسازد مکان آنرا نمی دانست در نتیجه خداوند جبرئیل سلام الله علیه را نازل کرد تا مکان خانه را برای ابراهیم علیه السلام مشخص کند و خداوند تعالی پایه های کعبه را از بهشت نازل فرمود و حجرالاسود نیز نازل شد. سپس ابراهیم علیه السلام برای کعبه دو در قرار داد، دری در سمت مشرق و دری در سمت مغرب که مستجار نامیده می شود. وقتی ساخت کعبه به اتمام رسید ابراهیم و اسماعیل حج بجا آوردند و جبرئیل در روز هشتم ذی الحجه (روز ترویه) بر آن دو نازل شد و گفت برخیزید و آب جمع آوری کنید، چون در زمین عرفات آبی وجود ندارد. بهمین دلیل این روز، روز ترویه (یعنی ذخیره کردن آب) نامیده شد. سپس ابراهیم علیه السلام عرض کرد پروردگارا این شهر را محلی امن قرار بده و اهل آن را از میوه ها بهره مند کن…(سوره ابراهیم/35) 
امام صادق (علیه السلام) فرمود: منظور از بهره مندی از ثمرات، ثمره قلوب یعنی محبت مردم و تمایل آنها نسبت به مکه است تا بسوی آن بروند.
همانطور که آشکار گردید وجه تسمیه یوم الترویه یا روز ترویه در کلام امامان معصوم برداشتن و ذخیره نمودن آب در روز هشتم ذی الحجه می باشد.
از ابن عباس نقل شده که حضرت ابراهیم علیه السلام در خواب دید که فرزندش را سر می برند. فأصبح بروی یومه أجمع «پس صبح بیدار شده و همه آن روز را می اندیشید» که آیا خواب او امری است از جانب خدا یا نه؟ از این رو آن روز ترویه نامیده شد، پس از آن در شب دوم در خواب دید فلّما أصبح عرف أنّه من الله «چون صبح شد دانست که آن از جانب خداست» از این رو آن روز عرفه نامیده شد.

 

 

 


منزلت روز ترویه :
روز ترویه یکی از ارزشمندترین روزهای زمان برشمرده شده است که خود آداب و اعمال مخصوصی دارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدای تبارک و تعالی از هر چند چهار شماره برگزید، از فرشتگان: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل و از پیغمبران چهار نفر برای مبارزه بوسیله شمشیر: ابراهیم و داوود و موسی و من و از خاندانها چهار خاندان که فرمود: خاندان آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید و از شهرها چهار شهر برگزید و فرمود: سوگند به تین و زیتون و طورسینین و این بلد امین پس مقصود از تین مدینه است و از زیتون بیت الممقدس و از طورسینین کوفه و از بلدامین مکه و از زنها چهار زن برگزید: مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه سلام الله علیها و از اعمال حج چهار عمل را برگزید: قربانی کردن و صدا به لبیک بلند کردن و احرام و طواف و ازماهها چهار ماه که ماههای حرامند برگزید: رجب و شوال و ذی القعده و ذی الحجه و از روزها چهار روز برگزید: روز جمعه و روز ترویه (هشتم ذی الحجه) و روز عرفه و روز عید قربان.
شیخ صدوق در امالی آورده است که از جمله اعمال مستحبی حج اینکه روز ترویه از هنگام زوال شمس تا شب را درک کند تمام حج تمتع را درک کرده است.
طبق این روایات منزلت روز ترویه تا جائی است که درک آن مساوی با درک تمام حج انگاشته شده است، چرا که روز ترویه در اصل آماده شدن برای ورود به عرفات و عید قربان است.

 


اعمال این روز :
محمدبن ابی عمیر از یکی از یارانش از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود: روزه روز ترویه کفاره گناهان یک سال و روزه روز عرفه کفاره گناهان دو سال است.
محدث قمی در مفاتیح الجنان روزه این روز را برابر با کفاره شصت سال برشمرده است و آورده است که شیخ شهید غسل این روز را مستحب دانسته است.

 


وقایع این روز:
در این روز؛ فرستادن نامه امام حسین علیه السلام به کوفه پس از شهادت مسلم بن عقیل:
بسم الله الرحمن الرحیم: از طرف حسین بن علی بسوی برادران مؤمن و مسلمان 
سلام علیکم.
…. من روز سه شنبه هشتم ماه ذی الحجه که روز ترویه است از مکه معظمه بسوی شما حرکت نموده ام. موقعی که فرستاده من بر شما وارد شد در کار خود شتاب کنید و کوشا باشید زیرا من در همین روزها نزد شما خواهم آمد و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
مورخین خروج امام حسین علیه السلام از مکه به سمت کوفه را هشتم ذی الحجه یعنی روز ترویه نگاشته اند.

 

 

دیدگاه فقها:
از دیدگاه فقهی این سخن مشهور که امام حسین علیه السلام حج خود را نیمه تمام گذاشت سخن نادرست است زیرا امام علیه السلام در روز هشتم ذی الحجه (یوم ترویه) از مکه خارج شد، در حالی که اعمال حج که با احرام در مکه و وقوف در عرفات شروع می شود از شب نهم ذی الحجه آغاز می شود، بنابراین امام علیه السلام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود تا آن را نیمه تمام گذارد. ایشان در هنگام ورود به مکه عمره مفرده انجام داد. البته مشهور است در برخی از کتابها مانند ارشاد شیخ مفید آمده که حضرت حج خود را تبدیل به عمره کرد و طواف و سعی انجام داد و از احرام بیرون آمد بدلیل اینکه قادر نبود حج خود را تمام نماید که این نظر بعید است. 
روایتی نیز از امام صادق علیه السلام ذکر شده است که فرمود: قد اعتمر الحسین بن علی علیه السلام فی ذی الحجه ثم راح یوم الترویه الی العراق و الناس یروحون الی منی و لا بأس باعمره فی ذی الحجه لمن لا یرید الحج: امام حسین علیه السلام در ماه ذی الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترویه (هشتم) به سوی عراق حرکت کرد و کسی که نمی خواهد حج انجام دهد می تواند عمره انجام دهد. که می توان دلایل این خروج را بطور خلاصه چنین ذکر نمود: 1- خطر جانی 2- شکسته نشدن حرمت بیت الله الحرام.
ایشان به عبدالله بن زبیر فرمود: به خداوند سوگند، اگر یک وجب خارج از مکه کشته شوم برای من دوست داشتنی تر است تا آن که به اندازه یک وجب در داخل مکه کشته شوم به خداوند سوگند: اگر من به لانه ای از لانه جانواران پناه برم مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آنچه را از من می خواهند به دست آورند.
منبع

راسخون

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: رويدادهاي قمري
   چهارشنبه 8 شهریور 1396نظر دهید »

بقیع تنها یک گورستان نیست، بلکه گنجینه تاریخ اسلام است.
قبور چهار امام معصوم شیعیان(  امام حسن بن علی علیهما السلام‌ - امام زین العابدین علی بن الحسین علیهما السلام‌ - امام محمد بن علی بن الحسین علیهم السلام‌ - امام جعفر بن محمد الصادق علیهما السلام‌ )

 

 

 

 

و نیز قبور همسران، دختران، برخی فرزندان، اصحاب، تابعین و عمه‌های پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و نزدیک به ده هزار نفر از شخصیت‌های نامدار تاریخ اسلام در آنجا واقع است.
بقیع با این همه عظمت، در عین حال غریب و مظلوم است. هر زائری که به مدینه می‌رود، با اولین نگاهش به این گورستان، از شدت حزن و اندوه، اشک از دیدگانش سرازیر و بی‌اختیار سر به دیوار گذارده و بر مظلومیت اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌گرید. اشکی که در درون قطرات مرواریدگونه آن، بغض و خشم هدف‌داری نهفته است که اگر حاجی بتواند همان‌جا فریاد برمی‌آورد که چرا با اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و افتخارات اسلام این‌گونه برخورد می‌شود؟
مردم در همه‌جای دنیا از افتخارات ملی خود تجلیل و تمجید می‌کنند و حتی برای سربازان گمنامشان، سنگ نشان و یادبود درست می‌کنند، اما در بقیع حتی از گذاردن سنگی معمولی بر روی قبور آنان دریغ می‌نمایند.

 

 

 

 


هر حاجی با خروج از مدینه، کوله‌باری از غم و اندوه را بر دوش کشیده و با بازگشت به میهن خود، مظلومیت اهل‌بیت علیهم السلام را فریاد می‌کند و نسل‌به‌نسل این مظلومیت به دیگران منتقل می‌گردد و به انتظار روزی به‌سر می‌برند که این شام سیه به پایان رسیده و بقیع به پایگاهی برای شناخت و گسترش فرهنگ اهل‌بیت علیهم السلام و اصحاب و یاران رسول‌خدا صلی الله علیه و آله تبدیل گردد.

 

 

 


پیشینه قبرستان بقیع به دوران قبل از اسلام می‌رسد، لیکن در اسناد به روشنی مشخص نیست که قدمت آن به چه تاریخی مربوط است و از چه زمان مردمان مدینه جنازه درگذشتگان خود را در این گورستان به خاک می‌سپرده‌اند؟
منابع تاریخی گواهی می‌دهد که پیش از هجرت، مردم مدینه اجساد مردگان خود را در دو گورستانِ «بنی‌حرام» و «بنی‌سالم» و گاهی نیز در منازل خود دفن می‌کردند. گزارش منابع تاریخی گواه آن است که با هجرت مسلمانان به مدینه، بقیع تنها قبرستان مسلمانان گردیده و به مرور زمان و با دفن اجساد تعدادِ زیادی از صحابه و تابعین و نیز همسران و دختران و فرزندان و اهل‌بیت رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شد.  و رفته رفته گورستان‌های پیشین، به حالت متروکه در آمد و از میان رفت.  در روایت آمده است که: رسول‌اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم به دستور خداوند، کنار این قبرستان حضور می‌یافت و به مدفونین آن سلام می‌کرد و برای آنان از خداوند آمرزش می‌طلبید. قیع را از آن رو «بقیع الغرقد» نامیده‌اند که نوعی درخت خاردار در آنجا می‌روییده و نامش «غرقد» بوده است.  سپس آن درخت از میان رفت امّا نامش ماندگار شد.
برخی نیز گفته‌اند: بقیع غرقد نام زمینی است که نوعی درخت بلندِ توت آن را پوشانده باشد .

 

 

 


بقیع تا یکصدسال پیش، دیوار و حصاری نداشت، اما اکنون با دیواری بلند محصور گشته و از گذشته تاکنون مسلمانان از هر فرقه و مذهبی، پس از زیارت پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم به اینجا آمده، اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دیگر آرمیدگان در این گورستان را زیارت می‌کرده‌اند.
قبور امامان معصوم علیهم السلام و تعداد دیگری از دفن‌شدگان در بقیع نیز دارای قبّه و سایبان بوده، که در حمله وهابیان تخریب گردید و هم‌اکنون این قبرستان، بدون سقف و خاکی است و تنها برخی از قبور آن با دیوارهای سنگ‌چین‌شده مشخص و نسبت به دیگر قبرها ممتاز است.

منبع:

تخریب و بازسازی بقیع به روایت اسناد/ علی قاضی‌عسکر

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: رويدادهاي قمري
   دوشنبه 12 تیر 1396نظر دهید »

حلول ماه مبارک رمضان ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه

 

 

 

 

نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه

 

 

 

 

روزه، با کیفیتی که دارد در حقیقت، روح معنوی و ایمانی انسان را تقویت ،و اراده او را در اجتناب از معاصی و گناه ،قوی و نیرومند می گرداند.

 

 

 

 

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده

 

 

 

رمضان ماه خودسازی و تزکیه است. 

 

 

 

 

از نتایج بارز روزه، برانگیختن حس همدردی نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنانکه زندگی آسوده ای دارند و رنج فقر و طعم گرسنگی و تشنگی را نچشیده اند .

 

 

ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند ، روزه وسیله ای است که آنان را از غفلت می رهاند و رنج مستمندان را به یاد آنان می آورد تا به دستگیری فقیران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

موضوعات: رويدادهاي قمري
   شنبه 6 خرداد 1396نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 16

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
آموزش فتوشاپ