مترجم سایت

 

برادر سُنّی! تو می‌گویی هیچ‌کس جرأت نداشت به خانه علی(علیه السلام) حمله کند، زیرا اگر کسی می‌خواست این کار را بکند، قبیله قریش به یاری علی(علیه السلام) می‌آمدند و او را یاری می‌کردند، این سخن توست: «قریش بزرگ‌ترین و قوی‌ترین قبیله در عربستان به حساب می‌آمد و در درون قریش، بنی‌هاشم قوی‌ترین قوم بشمار می‌آمد، به‌طوری‌که همه، برتری آن را پذیرفته بودند. عموزاده‌های این تیره، بنی‌امیه بودند که بعضی اوقات با بنی‌هاشم رقابت می‌نمودند، امّا اگر پای کسی دیگر به میان می‌آمد این دو فوراً با هم یکی می‌شدند».

 

 


تو از قبیله قریش سخن گفتی، اکنون من از تو سؤل می‌کنم آیا تو از کینه عرب جاهلی چیزی شنیده‌ای؟ آیا می‌دانی که قبیله قریش، کینه علی(علیه السلام) به دل داشتند؟
حتماً شنیده‌ای که جنگ بدر و اُحد و احزاب را همین قریش به راه انداختند. در این جنگ‌ها، این شمشیر علی(علیه السلام) بود که به یاری اسلام آمد. اگر شجاعت و فداکاری او نبود، کفّارِ قریش، اسلام را از بین برده بودند.
آری! در آن جنگ‌ها، علی(علیه السلام) بدون هیچ واهمه‌ای، به جنگ کفّار قریش می‌رفت و آنان را به خاک و خون می‌انداخت. بسیاری از خانواده‌های قریش، یکی از افرادشان به دست علی(علیه السلام) کشته شده بود!
آیا قریش می‌توانست کینه علی(علیه السلام) را به دل نگیرد؟ آنان چگونه می‌توانستند خون عزیزان خود را فراموش کنند؟
در سال هشتم هجری مکّه فتح شد و کفّار قبیله قریش، مسلمان شدند، امّا آنان کینه علی(علیه السلام) را از یاد نبردند.
وقتی پیامبر از دنیا رفت، کینه‌هایی که در دل‌ها بود، بار دیگر زنده شد، آن‌ها وقتی دیدند ابوبکر به خلافت رسید، خوشحال شدند و بعضی از آنان حتّی عُمَر را در هجوم به خانه فاطمه(سلام الله علیها) یاری کردند.
خالدبن‌ولید از خاندان قریش بود، پدرِ او به دست علی(علیه السلام) کشته شده بود. خالدبن‌ولید در روز هجوم به خانه فاطمه(سلام الله علیها)، همراه عُمَر بود و او را یاری کرد.

 

 


برادر سُنّی! من از سخن تو تعجّب می‌کنم، تو می‌گویی اگر کسی می‌خواست به خانه فاطمه(سلام الله علیها) هجوم برد، قریش به میدان می‌آمد و مانع این کار می‌شد، گویا تو کتاب‌های خودتان را هم نخوانده‌ای. این سخن علی(علیه السلام) را علامه دِینَوَری و دانشمندان دیگر نقل کرده‌اند، ببین که علی(علیه السلام) چگونه با خدای خود سخن می‌گوید: «بار خدایا! برای پیروزی بر قریش از تو یاری می‌خواهم که امروز آنان پیوند خویشاوندی خود با من را بریده‌اند و کار مرا دگرگون ساخته‌اند. خدایا! امروز قریش علیه من متحّد شده‌اند، من به اطراف خود نگاه می‌کنم، هیچ کس جز خانواده‌ام همراه من نیست، هیچ یار و یاوری ندارم که مرا یاری کند».
این سخن علی(علیه السلام) است که از دل تاریخ به گوش می‌رسد، علی(علیه السلام) از بی‌وفایی قریش سخن می‌گوید!
کاش قریش فقط بی‌وفا بود و فقط سکوت می‌کرد، افسوس که قبیله قریش علیه علی متحّد شدند، آنان دشمن علی(علیه السلام) را یاری کردند.

 

 


وقتی مردم با ابوبکر بیعت کردند، ابوسفیان نزد علی(علیه السلام) آمد و چنین گفت: «ای علی (علیه السلام) ! دستت را بده تا با تو بیعت کنم».
این کار ابوسفیان خیلی عجیب بود، ابوسفیان کسی بود که برای کشتن پیامبر ، جنگ بدر و اُحد را به راه انداخت . علی(علیه السلام) می‌دانست که ابوسفیان به دنبال بهانه‌ای است تا میان مسلمانان اختلاف بیاندازد . 
علی(علیه السلام) به ابوسفیان گفت: «ای ابوسفیان ! تو از این سخنان خود قصدی جز مکر و حیله نداری» .
ابوسفیان وقتی این سخن را شنید از آنجا دور شد. آری! ابوسفیان پیش خود نقشه کشیده بود تا آن روز انتقام خود را از اسلام بگیرد ، او که شمشیر زدن و شجاعت علی(علیه السلام) در جنگ‌ها را دیده بود ، خیال می‌کرد که علی(علیه السلام) شمشیر به دست خواهد گرفت و به جنگ این مردم خواهد رفت و جنگ داخلی در مدینه روی خواهد داد، امّا ابوسفیان نمی‌دانست که علی(علیه السلام) ، این‌گونه امید او را نا امید خواهد کرد .
برادر سُنّی! تو می‌گویی که ابوسفیان آن روز می‌خواست علی(علیه السلام) را یاری کند و با علی متحّد شود، تو خیال کرده‌ای که بنی‌امیّه واقعاً می‌خواستند با بنی‌هاشم، متحّد شوند، امّا اگر واقعاً هدف ابوسفیان کمک به علی(علیه السلام) بود، پس چرا ساعتی بعد با ابوبکر بیعت کرد، البتّه وقتی به او وعده‌ای بزرگ دادند!
وقتی ابوبکر را به مسجد پیامبر بردند تا به عنوان خلیفه نماز بخواند، عُمَر نگاه کرد دید که ابوسفیان با عدّه‌ای از بنی‌امیّه در گوشه‌ای نشسته‌اند . یک نفر این پیام را برای ابوسفیان برد: «به تو قول می‌دهیم که فرزندت ، معاویه را در حکومت خود شریک کنیم» .

 

 


ابوسفیان لبخند زد و گفت: «آری!، ابوبکر چه خوب خلیفه‌ای است که صله رحم نمود و حقّ ما را ادا کرد» . بعد از آن، ابوسفیان و بنی اُمیّه با خلیفه بیعت کردند . با بیعت ابوسفیان و بنی‌امیه دیگر خلافت ابوبکر محکم‌تر می‌شود.
فراموش نکن که ماجرای هجوم به خانه فاطمه(سلام الله علیها)، یک هفته بعد از بیعت ابوسفیان با ابوبکر روی داد. عُمَر و ابوبکر مطمئن شدند قریش (و مخصوصاً بنی‌امیّه که شاخه مهمّی از قریش بودند) از آنان حمایت می‌کند. آن‌ها بعد از آن برای هجوم به خانه فاطمه(سلام الله علیها) برنامه‌ریزی کردند.
ابوسفیان به همه برنامه‌های ابوبکر راضی بود و هیچ اعتراضی نکرد، زیرا می‌دانست در مقابل این سکوت، پسرش معاویه در این حکومت سهم خواهد داشت. آری! عُمَر هم به قول خود وفا کرد و وقتی به خلافت رسید، حکومت شام را دربست به معاویه بخشید!
بنی‌امیه در مقابل هجوم حکومت به خانه فاطمه (سلام الله علیها) سکوت کرد تا بتواند سهم بزرگی از این حکومت را از آن خود نماید. عُمَر به خانه فاطمه(سلام الله علیها) هجوم برد، امّا قبل از آن، حقّ سکوت خوبی به قبیله قریش و خصوصاً بنی‌امیّه داد. این راز عدم اعتراض قریش است

منبع: روشنی مهتاب : اثبات شهادت حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها

مهدی خدامیان آرانی

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 30 بهمن 13962 نظر »

از مهم ترین شیوه های تعلیم و تربیت، روش الگوگیری است. اسلام هم برای تربیت و تعالی انسان ها، بر این اصل مهم تأکید نمود؛ زیرا شخصیت الگو، به عنوان یک نقطه ی کانونی در محور رشد و هدایت های اخلاقی تربیتی قرار می گیرد و در شکل گیری رفتار تربیت شونده، آثار زیادی بر جای می گذارد.

 

 

به همین دلیل قرآن کریم الگوهای صحیحی را تعیین نموده و بر پیروی از ایشان سفارش کرده است. از سوی دیگر نیاز به الگو، از نیازهای طبیعی بشر است و انسان را وا می دارد تا با در نظر داشتن الگوی مورد نظر، تلاشی هدف دار و آگاهانه برای رسیدن به ویژگی های رفتاری و اخلاقی الگو در پیش گیرد.

 

 

 

قرآن کریم، رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) را الگوی شایسته و اسوه ی حسنه ی مؤمنان معرفی کرده است، در این الگوگیری فرقی میان زن و مرد نیست، اما به دلیل خُلق و خوی و مسئولیت های خاص زنانه، لازم است زنان از جنس خود هم، الگویی داشته باشند تا از نظر پذیرش الگو و روشن شدن مصادیق اسوه پذیری، به راه و رسم و سیره ی اخلاقی و خانوادگی او اقتدا کنند.

 

 

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) خود در سخنانش، فاطمه(سلام الله علیها) را از وجود خود می داند و بارها در جمع مؤمنین می فرماید: فاطمه(سلام الله علیها) پاره ی تن من است. وجود فاطمه(سلام الله علیها) از وجود رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) جدا نیست و سیره ی او جلوه ی دیگری از سیره ی پیامبر است، پس فاطمه(سلام الله علیها)، ادامه ی راه و سیره ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در همه ی زمینه هاست از جمله بندگی خدا، تقوا و عبادت، حجاب و عفاف و…، اما آنچه در زندگی کوتاه حضرت، برای اسوه پذیری خاص زنان از ایشان بیشتر مبتلور شده است سیره ی حضرت، در عرصه ی خانواده و همسرداری و تربیت فرزندان است. امام باقر(علیه السلام) در عظمت و جلالت مادر بزرگوارش فاطمه(سلام الله علیها) می فرمایند:

 

 

 

لَقد کانت مفروضَة الطاعةِ علی جمیع مَن خلق الله من الجنّ والإنسِ والطیرِ والوحشِ و الانبیاء والملائکة اطاعت فاطمه(سلام الله علیها) بر تمام بندگان الهی از جن و انس، پرندگان و حیوانات، پیامبران و ملائکه واجب است.

امام زمان(علیه السلام) هم وجود مقدس حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را، اسوه ی نیکوی خویش دانسته و فرموده اند: و فی ابنةِ رسول الله لیَ اسوةٌ حسنةٌ همانا دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برای من الگویی شایسته است.

منبع: پرسمان

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 24 بهمن 13962 نظر »

اسلام به‌عنوان آخرین و کامل ترین دین، گر چه چهارده ‌قرن پیش توسط خاتم انبیاء بر جامعه بشری عرضه شده است، اما برای همه ‌زمانها و تمامی انسانهاست. همین طور، کسانی که تجسم کامل دین ‌و تبلور عینی قرآن و وحی الاهی‌اند و ما از آنان به عنوان الگوی هدایت و اسوه تکامل نام می‌بریم، برای همه ‌انسان‌ها و در همه‌ی زمان‌ها الگو هستند و در مورد آنها دیروز و امروز مطرح نیست.

 

 

آنان ‌همواره اسوه‌های روز و فراتر از زمانند؛ زیرا ما هر قدر مراتب رشد و کمال را بپیماییم، باز آنان جلوتر و کامل‌ترند. به عبارت دیگر، آنان چون تمامی‌مدارج تکامل را پیموده‌اند، در واقع درهر نقطه از مسیر هدایت، حضوردارند، برای هر مرتبه تکامل و هرانسانی الگو و اسوه‌اند.

 

 

البته جامعه و شرایط زندگی‌هر دوره با دوره دیگر تفاوت دارد؛ اما سخن بر سر شرایط نیست. اسوه‌های انسانی هیچ‌گاه محصور در یک دوره و شرایطی خاص‌نیستند، وگرنه نمی‌توانستند اسوه والگو قرار گیرند.

 

 

الگوپذیری انسان امروز از آن بزرگواران ‌در واقع، یافتن راه‌ها، خطوط اصلی زندگی اسوه‌های دینی و چگونگی‌ رسیدن به کمال و شکوفاسازی استعدادها است و این مساله ارتباطی به زمان و مکان خاصی ندارد.

 

 


«این شبهه از این جا نشأت می‌گیرد که برخی تصور می‌کنند با تغییر زمان و سبک زندگی، ارزشهای اخلاقی و معنوی نیز تغییر می‌کنند و جای فضایل با رذایل عوض می‌شود؛ درحالیکه آنچه تغییر و تحول پیدا می‌کند، عنصر زمان و مکان و ابزارهایی است که مفاهیم اخلاقی در آن ظهور و بروز پیدا می‌کند».

 

 


«مفاهیمی مانند حق، تقوا، احسان، راستگویی، صبر، حیا، عفت و پاکدامنی همیشه پسندیده و قابل ستایش بوده و باطل، ظلم، دروغگویی، بی عفتی و امثال آن در همه زمانها ناپسند است و با فطرت انسان ناسازگار می‌باشد و لذا فضای زندگی، قالب‌ها، امکانات، رنگها، ظواهر مادی، تکنولوژی، زندگی در آسمان خراش‌ها موجب نمی‌شود جای عفت را با بی عفتی عوض کنیم، دروغ را زیبا و راستگویی را زشت بدانیم.»

منبع:

مؤمنی، علی اکبر، الگوی زنان بعد ار هزار سال

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 24 بهمن 13961 نظر »

الگوپذيري از حضرت زهرا – سلام الله علیها- به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم مي تواند صورت پذيرد. الگوپذيري مستقيم آن است كه گفتار و رفتار آن بزرگوار را عيناً برنامه و راه و رسم زندگاني خويش قرار دهيم.

 

 

در بعضی از موارد از جمله عبادت و دعا، با همان شكل و قالب رفتاري مي تواند اسوه و الگوي ما قرار گيرد. براي نمونه در روایت آمده است كه حضرت زهرا(س) پس از هر نماز واجب ذكر مخصوص داشتند. (۳۴ مرتبه الله اكبر، ۳۳ مرتبه الحمدلله، ۳۳ مرتبه سبحان الله)؛ ذكري كه دستور آن را به عنوان هديه‌اي عظيم از پدر بزرگوارشان دريافت كرده بود و همواره بر آن مداومت مي ورزيد و به شيعيان خويش نيز توصيه مي‌فرمود. از اين رو، ما نيز به آن حضرت اقتدا مي‌نماييم و همان ذكر را با همان ترتيب بعد از هر نماز واجب به عنوان تعقيبات نماز مي‌گوييم. چنين اقتدايي به آن بزرگوار، اسوه پذيري مستقيم خواهد بود.

 

 


الگو پذيري غير مستقيم آن است كه روح و حقيقت گفتار يا كردار آن اسوه الاهي را درك نماييم و با تحليل و استنباط از سيرة علمي و عملي آن بزرگوار، وظيفة خويش را در همة ابعاد زندگاني (فردي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و … ) دريابيم.

 

 

بسياري از شكل ها و قالب هاي رفتاري اسوه ها ويژه شرائط خاص بوده است؛ از اين رو، منظور از اسوه پذيري از آن رفتارها اين نيست كه همان قالب و شكل رفتاري خاص را اقتباس و تقليد كنيم؛ بلكه مطلوب و مقصود اين است كه روح و محتواي آن سيره رفتاري را درك نماييم و آن را در شكل‌ها و كالبد‌هايي نوين، طبق اقتضاي شرايط زماني و مكاني خويش، تحقق دهيم.

 

 


براي نمونه در روايات مي‌بينيم كه حضرت فاطمة زهرا و علي مرتضي – علیهما السّلام- در يك چهار ديواري كوچك و گلين زندگي مي‌كنند. از يك پوست گوسفند، به عنوان رو اندازشان استفاده مي‌كنند. حضرت زهرا (س) چادري از ليف خرما مي‌بافد و از آن استفاده مي‌كند. قالب و شكل اين گونه رفتارها به هيچ وجه در عصر حاضر قابل تأسي نمي‌باشند؛ اما آن چه ارزشمند و قابل تأسي است، «حقيقت»، «محتوا» و «روح» اين رفتارهاست.

 

 

اسوه‌پذيران حقيقي آناني‌اند كه روح اين رفتارها را درك و اقتباس نمايند و در كالبد زندگي خويش به اجرا گذارند؛ مانند روح بي‌اعتنايي به دنيا و حقير شمردن مظاهر فريبندة آن، روح پارسايي و رستگي از حبّ دنيا، روح ساده زيستي و پرهيز شديد از تجمّل‌گرايي. 

 

 

 

منبع: جامي از زلال كوثر

محمد تقی مصباح

اشتراک گذاری این مطلب!
   دوشنبه 23 بهمن 13965 نظر »

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر اميرمؤمنان علي بن ابي طالب (علیه السلام)، يكي از بانوان قدسي عالم بشريت و مهتر زنان عالم است. پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره وي فرمود: ففاطمة حوراء في صورة انسيّة، فاذا اشتقت الي الجنّة قبلت فاطمة، فأشمّ منها رائحة الجنّة ؛ فاطمه(سلام الله علیها)، حوري (بهشتي) است كه به صورت انسان آفريده شده است. من هر گاه مشتاق بهشت مي شوم، به نزد فاطمه مي روم و بوي بهشت برين را از وي استشمام مي كنم.

 

 


حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، آخرين فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از همسرش حضرت خديجه كبري (سلام الله علیها) است كه در سال پنجم بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، در مكه معظمه ديده به جهان گشود.
در ايام هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، اين بانوي شريف نيز به مدينه هجرت كرد و پس از مدتي، با پسر عمويش علي بن ابي طالب(علیه السلام) ازدواج نمود. ثمره ازدواج مبارك آثار آنان، دو پسر و دو دختر به نام هاي امام حسن مجتبي(علیه السلام)، امام حسين(علیه السلام)، زينب كبري (سلام الله علیها) و ام كلثوم (سلام الله علیها) مي باشد. هم چنين در هنگام رحلت پدرش پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، به فرزند ديگري باردار بود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) او را “محسن” نام نهاده بود. وليكن پس از رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ناملايمات فراواني از اصحاب پدرش، به ويژه غاصبان خلافت اسلامي متحمل شد و بر اثر آن، جنين او سِقط و پيش از تولد، در رحم مادرش شهيد گرديد.

 

 


حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از آن پس بيمار شد و روز به روز حالش سخت تر گرديد، تا اين كه در جمادي الاولي سال يازدهم قمري ديده از جهان فروبست و روح ملكوتي اش به روح پاك و قدسي پدرش پيوست.
درباره تاريخ شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) اكثر مورخان و سيره نويسان شيعه متفقند كه اين حادثه جان سوز در ماه جمادي به وقوع پيوست، وليكن در اين كه كدام يك از دو ماه جمادي الاولي و جمادي الآخره بوده است، اتفاق نظر ندارند. زيرا برخي از آنان معتقدند كه آن حضرت، پس از رحلت پدرش پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تنها هفتاد و پنج روز و برخي ديگر مي گويند نود و پنج روز زنده بود.

 

 


آن هايي كه هفتاد و پنج روز را برگزيده اند، شهادتش را در روز سيزدهم جمادي الاولي مي دانند.
ابن أبي ثلج بغدادي در “تاريخ الأئمة (علیهم السلام)” در اين باره گفت: و اقامت (فاطمة الزّهراء سلام الله علیها) مع اميرالمؤمنين علیه السلام من بعد وفاة رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) خمسة و سبعين يوما. 
علام طبرسي(ره) با اين كه مي گويد: و بقيت (فاطمه سلام الله علیها ) بعده (رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم) خمسة و سبعين يوما، با اين حال تاريخ شهادتش را در سوم جمادي الاخره مي داند و در اين باره گفت: توّفيت الزّهرا(سلام الله علیها) في الثّالث من جمادي الآخرة سنة احدي عشرة من الهجرة.

 

 


به نظر مي آيد كه علت اختلاف اقوال علما درباره تاريخ شهادت آن حضرت، از دو چيز سرچشمه گرفته است:
اول اين كه آن حضرت پس از رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، هفتاد و پنج روز زنده بود، يا نود و پنج روز؟ كه اين دو قول، معروف بين علما و مورخان ما است.
دوم اين كه رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در چه تاريخي بوده است؟ آيا در روز بيست و هشت صفر واقع گرديد و يا در روز دوازدهم ربيع الاول (آن طوري كه اهل سنت نقل مي كنند)؟ هر يك از اين دو قول، تأثير خاصي در تعيين روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) خواهد داشت. علامه طبرسي در اعلام الوري، درباره مدت زندگي حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) پس از رحلت پدرش پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و تاريخ شهادتش گفت: روايت شد كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در سوم جمادي الآخره، سال يازدهم از هجرت وفات كردو مدت نود پنج روز و يا چهار ماه پس از پدر بزرگوارش در جهان زندگي كرد.

 

 


البته قول هاي ديگري نيز درباره شهادت آن حضرت بيان گرديد، كه به خاطر عدم شهرت، اشاره اي به آن ها نمي كنيم.
به هر روي، اين مسئله قابل تأمل و جاي بحث و بررسي بيشتر و فني تر است و مجال ديگري مي طلبد. اما شيعيان و محبان اهل بيت(علیهم السلام) به خاطر عشق و علاقه بي حد به خاندان پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم)، هم در سيزدهم جمادي الاولي و هم در سوم جمادي الآخره، در سوگ آن بانوي بزرگ عالم اسلام، سياه پوش و عزادار مي باشند. بدين جهت، دو ايام فاطميه را گرامي مي دارند.
سيزدهم جمادي الاولي، نخستين روز فاطميه اول است.

ماه جمادی الاول: علت نام گذاری ماه جمادی الاول، وقایع ماه جمادی الاول

ماه جمادی الاول (یا ماه جمادی الاولی) پنجمین ماه از ماه‌های قمری است. دلیل نام این ماه و جمادی الثانی این است که چون در هنگام نامگذاری ماه‌‌های عربی، این دو ماه در فصل سرما و یخبندان قرار گرفتند «جمادی» (یعنی انجماد و یخبندان) نام گرفتند.

حوادث زیادی در این ماه روی داده است که مهمترین آن‌ها جنگ جمل بود که در سال 36 قمری بین حضرت امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) و عایشه و طلحه و زبیر رخ داد که در نهایت به شکست سپاه جمل منتهی گشت. حادثه عظیم دیگر شهادت بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که بنا بر روایتی در سال 11 قمری روی داد. از دیگر رویدادهای این ماه می‌‌توان به سوزاندن محمد بن ابی‌بکر، استاندار علوی مصر توسط دژخیمان معاویه اشاره کرد که در سال 38 قمری اتفاق افتاد.

 

 

 

اعمال ماه جمادی الاول
باب يازدهم در ماه جمادى الاول است:

روز اول:

در اين روز بخواند دعايى را كه سيد بن طاووس در اقبال ذكر كرده: اللهم انت الله…

روز دهم:

در اين روز در سال 36 (سى و شش) جنگ جمل واقع شد و زيد بن صوحان و برادرش شهيد شدند و طلحه را مروان و زبير را ابن جرموز به قتل رسانيد.

روز سيزدهم:

اول ايام فاطميه است.

روز چهاردهم:

علامه مجلسى رحمه الله در زادالمعاد فرموده: كه كلينى به سند صحيح از حضرت امام صادق علیه‌السلام روايت كرده است كه: حضرت فاطمه صلوات الله عليها هفتاد و پنج روز بعد از حضرت رسالت صلى الله عليه و آله زنده بود، پس بنابر مشهور كه وفات حضرت رسول صلى الله عليه و آله در بيست و هشتم ماه صفر بوده، وفات حضرت فاطمه عليهاالسلام بايد در سيزدهم يا در چهاردهم يا پانزدهم ماه جمادى الاولى باشد. پس زيارت آن حضرت در اين ايام مناسب است خصوصا در چهاردهم كه ظاهرتر است و احقر وفات آن بانو را در سوم جمادى الاخر ذكر مى‌نمايم، ان شاءالله.

 

 

روز پانزدهم:

در اين روز در سال 36 (سى و ششم) فتح بصره شد و نزول نصر، شد براى امیرالمومنین عليه‌السلام در جنگ جمل و در همين روز بعينه ولادت با سعادت حضرت على بن الحسين عليه‌السلام واقع شده، والده ماجده آن حضرت معظمه، شهربانو بود. او دختر يزدگرد پادشاه عجم است كه در ايام ولادت آن حضرت از دنيا رحلت كرد و حضرت على بن الحسين عليه‌السلام را ابن الخيرتين مى‌گفتند به سبب حديثى كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله مروى است كه فرموده است: «ان لله فى عباده خيرتين فخيرته من العرب قريش و من العجم فارس».

منبع: اهلبیت علیهم السلام

اشتراک گذاری این مطلب!
   سه شنبه 10 بهمن 13962 نظر »

بسم اللَّه الرحمن الرحیم. انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر.
ما به تو «کوثر» بخشیده‌ایم به درگاه پروردگار خویش نماز بگزار و شتر بکش. آن کس که با تو دشمن است ابتر است.

 

 

لغت کوثر در جامع‌ترین فرهنگهای عربی «اقرب الموارد» به مال فراوان و خیر فراوان و عطایا و مواهب بسیار و «نهری در بهشت» ترجمه شده است.

 


مفسرین اسلام هم این لغت را در قرآن مجید به همین ترتیب تفسیر می‌کنند حتی قاضی بیضاوی که از علمای بسیار متعصب عامه است و در تفسیر معروف خود «انوارالتنزیل» سعی فراوان به کار می‌برد که نام اهل‌بیت نبود را به میان نیاورد در تفسیر کوثر به ناچار از «فرزندان» یاد می‌کنند یا رسول‌اللَّه ما به تو «کوثر» بخشیده‌ایم یعنی فرزندان بسیار تا آن کس که دشمن توست تو را ابتر ننامد تا بقای نسل تو، بقای دین تو، بقای مرام تو دشمنان تو را خاموش سازد.
شیخ اجل ابوالفتوح رازی رضوان اللَّه علیه. در تفسیر همین آیت کریمه یادی از فاجعه‌ی کربلا می‌آورد و می‌گوید:
«… یعنی دلتنگی مکن از آنچه تو را ابتر گویند و خوانند.

 


ما تو را کثرتی دهیم در عقب و فرزندان که بر زمین هیچ بقعه نماند الا که آنجای جماعتی از فرزندان تو باشند بینی که در طف کربلا آن جماعت که اهل‌بیت را بکشتند. از فرزندان حسین بن علی (علیه السلام)، جز علی زین‌العابدین (علیه السلام) نمانده بود خدای تعالی از نسل او و فرزندان او عالم را پر کرد. اکنون تو شکر خدای کن و نماز بگزار و روز عید شتر بکش که دشمنان تو ابترند و دنبال بریده خواهند بود چنانکه در جهان اثری نماند ایشان را و اعقاب ایشان را به قدرت پروردگار تو».

 


با این ترتیب کلمه‌ی کوثر در سوره کریمه‌ی «کوثر» با بیان آشکاری به نسل و عقبه تفسیر می‌شود و این که پروردگار متعال پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله و سلم) خود را به اعطای «کوثر» افتخار داده و دشمنانش را مقطوع النسل و دنباله بریده و «ابتر» نامیده اعلام می‌دارد که کوثر کانون نسل و مایه‌ی ذریه‌ی رسول‌اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

 


و از آن جایی که نسل پیغمبر جز از فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) در جهان نمانده می‌توانیم به این نتیجه برسیم که کوثر عنوان پرافتخاری برای فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها)است.
کوثر، فاطمه است که به رسول‌اللَّه اعطا شده و از وجود گرانمایه‌ی او جهان از نسل رسول‌اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم)لبریز شده است.
کوثر فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها)است که با وجود عزیز خود دهان دشمنان نبی اللَّه (صلی الله علیه و آله و سلم)را با مشت جواب درهم شکسته و زبان شماتت کنندگان و سرزنش گویان را از ریشه برآورده است.

 


خدای متعال به رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)خود فاطمه (سلام الله علیها) یعنی کوثر را بخشیده، و از آغوش این دختر سیل خیرات و برکات به جهان گشوده و فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کوثر یعنی همان عطیه‌ی گرانمایه‌ی سوره‌ی مبارکه‌ی «انا اعطیناک» است و رسول‌اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به همین جهت در میان فرزندان خود برای او عنوان ممتازی که مایه‌ی حیرت و اعجاب زوجات مطهرات و ملت عرب شده بود قائل بود.

 


رسول‌اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از ام‌المومنین خدیجه (سلام الله علیها) هفت پسر و دختر و از ماریه‌ی قبطیه ابراهیم را که به رویهم هشت فرزند می‌شوند بر دامن خود دیده بود ولی می‌فرمود: «در آن شب که با جبراییل از لای درختان بهشت می‌گذشتیم این فرشته‌ی مقرب سیبی به من هدیه کرد و دستور داد نیمی از آن سیب را هم خدیجه (سلام الله علیها) بخورد. من و خدیجه (سلام الله علیها) آن سیب بهشتی را با هم خوردیم و نطفه‌ی دخترم فاطمه‌ی زهرا از آن سیب انعقاد یافته است.»

 

منبع:

زندگانی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

  جواد فاضل

 

اشتراک گذاری این مطلب!
   یکشنبه 29 اسفند 13952 نظر »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 16

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
آموزش فتوشاپ