مترجم سایت

 

یکی از دلایل امامت امام باقر(علیه السلام)، احادیث برجا مانده از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است. جابر بن عبدالله نقل می‌کند: پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در پاسخ سؤال جابر که درباره امامان بعد از امیرالمؤمنین  علی (علیه السلام) پرسید فرمود: حسن و حسین (علیهم السلام، دو سرور جوانان اهل بهشت، سپس سرور عبادت کنندگان در زمان خود، علی بن الحسین(علیه السلام)، سپس باقر، محمد بن علی(علیه السلام) که‌ای جابر تو او را خواهی دید.

 

 

 

امام سجاد(علیه السلام) نیز به طور مکرر نظرها را به سوی فرزندش باقر جلب می‌کرد؛ مثلاً وقتی که از علت اهمیت دادن فراوان به امام باقر(علیه السلام) سؤال شد، امام سجاد(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «این بدان سبب است که امامت در فرزندان او باقی خواهد ماند تا روزی که قائم (عجل الله تعالی) ما قیام کند و دنیا را پر از عدل و قسط نماید. پس او هم امام است و هم پدر امامان».

 

 


یکی دیگر از دلایل امامت امام باقر(علیه السلام)، برتری‌اش نسبت به هم‌عصرانش بود. شیخ مفیدمی‌نویسد: امام باقر(علیه السلام) در علم، زهد و بزرگواری از همه برادرانش برتر، و قدر و منزلتش بیشتر بود و همه کس او را به عظمت می‌ستود و مورد احترام عامه و خاصه بود. بدان اندازه که از او در خصوص علم دین و آثار و سنت نبوی و دانش قرآن و سیره و فنون اخلاق و آداب، آشکار شده است از هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (علیهم السلام) آشکار نشده است. باقیمانده‌های یاران پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، بزرگان تابعین و پیشوایان فقهای مسلمان از وی روایت کرده‌اند. پایه فضل و بزرگواری وی به جایی رسیده بود که در میان اهل علم، ضرب المثل شده بود و در وصفش آثار می‌نوشتند و اشعار می‌سرودند.

منبع: ویکی شیعه

   یکشنبه 27 اسفند 1396نظر دهید »

زبان انسان کلید هر خوبی و بدی است، شایسته است انسان بر زبان خود مهر زند همان گونه که به طلا و نقره اش مهر می زند،

 

 

رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم فرمود: خدای رحمت کند و مورد لطف خویش قرار دهد، مؤمنی را که زبانش را از هر بدی نگاه دارد، زیرا نگهداری زبان صدقه ای از انسان به خود اوست. سپس امام فرمود: هیچ کس از گناهان سالم نماند مگر این که زبان خود را نگاهدارد .

منبع: مشعل فروزان دانش و تقوی : “امام محمد باقر علیه السلام “

مولف بزرگ عالم زاده 

 

   یکشنبه 27 اسفند 1396نظر دهید »

امام ابو جعفر، باقر العلوم، پنجمین پیشوای ما، جمعه ی نخستین روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. او را «محمد» نامیدند و «ابو جعفر» کنیه و «باقر العلوم» یعنی «شکافنده ی دانشها» لقب آن گرامی است.

به هنگام تولد هاله ای از شکوه و عظمت نوزاد اهل بیت را فرا گرفته بود، و همچون دیگر امامان پاک و پاکیزه به دنیا آمد.

 

 

 

امام باقر (علیه السلام) از دو سو-پدر و مادر-نسبت به پیامبر و حضرت علی و زهرا علیهم السلام می رساند، زیرا پدر او امام زین العابدین فرزند امام حسین، و مادر او بانوی گرامی «ام عبد الله»  دختر امام مجتبی علیهم السلام است.

عظمت امام باقر (علیه السلام) زبانزد خاص و عام بود، هر جا سخن از والایی هاشمیان و علویان و فاطمیان به میان می آمد او را یگانه وارث آن همه قداست و شجاعت و بزرگواری می شناختند و هاشمی و علوی و فاطمیش می خواندند.

راستگوترین لهجه ها و جذاب ترین چهره ها و بخشنده ترین انسانها برخی از ویژگیهای امام باقر علیه السلام است.

 

 

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به یکی از یاران پارسای خود «جابر بن عبد الله انصاری» فرمود.ای جابر! تو زنده می مانی و فرزندم «محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب» را که نامش در تورات «باقر» است در می یابی، بدان هنگام سلام مرا بدو برسان.

پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در گذشت و جابر عمری دراز یافت - و بعدها روزی به خانه ی امام زین العابدین آمد و امام باقر را که کودکی خرد سال بود دید، به او گفت: پیش بیا … امام باقر (علیه السلام) آمد.

گفت: برو …

امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا کرد و گفت: به خدای کعبه سوگند آیینه ی تمام نمای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)است.آنگاه از امام سجاد(علیه السلام) پرسید این کودک کیست؟

 

 

 

فرمود: امام پس از من فرزندم «محمد باقر» است.

جابر برخاست و بر پای امام باقر بوسه زد و گفت: فدایت شوم ای فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، سلام و درود پدرت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را بپذیر چه او ترا سلام رسانده است.

 

 

 

دیدگان امام باقر(علیه السلام) پر از اشک شد و فرمود: سلام و درود بر پدرم پیامبر خدا باد تا بدان هنگام که آسمانها و زمین پایدارند و بر تو ای جابر که سلام او را به من رساندی.

منبع: پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر علیه السلام 

علی نظری منفرد

 

   یکشنبه 27 اسفند 1396نظر دهید »

تردیدی نیست که بزرگ‌ترین رسالت مرجعیت دینی در عصر غیبت ولی عصر علیه‌السلام استخراج احکام شرعی از ادله و منابع دینی و قرار دادن آن در اختیار مسلمانان می باشد؛ اما در اینجا این پرسش به ذهن خطور می کند که نخستین بار، این تلاش علمی - به معنای مصطلح و امروزی آن - توسط چه کسی انجام شد؟ و در واقع چه کسی باب اجتهاد را گشود و با تمسک به اصول، آن را تبیین نمود و آیا در زمان باز بودن باب علم و حضور معصوم نیز اجتهاد صورت می گرفته است یا خیر؟ 

 

 

پایه گذاری علم اصول
آن گونه که از تاریخچه‌ی تأسیس علم اصول بر می آید، تأسیس این علم و گردآوری قواعد آن در زمان امام باقر علیه‌السلام صورت گرفته است. اگر چه امیرالمؤمنین علیه‌السلام برخی از قواعد اجتهاد را بیان کرده بودند، اما دوران امامت امام باقر علیه‌السلام نقطه عطفی برای استفاده‌ی دانشمندان راستین اسلامی از محضر معادن علم الهی و چشمه‌های جوشان دانش و بینش وحیانی بود تا در این عرصه به کسب دانش و معرفت بپردازند.

پیش از دوران امامت امام باقر علیه‌السلام اوضاع خفقان بار جامعه هرگز به پیشوایان معصوم علیهم‌السلام اجازه نمی‌داد که با آسودگی خاطر به پرورش استعدادهای نهفته در جامعه‌ی اسلامی بپردازند.
تزلزل در حکومت اموی در دوران امام باقر علیه‌السلام و ناتوانی حاکمان در پیاده کردن سیاستهای تجربه شده‌ی بنی امیه مبنی بر اعمال فشار بر شیعیان، موجب ایجاد بستر مناسب فرهنگی در این عصر گردید.

 

 

اتخاذ سیاستهای دوگانه و کشمکشهای تمام نشدنی بر سر قدرت توسط حاکمان از یک سو، و ژرف نگری امام باقر علیه‌السلام از سوی دیگر، زمینه‌ی رشد و تعالی و بارور سازی ارزشها را در بین مسلمانان پایه ریزی کرد و تلاشهای بی پایان امام در این راستا، تشنگان زلال معرفت و اندیشه را بر آن داشت که با جاری کوثر امام باقر علیه‌السلام، همراه شوند و هر چه بیشتر در معرض تعالیم انسان ساز آن امام همام قرار گیرند. این روند رشد، آن گونه در دانشمندان مختلف علوم دینی در زمینه‌های تفسیر، حدیث، کلام، فقه، اصول و … نهادینه شد که امروز کمتر کتابی از متون دینی اسلامی، خالی از کلمات تابناک آن حضرت می باشد.

 

 

از جمله تلاشهای گسترده‌ی امام در این عرصه تبیین شیوه‌های صحیح استنباط حکم شرعی از منابع دینی بود که بیش از پیش به اعتلا و توانمندی فقه شیعه غنا بخشید. امام باقر علیه‌السلام شخصا بر این امر مبادرت ورزید و با تدوین قواعد علم اصول و آموزش آن به شاگردان مکتب خویش، گام مهم و کارسازی در پیش برد اهداف بلند اجتهاد برداشت؛ به گونه‌ای که امروز شیعه می تواند با سربلندی اذعان دارد که میراث دار دانش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جانشینان او علیهم‌السلام در بهره‌گیری از منابع دینی در قالب اجتهاد و استنباط حکم شرعی می باشد.

 

 

مرحوم صدر در این باره می نویسد:
«به واقع، اولین کسی که دروازه‌ی علم اصول [و اجتهاد در احکام] را گشود و به تبیین و ترفیع قواعد آن پرداخت، امام ابوجعفر محمد بن علی الباقر علیه‌السلام و پس از او، فرزند برومندش، ابو عبدالله الصادق علیه‌السلام است. این دو بزرگوار با آموزش قواعد آن به بسیاری از شاگردان خود، و آنان نیز با جمع آوری و نگاشتن آن مسائل و قواعد، گام بزرگی در فقه و اصول شیعه برداشتند.

 

علامه سید محسن امین می نویسد: «مسلما بیشترین قواعد اصولی که از امامان معصوم علیهم‌السلام روایت شده، از امام باقر علیه‌السلام تا امام حسن عسکری علیه‌السلام می باشد. سیوطی در [کتاب خود] «اوائل» بر این باور است که نخستین کسی که علم اصول را تصنیف کرد، امام شافعی بوده است. در پاسخ او می گوییم: نخستین کسی که پیش از شافعی علم اصول را گشود و مسائل آن را بیان کرد، امام محمد بن علی الباقر علیه‌السلام و فرزند [بزرگوار] ایشان جعفر الصادق علیه‌السلام است که برای اصحاب خویش مسائل مهم آن را تبیین نمودند …

اولین کسی که در علم اصول سخن رانده و هشت قاعده در زمینه‌ی علوم قرآنی را بازگو کرده، حضرت امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام است؛ همو بود که بیان کرد در قرآن ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و عام و خاص وجود دارد. به گونه‌ای که این قاعده‌ها بیشتر مباحث اصولی فقه را در بر دارد؛ اما امام باقر علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام پس از امیرالمؤمنین علیه‌السلام نخستین کسانی هستند که پیش از امام شافعی، مبانی گسترده‌ی علم اصول را تبیین نمودند و مسائل آن را برای [شاگردان و] یاران خود بیان فرمودند» .

منبع
ابوالفضل هادی منش

   سه شنبه 7 شهریور 1396نظر دهید »

امام محمد باقر (علیه السلام) به فردی از شیعیان فرمود:
این پیام مرا به شیعیان ما برسان که: به آنچه نزد خداوند است نایل نخواهند شد و دست نخواهند یافت، مگر به وسیله‌ی عمل. و نیز این پیام را به آنان برسان که بیشترین حسرت را در قیامت، کسی دارد که عدالت را بستاید ولی خود بر خلاف آن عمل نماید.

 

نقش یاد خدا
انسان مؤمن به خدا، خویشتن را در مأمن امنی قرار می‌دهد، که از خطرها در امان قرار گیرد. تنها مأمن امن و پناهگاه مطمئن از هر خطر ایمان به خداست. هر کس به خدا ایمان آورد و خویشتن را به خدا سپرد خدای سبحان ایمن‌ترین پناهگاه وی خواهد بود. پناهگاه مطمئنی جز خدای سبحان وجود ندارد، و لن تجد من دونه ملتحدا.  «غیر از خدا پناهگاه امنی نمی‌یابی».

 

 


همان گونه که ایمان مراتب دارد، امنیت در پناهگاه خدا نیز مراتب دارد. تا به آن مرحله والایی برسد که تمام اضطراب‌ها و ناامنی‌ها را بزداید و آرامش کامل مستقر سازد. از این مرحله امنیت و آرامش همه انسان‌های مؤمن بهره‌مند نیستند. بلکه آن گروه که از ایمان مرحله والا بهره‌مند شده‌اند، آنان که یاد و نام خدا، تمام زندگی آنان را فرا گرفته است، در آرامش کامل قرار خواهند گرفت. ذکر خدا پناهگاه ایمن است. یاد خدا امنیت از هر خطر برای آنان خواهد بود، الا بذکر الله تطمئن القلوب «با یاد خدا قلب‌ها آرامش می‌گیرند.» این حقیقت در سخن عترت این گونه تحلیل شده است؛ موجودی که به یاد خدا باشد هیچ آسیبی وی را تهدید نمی‌کند. حتی در مورد حیوانات این گونه رسیده است، که حیوان آنگاه در دام صیاد می‌افتد که از یاد خدا غافل شده باشد. حیوانی که به یاد خداست در دام صیاد قرار نمی‌گیرد. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: ما من طیر یصطاد الا بترکه التسبیح. 

 

 

«هیچ پرنده‌ای در دام صیاد قرار نمی‌افتد، مگر زمانی که از تسبیح و یاد خدا غفلت کرده باشد.» که این نقش یاد خداست. امام صادق علیه‌السلام در این باره می‌فرماید، انسان مؤمن به هر گونه مرگ ممکن است بمیرد. غرق شود، آوار بر روی وی منهدم شود، درنده وی را بدرد، صاعقه و رعد و برق آن را بگیرد، لیکن به انسان ذاکر خدا، این حوادث اصابت نمی‌کند، و لا تصیب ذاکر الله تعالی.  اینک این حقیقت در اندیشه زلال و عرشی باقر العلوم علیه‌السلام این گونه تجلی یافته است، که حوادث تلخ و ناگوار مانند صاعقه بر انسان مؤمن ممکن است فرود آید، لیکن بر انسان ذاکر یعنی کسی که به یاد خداست فرود نمی‌آید. انسان ذاکر از صاعقه در امان است. این نقش یاد خداست، الصواعق تصیب المؤمن و غیر المؤمن و لا تصیب الذاکر.

 


بر همین اساس است که حضرت تلاش می‌کرد افراد با ظرفیت و با استعداد مانند خانواده خویش را به این نکته اساسی توجه دهد. هماره آنان را وادار به ذکر و یاد خدا می‌نمود. در اندیشه نیز اهمیت آن را شفاف می‌سازد و اضافه می‌کند سه چیز از بهترین و سخت‌ترین عبادت‌هاست، اشد الاعمال ثلاثة، ذکر الله علی کل حال و انصافک من نفسک و مواساة الاخ.

 

 

«سه چیز از سخت‌ترین اعمال است، یاد خدا، انصاف داشتن، یکسان و برابر برخورد نمودن». امام اهل خانه خویش را وادار به این رفتار می‌کرد، امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: پدرم ما را دور هم جمع می‌کرد و وادار به قرائت قرآن (که آن نیز ذکر الله است) می‌نمود. و هر کس قرآن تلاوت نمی‌کرد به ذکرهای دیگر تا طلوع آفتاب مشغول می‌شد، یأمرنا بالذکر حتی تطلع الشمس که البته این یاد خدا بر لب است. اساس و پایه یاد خدا به روح و دل است که انسان هماره به یاد خدا باشد. این نیز از آموزه‌های عرشی است که از اندیشه و رفتار عترت می‌توان آموخت.

منبع:

دانشنامه امام باقر علیه السلام

 

   چهارشنبه 9 فروردین 13961 نظر »


مسلمانان در دوران معاصر بیش از هر دوران دیگر به شناخت صحیح از فرهنگ غنی اسلامی نیازمندند. برای این منظور در میان علمای و بزرگانی که واقف به حقایق اسلامی باشند هیچ گروهی همانند اهل بیت رسول اعظم اسلام علیهم السلام نیست. در میان اهل بیت علیهم السلام نیز یکی از ایشان که فرصت یافت تا تعالیم بی کران دین را مطرح کند امام پنجم شیعیان، حضرت محمد بن علی الباقر علیهماالسلام است.

ادامه »

   چهارشنبه 1 مهر 13941 نظر »

1 2

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی