مترجم سایت

 

صبر و مظلومیّت آن حضرت:
رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: علی جان خداوند تبارک و تعالی به من وحی فرستاده تا فضائل و مناقب ترا بازگو نمایم و من این کار را کردم و آنچه به آن امر شده بودم ابلاغ نمودم. علی جان بدان که بعد از من آنهایی که کینه ترا در دل مخفی کرده اند ظاهر خواهند ساخت که لعنت خدا و هر لعن کننده بر آنها باد. سپس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شروع کرد به گریه کردن، عرض کردند چرا اشک می ریزید؟ فرمود:

«أخبِرنی جِبرئیل علیه السلام أنَّهم یظلِمونَهُ حَقَّهُ و یُقاتِلونَهُ و یَقتُلونَ وَلَدَهُ و یَظلِمونَهُم بَعدَهُ»

جبرئیل علیه السلام به من خبر داده که این مردم به او ظلم می کنند و حقش را غصب می نمایند، او و فرزندانش را می کشند و بعد از او به فرزندانش نیز ظلم می کنند.

 

 

 

دیگر باره در هنگام مرگ فرمود:

«یا عَلِیُّ أَنتَ المَظلُومُ بَعدی، وَ أنَا خصمٌ لِمَن أَنتَ خَصمُهُ یَومَ القیامَهِ»

ای علی: تو مظلوم بعد از من هستی و من تا روز قیامت هرکه را تو با او دشمن هستی دشمنم.

امام هادی علیه السلام در کنار مرقد شریف مولا امیرالمؤمنین علیه السلام عرض می کند:

«السّلامُ عَلیک یا وَلِیَّ اللهِ، أَشهَدُ أنَّکَ أوّلُ مَظلومٍ وَ أَوَلُ مَن غُصِبَ حَقَّهُ، صَبرتُ و احتَسَبْتُ حَتّی أتاکَ الیَقینَ» سلام و درود بر تو ای ولی خدا، شهادت می دهم که تو اول مظلوم و اوّل کسی هستی که حقت غصب شد و تا هنگامیکه مرگ به همه سختیها و مصیبتها صبر کردی.

 

 

 

سلیم بن قیس می گوید: علی بن ابیطالب علیه السلام فرمود: همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از بعضی راههای مدینه می گذشتم، به باغی رسیدیم عرض کردم یا رسول الله، چه باغ زیبایی! فرمود: چه زیباست! در بهشت زیباتر از اینها برای توست. به باغ دیگری رسیدیم، گفتم: یا رسول الله، چه باغ زیبایی است! فرمود: چه زیباست، و زیباتر از اینها برای تو در بهشت است. تا از هفت باغ گذشتیم و همواره من می گفتم چه زیبا است، او هم می فرمود: زیباتر از اینها برای تو در بهشت است. وقتی راهمان خلوت شد، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مرا در آغوش گرفت در حال گریه ناله ای زد و فرمود: پدرم فدای شهید تنها، عرض کردم: یا رسول الله، چرا گریه می کنی؟ فرمود: از کینه هایی که در دل اقوامی است که بعد از من آن را ظاهر می کنند. کینه های جنگ بدر و پی آوردهای جنگ احد، پرسیدم: آیا دینم سلامت خواهد ماند؟ فرمود: دینت در سلامت خواهد بود.

 

 

 

بعد از داستان ننگین سقیفه بنی ساعده و غصب خلافت، امیرالمؤمنین علی علیه السلام خانه نشینی را برگزید و مشغول جمع آوری و ترتیب قرآن شد و از خانه خارج نشد تا آن را جمع آوری نمود، قرآنی که در اوراق، پراکنده و پاره پاره بود. همه آن را، اعم از آنچه نازل شده بود و آنچه قابل تأویل بود و ناسخ و منسوخ را جمع آوری کرد و آنها را با دست خویش نوشت.

 

 

 

در حالی که مردم با ابوبکر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بودند از منزل خارج شد و در جمع مردم به آواز بلند فرمود: ای مردم من بعد از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مشغول به تألیف قرآن بودم و شما می دانید که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که من می روم و دو چیز گرانبها و ارزشمند در میان شما می گذارم و آن کتاب خدا و عترت و اهل بیت منند این هر دو از هم جدا نمی شوند تا روزی که در لب حوض کوثر بر من وارد شوند. اینک قرآن تألیف شده و عترت و اهل بیت او در برابر شمایند، عمر گفت برگرد و قرآن را نیز همراه خویش بردار و روانه شو و آن را از خویش جدا مکن ما احتیاجی به تو و قرآنت نداریم!

امیرالمؤمنین به خانه مراجعت نمود در محل عبادت خویش بنشست و قرآن را در دامن خود نهاد و شروع کرد به تلاوت و اشک از چشمهای نازنینش جاری بود، در این هنگام عقیل بن ابیطالب برادر حضرت وارد شد و گفت برادر چراگریه می کنی چه اتفاقی افتاده، خدا چشمانت را گریان نبیند. فرمود: می گریم به خاطر آنکه این مردم گمراه شدند، اگر از حال من سؤال کنی می گویم در حوادث روزگار صبر می کنم، خیلی برایم گران است که خود را شکسته حال و دشمنانم را شاد یابم و دوستان من در اذیت و آزار واقع گردند.

 

 

 

وصایا و شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام
سلیم بن قیس می گوید: هنگام وصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام حاضر بودم. حسین علیه السلام و محمد حنیفه و تمام فرزندان و رؤساء اهل بیتش و شیعیانش نیز حضور داشتند. حضرت کتاب و اسلحه اش را به امام حسن داد و فرمود: فرزندم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به من دستور داده، تا ترا جانشین خود کنم و کتابها و اسلحه اش را به من داد. پیامبر به من دستور داده است، که چون مرگ تو نیز فرا رسید، آن را به برادرت حسین بدهی، سپس رو به فرزندش حسین کرد و فرمود: پیامبر به تو نیز دستور داده که آن را به فرزندت علی بن الحسین تحویل دهی، و بعد رو به علی بن الحسین کرد و به او فرمود: پیامبر به تو دستور داده که آن را به فرزندت محمد بن علی بدهی، از قول پیامبر و از قول من به او سلام برسان.

سپس رو به فرزندش امام حسن علیه السلام کرد و فرمود: پسرم، تو صاحب اختیار امور و ولی خونم هستی، اگر بخشیدی حق داری و اگر کشتی یک ضربه به جای همان یک ضربه بزن و خطا و تجاوز نکن!

 

 

 

سپس فرمود: بنویس:

بسم الله الرحمن الرحیم، این وصیت علی بن ابیطالب است، وصیتش این است: شهادت می دهد که خدایی جز الله وجود ندارد، یگانه است و شریک ندارد، و محمد بنده و پیامبر اوست، او را به هدایت و دین حقیقی فرستاده، آن دین را بر همه دینها برتری داده، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. نماز، عبادات، زندگی و مرگم برای خداوند، پروردگار جهان است که شریک ندارد. به این مطلب دستور داده شده ام و من از تسلیم شدگانم.

سپس وصیت می کنم ترا ای حسن و ای همه فرزندان و اهل بیتم و ای همه کسانی از مؤمنین که نوشته من به دست او می رسد: به تقوی و پرهیزکاری، و اینکه مسلمان از دنیا بروید، همگی چنگ به ریسمان خدا زنید، و متفرق نشوید، آن نعمت خدا را بیاد آورید که دشمن یکدیگر بودید و خداوند بین قلبهای شما دوستی و الفت ایجاد کرد.

 

 

 

از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: اصلاح بین دو نفر بهتر از بسیاری از نماز و روزه است و دشمنی دین را از بین می برد و فساد بین دو نفر است و قوتی و نیرویی جز به کمک خداوند وجود ندارد. به خویشانتان توجه داشته باشید، با آنان رفت و آمد کنید تا خداوند حساب را بر شما سبک گرداند.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره یتیمان، مبادا دهانشان خالی بماند. مبادا با بودن شما از بین بروند.

از پیامبر شنیدم که می فرمود: هرکس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز گردد خداوند بهشت را بر او واجب می کند، همچنانکه آتش را برای خورنده مال یتیم واجب می کند.

 

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن بر شما پیشی گیرند.

خدا را خدارا در نظر داشته باشید در مورد همسایه هایتان، خدا و پیامبرش درباه آنان سفارش کرده است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد خانه پروردگارتان (کعبه) مبادا تا وقتی شما زنده هستید از شما خالی بماند، چون اگر خانه خدا ترک شود به شما مهلت داده نمی شود. کسی قصد آن را بکند، کمترین چیزی که همراه آن باز می گردد این است که گناهان گذشته اش بخشوده می شود.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره نماز، نماز بهترین اعمال است، نماز عمود دین شما است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره ماه رمضان که روزه آن سپر از آتش است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره فقرا و مساکین، آنان را در زندگی خودتان شریک قرار بدهید.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد جهاد در راه خداوند به اموال و جانتان، مجاهد واقعی در راه خدا دو نفرند: یکی امام هدایت شده و دیگری مطیع او که به هدایت او اقتدا کند.

 

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد نسل پیامبرتان، مبادا در میان شماها مورد ظلم قرار گیرند در حالی که شما قدرت بر دفع آن داشته باشید.

خدا را خدا را مواظبت داشته باشید درباره آن دسته از اصحاب پیامبر تان که بدعتی نگذاردند و بدعت گذاری را جای ندادند (یعنی جلوی فعالیتش را گرفتند) چون پیامبرتان در مورد آنان وصیت کرده است. و بدعت گذاران از آنها و از غیرشان و کسی که بدعت گذاری را جای دهد لعنت کرده است.

با مردم سخن نیکو بگویید همانطور که خداوند به شما دستور داده است. مبادا امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید که خداوند امورتان را به دست اشرارتان می دهد آنجاست که دعا می کنید ولی مورد اجابت قرار نمی گیرد. فرزندانم، بر شما باد که با همدیگر رفت و آمد و تبادل افکار و نیکی کنید، بپرهیزید از اینکه از همدیگر قطع کرده و رو گردان باشید و پراکندگی و جدایی کنید. در نیکی و تقوی به یاری یکدیگر برخیزید. و علیه گناه و تجاوزکاری یکدیگر را یاری کنید. از خدا بترسید که عذاب خداوند دردناک است. خداوند شما اهل بیت را محفوظ بدارد و یاد پیامبر را در میانتان زنده نگاه دارد شما را به خدا می سپارم و بر شما سلام می فرستم.

علی علیه السلام شروع به گفتن لا اله الا الله کرد تا در شب اول از دهه آخر ماه رمضان، شب بیست و یکم، شب جمعه، چهل سال بعد از هجرت به مقام قرب حق نائل و شهید شد.

 

 

 

منبع: 

سیره عملی اهل بیت علیهم السلام: حضرت علی علیه السلام
تالیف کاظم ارفع.

   یکشنبه 13 خرداد 13971 نظر »

مشهور آن است که آن حضرت در روز جمعه، سیزدهم ماه رجب، بعد از سی سال از عام الفیل در میان کعبه معظّمه متولّد شده است. پدر آن حضرت ،(ابو طالب )پسر عبد المطّلب بوده که با عبد اللّه پدر حضرت رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلم برادر اعیانی (پدر و مادری) بوده، و مادر آن حضرت فاطمه بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف بوده و آن حضرت و برادرانش اوّل هاشمی بودند که پدر و مادرشان هر دو هاشمی بودند.

 

 

 

 

و در کیفیّت ولادت آن جناب روایات بسیار است و آنچه به سندهای بسیار وارد شده آن است که: روزی عبّاس بن عبد المطّلب با یزید بن قعنب و با گروهی از بنی هاشم و جماعتی از قبیله بنی عبد العزّی در برابر خانه کعبه نشسته بودند، ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد درآمد و به حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام نه ماه آبستن بود و او را درد زاییدن گرفته بود، پس در برابر خانه کعبه ایستاد و نظر به جانب آسمان افکند و گفت: پروردگارا! من ایمان آورده ام به تو و به هر پیغمبر و رسولی که فرستاده ای و به هر کتابی که نازل گردانیده ای و تصدیق کرده ام به گفته های جدّم ابراهیم خلیل که خانه کعبه بنا کرده او است، پس سؤال می کنم از تو به حق این خانه و به حق آن کسی که این خانه را بنا کرده است،

 

 

 

 


و به حق این فرزندی که در شکم من است و با من سخن می گوید، و به سخن گفتن خود مونس من گردیده است

و یقین دارم که او یکی از آیات جلال و عظمت تو است، که آسان کنی بر من ولادت [فارغ شدن] مرا.

 

 

 

عبّاس و یزید بن قعنب گفتند که: چون فاطمه از این دعا فارغ شد، دیدیم که دیوار عقب خانه شکافته شد، فاطمه از آن رخنه داخل خانه شد و از دیده های ما پنهان گردید، پس شکاف دیوار به هم پیوست به اذن خدا، و ما چون خواستیم در خانه را بگشاییم چندان که سعی کردیم در گشوده نشد، دانستیم که این امر از جانب خدا واقع شده و فاطمه سه روز در اندرون کعبه ماند، اهل مکّه در کوچه ها و بازارها این قصّه را نقل می کردند و زنها در خانه ها این حکایت را یاد می کردند و تعجّب می نمودند.

 

 

 

 

تا روز چهارم رسید، پس همان موضع از دیوار کعبه که شکافته شده بود دیگر باره شکافته شد، فاطمه بنت اسد بیرون آمد و فرزند خود اسد اللّه الغالب، علیّ بن ابی طالب علیه السّلام را در دست خویش داشت و می گفت: ای گروه مردم!

بدرستی که حقّ تعالی برگزید مرا از میان خلق خود، و فضیلت داد مرا بر زنان برگزیده که پیش از من بوده اند،

زیرا که حقّ تعالی برگزید آسیه دختر مزاحم را، و او عبادت کرد حقّ تعالی را پنهان در موضعی که عبادت در آنجا سزاوار نبود مگر در حال ضرورت- یعنی: خانه فرعون-،

و مریم دختر عمران را حقّ تعالی برگزید و ولادت حضرت عیسی علیه السّلام را بر او آسان گردانید، و در بیابان درخت خشک را جنبانید، و رطب تازه از برای او از آن درخت فرو ریخت،

 

 

 

 


و حقّ تعالی مرا بر آن هر دو زیادتی داد و هم چنین بر جمیع زنان عالمیان که پیش از من گذشته اند،

زیرا که من فرزندی آورده ام در میان خانه برگزیده او

و سه روز در آن خانه محترم ماندم

و از میوه ها و طعامهای بهشت تناول کردم.

 

 

 

 

و چون خواستم که بیرون آیم در هنگامی که فرزند برگزیده من بر روی دست من بود، هاتفی از غیب مرا ندا کرد که:

ای فاطمه! این فرزند بزرگوار را علیّ نام کن، بدرستی که منم خداوند علیّ اعلا،

و او را آفریده ام از قدرت و عزّت و جلال خود،

و بهره کامل از عدالت خویش به او بخشیده ام،

و نام او را از نام خود اشتقاق نموده ام،

و او را به آداب خجسته خود تأدیب نموده ام،

و امور خود را به او تفویض کرده ام،

و او را بر علوم پنهان خود مطّلع کرده ام،

و در خانه محترم من متولّد شده است،

 

 

 

و او اوّل کسی است که اذان خواهد گفت بر روی خانه من،

و بتها را خواهد شکست و آن ها را از بالای کعبه به زیر خواهد انداخت،

و مرا به عظمت و مجد و بزرگواری و یگانگی یاد خواهد کرد،

و اوست امام و پیشوا بعد از حبیب من و برگزیده از جمیع خلق من محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلم که رسول من است،

و او وصیّ او خواهد بود

خوشا حال کسی که او را دوست دارد

و یاری کند او را،


و وای بر حال کسی که فرمان او نبرد

و یاری او نکند

و انکار حقّ او نماید.

 

 

 

 

 

و اخبار در باب ولادت آن حضرت و کیفیّت آن بسیار است و مقام را گنجایش بیش از این نیست.

و این فضیلت از خصایص آن حضرت است، چه، اشرف بقاع ،حرم مکّه است و اشرف مواضع حرم، مسجد است و اشرف موضع آن، کعبه است و احدی غیر از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در چنین مکانی متولّد نشده،

ونیز متولّد نشده مولودی در سیّد ایّام که روز جمعه باشد در شهر حرام که ماه رجب باشد در بیت الحرام سوای امیر المؤمنین علیه السّلام ابو الأئمّه الکرام- علیه و آله آلاف السّلام .

منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل علیهم السلام(فارسی)، ج 1، ص: 348

 

منبع: ولادت تا غدیر
محمدرضا شریفی

   جمعه 10 فروردین 13973 نظر »

سلیم بن قیس می گوید: هنگام وصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام حاضر بودم. حسین علیه السلام و محمد حنیفه و تمام فرزندان و رؤساء اهل بیتش و شیعیانش نیز حضور داشتند.

 

 

حضرت کتاب و اسلحه اش را به امام حسن داد و فرمود: فرزندم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به من دستور داده، تا ترا جانشین خود کنم و کتابها و اسلحه اش را به من داد. پیامبر به من دستور داده است، که چون مرگ تو نیز فرا رسید، آن را به برادرت حسین بدهی، سپس رو به فرزندش حسین کرد و فرمود: پیامبر به تو نیز دستور داده که آن را به فرزندت علی بن الحسین تحویل دهی، و بعد رو به علی بن الحسین کرد و به او فرمود: پیامبر به تو دستور داده که آن را به فرزندت محمد بن علی بدهی، از قول پیامبر و از قول من به او سلام برسان.

سپس رو به فرزندش امام حسن علیه السلام کرد و فرمود: پسرم، تو صاحب اختیار امور و ولی خونم هستی، اگر بخشیدی حق داری و اگر کشتی یک ضربه به جای همان یک ضربه بزن و خطا و تجاوز نکن!

 

 

سپس فرمود: بنویس:

بسم الله الرحمن الرحیم، این وصیت علی بن ابیطالب است، وصیتش این است: شهادت می دهد که خدایی جز الله وجود ندارد، یگانه است و شریک ندارد، و محمد بنده و پیامبر اوست، او را به هدایت و دین حقیقی فرستاده، آن دین را بر همه دینها برتری داده، اگر چه مشرکان را خوش نیاید. نماز، عبادات، زندگی و مرگم برای خداوند، پروردگار جهان است که شریک ندارد. به این مطلب دستور داده شده ام و من از تسلیم شدگانم.

 

 

سپس وصیت می کنم ترا ای حسن و ای همه فرزندان و اهل بیتم و ای همه کسانی از مؤمنین که نوشته من به دست او می رسد: به تقوی و پرهیزکاری، و اینکه مسلمان از دنیا بروید، همگی چنگ به ریسمان خدا زنید، و متفرق نشوید، آن نعمت خدا را بیاد آورید که دشمن یکدیگر بودید و خداوند بین قلبهای شما دوستی و الفت ایجاد کرد.

 

 

 

از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: اصلاح بین دو نفر بهتر از بسیاری از نماز و روزه است و دشمنی دین را از بین می برد و فساد بین دو نفر است و قوتی و نیرویی جز به کمک خداوند وجود ندارد. به خویشانتان توجه داشته باشید، با آنان رفت و آمد کنید تا خداوند حساب را بر شما سبک گرداند.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره یتیمان، مبادا دهانشان خالی بماند. مبادا با بودن شما از بین بروند.

از پیامبر شنیدم که می فرمود: هرکس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز گردد خداوند بهشت را بر او واجب می کند، همچنانکه آتش را برای خورنده مال یتیم واجب می کند.

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد قرآن، مبادا دیگران در عمل به آن بر شما پیشی گیرند.

خدا را خدارا در نظر داشته باشید در مورد همسایه هایتان، خدا و پیامبرش درباره آنان سفارش کرده است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد خانه پروردگارتان (کعبه) مبادا تا وقتی شما زنده هستید از شما خالی بماند، چون اگر خانه خدا ترک شود به شما مهلت داده نمی شود. کسی قصد آن را بکند، کمترین چیزی که همراه آن باز می گردد این است که گناهان گذشته اش بخشوده می شود.

 

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره نماز، نماز بهترین اعمال است، نماز عمود دین شما است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره ماه رمضان که روزه آن سپر از آتش است.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید درباره فقرا و مساکین، آنان را در زندگی خودتان شریک قرار بدهید.

 

 

 

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد جهاد در راه خداوند به اموال و جانتان، مجاهد واقعی در راه خدا دو نفرند: یکی امام هدایت شده و دیگری مطیع او که به هدایت او اقتدا کند.

خدا را خدا را در نظر داشته باشید در مورد نسل پیامبرتان، مبادا در میان شماها مورد ظلم قرار گیرند در حالی که شما قدرت بر دفع آن داشته باشید.

خدا را خدا را مواظبت داشته باشید درباره آن دسته از اصحاب پیامبر تان که بدعتی نگذاردند و بدعت گذاری را جای ندادند (یعنی جلوی فعالیتش را گرفتند) چون پیامبرتان در مورد آنان وصیت کرده است. و بدعت گذاران از آنها و از غیرشان و کسی که بدعت گذاری را جای دهد لعنت کرده است.

 

 

 

 

با مردم سخن نیکو بگویید همانطور که خداوند به شما دستور داده است. مبادا امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید که خداوند امورتان را به دست اشرارتان می دهد آنجاست که دعا می کنید ولی مورد اجابت قرار نمی گیرد. فرزندانم، بر شما باد که با همدیگر رفت و آمد و تبادل افکار و نیکی کنید، بپرهیزید از اینکه از همدیگر قطع کرده و رو گردان باشید و پراکندگی و جدایی کنید. در نیکی و تقوی به یاری یکدیگر برخیزید. و علیه گناه و تجاوزکاری یکدیگر را یاری کنید. از خدا بترسید که عذاب خداوند دردناک است. خداوند شما اهل بیت را محفوظ بدارد و یاد پیامبر را در میانتان زنده نگاه دارد شما را به خدا می سپارم و بر شما سلام می فرستم.

 

 

 

 

علی علیه السلام شروع به گفتن لا اله الا الله کرد تا در شب اول از دهه آخر ماه رمضان، شب بیست و یکم، شب جمعه، چهل سال بعد از هجرت به مقام قرب حق نائل و شهید شد.

 منبع:

حضرت علی علیه السلام 

کاظم ارفع.

   سه شنبه 23 خرداد 1396نظر دهید »

أُحـاجُّ النـّاسَ يـَوْمَ الْقـِيامَةِ بِسَبْعٍ: إِقامِ الصَّلاةِ وَ ايتاءِ الزَّكاةِ وَالاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْقِسْمِ بِالسَّوِيَّةِ وَالْعَدْلِ فِي الرَّعِيَّةِ وَ اِقامِ الْحُدُودِ.
روز قيامت در مورد هفت چيز از مردم بازخواست مي كنم: اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهي از منكر ، تقسيم بيت المال بطور مساوي ، رعايت عدالت در ميان مردم و اجراي حدود الهي.

 

 


 بحارالانوار ، ج 41 ، ص 106.

منبع:

الگوهاي رفتاري علي عليه‌السلام(يكهزار سخن از حضرت علي عليه السلام )

مجيد پورطباطبايي

   دوشنبه 21 فروردین 13961 نظر »

روز جمعه سیزده ماه رجب سال سی از عام الفیل بود که فاطمه دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف در حالیکه درد زایمان او را سخت رنج میداد در برابر خانه کعبه ایستاد و سر به آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا به تو و پیامبرانت و کتب نازل شده و گفته های جدّم ابراهیم خلیل که بنا کننده خانه کعبه است ایمان آورده ام.

 

 

 

پس به حق این خانه و بنیانگذار آن به حق فرزندی که در شکم دارم و با من سخن می گوید و با سخنانش دلم را آرامش می بخشد و مونس من شده و یقین دارم که او از آیات جلال و عظمت توست، ولادتش را بر من آسان کن، ناگهان دیوار خانه کعبه شکاف برداشت و فاطمه داخل خانه شد و دوباره به قدرت حقتعالی دیوار به هم پیوست.

 

 

این حادثه از مسائل مورد اتفاق فرق مختلف اسلامی است، به همین جهت محدث حافظ حاکم نیشابوری می گوید: «وَقَد تَوأتَرَتِ الأخبارُ فأطمَهَ بِنت أسَدٍ وَلَدَت أمیرالمؤمنینَ عَلیّ بن أبیطالِب کَرَّمَ اللهُ وَجهَهُ فی جَوفِ الکَعبَهِ». این به تواتر رسیده که فاطمه دختر اسد، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام را در داخل کعبه بدنیا آورد.

 

 

چهار روز بعد، فاطمه علیها السلام که در حالیکه نوزاد کعبه را در آغوش داشت و به این همه شکوه و عزت می بالید از همان موضعی که داخل شده بود خارج شد و گفت: «فَلَمّا أَرََدْتُ أن أخرُجَ هَتَفَ بیِ هاتِفٌ، یا فاطِمَهُ سَمِیّه عَلِیّاً فَهُوُ عَلِیُّ وَاللهِ العَلیّ الأعلی یَقُولُ: إنَّی شَقَقْتُ إسمُهُ مِن إسمی و أدَّبْتُهُ بِأدَبی وَ وَقَّفتُهُ عَلی غامِضِ عِلمی وَ هُوَ الَّذی یَکسِرُ الاصنامَ فی بَیتی وَ هُوَ الّذی یُؤذِّنُ فَوقَ ظَهرِ بَیتی و یُقَدّسُنب و یُمَجِّدُنی، فَطُوبی لِمَن أحَبَّهُ وَ أطاعَهُ وَ وَیلٌ لِمَن أبغَضَهُ وَ عَصاهُ ».

 

 

همینکه خواستم از خانه بیرون آیم هاتفی از غیب مرا ندا داد که ای فاطمه نام این فرزند را علی بگذار به درستی که منم علیّ اعلی نام او را از نام خود برگزیدم و او را به آداب خودم ادب نمودم، او را به علوم مخفی و مشکلم آگاه ساختم.

 

 

اوست که بتها را در خانه من می شکند و همه را به زیر خواهد انداخت، و اوست که مرا به عظمت و مجد و بزرگواری یاد خواهد کرد. پس خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و دستوراتش را اطاعت کند و وای برکسی که بغض او را در دل داشته باشد و با او مخالفت کند.

منبع:

حضرت علی علیه السلام

کاظم ارفع

   دوشنبه 21 فروردین 1396نظر دهید »

 

 

عيد غدير خم

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در سال دهم هجری، برای انجام فریضه ی حج و تعلیم آن به همگان، از مدینه به مکه سفر کرد. از آن جا که بسیاری از مسلمانان پیش تر از این سفر اطلاع یافته بودند، گروه هایی بسیار برای این که اعمال حج را در حضور آن حضرت انجام دهند و آداب و مناسک را از خود پیامبر بیاموزند، به مکه آمدند و همراه آن حضرت حج به جا آوردند. چون این حج با آخرین سال از عمر شریف پیامبر صلّی الله علیه و آله مصادف شد، آن را حجّة الوداع نامیدند.

پس از پایان فریضه ی حج، آن حضرت با جماعتی بسیار از مسلمانان روانه ی مدینه شدند. کاروان به منطقه ای به نام غدیر خم -در نزدیکی جُحفه- رسید که فرشته ی وحی فرود آمد و به پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله دستور توقف داد. آن گاه این آیه نازل شد:

(( یا اَیّها الرّسول بَلِّغ ما اُنزلَ اِلیکَ مِن رَبِّکَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَه وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس ))؛ “ای پیامبر، آن چه از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان، و اگر نرسانی، رسالت خدا را به جا نیاورده ای. خداوند تو را از گزند مردم حفظ می کند.”

  خطابه غدیر: بيعت گرفتن رسمي

 

هان مردمان! شمار شما بيش از آن است كه در يك زمان با يك دست، با من بيعت كنيد ؛ از اين روى، خداوند عزّوجلّ دستور فرموده كه از شما اقرار زبانى گيرم و پيمان سرپرستى على اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند؛ چرا كه گفتم: فرزندانم از نسل اويند.

 

پس همگان بگوييد: « البتّه كه سخنان تو را شنيده، پيروى مى ‏كنيم و از آن خشنود و بر آن گردن گذاريم و بر آن ‏چه از سوى پروردگارمان و پروردگار تو در امامت اماممان على اميرالمؤمنين و ديگر امامان - از صلب او - به ما ابلاغ كردى، با تو پيمان مى‏ بنديم؛ پيمانى با دل و با جان و با زبان و دستانمان.

 

با اين پيمان زنده ‏ايم و با آن خواهيم مرد و با اين اعتقاد برانگيخته مى ‏شويم و هرگز آن را دگرگون نكرده، شكّ و انكار نخواهيم داشت و هرگز از عهد خود برنگشته، پيمان نشكنيم.

 

(اى رسول خدا!) ما را به فرمان خدا پند دادى درباره ‏ى على اميرمؤمنان و امامان پس از او، فرزندانت از نسل او، حسن و حسين و پيشوايان پس از آن دو كه خداوند برپايشان كرده. اينك براى آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد، از دل‏ ها و جان ‏ها و زبان ‏ها و درون ‏ها و از دستانمان. هر كس توانست با دست، وگرنه با زبان بيعت نمود.

 

ديگر پيمان نخواهيم شكست و خداوند دگرگونى از ما نبيند و از اين پس فرمان تو را به نزديك و دور از فرزندان و خويشان خواهيم رساند و خداوند را بر آن گواه گيريم و او بر گواهى كافى است و تو نيز بر ما گواه باش.»

 

هان مردمان! اكنون چه مى‏گوييد؟

 

البتّه خداوند هر صدايى را مى ‏شنود و بر اسرار دل‏ ها آگاه است.

 

« هر آن ‏كس كه هدايت پذيرد، به خير خويش پذيرفته و آن ‏كه گمراه شد، به زيان خود رفته ».(زمر / 41) و آن ‏كس كه بيعت كند، حتماً با خداوند پيمان بسته كه « دست خدا بالاى دست آن‏هاست» .(فتح / 10)

 

هان مردمان! آنك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان ببنديد و با على اميرمؤمنان و حسن و حسين و با امامان از نسل آنان كه پس از ايشان خواهند بود. امامانى كه فرمانى پايدار در دنيا و آخرت ‏اند. خداوند مكّاران را تباه مى‏ كند و به باوفايان، مهر مى‏ ورزد. « هر كس پيمان شكند، البتّه به زيان خود گام نهاده و آن ‏كه بر عهدش پابرجا ماند، به زودى خدا او را پاداش بزرگى خواهد داد ». (فتح / 10)

 

هان مردمان! بگوييد هر آن ‏چه به شما گفتم و به على با لقب « اميرالمؤمنين » سلام كنيد و اكنون بگوييد: « شنيديم و فرمان مى ‏بريم . پروردگارا! آمرزشت خواهيم و به سوى توست بازگشت». (بقره / 285) و بگوييد: « تمام ستايش و سپاس، خدايى راست كه ما را به اين راه هدايت فرمود وگرنه راه نمى ‏يافتيم و البتّه فرستادگان پروردگارمان به درستى آمده ‏اند ». (اعراف / 43)

 

هان مردمان! برترى ‏هاى علىّ ‏بن ابى ‏طالب نزد خداوند عزّوجلّ - كه در قرآن نازل فرموده - بيش از آن است كه من يك‏ باره برشمارم؛ پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ‏ها را شناخت، او را باور كنيد.

 

هان مردمان! « فرمان‏ بردار از خدا و فرستاده‏ ى او» (احزاب / 71) و از على و امامان كه نام بردم ، « به رستگارى بزرگى دست يافته است ». (احزاب / 71)

 

هان مردمان! سبقت‏ جويان به بيعت و پيمان و سرپرستى او و سلام ‏كنندگان بر او با لقب « اميرالمؤمنين »، رستگاران ‏اند و در بهشت‏ هاى پربهره خواهند بود.

 

هان مردمان! آن ‏چه خدا را خشنود مى ‏كند بگوييد و اگر شما و تمامى زمينيان كفران ورزند، « خدا را زيانى نخواهد رسيد ». (آل‏عمران / 144)

 

خداوندا! بيامرز ايمان ‏آورندگان به آن‏ چه را ادا كرده و فرمان دادم و بر انكاركنندگان كافر، خشم گير!

 

والحمدللَّه ربّ العالمين.

 

 

  حقیقت این که پس از بعثت، یکی از مهم ترین رخدادهای جهان اسلام، واقعه ی غدیر است. در روز نخست، نبوت شکل گرفت و در روز دوم، امامت. در آن روز، دین معیّن شد و در این روز، تکمیل گردید. در آن جا پیامبر صلّی الله علیه و آله برانگیخته شد و در این جا وصیّ او…

راویان حدیث غدیر، از شیعه و اهل تسنّن فراوانند و این حدیث را باید به یقین از احادیث متواتر شمرد که کسی در آن تردیدی ندارد. از همین رو در جهان اسلام، از دیرزمان تا عصر حاضر، کتاب ها و رساله ها و مقالات بسیاری درباره ی آن تألیف شده است.

با وجود این، چندی از ابلاغ این حدیث نگذشته بود که عدّه ای آن را ناشنیده گرفتند و کسی دیگر را به عنوان جانشین پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله برگزیدند و امیرالمؤمنین علی علیه السّلام خانه نشین شد. از این جا اختلاف میان مسلمانان شکل گرفت و آنان به دو گروه تقسیم شدند و این اختلاف، که بعدها به منازعاتی خونین منجر شد، تا امروز نیز ادامه دارد.

 

   جمعه 10 مهر 1394نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 65

موضوعات

لطفاً نظرات و پيشنهادات خود را در انتهاي مطالب درج بفرماييد پشتيباني فانوس بهترين لحظات را براي شما آرزومند است

جستجو

وبلاگهای برتر
خبرنامه

موتور جستجوی پرسش و پاسخ دینی

گروه تفسیر و علوم قرآنی سطح سه

 
ایده های درآمد زا